سلام میخوام مطلبی را یادآوری کنم . اونم اینه که هدف امثال من از نوشتن اینه که دوستان دیگه از خواندن مطالب و تجسم صحنه های سکسی لذت ببرند وگرنه ما نویسنده حرفه ای نیستیم که بی عیب بنویسیم. پس لطفا بی احترامی نکنید و محترم بمانید.من 43 ساله ،تهرانی و مسئول اداری مالی کارخانه ای در شهرستان کوچکی بودم .حسابدار کارخونه خانوم 25 ساله قد بلندی بود که اندامی عضلانی و چهره ای زیبا داشت.صورت کاملا شرقی با چشمانی درشت که با قد و قواره شوهر ریز نقشش کاملا در تضاد بود . ظهرهای پنجشنبه که میومد دنبالش همیشه فکر میکردم این بیچاره چطور از پس این هیکل بر میاد؟به واسطه کارم رفت و آمدم به اتاق خانم کریمی {مستعار} زیادتر شده بود. گاهی باهم غذا میخوردیم و در مورد زندگی زناشویی حرف میزدیم. تازه یکسال بود که عروسی کرده بودند.اولین بار که بشوخی پرسیدم خانم کریمی بابا نشدی هنوز ؟ خنده نازی کرد که دلم ریخت.گفت اون موقعها هم همینقد عجله داشتی؟گفتم من اگه جای فلانی {شوهرش} بودم اینقدر صبر نمیکردم. گفت برعکس دوستت که اصلا عجله نداره.چشماش آدمو مست میکرد.گفت یه سوال دارم ولی روم نمیشه بپرسم. گفتم اگه مایلی اس ام اس کن و رفتم تو اتاق خودم. برام زد که کارای زناشویی قانونش چند شب یه باره؟ جواب دادم قانون که نداره آدم اگه طرفشو دوس داشته باشه ممکنه هرشبم باشه.یدفه دیدم یک قلب که زیرش نوشته تو عزیز دلمی برام فرستاده. اون موقعها این بخشی از یه ترانه معروف بود. رفتم دم در اتاقش و با ناباوری و کمی لبخند که نترسه پرسیدم خانم کریمی اینو فقط برام فرستادی یا متنش هم به من مربوط میشه؟ گفت تا شما چی دوس داشته باشی. گفتم اگه به من مربوط باشه که سکته میکنم از خوشی . گفت سکته نکن که کجو کولت بدرد نمیخوره .اون حرف دل منه. بعد از این جریان کم کم رفتیم تو فاز عشق و عاشقی و ناله از همسرامون تا جایی که ازش پرسیدم شوهرت از پشت هم باهات کاری می کنه ؟ اول که نه و نو ولی بعد گفت تا حالا یکی دو بار بوده اما خیلی گرم نیست بر عکس من که آتیشم.راستی میتونی به من بگی چرا جلوی من بوی دهن بچه میده؟گفتم مگه میشه . پش یه شورتتو برام بیار تا ببینم اشتباه نمیکنی. مدتی به اصرار منو انکار اون گذشت تا یکروز بعد از ساعت اداری که سرویسها رفته بودن و ما به اضافه چند نفر تو بخشهای دیگه اضافه کار وایساده بودیم.بحثمون دوباره به این حرفا کشید.گفت تو هنوز حرف منو باور نمیکنی؟گفتم یا باید از شوهرت بپرسم که دهن بچه رو بوس کرده یا. . . . یا چی ؟ نکنه باید خودت بوسش کنی تا بفهمی ؟تا این موقع لب گرفتن های گاه و بیگاه رو امتحان کرده بودیم . گاهی دستشو میخواست به کیر من نزدیک کنه که من نمیذاشتم.بشوخی میگفتم قوطی رانی رو دیدی و می خندیدم. یهو خودش گفت لابد وقتی تو بو می کنی منم باید باید رانی بخورم دیگه . همین حرفا به اضافه تصور موضوع کافی بود که جلوی شلوار من جوری باد کنه که انکار بیفایده باشه.بخدااونایی که میگن مگه زن به همین سادگی اینکارا رو میکنه در موقعیتش قرار نگرفتن. در چشم به همزدنی پایین مانتو رو تا کمرش بالا آورد و شلوارشو کشید پایین و دو لا شد.فقط زیپمو کشیدم پایین و کیرمو از تو شورتم در آوردم.با تفی که سر کیرم مالیدم از پشت گذاشتم در کوسش و به آرومی سرشو کردم توش .بر خلاف تصورم به آسونی فرو نرفت. با اینکه کوسش خیس بود ولی کشیدم بیرون و بعد تف کاری توش کردمو بافشار تا خایه فرو کردم .با اینکه شکمشو گرفته بودم ولی در اثر درد حاصل از فشار خودشو به جلو پرت کرد. شکمشو گرفتم و تند تند چند تا تلنبه محکم زدم . به زور منو از خودش جدا کرد و شلوارشو بالا کشید. در حالی قرمز شده بود و لباسشو مرتب می کرد گفت اصلا بو کردی و یا فقط میخواستی منو بکنی/ بعد دستمالی رو که خودشو باهاش پاک کرده بود نشونم دادو گفت خونو ببین میدونستم که کامل پاره نشدم که تو زحمتشو کشیدی . حالا خیالت راحت شد. این آغاز عشقی طولانی و دیوانه کننده بود که با لطف الهی بعدها از گزند گناه در امان ماند البته مدتی طول کشید تا به اونجا برسیم. بزودی بخشهایی از سکسهامونو براتون میگم و همچنین سرنوشت عشقمونو. خدانگهدار.
نوشته: کس کن پیر
17 پاسخ به “تو عزیز دلمی”
د بیا آخه این چیه نوشتی ؟؟؟ مثلا چیکار کنیم ؟؟؟؟الان اینقدر لذت بردیم داریم میترکیمآخه مردک رفتی خیانت کردی اومدی با آب و تاب تعریف میکنی بعدشم قسمت سکسیش میشه این ؟؟؟؟واقعا برات متاسفم >:P >:P >:Pاین عزیز دلمی منو کشته :)) :))
منصور الان شرمنده شده که اون شعرو خونده ! تو شرمنده نیستی که این کس شعر رو نوشتی؟
دوستان يه سوال چرا داستان رو ميخونيد ؟ چرا فحش ميديد اين چه فرهنگيه كه توي شهواني به وجود اومده ؟؟؟
~X( جقی اخه انم شد داستان؟؟؟
che dastane bikhooooooodi
ما كه خونديم ولي از اين كه زن شوهر دار تو كار بود اصلا خوشم نيومد…ولي از بابت زحمتي كه واسه تايپ كشيدي ازت تشكر ميكنم
آقای محترم 43 ساله!!مسئول اداری و مالی کارخانه!! ( اداری و مالی با هم دیگه جالبه)عزیز عاشق رانی !! ( میگفتی گلابی بیشتر بهت میخورد)پودر بچه کمتر استفاده کن ( بخصوص مارک فیروز)ما که نفهمیدیم چی میخوای بگی(البته خودت هم نفهمیدی چی نوشتی)!شوهر ریز نقش و لابد ناتوان و شما هم به قول خودتان تو مایه کمپوت و …یا ما خیلی خنگ هستیم یا شما خیلی رند !(شاید هم بر عکس)انشالله با لطف الهی باز هم از گزند گناه در امان بمانیدو ما هم از گزند نوشته شما در امان!
خیلی جالب نوشتی دمت گرم
ﻛﻴﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﻴﺎﺯﭼﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻮﻫﺎﺕ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺗﺨﻤﻲ ﺗﺨﻴﻠﻲ
بچه ها چی کارش دارین گناه داره تقصیر خودش نیست بچگی هاش زیاد توکونش گذاشتن پیری عقده ای به قول دوستمون کوس مغز
خاک تو سرت
واي ديوانم كردي ازشدت شهوت آواره شدم جراالكي وقتمان راكرفتي
حالا حدس بزن وقتی یک نفر زن خودتو میبینه فکر میکنه که چه شوهر بی عرضه ای داره و احتمالا دارن کوس زنتو بو میکشن که ببین بوی ماهی مرده میده یا بوی سگ میده. آخه این چه جور داستان نوشتنه؟ 4 خط نوشتی همش تخمی و تخیلی. خوب مجبور نیستی که داستان بنویسی. شوهرش از کون هم چند بار کرده بودش ولی هات نبوده؟ هنوز هم پرده شو باز نکرده بوده؟ آخه کله کیری این حرفای احمقانه رو داری اینجا میزنی؟ پیش غاضی و معلق بازی؟غازی = بند باز
دوستان ارامش خودتون رو حفظ کنیداین اقا فقط دنبال جلب احترامیه که تو واقعیت کسی بهش نمیذارهجالب اینکه تو این داستانهای این تیپی تقریبا هیچکدوم حرفی از خانواده به میون نمیارن این یعنی اینکه طرف انقدر ادم بی ارزشی هست که از طرف شریک زندگیش و بچه هاش ترد شده ! حالا افتاده دنبال کس و کون زن مردم بعدشم لطف الهی , گزند گناه…واقعا کلاه شرعی و خدعه کردن کار کسشعری برای دور زدن وجدان و واقعیت هستno pm sanaz ماشه رو کشیدی دمت گرم حضرات از پادویی اونطرفتر نرفتن که مراتب رو بدونن تازه کسی با این مسئولیت سنگین ! و اینهمه اعمال شاقه چه دلی داره وقت گذاشته داستان نوشته برا دلم ما! پودر بچه رو خوب به ذهنت رسید البته ترفند خوبیه برای اینکه لا پای ادم نسوزه ولی به فضاحتش نمی ارزهنویسنده داستان هم همیشه خوش باشه ما که بخیل نیستیم
=)) kheyli tokhmi bud
دیگه واقعا هرچی ارادت بود دوستان نثارت کردن .خودت پس دیگه ننویس بقیه سکساتونو
چون جای پدرهمه ی بچه های بکن تو هستی باید فوش پدرداربخوری که حالت جابیادهرچنددوستان این کاروکردن وجای تقدیروتشکرداره که دوستان این همه لطف ومحبتشون رو نثاروجودمبارکتون کردن من ازهمه شون تقدیروتشکرمیکنم که خالصانه ابراز محبت کردن:-)) :-))