حالا هواپيماي ما تو كشوري كه ازادياش زبانزد همه اس نشسته بود ، از شروع پرواز شايدم از سالها قبل تمام بدنم و ذهنم از اتفاقات اين مسافرت به بهترين شكل لذت ميبرد و مهمتر اينكه اين اتفاقات قرار بود توسط كسي باشه كه همه عشق و زندگيم بود ، يه جورايي قرار بود لذت فهميدن سكساي قبل من رو برام زنده اجرا كنه و حس ميكردم ضربان قلبم بيشتر از تحمل سينمه.
روز اول كلي خسته بوديم اما انقدر انرژي داشتيم و خنديديم و لذت برديم كه خودمونم انتظارش رو نداشتيم ، رابطه خوبمون و كشتن تو يه كشور زيبا و ديدن كلي جاي ديدني و غذا و اب جو هاي باز واقعا برامون روز اول رويايي ساخت .
حالا ساعت ١٠ شب بود و در اتاق باز شد و سميرا به ارايش كم و يه لباس كوتاه سكسي كه ميشد با كمي دقت زير كونشو ديد از اتاق اومد بيرون ، كفشهاي پاشنه بلندش باعث شده بود روناي خوشگلش جذاب تر بشه
سميراي من با قد ١٧٠ و وزن ٦٥ و بدني كه سالها شنا و بدن سازي كار كرده بود با سينه هاي ٩٠ سفتش قرار بود امشب براي من يه فيلم سكسي جذاب زنده با كلي شيطنت بسازه
حدود يك ساعت بعد به خودمون اومديم كه مست بوديم و سيگار ميكشيديم ، تو يكي از ديسكو هاي شلوغ شهر ، سميرا از شدت شهوت منتظر بود تا بگم نمي خواي شروع كني ؛ وقتي گفتم شروع كن حس كردم رو پاهاش بند نيست از داغي
سيگارم رو روشن كردم رفتم عقب تر تا حالا همسرم مثل يه خانوم مجرد بتونه لباي پرتنر اولش رو بخوره و من نگاهش كنم از دور ؛
حالا يه گوشه ديسكو پشت ميز يه مرد هلندي بود و سميرا كه رو پاي دوست پسرش نشسته بود و لباش خيس از لباي اون مرد با بدن عضله اي كه از رو تيشرتش كاملا معلوم بود
ميدونستم داره لذت ميبره چون دستاش رو دور گردن دوست پسرش حلقه كرده بود و اين وقتي بود كه كسش به خيس ترين حالت خودش ميرسه و التماس ميكنه براي كير ، واقعا لذت بخش بود هر كام سيگار و ديدن همسرم كه حالا دستاي اون مرد داشت با ماليدن كسش از زير لباس ارضاش ميكرد
بعد چنتا جيغ سميرا برگشت نگاهم كرد و چشمك زد و اوند سمتم
بهم گفت دوست پسرم ميگه بهت بگم زن داغي و خوردني و عالي داري ، بدون كردنش با لباش و ماليدنش ارضام كرد
ادامه دارد
نوشته: hese_gharibe
2 پاسخ به “حس دوست داشتنی (۱)”
همشو یکی کن شورش رو در آوردین دو خط چرت و پرت بعدش ادامه دارد نخوندم
هیچی توت