حامد و مهناز و الناز (۲)

با تشکر از تمامی دوستان با اینکه بار اولم بود مینوشتم استقبال خوبی شد دوستان بنده رمان نویس نیستم بالاخره غلط املایی یا جاهای شاید نتونم اتفاق افتاده کامل توضیح بدم بخشیدن دست خودتون
بریم سر اصل مطلب …
دیگه معتاد مهناز شده بودم تا شوهرش میرفت سرکار من میرفتم خونشون یک ماهی از اون شب که با الناز سکس کردم می گذشت شب ساعت ۱۲ رفتم پیش مهناز یه ساعتی حرف زدیم خندیدیم الناز بچه مهناز که خواب بود برداشت برد خوابیدن
مهناز درب اتاق خواب بست وای لباسش درآورد یه ست لباس زیر سکسی پوشیده بود لختم کرد خودش هلم داد روی تخت اومد بالای سرم شرت نازکش گذاشت روی دهنم میمالید خودشو خیس شده بود دیگه شرتش
بیرون آورد کشید رو کیرم دوباره کصش گذاشت روی لبم تا بخورم اینقدر فشار میداد که حس خفگی بهم دست داده بود سوتین درآورد نوک سینه اش کرد تو دهنم رفتارش عجیب شده بود اول فکر کردم فهمیده با الناز سکس کردم بعد گفت این پوزیشن تو فیلم دیدم خوشم میاد عملا برده اش بودم هرزگاهی کیرم میخورد
آروم نشست روی کیرم خودشو بالا پایین میکرد ولی من همش تو فکر الناز بود اون شب بالاخره مهناز به زحمت ارضا کردم تو بغل هم تا دم صبح خوابیدم
فرداش به الناز پیام دادم سری ازم پرسید مهناز چیزی نفهمیده بهت چیزی نگفت
گفتم نه چیزی شده گفت صبحش اینقدر کونم میسوخت چند بار گوزیدم بهم شک کرد ولی نزاشتم بدونه تورو خدا عکس و فیلم ها پاک کن
گفتم میخوام ببینمت گفت نمیشه من همش دانشگاه و خونه هستم بدون اجازه مهناز جای نمیتونم برم
گفتم یه کاریش کن خودت چند روز گذشت دیدم پیام داد قول میدی همه چیز پاک کنی بهش قول دادم
گفت فردا ساعت دو به بعد استادمون نمیات به مهناز نگفتم بیا دنبالم تا پنج وقت دارم
از خوشحالی بال درآوردم سری یه سوئیت گرفتم رفتم حموم کل بدنم شیو کردم ساعت یک بود که الناز گفت بیا چند نفر بیشتر نیومدن برق که رفت همه رفتن بخاطر گرما
سری رفتم سوارش کردم خواست عقب بشین گفتم بشین جلو گفته آخه
گفتم آخه نداره نامزد هستیم هرکس هم پرسید بگو نامزدم هست
سوئیت نزدیک بود ماشین پارک کردیم سری رفتیم داخل اتاق بدون هیچ معطلی بغلش کردم شروع کردم به خوردن لبهاش همینجور دکمه های مانتوش باز میکردم کم کم لخت لخت جلوم بود
یکدفعه گفت حامد چرا گفتی پرسیدن بگو نامزدم هست
گفتم آخه میخوام باهات ازدواج کنم
گفت من تو اختلاف سنی داریم من خودم دوست دارم باهات ازدواج کنم همینجا بمونم گفتم آخه نداره مهناز هم ۲۳ سال بیشتر شاید اختلاف سنی داره با شوهرش منو تو که فقط ۱۰ سال
سرش گذاشت رو سینه ام عزیز ببخش خیلی دوستت دارم حامد منم گوشیم نشونش دادم گفتم من از زنم فیلم نمی گیرم پاک کردم
دستش حلقه کرد دور گردنم لبهاش چسبون به لبهام جفتمون تو اوج شهوت بودیم نشستم لبه تخت بدون مقدم کیرم کرد تو دهنش شروع به خوردن کیرم کرد هرزگاهی دندون میزد ولی زمانی که تخم هام میخورد حس خوبی بهم میداد اومد بالا جفتمون روی تخت تو بغل هم بودیم سینه های کوچولوش فشار میدادم میخوردم پاهاش باز کردم وای یه کص صورتی فقط یه خط بود اینقدر زبون زدم دیدم صداش در اومد آه حامدددد عزیزم بیشتر بخور عزیز کیرت میخوام صداش به التماس افتاده بود کیرم آروم گذاشتم روی کصش می کشیدم روی خط کصش کاملا خیس شده بود با اینکه میدونستم هنوز دختر هست کیرم آروم فشار دادم حامد کیرت بکن تو کصم پاهاش بالا گرفتم سر کیرم آروم گذاشتم یک سانتر یک سانتر میرفت تو کصش یه جیغ زد نصف کیرم رفت تو کصش جرررررم دادی تو حال خودم نبودم تمام کیرم کردم تو کصش محکم بغلش کردم لبهاش میخوردم حامد میسوزه بیرونش بیار آخه حامد

تا کیرم کشیدم بیرون کیرم خونی بود نه آنچنان کصش پاک کردم دوباره بعد کلی مالیدن کصش کیرم آروم کردم کامل تو کس نازش درد داشت ولی لذت بخش بود براش تلمبه هام بیشتر کردم پاهاش روی شانه هام بود لبم روی لب هاش با چندتا تلمبه داشت آبم میومد سری کشیدم بیرون ریختم روی شکمش
پاکش کردم محکم بغلش کردم حامد تو شوهرم شدی دیگه زن شدم هیچ وقت ترکم نکنی
عزیزم نگران نباش از مهناز تورو خواستگاری میکنم نیم ساعتی تو بغل هم خوابیدیم یکسره دستم گرفته بود گذاشته بود رو کصش می مالیدم براش یادم نیست چند بار ارضا شد گفتم الناز خانم خوشگلم شوهرت هنوز سیر نشده کونت هم میخواد
وای نه حامد درد داره هنوز از اون دفعه ای میسوزه
بالاخره رضایت داد پشتش بهم بود آروم کیرم تف زدم روی سوراخ کونش فشار میدادم و سینه های کوچولوش چنگ میزدم کم کم با درد شهوت و ناز کل کیرم تو کونش بود دو تا بالشت زیر شکمش کامل کونش قمبل شد جلوم بود دیگه با هر ضربه تخم هام میخورد به کصش بلندش کردم ایستاد دولا شد دستش روی تخت بود دو طرف پهلوش گرفتم تند تند تلمبه میزدم لرزش باسن هاش عین ژله احساس میکردم با یه فشار انداختمش روی تخت کامل آبم اومد ریختم تا قطره آخر تو کونش
به زحمت رفت خودشو شست اومد تو بغلم با موهای سینه ام بازی میکرد گوشی برداشتم ساعت نگاه کنم اهووو مهناز خانم پیام داده امشب کجایی
نشون الناز دادم گفت دوست ندارم نزدیک هیچ زن دختری بشی حس مالکیت بهش دست داده بود
گفتم آخه عزیزم اینطوری که نمیزاره منو تو بهم برسیم
بالاخره گفت جوابش بده ولی ببینم چی جوابش میدی
منم به مهناز گفتم تو بهم ضد حال میزنی ناراحتم ازت الناز هم کیف می کرد مهناز واسه چی عزیز
گفتم تو آبم نمیخوری دوست دارم موقع ساک زدن آبم مک بزنی تا قطره آخر بخوری
خیلی لوسی حامد ولی چون دوستت دارم باشه عزیزم
الناز گفت بهش بگو جنده و و و
گفتم دیوانه میخوای نزاره همدیگرو ببینیم فقط بخاطر دیدن تو میام پیشش اونم که سکس میخواد
باهم رفتیم حموم واقعا چنین دختری هرچی بکنی سیر نمیشی اگر زمان داشتم شاید چندین بار دیگه هم میکردمش الناز از این شهوت خوشش میاد
کلی لبهاش میخوردم زیر دوش کف حموم سوئیت خوابوندمش تو کصش تلمبه میزدم تا آبم اومد ریختم روی سینه هاش خودمون شستیم بردم رسوندمش
ببخشید طولانی شد هنوز سکس من با مهناز و عشقم الناز ادامه داره انشالله درباره سکس منو الناز جلو مهناز هم که تو خونه باغ اتفاق افتاد اشتراک میزارم البته اگر دوستان استقبال کنن

نوشته: حامد

بازدید 9,058

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “حامد و مهناز و الناز (۲)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید