خاطرات گشاد شدنم توسط دانشجوی ورودی جدید توی خوابگاه ( ۲‌ )

کلید رو توی قفل کردم و در رو باز کردم. اول خودم رفتم داخل و بعد بهش گفتم زود بیا تا کسی ندیده. همونطور که گفته بودم ساعت تقریبا دو بود. رفتیم توی اتاق و در رو خیلی آروم قفل کردم که صدای قفلش نره بیرون چون اتاق بغلیمون اکثرا شبا بیدارن و امشب هم صداشون میومد.کلید هم توی سوراخ قفل گذاشتم بمونه…
رومو برگردوندم و دیدم که کنار میز و صندلی وایساده و داره نگام میکنه.یهو چشمم به وسط پاهاش افتاد. چون زیرشلواری پاش بود کیرش بدجور اومده بود بالا و از زیر شلوارش اندازه ش معلوم بود… فهمید دارم به کیرش نگاه میکنم با لبخند گفت چیه نکنه ترسیدی ؟ گفتم بشین روی صندلی حرف نزن الکی ( خوشم میومد با لحن تحقیر آمیز باهاش حرف بزنم و قبلش هم توی چت خیلی باهم یکی به دو میکردیم ) رو صندلی که نشست برآمدگی کیرش روی شلوار بیشتر معلوم بود. چشمم رو از روی کیرش برداشتم و صورتش نگاه کردم و همزمان دکمه های بافتم رو یکی یکی باز کردم و از تنم درش آوردم انداختمش روی تخت. ( چون تیشرت زیر بافتم هم مثل شلوارم تنگ و کوتاه بود. حجم سینه هام از زیرش معلوم بود و همینطور حجم رونام هم خودنمایی میکرد و کون گنده همم زده بود بیرون ) امیر که این صحنه رو دید همونطور که روی صندلی نشسته بود شلوارش رو کامل از پاش درآورد و پاهاشو باز تر کرد. دیدن اون‌ پاها و رو‌ن های سبزه و استخونی با یه عالمه مو روشون و اون‌ کیر دراز و سبزه که سیخ شده بود، حشرم رو برد بالا… ولی یکم خودمو کنترل کردم. بهش گفتم الان مثل کسخلا چرا یهو شلوارتو در آوردی واقعا هولی بچه… وایسا میخوام سیگار بکشم. پاکت سیگار و زیر سیگاری روی میز بود، همون جایی که امیر نشسته بود. کنار میز رفتم. پشتم به امیر بود. پاکت و زیرسیگاری رو برداشتم که برم روی تختم بشینم و سیگارمو بکشم که امیر گفت کجا میری؟ بیا بشین روی پام. جوابشو ندادم. همین که برگشتم وخواستم برم روی تخت که یه دفعه یه در کونی محکم وسط چاک‌ کونم زد و زیر سیگاری از دستم افتاد… جوری که صدام نره بیرون رومو برگردوندم و گفتم حروم زاده فرشو گاییدی…حالا بیا بشین خودت جمعش کن. یه دفعه سریع از جاش بلند شد و رو به روم ایستاد!! شوکه شده بودم و یکم هم‌ ترسیدم… با اینکه هم چهار سال ازم کوچیکتر بود و هم از نظر جثه و قد هم کوتاه تر من بود ولی به اون شکلی که توی راه پله پاهامو گرفته بود بهش میومد زورش زیاد باشه… و حدسمم درست بود… بهش گفتم فرشو تمیز کن وگرنه کنسله همه چی…
دیدم یه دستشو حلقه کرد دور کمرم و با یه دست دیگه ش زیر رونم رو گرفت بلندم کرد یه ذره، و نشست روی صندلی!.. یادم نمیره این صحنه رو… به حالت کج و نیم‌ رخ منو روی پاش نشونده بود. یه دستش دور کمرم بود و اون دستش دور رونام حلقه بود و چون میز کنارم بود کمرم رو به گوشه میز و دیوار تکیه داده بودم و بیشتر توی بغلش ولو شده بودم…همینطور که توی دستاش بودم کل بدنم رو دید زد… از‌ رونام تا صورتم… من نفسم بالا نمیومد از شهوت…بهم گفت چرا اینقدر نرمه بدنت عجب گوشتی هستی تووو !!! دستش که دور رونم‌ بود رو‌ برداشت و باهاش تیشرتم رو داد یکم‌ بالا. شکم سفید و نافم رو دید، یه ذره تف انداخت داخل نافم و انگشتشو تکون داد توش. من نفس نفس میزدم…‌ تیشرتمو کامل داد بالا که سینه هام مثل سینه های دختر سیزده چهارده ساله زد بیرون. با حشر وحشیانه بهم نگاه کرد. منم که داشتم نفس نفس میزدم با چشمای خمار و حالت بی دفاع بهش نگاه کردم که یعنی بهم آسیب نزن‌… این حالت نگاهمو که دید لپای صورتمو گرفت. گفت مال منی فقط فهمیدی؟ وقتی دید جواب ندادم یه دوتا چک بهم زد و گفت با توام، فهمیدی یا نه؟ منم که دردم اومده بود گفتم اوهم… وقتی جوابمو شنید شروع کرد به خوردن سینه هام. با دستش محکم سینه مو فشار میداد که واقعا درد داشت و گفتم آی دردم میاد… با دستش کمرم رو که به گوشه دیوار و کمد تکیه داده بودم گرفت و صاف کرد، با دستش دکمه‌ شلوارم رو‌ باز کرد و بعدش یکی از رونام رو گذاشتم روی اون یکی رونم‌. به طوری که کونم بیشتر توی دستش بیاد و قمبل شه…قمبل که شد با دستش محکم شلوارمو کشید پایین و کونم زد بیرون و حجمشو نشون داد…
کیرش به لپای کونم‌ میخورد…با دستش لپای کونمو میلرزوند و محکم‌ اسپنک میزد به طوری که یکی از بیرون اگه کنار اتاقمون رد میشد صداشو میشنید… گفت چقدر کون دادی که اینقدر بزرگ شده ها؟ بهش گفتم اسپنک نزن صداش میره بیرون. به لپای کونم چنگ زد و محکم فشارش داد و گفت چشم. انگشت فاکشو توی دهنم کرد و تابش میداد که لیسش بزنم.‌ لیسش که زدم برد لای کونم. کونم هم چون کرم لاش زیاد زده بودم حسابی چرب بود… انگشتشو گذاشت جلو سوراخم و با یه فشار کل انگشتش رفت تو کونم… با عشوه یه آه کشدار گفتم… گفت ای جاان و انگشتشو محکم تر فشار داد. با اون‌ یکی دستش گردنم رو وحشیانه گرفت و گوشم رو میخورد و همزمان انگشتشو محکم عقب جلو میکرد،صدای شلپ شلوپ‌ اتاقو پر کرده بود… بهش گفتم یواش تر صدا میره بیرون. دستشو از تو کونم درآورد یه اسپنک بهش زد. بهم گفت دستتو بنداز دور گردنم. حرفشو گوش دادم و انداختم. با یه دست کمرم رو گرفت و با یه دست دیگه ش زیر رونام رو. و همونطور که از صندلی بلند میشد منم توی دستاش بودم و بلندم کرد. یه آینه نسبتا قدی توی اتاق بود. رفت جلوی اون وایساد. توی آینه به صورتم نگاه کرد و گفت خوب خودتو ببین… چه حسی داری که توی بغل یه چس ترمی هستی و امشب میخواد بگادت؟
خودم رو توی آینه دیدم که توی دستای یه پسری که چهار سال ازم کوچیکتر بود بودم. تی شرتم تا نصفه بالا بود و شلوارم تا نصفه پایین. کونم‌ بدجور قمبل شده بود و زیر کونم هم کیر دراز و سبزه شو میدیدم… بهش گفتم چرت نگو بچه، بزارم زمین. بدون اینکه جوابم رو بده به کونم توی آینه نگاه میکرد. گفت نه، اینجوری خوب معلوم نیست. گذاشتم زمین. شلوارم که نصفه پایین بود رو کامل همراه با شرتم از پام دراورد و انداختش رو تختم. بلند شد ، یه نفس عمیقی کشید. دوباره زیر کمر و رونم‌ رو گرفت و ایندفعه یه زور محکمی زد و منو تقریبا تا بالای قفسه ی سینه ش برد بالا !!! چند ثانیه منو همینجوری نگه داشت بعد یکم دستشو اورد پایین. توی آینه نگاه کرد و گفت خیلی سبکی! پایین تنت همش چربیه، عجب گوشتی هستی تو، دیگه نمیتونم تحمل کنم. گذاشتم زمین. سریع لباسشو رو در آورد و خوابید روی زمین. بهم گفت زود باش بیا بشین روی صورتم. قلبم شروع کرد تند تند زدن از شدت حشر. تیشرتم رو در اوردم. بدن سفید خودم رو میدیدم که نور لامپ که بهش میخورد برق میزد به خاطر کرمی که مالیده بودم. زیر پام هم بدن اون رو میدیدم که سبزه و استخونیه و شیو نکرده ( فقط اطراف کیر و خایه ش شیو کرده بود ). یادمه قلبم داشت تند تند میزد که نفسم به زور بالا میومد. رفتم توی پاکتم‌ دست کردم یه نخ برداشتم اتیش کردم. گفت بیااا دیگه… زیرسیگاری رو‌ گذاشتم کنارش. یه کام از سیگار گرفتم، پشتمو بهش کردم، اون یکی پامو گذاشتم اونطرف.بندش وسط پاهام بود و داشت کونمو از زاویه پایین میدید… گردنم رو برگردوندم بهش نگاه کردم و همزمان لای کونم رو میمالوندم. چون مرطوب بود صدا میداد و از حالت صورتش معلوم بود داشت دیوونه ش میکرد. آروم زانوهامو خم کردم و کونم داشت به صورتش نزدیک میشد، کم کم حرارت دهن و نفسش داشت به کونم میخورد… دو سه ثانیه همینجوری موندم که یه دفعه خودش صورتشو چسبوند به کونم و دوتا دستشو دور لگنم‌ حلقه کرد و منو کشوند طرف صورتش. کامل دیگه رو صورتش نشسته بودم و خودش هم محکم کونمو به صورتش فشار میداد ! تقریبا تا هفت هشت ثانیه کونم‌ به صورتش چسبیده بود… من از سیگارم کام میگرفتم و رو ابرا بودم. بالاخره صورتشو آزاد کرد و اَهههههه بلندی گفت…کونمو پشت سر هم اسپنک میزد و میلرزوند. انگشتشو توی سوراخم کرد عقب جلو میکرد و فشار میداد بعدش لای کونم رو کامل باز کرد. گفت برام نبض بزن. براش نبض زدم که زدم زبونشو فشار داد توی سوراخم… بدنم داشت میلرزید و قلقلکم میومد، ناخوداگاه آه و ناله میکردم، لای کونمو دوباره باز کرد‌. گفت اوووف چه باز شده… دوباره زبونشو فشار داد توی سوراخم و عقب جلو میکرد و به لپای کونم اسپنک میزد… زبونشو دراورد و سوراخمو یه بوس کرد‌. و با دوتا دستش یه اسپنک خیلی محکمی زد که جیغم رفت هوا… بلند گفتم آییییییی… گفت چه خبرته آروم صدات میره بیرون. گفتم دردم گرفت خب… گفت ببخشید جیگر . دو طرف لپای کونمو لیس زد و بعد بوس کرد و گفت خوبه ؟ با سر بهش گفتم آره. گفت بلند شو میخوام پاشم. رفتم کنار، وقتی پا شد کیرشو اورد جلو صورتم. سیگار رو از دستم گرفت و خاموش کرد. گفتم هووی داشتم میکشیدمش… که گردنمو محکم توی دستش گرفت و با اون یکی دستش پیشونیم رو گرفت و بالا کرد سرمو، چند ثانیه ای به صورتم از بالا نگاه میکرد، منم داشتم از پایین نگاش میکردم. اخر خنده م گرفت و گفتم چیه خب؟… جواب نداد. کیرشو گذاشت روی صورتم و گفت اوووف یه عکس باید بگیرم با این حالت. صورتمو کنار کشیدم و گفتم گوه نخور. گفت الان نشونت میدم. رفت طرف گوشیش که روی میز بود. من که ترسیده بودم سریع رفتم سمتش که نزارم این کارو کنه، همون لحظه که خواست گوشی رو برداره من کشیدمش عقب و گفتم چیکار داری میکنی ؟ یعنی چی این کارا ؟ جوابمو نداد و دست کرد گوشیش رو برداشت. من رفتم سمتش و سعی میکردم گوشی رو از دستش بگیرم.ولی نمیذاشت. همش یا لپای کونمو میگرفت یا دست لای کونم میکرد… آخرش گوشی رو پرت داد روی زمین لپای کونمو با دو دستش گرفت و کشوند سمت خودش. جوری که بدنمون چسبید به هم. همونطور که لپای کونمو فشار میداد بهم نگاه کرد و گفت چقدر حال میده اذیتت کنی… بهش گفتم مگه مرض داری اخه… لپای کونم خیلی محکم فشار داد با ناز دهنمو باز کردم و گفتم آییییی… شونه هامو فشار داد و نشوندم زمین. کیرشو اورد جلو دهنم و هل داد توی دهنم و سرمو فشار میداد که تا ته بره داخل. کل کیرشو داخل دهنم بود. چشمام اشکی شده بود و هی عوق میزدم. هر چقدر سعی میکردم نمیتونستم سرمو بکشونم عقب‌. فک کنم ده پونزده ثانیه همینجوری بود که سرمو کشوند عقب. از کیرش تف و دهن من تف چکه می کرد و چشمامم پر اشک شده بود. سرمو بالا کرد همونجوری که به صورتم که پر تف و اشک شده بود نگاه میکرد دو تا چک زد به صورتم زد. کلا جنده ش شده بودم. انگار هر کاری می خواست باهام میکرد و نمیتونستم جلوشو بگیرم. مچ دستم رو گرفت منو پیش صندلی برد. روی صندلی نشست. پاهاشو باز کرد. گفت بیا روش بشین خودت عقب جلو کن که سوراخت جا باز کنه. کیر درازش از تف برق میزد. پشتمو بهش کردم کیرشو توی دستم گرفتم، به سوراخم چسبوندمش و آروم روش نشستم، کلاهکش که توی کونم رفت دردم نگرفت، خیالم راحت شد و کامل نشستم روش. کل کیرش توی کونم رفته بود. ولی به این بسنده نکرد. دو دستش رو حلقه کرد دور شکمم بدنمو میچسبوند به کیرش و از اون طرف کیرش رو محکم فشار میداد. هم از بالا و هم از پایین بهم فشار وارد میشد و کل کیر هجده سانتی درازش توی کونم غیب شده بود. گفت همزمان که بالا پایین میکنی بهم نگاه کن. منم کمرم رو قوس دادم هی کونمو روی کیرش بالا پایین میکردم و به صورتش نگاه میکردم. پشت سر هم اسپنک میزد. من خسته شده بودم از روی کیرش که بلند شدم و از کونم دراومد یه صدایی فلسق طور داد…گفت خب کونت آماده شده. گفتم میخوای چیکار کنی؟ گفت میخوام گشادت کنم همین، بریم روی تخت؟ گفتم نه صدا میده خیلی تابلوئه. از روی تخت بالشتم رو گذاشت رو زمین و دوباره رفت رو صندلی نشست. گفت رو به شکم بخواب و شکمتم زیر بالشت باشه. گوش دادم. روی شکم دراز کشیدم و بالشت هم که زیر شکمم بود کونم بالا تر اومد بود. سرمو برگردوندم، دیدم که روی صندلی نشسته به هم نگاه میکنه و کیرشو با دست تکون میده… یهو با حالت نگاه من، پرید سمتم لپای کونم بوس کرد و بعد لاشو باز کرد دو سه بار زبون کرد توش و یه تف آبداری توی سوراخم انداخت. بعد کیرش رو روی سوراخم داشتم حس میکردم که دیدم محکم فشار داد هم کیرش تا نصفه رفت توی کونم هم خودشو انداخت روم. بهش گفتم وحشی، اروم تر کیرتو جا بده، درد گرفت. با یه دست گردنمو گرفت و انگشتای اون یکی دستش رو کرد توی دهنم و کیرشو محکم فشار میداد توی کونم… حس میکردم کونم‌ داره پرس میشه! کلا کیرشو تا نصفه در می آورد و باز تمام زور میکرد داخل و چند ثانیه ای همینجوری داخل نگه میداشت. یادمه تقریبا ده دقیقه این مدلی منو میکرد. دهنم که توی این مدت همش باز بود و انگشتاش توی دهنم بود، پر تف شده بود و تف از انگشتاش سرازیر شده بود ! خسته شده بودم دیگه. با دهنی که پر تف بود و انگشت هم توش بود، گفتم آبتو بیار خسته شدم… گفت اگه بخوای زود ابم بیاد با تند تند تلمبه بزنم و کونت چون‌‌ نرم و ژله ایه صدای تلمبه ها تا بیرون میره… من که از شدت خستگی برام مهم نبود و فقط میخواستم تموم شه گفتم هرکاری میخوای بکن فقط زود آبتو بیار. از روم تا نصفه بلند شد( همچنان کیرش تا نصفه توی کونم بود ) ، دو دستش رو مثل حالت شنا روی زمین بین بدنم عمود گذاشت و گفت یک دو سه… شلپ شلوپ هایی که اتاق رو پر کرده بود اگه یکی از نزدیک راهروی ما رد میشد اگه خیلی مثبت بود فکر میکرد داریم دست میزنیم! من واقعا نمیدونستم به خاطر جنس و حجم کونم، قراره اینقدر صدا بده! دهنمم گرفته بود که صدا ندم! … یهو شنیدم گفت میخواد بیاد…همون لحظه یه دستشو گذاشت روی قوس کمرم و یه دست دیگه شم گذاشت رو سرم… کمر و سرم خیلی درد میکرد چون نصف حجم بدنش رو با دستاش انداخته بود روی اینا… بعد هفت هشتا تلمبه سریع و محکم زد توی کونم و بعد کامل خودشو انداخت روم، گردنم رو محکم گرفت، داشت آبش میومد و توی کونم خالی میکرد… در حینی که آبش میومد گردنم رو هی محکم تر فشار میداد که داشتم خفه میشدم!! تا بالاخره آبش تموم شد و دستشو دور گردنم شل کرد… ده بیست ثانیه ای همین حالت روم خوابیده بود. دقیق یادمه وقتی داشت از روم بلند میشد حس کردم یه چیز خیلی دراز هی داره از کونم میاد بیرون! انگار در اومدنش خیلی طولانی بود…قشنگ معلوم بود تا خایه کیرشو فشار میداد توی کونم… آخرم که کیرشو دراورد یه صدای چیکه ی آب داد. رفت لباساشو پوشید. من مثل جنازه همون حالت افتاده بودم. با صدای بی حال گفتم چرا آبتو ریختی توی کونم، تا حالا تجربشو نداشتم… گفت نترس بعدش توی دستشویی خالیش کن. گفتم وایسا بینم چه بلایی سر سوراخم اوردی… بهش گفتم گوشیمو بیار. رفت گوشیمو اورد داد دستم. حالت دمر شدم، یه تیکه پارچه که دستگیره بود گذاشتم زیرم. دوربین رو باز کردم روی حالت سلفی گذاشتم و به پایه تخت تکیه دادم و سوراخمو نگاه کردم ! هیچوقت فکر نمیکردم اون سوراخ های جر خورده و پر از آب رو که توی فیلمای پورن میدیدم، حالا مال خودمم اینجوری بشه… یه دایره بیضی شکل شده بود و رنگ صورتی سوراخ و اطراف سوراخم شده بود قرمز و مدام ازش آب چکه میکرد. لاشو بیشتر باز کردم، یکم زور زدم و دیدم سوراخم گشاد تر داره میشه و مثل آبشار ازش آب داره میزنه بیرون… اونم داشت نگاه میکرد. اومد کنارم گفت میخوای ببرم حمومت کنم و بشورمت؟‌ بهش گفتم نه همین که بری کافیه.‌ گفت خب بلند شو الان که میخوام درو باز کنم شاید یکی اینجوری ببینتت. بلند شدم رفت پشت در، و قبلی که درو براش باز کنم با لحن خسته بهش گفتم خیالم بابتت راحت باشه دیگه؟ گفت اره جیگرم. گفتم اگه یه وقت توی خوابگاه یا دانشگاه منو دیدی اصلا فرض کن منو نمیشناسی، حتی سلام هم نکن. گفت باشه، ولی سلام رو دیگه چرا نکنم؟ جواب ندادم، درو‌ براش باز کردم ( خودم پشت در بودم و لخت ) خداحافظی کرد و منم درو بستم و قفل کردم دوباره…
خودمو توی آینه دیدم که با بدن خیس عرق، پشتمو رو به آینه کردم و دیدم لپای کونم قرمز شده و هنوز داره از کونم آب میزنه بیرون و از رونام داره میاد پایین… هم حس شهوت داشتم هم حس تحقیر. لباس پوشیدم و رفتم حموم. صبح هم با اینکه ساعت ده کلاس داشتم اما نتونستم برم و توی اتاق موندم و استراحت کردم…
یه هفته از این ماجرا( گایش) گذشت. دوتا از هم اتاقیام اومده بودن. منم توی این مدت چتش رو کامل پاک کرده بودم و بهش پیام نمیدادم. توی راهرو خوابگاه هم که میرفتم امیدوار بودم که نبینمش و همینطور توی دانشگاه‌. استرس اینو‌ داشتم که توی دانشگاه ببینمش. بعضی وقتا هم از دور میدیدمش که با دوستشه، و راهمو کج میکردم که بهم برخورد نکنه. با خودم میگفتم نکنه به دوستش هم گفته باشه و آبروم بره.خلاصه کونم تا سه چهار روز درد میکرد و خیلی جلوی خودمو میگرفتم که سر کلاس نگوزم !!
یکی از شبا که چراغا خاموش بود و هم اتاقیامم دراز کشیده بودن که بخوابن، دیدم بهم پیام داده کجایی الان؟… جواب ندادم. دوباره نوشت با توام میگم کجایی؟ یکم استرس اومد سراغم. نوشتم چرا چی شده؟ اتاقم. نوشت بیا بیرون کارت دارم . نوشتم الان نمیتونم بچه، میخوام بخوابم. نوشت بیا بیرون وگرنه در میزنم و خودم میارمت بیرون. ترسیدم… با خودم گفتم این کسخله و واقعا هم ممکنه بیاد در بزنه!! اینم عاقبت پا دادن به بچه ست… نوشتم چی شده مگه؟! نوشت بهت میگم بیا بیرون…

نوشته: کون ژله ای

ادامه…

بازدید 11,655

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

17 پاسخ به “خاطرات گشاد شدنم توسط دانشجوی ورودی جدید توی خوابگاه ( ۲‌ )”

  1. من تو خوابگاه دمر میشدم دوستام نوبتی تو سوراخم تلمبه میزدن آخر شب میرفتیم حموم تو حمومم دوستام نوبتی میومدن پیشم تو غیرتم تلمبه میزدن کیرم انقد باد میکرد خیلی مردونه میشد کیرم موقع کون دادن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید