توله شدن امیر

سلام من امیرم و می‌خوام از اتفاقی ک توی دانشگاه برام افتاد بگم ببخشید اگر بد مینویسم چون اولین بارمه
من توی دانشگاه خیلی با کسی کاری نداشتم و همون با چند تا رفیق های خودمون بودم که حالا هم دختر بود هم پسر
خب دیگه بریم سر اصل موضوع اون اوایل بود که به دختر ترم بالایی که از دانشگاه رفته منو فالو کرد توی اینستاگرام
و تک و توک و حدودا همه ی استوری هام رو لایک میکرد و یه بار که لایک کن اومد سر بحث رو باز کرد و شروع کرد به حرف زدن در مورد چیزای مختلف تا رسید به سکس
خیلی راحت برداشت گفت من با هر کسی که بخوام سکس کنم خیلی راحت بهش میگم که می‌خوام باهاش سکس کنم
و می‌خوام به توام همینو بگم
منم خیلی توی اون فازا نبودم اون موقع و به خاطر شرایط زندگیم اصلا فکرم نمی‌کردم بهش
دیگه همین جوری حرف زد و تعریف کرد فهمیدم به پنج شیش تا از بچه های دانشگاه داده و سکس داشته
بعد که رفت جلو تر شروع کرد از علایق و چیزهایی که دوست داره گفتن و فهمیدم که گرایشش چیه و اون موقع من نمی‌دونستم اصلا چی هست شروع کرد توضیح دادن و گفتن و با گیف فرستادن توضیح میداد تا کامل تر توضیح بده و دقیقا بگه علایقش چیه ،اون اول هم میترسیدم از چیزایی که میگه هم چندشم میشد ،اون علاوه بر سکس عادی دوست داشت ارباب باشه و پسرا بردش باشن ، دوست داشت شاش خوری کنن براش تخماشون زیر پاش باشه تحقیر کنه بشینه رو صورتشون کونشون بزاره انگشتشون کنه
چیزایی که علاقش بود رو من فقط توی فیلم ها دیده بودم
طبق حرف خودش که می‌گفت با چند نفر اینارو انجام داده بود راست و دروغش رو نمی‌دونم واقعا…
ولی نمی‌دونم چی شد کم کم از اون گارد چندش بودن و ترسناک بودن برام کم کم فاصله گرفتن و بیشتر علاقه مند شدم خودم ازش خواستم بیشتر توضیح بده و بگه و گیف بفرسته میگفتم دقیق بگو از علایقت با گیف و فیلم و عکس
و دیگه کم کم نه تنها چندشم نمیشد بلکه تحریکم میشدم
و خوشم میومد ولی به روی خودم نمیاوردم تا اون نفهمه
همچنان نشون میدادم دوست ندارم و خوشم نمیاد
هر چی جلوتر رفت نتونستم جلوی خودمو بگیرم و فهمید که خوشم اومده بعد که فهمید خوشم اومده همه چیز برعکس شد کلا همه چی عوض شد رفتارش باهام عوض شد نوع حرف زدنش دستوری شد و از بالا به پایین حرف میزد باهام
کم کم به جای اینکه از سکس صحبت کنیم از تحقیر و علایق اون صحبت می‌کردیم هر چی رفت جلو بیشتر و بیشتر شد و رسید به جایی که نمی‌دونم چرا وقتی حشری بودم خودم گفتم بهم بگو توله! اولش تعجب کرد و بعدش خندید
گفت چیه خوشت اومده توله دوست داری بهت بگم توله؟😂
چی شد تو که دوست نداشتی میگفتی فقط سکس الان میخوای بهت بگم توله😂 اخی کوچولو 😈
گذشت و گذشت و هی من بدتر شدم و هر چی می‌رفت جلو میخواستم بیشتر تحقیرم کنه دیگه هر چی می‌گفت گوش میدادم بهم میگفتی جق بزن جق میزدم می‌گفت ارضا نشم نمیشدم می‌گفت ارضا شو ارضا میشدم
و همیشه فیلم میخواست از ارضا شدنم
و هربار فیلم یا گیف یا یه عکسی رو می‌آورد و می‌گفت باید با دیدن این آبت بیاد اینقدر ببین تا آبت بیاد یه دقیقه فرق داری
هر دقیقه که دیرتر آبت بیاد از یه روز حرف زدن باهام محرومی توله
طبیعتا گیفای کصلیسی شاشیدن و کون دادن پسر بودن بیشتر انگار میخواست با فکر کون دادن و تحقیر آبم بیاد تا برم اون سمتی و عوض بشم مثل اونکه از چندش بودن و متنفر بودن حالا علاقه داشتم کارشو خوب بلد بود
خلاصه هر بار با یه گیف یا فیلمی می‌گفت ارضا شو
چون طولانی شد میزارم بقیش رو پارت دوم بگم اگر مورد استقبال قرار گرفت میگم اگرم نه که نمیگم
ولی خب نمی‌دونم جذابه یا نه ولی چیزیه که اتفاق افتاده

نوشته: امیر

بازدید 2,541

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “توله شدن امیر”

  1. جالب بود .دقیقا منم از اربابو برده بدم میومد قبلا و الان برعکس عاشقش شدم و همینطور عاشق قلاده و توله بودن 🐶🐶🐶

  2. آره تو که راست میگی😅 یه عمره دنبالش می‌گردیم کلا نیست، بعد تویی که اصلا هیچی از این دنیا نمی‌دونستی یهو یکی از آسمون افتاد جلوت و التماس می‌کرد که میسترست باشه😅 با این قلمت دانشگاه هم رفتی؟ “چون طولانی شد میزاری واسه بعد”؟ طولانی شد؟!!!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید