تمام شب هرزگی

سلام اول از همه بگم این محتوا همجنسگرایانه هست و بخشی از خاطراتم هست که آخرای همین اسفند گذشته پیش اومد پس اگه خوشتون نمیاد نخونید

تقریبا سه چهار ماه بود که سکس نداشتم و به شدت حشری بودم در ب در دنبال بکن بودم که زیرش بخوابم
متاسفانه یا خوشبختانه دوست دارم به مردای جا افتاده ریشو وخشن و ترجیحا متاهل بدم
و اگه لات و اراذل باشن که نور علا نور
و چه کون ها که دادم و چه کون ها هم که نشد بدم چون اینجور آدما بر خلاف ظاهرشون خیلی محتاط هستن .
بگذریم، تقریبا دو سال پیش با یه آقایی آشنا شدم حدودا ۳۵/۶ ساله که شاگرد راننده سنگین بود و توی اینستاگرام کلیپ میزاشت
خیلی راحت باهاش جور شدم و برنامه سکس رو ریختیم اما لا به لا صحبت هاش فهمیدم این آقا خیلی گنده گوزه و خالی زیاد میبنده
از سکس های متعدد و سایز کیر و وضع مالی ‌بگیر تا هر بار به یه بهانه پیچوندن من
منم دست آخر بهش گفتم بلاکت میکنم و تمام که کلی قسم آیه که نه نرو تورو خدا بمون به خدا میکنمت و این حرفا
اخرش گفت رفیقش می‌خواد بار بیاره شهر ما و قراره با اون بیاد و گفت حتما این سری میکنمت و این حرفا منم چون قبلا کیر شده بودم اهمیت ندادم و گفتم پیج رفیقت رو بده
خلاصه بعد کلی کصشعر پیج رفیقش رو داد و منم فالو کردم و اونم یکم بعد قبول کرد و فالو بک داد
عجب کیسی بود اسمش «ولی»بود
مردونه ریشو قد بلند چشم رنگی و خلاصه یه مرد خالص بود ،با جذبه و سکسی
بهش پیام دادم و یکم بعد خیلی خشک جوابم رو داد و گفتم من رفیق علی ام قرار بود بیایی منو بکنید و خلاصه کلی عکس از کون و بدن دادم که یهو دیدم این آقا شروع کرد فوش دادن و یهو گفت سیکتیر کن کصکش و بلاکم کرد:/ منم از لجم بلاکش کردم
رفتم به علی گفتم اونم گفت نمیدونم چرا رفیقم این کار کرد و بعد یکم کصشعر علی رو بلاک کردم و تمام تاااا همین چند وقت پیش
خب پیج من فیک هست و هر از گاهی بخش بلاکی ها رو چک میکنم
دیدم ای ای ،اون آقای «ولی»راننده که بلاکم کرده بود منو از بلاکی در آورده
خلاصه خارش کونم فعال شد گفتم نهایت دوباره بلاکم میکنه دیگه
دوباره فالو کردم و اونم جواب داد و منم یه چند روز صبر کردم و بعد چند روز وقتی از خودش در حال رانندگی استوری گذاشته بود
ریپلی کردم ماشاالله و یه ایموجی چشم نظر گذاشتم
یکم بعد جواب داد و تشکر کرد و خلاصه چت کردن ما شروع شد
برعکس دفعه قبل حرفی از سکس نزدم و فقط ازش تعریف میکردم
گویا اونم چت رو قبلا پاک کرده بود و اصلا منو یادش نبود
خلاصه میون چت کردن ها و خایه مالی ها گفتم کاش بشه شما رو ببینم و اونم انگار فهمیده بود کونم میخاره گفت بیا تصویری
و منم قبول کردم موقع تصویری فهمیدم یکی از رفیقاش پیششه و اینو بگم رفیقش رو کامل ندیدم
خلاصه بعد تصویری گفت چقدر خوشگلی و چند سالته این داستان ها
از خودم بگم سنم ۲۲قدم حدود ۱۷۰ وزنم۷۰
پوست نسبتا سفیدی دارم بدن کم مو که با واجبی و مواد همیشه شیو و تمیز میکنم کون و رون تپل و گوشتی و نرمی دارم
تقریبا دو سالم هست باشگاه میرم
گنده و هیکلی نیستم برعکس بدن زنونه ای دارم سر همین اکثر تیپ هام گشاده که توی مکان های عمومی تو چشم نباشم مخصوصا با خانواده که یه موقع بهم گیر ندن چون واقعا بدن زنونه و جا افتاده ای دارم
دماغم رو عمل کردم چشمام مشکی هست هست و موهامم لخت و صافه اما چون بیماری ارثی دارم تار موی سفید توی سرم خیلی زیاده برا همین یه دست دکلره سفید کردم و سر همین خیلی بچه سال و تو چشم هستم و با هرکی بودم راست یا دروغ خیلی از فیس و بدنم تعریف کرده
بعد صحبت گفت من بار دارم آخر شب میرسم صبح زود هم میرم اگه میخوای بیا پیشم منم که دیدم فرصت مناسبه قبول کردم چون میدونستم برنامه سکس به راه شده
رفتم حموم و تا آخر شب چند بار کونمو تمیز کردم
به خونه گفتم شب پیش رفیقم میرم و اونا هم که اعتماد داشتن چیزی نگفتن
آخر شب بهم پیام داد که هستی و منم اکی دادم و شماره رد و بدل کردیم تا لوکیشن بفرسته و منم تاکسی اینترنتی بگیرم برم خلاصه کنم بعد حدود یه ساعت رسیدم
یه پایانه بزرگ پر از ماشین سنگین
گویا راننده فهمیده بود جریان چیه و میخواست با زبون بی زبونی مخ بزنه اما چون کیسم نبود کیرمم حسابش نکردم
از خودم بگم یه شلوار گشاد ورزشی سفید پوشیده بودم با تیشرت قرمز روشم سویشرت و یه شورت توری قرمز که مال مامانم بود زیر شلوار پوشیده بودم، مردا معمولا با رنگ قرمز حشری میشن
یکم بعد آقا ولی رو پیدا کردم
از نزدیک ابهت بیشتری داشت حدود یک و نود قدش بود چاق نبود لاغر هم نبود متوسط بود و یه بدن مردونه جا افتاده داشت صورتشم با همون ریش بلند و ابهت خاص خودش تزئین شده بود با یه شلوار کردی گشاد و تیشرت آستین بلند اومد و راهی ماشینش شدیم
ماشین های زیادی اون ناحیه بودن اکثرا راننده ها داخل ماشین بودن چون هم هوا سر بود هم اونا خسته بودن
یه چند تایی هم بیرون بودن و مشغول سیگار کشیدن و دید زدن اطراف
خیلی سریع سوار یه ماشین سفید شدیم و همراهش از در راننده سوار شدم اولش نفهمیدم اما به محض بستن در فهمیدم تنها نیستیم
طرف شاگرد یه مرد حدودا چهل ساله بود
ریش بلند مشکی ابرو شکسته موهای کوتاه که داده بودش بالا با زیر پیرهن و شلوار نشسته بود
چون نسبتا لخت بود میدیدمش بدن ورزیده مردونه پشمالو
چند تا تتو قدیمی داشت که باعث میشد خیلی جذاب تر باشه
این همون رفیق ولی بود که موقع تصویری دیدمش ولی اصلا عقلم نرسید که ممکنه الانم باهاش باشه
درسته برا دادن اومده بودم اما یکم استرس گرفتم
یکم بعد شروع کردیم به حرف زدن و معرفی و فهمیدم این آقا اسمش حسین هست و رفیق شیش ولی و اومده شهر ما تا زن بچش رو برداره ببره چون ماشینش اینور بود قرار بود صب بره خونه پدر خانمش و بعد با زن و بچه برن شهر خودش
وقتی فهمیدم متاهل هست ناخودآگاه دودولم سفت شد
ولی و حسین با چشماشون داشتن منو میخوردن اما حرکتی نمیزدن تا اینکه حسین از زیر صندلی بطری عرق رو در آورد و ولی هم لایک رو داد و اسرار اسرار که بیا بخوریم و منم دیگ نه نگفتم منم با خودم گفتم ادا مستا رو در میارم اینا هم جفتی کونم میزارن تا صبح چون نمیخواستم خودم پیشگام باشم
یکم که خوردیم الکی ادا حال بدا رو در آوردم و به پیشنهاد ولی رفتم پشت ماشین و موقع بلند شدن شلوارم رو از قصد دادم پایین و پیرهن رو بالا که شورتم معلوم بشه
همین شد حسین دید و گفت چه شورت خوشگلی و منم گفتم اره شورت مامانمه
نرم و لطیف اذیت نمیکنه چند ساله شورتش رو میپوشم
که ولی گفت جون چه مامان باکلاسی داری میشه شورتت رو ببینم
منم تو حالت قمبل شلوار کشیدن پایین و شورت قرمز نمایان شد و حسین هم درجا شروع کرد ب مالیدن و یهو گفت راس میگه «ولی»ببین این خارکسه چی پوشیده
منم یهو گفتم چی؟
که حسین با یه جهش اومد عقب ماشین و تو یه حرکت خوابید روم و گفت هیچی پسرم
من عرق میخورم یکم بد دهن میشم
و همینطور خودشو میمالید بهم
منم اعتراض کردم که عمو چیکار میکنی
بلند شو و خلاصه ادا تنگا در میاوردم که یهو حسین از روم بلند شد زیر پیرهن و شلوار و شورت رو یه جا کند!
چی میدیدم یه کیر سیاه و کلفت
رو به ولی گفت برو بیرون کارم تموم شد بیا
ولی هم رفت و حسین گفت من یه ماهه کیرم حال نکرده
الان میخوام با کون گرد و قلمبه تو بازی کنم پس ادا در نیار تو خودتم اومده بودی که بدی
و بعدش خوابید روم
دیگه وا دادم و اونم حسابی خودشو مالید بهم و این فاصله منو سریع لخت کرد
بلافاصله خوابید و گفت مشغول شو کونی
منم شروع کردم ب خوردن سعی میکردم تا جایی که میشه بکنم دهنم تخماشو میخوردم
اونم با کونم بازی می‌کرد و هر از گاهی تخمام رو میمالید
یکم که خوردم گفت قمبل کن منم قمبل کردم اونم اومد پشت سرم
انقدر داغ بودم نفهمیدم خودش کاندوم زده
سوراخمو خیس کرد و کیرشو فرستاد تو کونم
یه ضرب کرده بود
صدام در اومد و دردم گرفت اومدم برم جلو که محکم نگهم داشت و یه چک سکسی محکم زد در کونم و گفت آروم باش جنده
چاره ای نبود باید تحمل میکردم یکم بعد پوزیشن رو عوض کرد و پاهامو داد بالا و مشغول تلمبه بود چهره خشن و بدن مردونش اوب منو چند برابر کرده بود
تو همون حالت آبش اومد و بالاخره بلند شد وقتی کشید بیرون از شدت گشادی گوزیدم که خندش گرفت
یکم بعد که «ولی»اومد لخت اونجا دراز بودم که اومد بالا کنارم و کیرشو در آورد
یه کیر با سایز متوسط و رنگ روشن اما تخمای خیلی بزرگ، اهل لب بازی نبود مستقیم رفتم سراغ ساک زدن و خوردن کیرش
حسابی حلقی میخوردم براش
تخماشو میکردم دهنم اونم با سوراخم ور میرفت
حدود ده دقیقه خوردم براش که کاندوم زد به کیرش و تو حالت قمبل کرد تو کونم
خیلی راحت تلمبه زد و می گایید منو
موقع کردن گفت تو همون رفیق علی هستی؟
یکی دو سال پیش پیام دادی؟
با تعجب گفتم یادته؟؟؟
گفت چتت رو پاک نکرده بودم ولی فکر میکردم فیکی تا زمانی که تصویری گرفتی
تلمبه میزد و میگفت علی کونت گذاشته؟
گفتم نه اونم گفت اره اون کلا همینه بچگی هم شایعه بود خودش کونی هست و این حرفا چون گفتی از طرف اونی بلاک کردم فکر میکردم سرکاری و برای مچ گیری هست
اشتباهی هم از بلاکی درت آورده بودم
خلاصه یه رب منو حسابی و خشن می‌کرد و حسابی تحقیرم می‌کرد میگفت مامانت میدونه الان با شورتش اومدی کون بدی
مامانت هم بیار بکنیم گروپ حتی از کردنم فیلم گرفت که البته صورتم نبود میگفت یادگاری باشه
می گفت من ماهی یک بار میام بیا ب کیرم حال بده منم از خدام بودش
آبش که اومد از ماشین پیاده شد
منم لباسام رو پوشیدم منتظر بودم که یهو دوباره درو باز کرد گفت یه رفیق دارم دوتا ماشین اونور تر آدم مشتی هست میری پیشش؟
منم که قرار بود تا صب اونجا باشم ارضا هم نشده بودم گفتم اکی یواش یواش پیاده شدم
کنار یه ماشین زرد رنگ واستادیم رفتم بالا
پشمام ریخت رسما
یه مرد حدودا پنجاه ساله بود چهره کاملا مردونه و جا افتاده بود ریش و سبیل پرپشت جو گندمی و مرتب داشت اما سرش بی مو بود دور موهاشم با تیغ زده بود لخت با شورت نشسته بود تو بخش شاگرد و داشت سیگار میکشید سرشم تو گوشی بود
بدن پشمالویی داشت جز بازو و سرشانه کمرش کل بدنش پر مو بود
منو که دید با یه لبخند گفت خوش اومدی جیگرررر
این همه سکس کردم این همه دادم هیچکس به اندازه اون از نظر قیافه باب میلم نبود
بالا که رفتم ولی رفت درم بست نشستیم صحبت کردن
و اون لا به لا دیدم کیرش داره شورتش رو جر میده از رو شرت که خیلی بزرگ بودش
یکم حرف زدیم و معرفی کردیم اسمش حسن بود اصالتا مال یکی از شهرای کرد بود و واقعا داش مشتی بود بهم گفت برو پشت منم رفتم خواستم در بیارم لباسامو که نذاشت گف کار خودمه
اونم اومد پشت ماشین و خیلی پر حرارت مشغول لب بازی شدیم همه جامو میمالید
تو کسری از ثانیه لختم کرد و وقتی شرت زنونه رو دید یه اوفففف کش دار گفت
بعدش خیلی محکم چرخوند منو و حالت قمبلم کرد
کون سفیدمو حسابی میمالید شورت رو کشید پایین و با هیجان. مشغول خوردن سوراخی شد که تا یه ساعت پیش میزبان دوتا کیر کلفت بود اگه بگم نیم ساعت تو همون حالت سوراخمو،تخمامو، لای پامو میخورد دروغ نگفتم دست آخر خودش نشست تکیه داد گفت برگرد
چشمام گرد شد! بزرگ نبود کیرش
بزررررررگ بود! بعید میدونم دیگ کیری توی اون ابعاد ببینم
متر نداشتم اما مطمئنم زیر ۲۴ سانت نبود
جدای اون بسیار کلفت بود با رنگ بسیار سیاه
اما بر خلاف کیرش تخمای سفیدی داشت که اونم بزرگ بود
تعجب منو دید گفت نترس!
به این سرعت بهت جا نمیکنم بار اول باید بخوریش! این کونی که تو داری دو دقیقه ای ابمو میاره
مشغول شو پسر جون
منم با ولع خاص از این کیر بی نظیر مشغول شدم حالا نخور کی بخور
خودمم نمیدونم چطوری اونو تو دهنم جا دادم مثل دیوانه ها میخوردم و تو حلقم فرو میکردم تا جایی که چشمام از فشار سیاهی میرفت اونم فقط نگاه می‌کرد و اوف اوف می‌کرد میگفت عجب جنده ای هستی بچه
خارتو گاییدم وای
اون بین در ماشین باز شد
ولی بود که گفت حسن خان تموم نشد؟
تو نوبتیمااااا
حسن هم گفت گمشو بیرون نیم ساعت دیگه میفرستمشش
ولی که درو بست حسن دستشو گذاشت رو سرم و محکم نگه داشت
آب بود که پمپاژ میشد! شاید اون ده پونزده ثانیه اندازه ده سال گذشت اما من از شدت حشر سیسی گاسم شدم و بدون دست زدن به دولم آبم اومد و اون بین فشار توی گلوم و کمبود هوا باعث شد تا مرز بیهوشی برم
به خودم اومدم دیدم کیر بزرگ حسن با ته آب باقی مونده روی صورتمه!
با اختلاف بیشترین لذت رو برده بودم!
نفس نفس میزدم و حسن میخندید
میگفت پنجاه و سه سال از خدا عمر گرفتم
داخل و خارج کون خوب نبود نکنم بیست سال زنمو از کون کردم ولی هیچکدوم اندازه ساک تو مزه نداد بهم!
اینا رو گفت و نم نم رفت پشتم
نمیدونم چقدر گذشت
ولی از شدت بی حالی به خودم اومدم دیدم اون لوله پولیکا تو کونمه حسن کاندوم زده بود و مثل خر داشت بهم تلمبه میزد
حتی جون نداشتم ناله کنم اما کیر بزرگ حسن تو کون گشادم تا خایه رفت آمد می‌کرد از یه جا به بعد صدام بلند شد و اونم با تمام توان میکوبید
رسما گاییده شدم و زیر دلم درد گرفته بود
حدود یه رب تو همون حالت تلمبه زد تا بالاخره آبش اومد
خیلی طول کشید تا از روم بلند شه یه سیگار کشید و به منم داد و منم تو اوج بی حالی مشغول کشیدن شدم
یکم بعد باز در باز شد!
حسین بود تا اومد حرف بزنه انگار چشمش خورده بود ب کیر حسن
یهو گفت یا خدااااا
عمو حسن بچه مردم زندس؟؟؟؟ اونم خنده کنان گفت آره ولی دیگ جندس!
چند ساعت بعد ساعت چهار و سیزده دقیقه داشتم التماس ولی رو میکردم که همزمان با حسین کیرشو تو کونم نکنه
اما گوشش بدهکار نبود و فقط می گفت هیسیسس عادت میکنی
ساعت پنج بود که بالاخره بی خیال من شدن
در کل هر کدوم چهار بار منو کردن که بار آخر گروپ بود
بعدشم خوابیدم تا هفت صب که ولی گفت من باید دیگه برم با اینکه خیلی خسته بودم اما از جام بلند شدم و خودمو جم و جور کردم موقع رفتن حسین مجبورم کرد براش ساک بزنم و اون چند قطره آب که هنوز مونده بود تو کمرش رو به خوردم داد و آخرش گفت ببین چه با معرفتم اینم صبحانه و دوتایی بلند میخندیدن
وقتی پیاده شدم متوجه شدم اکثر کامیون ها در تکاپو برا جا به جایی هستن و اتفاقا توجه چند راننده به من هم جلب شد
یه لحظه چشمم خورد به بغل دیدم ماشین حسن سر جاشه
سریع رفتم و در ماشین رو زدم یکم بعد حسن رو که لخت مادر زاد بود دیدم و گفتم میشه بیام بالا؟
اونم سریع گفت اره بیا و تو چشم بهم زدنی رفتم داخل ماشین
گیج و خوابالو گفت اینجا چیکار میکنی؟
گفتم ولی داره میره بهم گفت برم خونه
منم الان خیلی زوده برم خونه شک میکنن بهم اگه میشه بمونم تا هر زمان هستی
حسن هم گفت لخت شو بیا بغلم
فقط شورت مامانت رو در نیار
منم سریع لخت شدم رفتم تو بغلش اونم از پشت چسبیده بهم
طولی نکشید که ۶۹ شدیم و اون سوراخمو میخورد منم کیر غول بیابونی اونو
جونم براتون بگه برا بار چندم تو چند ساعت اخیر کون دادم
وقتی حسن کیرشو می‌کرد تو کونم گفت اوه
چقدر گشاد شدی از دیشب
حتما لاشی ها خیلی کردنت
منم تایید کردم و گذاشتم یبار دیگ با کون تپلم حال کنه
حسن وحشیانه و بی رحم تو کونم تلمبه میزد و من از شدت درد و لذت توی بالش اه و ناله میکردم
بالاخره بعد نیم ساعت تلمبه آقا رضایت دادن و آبشونو آوردن
بعد تمیز کاری بغل هم خوابیدیم
و ساعت دوازده بیدارم کرد که باید بره
منم آماده شدم و ماشین گرفتم که برم خونه
قبل رفتن شماره تلفن و پیج اینستا حسن رو گرفتم و هنوزم در ارتباط هستیم چون به شدت بهش حس پیدا کردم
حتی گفتم حاضرم تک پرش بشم که قبول نکرد گفت تو جنده هستی ب درد تک پری نمیخوری ولی رفاقت رو باهات پایه ام
اولش ناراحت شدم اما بعد دیدم راست میگه
یه مدت منو بکنه ازش خسته میشم پس بهتره حاشیه نسازم
خلاصه این بون جریان شب پر حاشیه تو کامیون با راننده های سنگین سوار
امیدوارم حال کرده باشین

نوشته: اوب الحشر خان

بازدید 14,020

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “تمام شب هرزگی”

  1. خدایی خوب نوشته بودی و این جا به جایی بین ماشین سنگینا و دست به دست شدنت باحال بود

  2. بیچاره اون پدرومادرت که با هزار امید تورو بزرگ‌کردن.مثلا مرد بشی.واقعا از مرد بودنم‌خجالت میکشم بجای تو

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید