تو مترو مخمو زد

سلام
من اسمم فرشاده ۱۹ سالمه. این اتفاق چند روز پیش تو مترو واسم افتاد.
اول بگم که من چن بار کون دادم و خب خوشم میاد.
چهارشنبه سوار مترو شدم و طبق معمول خیلی شلوغ بود.
به زور سوار شدم و رفتم میله وسط رو گرفته بودم که حس کردم یکی از پشت چسبوند بهم.
اول فکر کردم اشتباه کردم ولی دیدم داره قشنگ فشار میده. خواستم جابجا شم پهلومو گرفت نذاشت.
دم یه ایستگاه خواستم پیاده شم بازم نزاشت و هی کیرشو میمالید بهم.
ایستگاه بعدیش خودش دستمو گرفت و پیاده شدیم.
دیدم یه مرد پنجاه ساله هست که تو پر بود…
پیاده که شویم تا رفتیم یه جا که یکم خلوت تر بود حرفی نزدیم. بعد چند دقیقه اسمم رو پرسید و ازم معذرت خواهی کرد.
گفت طلاق گرفتم تنها زندگی میکنم یکم برام سخته من چنین آدمی نیستم و.‌‌‌…
یکم حزگرف زدیم و گفت خونمون تا مترو دو دقیقه هست بیا بریم. گفتم نه ولی ول کن نبود . منم خوشم اومده بود و بعد کلی ناز رفتیم خونشون.
تو که رسیدیم لبمو بوس کرد گفت میخوام زنم باشی گفت چشم.
منو برد تو اتاق خوابش گفت میخوای شیو کنی؟ گفتم آره یه ژیلت داد گفت برو تو حموم .
اومدم بیرون دیدم رو تخت لخت خوابیده. کیرشم نیمه خواب بود.
گفتم حوله بده گفت با لباسات خشک کن خودتو. با پیرهنم خودمو خشک کردم کیرش شق شده بود.
گفت بیا بخور . کیرشو زبون زدم شروع کردم خوردن یکم خوردم خایه هاشو لیسیدم گفت تو سوراخت بزارم؟ گفتم نه لای پام بزار گفت حال نمیده بخواب اروم میکنمت.
خوابیدم گفت با دستات کونتو باز کن باز کردم یه تف انداخت کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم با یه فشار تا ته کرد تو.
یه لحظه چشمم سیاهی رفت خواستم دربیاره که خودشو انداخت روم دستاشو دور دستم قفل کرد.
گفتم در بیار گفت باشه صبر کن آبم بیاد.
یه دقیقه همونجوری موند شروع کرد تلمبه زدن دیگه کم کم داشتم حال میکردم . شروع کرد خوردن گوشم تلمبه هاشو تند کرد تا آبشو کامل تو کونم خالی کرد. صبر کرد کیرش بخوابه بعد دراورد.
بغلم خوابید گفتم باید برم. گفت عمو جون یکم تو کارای خونه کمک کن بعد برو. گفتم چه کاری؟ گفت یکم ظرف هست یه جارو و گردگیری.
گفتم مگه من نوکرتم گفت مگه نگفتی زنم میشی.
حدود دو ساعت طول کشید کارا گفت کارتمو بگذر برو خرید کن. یه لیستم بهم داد نون و … اینا بود
خواستم برم گفت گوشیتو بده گفتم واسه چی گفت میزنم به شارژ تا برگردی.
گوشیمو دادم بهش رفتم اومدم خریدا رو سر جاش گذاشتم گفت بیا یه حال دیگه بده.
گفتم خستم گفت تا حال ندی نمیذارم بری .
خلاصه دوباره منو کرد و ول کرد رفتم ولی بازم رفتم خونش و اگه خواستین تعریف میکنم

نوشته: فرشاد

بازدید 11,356

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

16 پاسخ به “تو مترو مخمو زد”

  1. گیر چه آدم بدی افتادی همون اول که حاضر نشد حتی یه حوله بهت بده باید همونجا کات میکردی و برمیگشتی ، حتما وقتی رفتی خرید گوشیتو هم چک کرده مرتیکه فاعل باید احترام مفعول رو نگه داره

  2. پس هم ميكنتت هم ظرفارو ميشورى هم خريد ميكنى فكر كنم خوش بحال پيرمده شده

  3. مثل انشا تابستان را چگونه گذرانید گفتم بده گفت نمیدم گفت بکنم گفتم بکن سرشار از هیجان و لذت

  4. خاک تو سر مترو شیراز که اینجوری نیست.تا حالا بیشتر از ۱۰۰ مرتبه با شلوار چسبان و شورت لامبادا سوار شدم حتی یه پشه هم نگاهم نکرد .آقا ما هم دل داریم یکی بیاد کونمون بزاره .از شیراز هستم

  5. اولش بگم من اصلا نمیگم که واقعی نیست وبحث هم ندارم راجب به نوشتن واقعیات یا تصورات تحت تاثیر حشر ،فقط میخوام از بقیه دوستان بپرسم فارغ از این داستان یا هرچی که بود خوندیم ،امکان چنین مواردی نه بعنوان یک استثنا بلکه یک مورد بارها اتفاق افتاده وجود دارد؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید