15سالم بود که مادرم فوت کرد و خواهرم بزرگم پریسا جای مامانم گرفت برامون با اینکه متاهل بود و یک دختر دو ساله داشت اما با عادل شوهرش اومد خونه پدری مون و با هم زندگی می کردیم سه چهار سال اول همه چیز خوب بود تا اینکه رفتارهای پریسا عوض شد گهگاه شاهد دعواهاش با عادل بودم اما نمی دونستم چشونه تا اینکه یه روز عادل زدش منم نتونستم تحمل کنم و با عادل درگیر شدم و زدمش که اونم گفت من دیگه توی این خونه برنمی گردم و رفت پریسا دعوام کرد گفت نباید دخالت می کردی گفتم ولش کن گور باباش گفت همینجور الکی گور باباش؟ بفهم پدرام اون بابای بچمه چند باری بهش زنگ زد جواب نداد گفت کوس ننش مردک پخمه عوضی بعدش نشست گریه کردن گفتم چته؟ گفت چرا زندگیم اینجوری شد؟ چرا من انقدر بدبختم؟ گفتم بدبخت نیستی فقط احمقی بذار بره مردک عوضی خودم نوکرتم گفت من نوکر نمی خوام من مرد می خوام گفتم خودم مردت میشم گفت از کی تا حالا؟ گفتم از همین امروز گفت باشه پس کتک خوردم کمرم درد گرفته میرم حمام بیا کمرم بمال گفتم باشه رفت حمام چند دقیقه بعد صدام کرد پدرام بیا کمرم بمال رفتم داخل دیدم شورت و سوتین داره اما پشتش به منه گفت بیا اینم لیف محکم بمال گفتم کجاشو؟ گفت همه جاشو گفتم این لباست نمیذاره گفت اسمشم بلد نیستی هالو؟ گفتم چرا گفت چیه؟ گفتم سوتین گفت آفرین برای منم هالو بازی درنیار بازش کن بازش کردم گفت آفرین مرد خوب به تو میگن بمال کل کمرش با لیف و صابون براش مالیدم گفت حالا برو پایین تر رفتم تا لبه شورتش گفت پایین تر گفتم شورتته دیگه گفت هالو اینم مثله سوتینه است دیگه باید درش بیاری شورتش کشیدم پایین تا روی زانوهاش تصویر کونش شوکه ام کرده بود گفت چیکار میکنی؟ گفتم هیچی و کشیدمش پایین تر تا روی غوزک پاش که خودش پاهاشو تکون داد و با پاش انداختش اون طرف گفت بمال برام کونش نرم بود و وسوسه انگیز مدام هم می گفت قشنگ بمال قشنگ راست کرده بودم مجبورم کرد روناشم بمالم که دیووونش شده بودم کیرم داشت شلوارکم جر میداد گفت بسه پدرام برو دستت درد نکنه و اومدم بیرون تصویر کون و روناش دیونم کرده بود خواستم برم دستشویی جق بزنم که زنگ آیفون زدن جواب دادم کیه؟ گفت منم اقای فلانی میشه اون امانتی ما رو بدید؟ یادم اومد بسته این بنده خدا پیش منه کیرم خم کردم توی شورتم و شورتم کشیدم بالاتر که مشخص نباشه و رفتم بسته بهش دادم اومدم و رفتم توی دستشویی جق زدم وقتی اومدم بیرون پریسا اومده بود بیرون و لباس پوشیده بود اما چه لباسی شورت و سوتین قرمز که سارافان توری سفید تا روی زانو روش پوشیده بود گفت میخوام فردا برم آرایشگاه موهام بلوند کنم دوست داری؟ یه عکس نشونم داد گفت این رنگی میشه قشنگه؟ گفتم آره قشنگه اون روز کلش من و پریسا با دخترش ندا بازی کردیم و حسابی جلوی چشمم بود و راست کرده بودم و هر بار که بهم نگاه میکرد یه خنده ریز می کرد گفتم پریسا این چه لباسیه؟
گفت یه مرد اول باید یاد بگیره خوب ببینه دوست دارم خوب ببینی پس خوب ببین مرد من خودت گفتی مردت میشم من مردی می خوام خوب ببینه جلوم می رقصید می گفت خوب ببین رقصش که تمام شد گفت زیاد دستشویی نرو خوشم نمیاد و چشمک زد برام فردا از صبح رفت آرایشگاه نزدیکای ظهر بود که زنگ زد گفت برم ناهار کباب و جوجه بگیرم که تا ظهر کارش طول میکشه ظهر وقتی اومد خیلی خوشکل شده بود گفت خوشکل شدم دوست داری؟ گفتم خیلی بهت میاد خیلی خوشکل شدی گفت ناهار بیار که بدجور گشنم ناهار خوردیم رفت همون سارافان توری سفید پوشید اما بدون شورت و سوتین گفتم پریسا زشته جلو بچه گفت اون که نمی فهمه تو هم قرار نیست کاری کنی دوست دارم فقط ببینی آهنگ گذاشت و برام می رقصید منم مات و مبهوت کوس و کونش بودم کوسش بالاش یه خال قهوه ای داشت دقیقا بالای کیر منم دقیقا همون جا یه خال قهوه ای بود بعدش برد ندا خوابوند و اومد دوباره برام رقصید راست کردم گفت بریم اتاقم رفتیم توی اتاقشون روی میز آرایش خم شد گفت دست بهم نمیزنی فقط اونو که برای من راست شده بچسبون بهم کیرم چسبوندم به کونش گفت وقتی یه مرد تحریک میکنم راست میکنه خیلی خوشم میاد حس خوبی بهم دست میده گفتم مردها هم از زن های زیبایی که تحریکشون میکنه خوششون میاد و دوستشون دارن گفت بنظرت من زیبام؟ گفتم خیلی بخصوص با این موهای بلوندت شبیه دخترای اروپایی شدی گفت خوشم اومد از تعریفت از پشت بغلش کردم و دستام به سینه هاش رسوندم و گرفتمشون گفتم تحریکم کردی راست کردم الان چیکار کنم؟
گفت داری حال میکنی بس نیست؟ چیز دیگه ای هم می خوای؟ چی می خوای؟ باید یاد بگیری قشنگ بگی دوست دارم باهام حرف بزنی و بشنوم همه حرفاتو گفتم دوست دارم بکنم گفت چی؟ نشنیدم گفتم دوست دارم بکنم گفت چیو؟ گفتم کونتو گفت میدونستم اینو میگی اما نه نمیدم گفتم باشه هر چی تو بخوای گفت ولم کن بسه گفتم نمی تونم گفت پس می خوای زوری بکنی؟ گفتم آره گفت جیغ میزنم ندا بیدار میشه گفتم خیلی عوضیییی گفت ولم کن ولم کن ولش کردم گفت آفرین هر چی بخوای بهت میدم اما زوری نه امشب بهت میدم اما اونجوری که من میگم باشه؟ گفتم باشه گفت آفرین مرد من فقط چون زوری نکردی و الانم راست کردی و دلم نمیاد بری توی دستشویی خودت خالی کنی بهت میدم اما شبم باید بکنی باشه؟ گفتم باشه از داخل کشو یه روغنی آورد یه بوی خوب و عجیبی داشت کیرم باهاش مالید گفتم می خوای آبمو اینجوری بیاری؟ گفت آره ناراحتی؟ گفتم نه یکم تندتر بزن تا آبم بیاد گفت نزدیکه آبت بیاد؟ گفتم آره گفت پس بیا بکنش توی کونم گفتم آخ جون کون خوشکلت جر میدم گفت باشه پارش کن کردم توی کونش تنگ بود شروع کردم تلمبه زدن خیلی حال میداد مثله وحشیا تلمبه میزدم پریسا هم روتختی کرده بود توی دهنش که صدای ناله هاش نیاد که آبم اومد ریختم توی کونش گفت دیگه کون نمیدم بهت فهمیدی؟ این اولین و آخرین بار بود بعدش رفتم حمام و بعدش پریسا ندا بیدار کرد و دوتایی رفتن حمام وقتی از حمام اومدن دوباره سارافان تنش کرده بود اما سفید قرمز بود و توری نبود بی شورت و سوتین خیلی هم دوست داشت من نگاش می کنم پاشو باز کنه کوسش ببینم تحریک کردنم خیلی دوست داشت منم گفتم بذار بهش بگم منم راست کردم ندا داشت بازی می کرد توی هال صداش کردم توی آشپزخونه بغلش کردم پاهاش روی پاهام گذاشته بود و کوسش به کیرم می چسبوند گفت آخ جون راست کردی کی راست کردی؟ هر وقت راست کردی مثله الان صدام کن نشونم بده راست کردنات دوست دارم اصلا اینکارو میکنم تو راست کنی گفتم چه فایده گفت خیلی پر رویی نکردی توی کونم؟ یکی زد توی گوشم گفت نگفتم حرف بزن؟ بگو ببینم کونم چطور بود؟ بهت حال داد؟ گفتم خیلی گفت دوست داری همین الان بکنی توش؟ گفتم آره با پاش زد توی تخمم گفت تو گوه خوردی گوه خوردی جلوم ایستاد سارافانش داد بالا به کوسش اشاره کرد گفت دوست دارم اینو خوب ببینی باید برای این راست کنی کوس سفیدش با یه خال قهوه ای بالاش و لبه های قهوه ای اش گفت جلوش زانو بزن روی زانوهام نشستم گفت دوست دارم فقط بوش کنی کوسش به صورتم چسبوند بعد چند ثانیه کشید کنار گفت پدرام حرف بزن وگرنه تخم هاتو می پکونم گفتم چی بگم گفت بوی خوبی میداد؟ گفتم آره گفت دوباره بو میکنی بدون اینکه بهت بگم مثله بلبل برام حرف میزنی دوباره کوسش چسبوند به صورتم و بعد کشیدش کنار گفتم دوست دارم ببوسمش گفت آخ جون باشه ببوسش چند بار بوسیدمش که صدای گریه ندا اومد گفت به بابای دیوثت لعنت الان باید گریه کنی و رفت سراغ ندا که دستش زخم کرده بود بعدش گوشیش داد دست ندا تا بازی کنه و آروم بشه رفت توی اتاقشون صدام کرد سارافانش داده بود بالا گفت بوس های تو رو می خواد گفتم بریم روی تخت گفت نه همینجوری دوست دارم ایستاده پاهاشو باز کرد و دستاش به کمد دیواری جسبونده بود گفت برو وسط پام برام ببوسش منم بیشتر تحریکش می کردم با زبونم کوسش لیس میزدم وقتی بالای کوسش با فشار زبون میزدم یه آه بلند می گفت واسه همین چندین بار تکرارش کردم که گفت نکن نکن دیگه تحمل ندارم بسه الان ندا هست نمی خوام ببینه و رفت از اتاق بیرون چند دقیقه بعد دوباره اومد روی میز آرایش خم شد پاهاش بهم چسبونده گفت کیرتو بذار لای پام از پشت بهم بچسب بذارش لای پام گفت یکم توف بزن به کیرت خشکه دو تا توف گنده زدم به کیرم و روش پخشش کردم گذاشتم لای پاش خودش عقب جلو می کرد گفت بهت حال میده؟
گفتم آره خیلی گفت هنوز توش نکردی توش کنی هر شب می خوای گفتم الان توش کنم؟ الان توش کنم؟
حرفی نزد منم ولش کردم کشیدمش عقب تر تا بیشتر خم بشه کیرم کردم توی کوسش گفت آی گفتم آخ جون مثله کونت تنگه گفت تحریکش کردی لیزم هست جون میده تا صبح توش تلمبه بزنی گفتم آخ جون باشه تا صبح توش تلمبه میزنم گفت خیلی زر میزنی انجامش بده شروع کردم تلمبه زدن توی کوسش صدای آه و ناله مون بلند شده بود که ندا دوباره گریه کرد گفت این تخمه سگ امروز کوفتم کرد می خواست بره نذاشتم گفت پدرام الان میاد اینجا پدرام؟ پدرام؟ دیوث الان میاد اینجا و هولم داد افتادم زمین و خودش رفت منم رفتم دستشویی و جق زدم اونم تا شب با ندا بازی کرد و شام خوردیم و ندا خوابوند صدام کرد توی اتاقشون تا رفتم جلوم زانو زد و بی هیچ حرفی رفت سراغ کیرم شلوارکم کشید پایین و کیرم با دستش گرفته بود و سرشو لیس میزد بهم می گفت حرف بزن دیوث حرف بزن قهر کردی؟ بهت حال میده؟ کیرم راست کرد گفت الان هر چقدر دوست داری تلمبه بزن توش پارش کن به خدا اگر صدام در بیاد کیرم کردم توی کوسش دو تا تلمبه محکم زدم توش و تا ته چسوندم داخلش گفت باشه اگه اینجوری آروم میشی بزن بزن بزن چند تا زدم دردش میومد اما صداش در نمیومد گفتم این کوسو برات پاره میکنم گفت منم همینو می خوام تو مرد منی باید بتونی پارش کنی شروع کردم تلمبه زدن توی کوسش صداش در نمیومد منم محکم تر و تندتر میزدم که پریسا ارضا شد اما من به زور داشتم تلمبه میزدم تا آبم اومد و ریختم توی کوسش گفت همونطور که دوست داشتم بود خواستم برم که گفت بمون امشب هنوز کارت دارم بچه خوابیدم بغلش کلی حرف زدیم گفت پدرام می خوام از عادل طلاق بگیرم گفتم بگیر خوبه عادل به درد تو نمی خوره دیگه دست بزن پیدا کرده بود گفت آره مردک پخمه دوست دارم با مردی ازدواج کنم مثله تو تحریکش کنم بعدش پارم کنه گفتم عادل تحریک می کردی پارت نمی کرد؟ گفت نه یکی از تخماش آسیب دید درش آورده بودن اون یکیشم ورم کرده بود و بزرگ شده بود رفتیم دکتر گفت واریگوسل داره نمیدونم چی بود هر وقت تحریکش می کردم یا تحریک نمیشد یا دردش میومد نمیدونم بخاطر این بود یا کلا دیگه من براش جذاب نبودم اون روز هم تقصیر من بود می خواستم اون درد داشت لجبازی کردم زدم گفت دلم براش میسوزه دوستش دارم گفتم خاک تو سرت گفت تو نمی فهمی پدرام نمی فهمی پدرام؟ یه پیشنهاد دارم میشه عادل باشه تو هم باشی؟ گفتم یعنی چی؟ گفت با عادل آشتی میکنم عادل میشه عشقم تو میشی مردم گفتم یعنی عادل باشه من بکنمت؟ گفت خیلی خوبم میکنی من دوست داشتم گفتم نه گفت پدرام؟ کمکم کن همه جوره برات جبران میکنم گفتم اگر کسی فهمید چی؟ امروز چند بار دیدی چی شد؟ گفت ندا میذارم مهد کودک عادلم از صبح میره سرکار تازه شیفتم هست شب کاری هاش می تونی مثله الان تا صبح بکنی گفتم نه گفت فقط یه کردنه حاملم که نمی خوای بکنی من دیگه بچه دار نمیشم فقط عشق و حال محض تو هم که بدت نمیاد الکی ناز نکن ببین من چقدر بدبختم برای اینکه بکننم دارم التماس میکنم گفتم تو خیلیم خوشبختی چون من پاسخم مثبته گفت میدونستم تو طعم کوس و کونم رفته زیر دندونت حالا حالا ها ول کن نیستی امشب دوست دارم یه جوری بکنیم که صبح نتونم راه برم گفتم باشه پریسا جون اون شب یه بار دیگه کوسش کردم و خوابیدیم تا صبح افتادیم دنبال آشتی با عادل که در نهایت با هم آشتی کردن و ندا هم مهد کودک ثبت نام کرد یه روز وقتی عادل رفت سرکار ندا هم برد مهد کودک برگشت گفت از الان تا ساعت 2 ظهر که ندا میاد وقت داریم گفتم دوست دارم هر بار که سکس می کنیم کوس و کونت با هم بکنم گفت باشه رفتیم توی اتاقشون لخت شدم بردمش کنار کمد دیواری ایستادم جلوش اون نشست دستام به کمد دیواری چسبوندم کیرم گذاشتم توی دهنش کیف کردم از کیر خوردنش گفتم خیلی کیر خوردنت دوست دارم گفت همه مردها دوست دارن گفتم چرا زنها بدشون میاد از خوردن کیر؟گفت دیوث از کجا میدونی؟گفتم شنیدم گفت بقیه نمیدونم اما من دوست دارم بخورمش گفتم تو محشری پریسا محشر بلندش کردم اون ایستاد دستاش گذاشت به کمد دیواری من رفتم لای پاش کوسش خوردم گفتم عادل کوستو می خوره؟ گفت نه دوست نداره گفتم بهتر این کوس خوشکل با این خال قهوه ای خوراک خاصه منه گفت نوش جونت بخور تا سیر بشی گفتم من با خوردن سیر نمیشم گفت میدونم تو با کردنش هم سیر نمیشی گفتم خوشم میاد میشناسیم بلند شدم خوابوندمش روی تخت پاشو باز کرد کیرم کردم توی کوسش گفت آروم تلمبه بزن تا بیشتر حال کنیم گفتم می خوام نمی تونم گفت دوست داری پارش کنی؟ گفتم آره گفت باشه پارش کن توی کوسش تلمبه میزدم می گفت همینه مرد من پارش کن یه مرد نباید کوس زنو بکنه باید پارش کنه این کوس باید با کیر جر بخوره تندتر و محکمتر تلمبه زدم آبم اومد ریختم توی کوسش گفت خوبه هر بار آبت داره دیرتر میاد خوابیدم روش و سینه هاش می خوردم تا دوباره راست کنم می گفت گازشون نگیر عادل می بینه گفتم چشم دوباره راست کردم گفت بذار بشینم روش دوست دارم خودم بالا پایین کنم برات گفتم باشه خوابیدم نشست روش تا ته توی کوسش بود قر میداد می گفت چه حالی میده کوسم با کیر پر شده آروم بالا پایین می کرد گفت من دوست دارم حالا حالا ها این کیر راست شده توی کوسم باشه دوست دارم فقط کیر سواری کنم تا خسته بشم بعدش نوبت تو گفتم باشه آروم بالا پایین می کرد می گفت نمیدونی چه لذتی داره کیر سواری فقط یه زن میفهمه چی میگم گفتم سوار کیر کی هستی؟ گفت سوار کیر مرد خودم من دختر خوبیم به کیر مردای دیگه کاری ندارم کیر مرد خودم برام بسه گفت خسته شدم تو میزنی؟ گفتم دوست دارم بخوابم روت بکنم توی کوست پاهات دورم حلقه کنی گفت آخخخخخخ جووون باشه خوابیدم روش کیرم تا ته کردم توی کوسش پاهاش دورم حلقه کرد توی چشاش نگاه کردم گفتم روز به روز داری خوشکل تر میشی لنتی ازش لب گرفتم دستاش دور سرم حلقه کرد و از هم یه لب سفت و طولانی گرفتیم گفت پدرام خیلی دوست دارم خیلی عاشقتم گفتم منم خوشکلم گفت پس بکن بکن پاهاشو باز کرد شروع کردم توی کوسش تلمبه زدن گفت دوست دارم وحشی بشی پارم کنی تند تند توی کوسش تلمبه میزدم تا اینکه ارضا شد گفت آبتو توی کونم بریز بکن توی کونم گفتم داگی بشو گفت باشه بلند شو داگی شد کردم توی کونش گفت تو رو خدا آروم بزن اولش تو رو خدا پدرام جانم گفتم نمی تونم پریسا توی کونش تلمبه میزدم موهای بلوندش جمع کردم توی دستم موهاش خیلی بلند بود دو دسته اش کردم و هر کدومش با یه دستم گرفتم و تلمبه میزدم توی کونش داشت آه و ناله می کرد گفتم داری جر می خوری یا نه؟ گفت آره پارم کردی دیوث آرومتر آرومتر گفتم می خوام آبم یه جوری با فشار توی کونت بریزم که پر بشه گفت باشه بریزش بریزش آبم می خواست بیاد چند تا تلمبه دیگه زدم و کیرم تا ته کردم توی کونش آبم ریختم توی کونش گفتم محشره این کون محشره گفت سیر شدی ازش؟ گفتم الان آره گفت خداروشکر که سیرت کردم از اون روز تا سه سال بعدش می کردمش که علیرغم مخالفت پریسا با خواهر عادل مهرنوش ازدواج کردم پریسا می خواست حتی بعد ازدواج با مهرنوش بکنمش اما دیگه نمیشد مهرنوش دختر حساسی بود و نمی خواستم یه روزی بهم شک کنه و کسی بفهمه چنین کاری میکنم و آبروم بره واسه همین مهران که با مهرنوش دوقلو بود بهش پیشنهاد دادم گفتم از ترس داداششم شده به کسی نمیگه گفت نمی خوام ازش خوشم نمیاد گفتم نه پسر خوبیه نترس تو که تحریک کردن خوب بلدی اونم مرد خوبی میشه برات هر وقتم خواستی خودم میام دنبال ندا و میبرمش خونه خودمون گفت خیلی نامردی ببین داری چه بلایی سرم میاری گفتم اون بکنه بهتره حتی اگر کسی بفهمه مشکلی نداره اما ماله ما رو کسی بفهمه میگن اینا خواهر برادر بودن و کلی حرف ناجور خیلی فرق داره زنا با محارم با زنای با برادر شوهر هر جور بود راضیش کردم چند روز بعد پیام داد بیا دنبال ندا هر چه دیرتر برش گردونی بهتره گفتم مهران می خواد بیاد؟ گفت آره ندا بردم خونمون اما همه فکرم پیش پریسا بود که الان مهران داره چه حالی میکنه مفتی مفتی خواهر خوشگلم دادم دست مهران ساعت 8 شب بود ندا بردم تحویلش دادم ندا رفت دستشویی گفتم خوش گذشت؟ گفت آره خیلی خوب بود حق با تو بود پسر خوبیه دست زدم به کونش گفتم پس اینو حسابی کرد گفت نه گفت زیاد کون مهرنوش کردم من عاشق کوسم سه بار کوسم کرد عاشقش شدم دقیقا اونیه که می خوام گفتم چرت نگو گفت کون مهرنوش تنگ نبود مگه نه؟ یادم اومد آره کونش تنگ نبود لنتی پس…
گفت یه مرد اول باید یاد بگیره خوب ببینه دوست دارم خوب ببینی پس خوب ببین مرد من خودت گفتی مردت میشم من مردی می خوام خوب ببینه جلوم می رقصید می گفت خوب ببین رقصش که تمام شد گفت زیاد دستشویی نرو خوشم نمیاد و چشمک زد برام فردا از صبح رفت آرایشگاه نزدیکای ظهر بود که زنگ زد گفت برم ناهار کباب و جوجه بگیرم که تا ظهر کارش طول میکشه ظهر وقتی اومد خیلی خوشکل شده بود گفت خوشکل شدم دوست داری؟ گفتم خیلی بهت میاد خیلی خوشکل شدی گفت ناهار بیار که بدجور گشنم ناهار خوردیم رفت همون سارافان توری سفید پوشید اما بدون شورت و سوتین گفتم پریسا زشته جلو بچه گفت اون که نمی فهمه تو هم قرار نیست کاری کنی دوست دارم فقط ببینی آهنگ گذاشت و برام می رقصید منم مات و مبهوت کوس و کونش بودم کوسش بالاش یه خال قهوه ای داشت دقیقا بالای کیر منم دقیقا همون جا یه خال قهوه ای بود بعدش برد ندا خوابوند و اومد دوباره برام رقصید راست کردم گفت بریم اتاقم رفتیم توی اتاقشون روی میز آرایش خم شد گفت دست بهم نمیزنی فقط اونو که برای من راست شده بچسبون بهم کیرم چسبوندم به کونش گفت وقتی یه مرد تحریک میکنم راست میکنه خیلی خوشم میاد حس خوبی بهم دست میده گفتم مردها هم از زن های زیبایی که تحریکشون میکنه خوششون میاد و دوستشون دارن گفت بنظرت من زیبام؟ گفتم خیلی بخصوص با این موهای بلوندت شبیه دخترای اروپایی شدی گفت خوشم اومد از تعریفت از پشت بغلش کردم و دستام به سینه هاش رسوندم و گرفتمشون گفتم تحریکم کردی راست کردم الان چیکار کنم؟
گفت داری حال میکنی بس نیست؟ چیز دیگه ای هم می خوای؟ چی می خوای؟ باید یاد بگیری قشنگ بگی دوست دارم باهام حرف بزنی و بشنوم همه حرفاتو گفتم دوست دارم بکنم گفت چی؟ نشنیدم گفتم دوست دارم بکنم گفت چیو؟ گفتم کونتو گفت میدونستم اینو میگی اما نه نمیدم گفتم باشه هر چی تو بخوای گفت ولم کن بسه گفتم نمی تونم گفت پس می خوای زوری بکنی؟ گفتم آره گفت جیغ میزنم ندا بیدار میشه گفتم خیلی عوضیییی گفت ولم کن ولم کن ولش کردم گفت آفرین هر چی بخوای بهت میدم اما زوری نه امشب بهت میدم اما اونجوری که من میگم باشه؟ گفتم باشه گفت آفرین مرد من فقط چون زوری نکردی و الانم راست کردی و دلم نمیاد بری توی دستشویی خودت خالی کنی بهت میدم اما شبم باید بکنی باشه؟ گفتم باشه از داخل کشو یه روغنی آورد یه بوی خوب و عجیبی داشت کیرم باهاش مالید گفتم می خوای آبمو اینجوری بیاری؟ گفت آره ناراحتی؟ گفتم نه یکم تندتر بزن تا آبم بیاد گفت نزدیکه آبت بیاد؟ گفتم آره گفت پس بیا بکنش توی کونم گفتم آخ جون کون خوشکلت جر میدم گفت باشه پارش کن کردم توی کونش تنگ بود شروع کردم تلمبه زدن خیلی حال میداد مثله وحشیا تلمبه میزدم پریسا هم روتختی کرده بود توی دهنش که صدای ناله هاش نیاد که آبم اومد ریختم توی کونش گفت دیگه کون نمیدم بهت فهمیدی؟ این اولین و آخرین بار بود بعدش رفتم حمام و بعدش پریسا ندا بیدار کرد و دوتایی رفتن حمام وقتی از حمام اومدن دوباره سارافان تنش کرده بود اما سفید قرمز بود و توری نبود بی شورت و سوتین خیلی هم دوست داشت من نگاش می کنم پاشو باز کنه کوسش ببینم تحریک کردنم خیلی دوست داشت منم گفتم بذار بهش بگم منم راست کردم ندا داشت بازی می کرد توی هال صداش کردم توی آشپزخونه بغلش کردم پاهاش روی پاهام گذاشته بود و کوسش به کیرم می چسبوند گفت آخ جون راست کردی کی راست کردی؟ هر وقت راست کردی مثله الان صدام کن نشونم بده راست کردنات دوست دارم اصلا اینکارو میکنم تو راست کنی گفتم چه فایده گفت خیلی پر رویی نکردی توی کونم؟ یکی زد توی گوشم گفت نگفتم حرف بزن؟ بگو ببینم کونم چطور بود؟ بهت حال داد؟ گفتم خیلی گفت دوست داری همین الان بکنی توش؟ گفتم آره با پاش زد توی تخمم گفت تو گوه خوردی گوه خوردی جلوم ایستاد سارافانش داد بالا به کوسش اشاره کرد گفت دوست دارم اینو خوب ببینی باید برای این راست کنی کوس سفیدش با یه خال قهوه ای بالاش و لبه های قهوه ای اش گفت جلوش زانو بزن روی زانوهام نشستم گفت دوست دارم فقط بوش کنی کوسش به صورتم چسبوند بعد چند ثانیه کشید کنار گفت پدرام حرف بزن وگرنه تخم هاتو می پکونم گفتم چی بگم گفت بوی خوبی میداد؟ گفتم آره گفت دوباره بو میکنی بدون اینکه بهت بگم مثله بلبل برام حرف میزنی دوباره کوسش چسبوند به صورتم و بعد کشیدش کنار گفتم دوست دارم ببوسمش گفت آخ جون باشه ببوسش چند بار بوسیدمش که صدای گریه ندا اومد گفت به بابای دیوثت لعنت الان باید گریه کنی و رفت سراغ ندا که دستش زخم کرده بود بعدش گوشیش داد دست ندا تا بازی کنه و آروم بشه رفت توی اتاقشون صدام کرد سارافانش داده بود بالا گفت بوس های تو رو می خواد گفتم بریم روی تخت گفت نه همینجوری دوست دارم ایستاده پاهاشو باز کرد و دستاش به کمد دیواری جسبونده بود گفت برو وسط پام برام ببوسش منم بیشتر تحریکش می کردم با زبونم کوسش لیس میزدم وقتی بالای کوسش با فشار زبون میزدم یه آه بلند می گفت واسه همین چندین بار تکرارش کردم که گفت نکن نکن دیگه تحمل ندارم بسه الان ندا هست نمی خوام ببینه و رفت از اتاق بیرون چند دقیقه بعد دوباره اومد روی میز آرایش خم شد پاهاش بهم چسبونده گفت کیرتو بذار لای پام از پشت بهم بچسب بذارش لای پام گفت یکم توف بزن به کیرت خشکه دو تا توف گنده زدم به کیرم و روش پخشش کردم گذاشتم لای پاش خودش عقب جلو می کرد گفت بهت حال میده؟
گفتم آره خیلی گفت هنوز توش نکردی توش کنی هر شب می خوای گفتم الان توش کنم؟ الان توش کنم؟
حرفی نزد منم ولش کردم کشیدمش عقب تر تا بیشتر خم بشه کیرم کردم توی کوسش گفت آی گفتم آخ جون مثله کونت تنگه گفت تحریکش کردی لیزم هست جون میده تا صبح توش تلمبه بزنی گفتم آخ جون باشه تا صبح توش تلمبه میزنم گفت خیلی زر میزنی انجامش بده شروع کردم تلمبه زدن توی کوسش صدای آه و ناله مون بلند شده بود که ندا دوباره گریه کرد گفت این تخمه سگ امروز کوفتم کرد می خواست بره نذاشتم گفت پدرام الان میاد اینجا پدرام؟ پدرام؟ دیوث الان میاد اینجا و هولم داد افتادم زمین و خودش رفت منم رفتم دستشویی و جق زدم اونم تا شب با ندا بازی کرد و شام خوردیم و ندا خوابوند صدام کرد توی اتاقشون تا رفتم جلوم زانو زد و بی هیچ حرفی رفت سراغ کیرم شلوارکم کشید پایین و کیرم با دستش گرفته بود و سرشو لیس میزد بهم می گفت حرف بزن دیوث حرف بزن قهر کردی؟ بهت حال میده؟ کیرم راست کرد گفت الان هر چقدر دوست داری تلمبه بزن توش پارش کن به خدا اگر صدام در بیاد کیرم کردم توی کوسش دو تا تلمبه محکم زدم توش و تا ته چسوندم داخلش گفت باشه اگه اینجوری آروم میشی بزن بزن بزن چند تا زدم دردش میومد اما صداش در نمیومد گفتم این کوسو برات پاره میکنم گفت منم همینو می خوام تو مرد منی باید بتونی پارش کنی شروع کردم تلمبه زدن توی کوسش صداش در نمیومد منم محکم تر و تندتر میزدم که پریسا ارضا شد اما من به زور داشتم تلمبه میزدم تا آبم اومد و ریختم توی کوسش گفت همونطور که دوست داشتم بود خواستم برم که گفت بمون امشب هنوز کارت دارم بچه خوابیدم بغلش کلی حرف زدیم گفت پدرام می خوام از عادل طلاق بگیرم گفتم بگیر خوبه عادل به درد تو نمی خوره دیگه دست بزن پیدا کرده بود گفت آره مردک پخمه دوست دارم با مردی ازدواج کنم مثله تو تحریکش کنم بعدش پارم کنه گفتم عادل تحریک می کردی پارت نمی کرد؟ گفت نه یکی از تخماش آسیب دید درش آورده بودن اون یکیشم ورم کرده بود و بزرگ شده بود رفتیم دکتر گفت واریگوسل داره نمیدونم چی بود هر وقت تحریکش می کردم یا تحریک نمیشد یا دردش میومد نمیدونم بخاطر این بود یا کلا دیگه من براش جذاب نبودم اون روز هم تقصیر من بود می خواستم اون درد داشت لجبازی کردم زدم گفت دلم براش میسوزه دوستش دارم گفتم خاک تو سرت گفت تو نمی فهمی پدرام نمی فهمی پدرام؟ یه پیشنهاد دارم میشه عادل باشه تو هم باشی؟ گفتم یعنی چی؟ گفت با عادل آشتی میکنم عادل میشه عشقم تو میشی مردم گفتم یعنی عادل باشه من بکنمت؟ گفت خیلی خوبم میکنی من دوست داشتم گفتم نه گفت پدرام؟ کمکم کن همه جوره برات جبران میکنم گفتم اگر کسی فهمید چی؟ امروز چند بار دیدی چی شد؟ گفت ندا میذارم مهد کودک عادلم از صبح میره سرکار تازه شیفتم هست شب کاری هاش می تونی مثله الان تا صبح بکنی گفتم نه گفت فقط یه کردنه حاملم که نمی خوای بکنی من دیگه بچه دار نمیشم فقط عشق و حال محض تو هم که بدت نمیاد الکی ناز نکن ببین من چقدر بدبختم برای اینکه بکننم دارم التماس میکنم گفتم تو خیلیم خوشبختی چون من پاسخم مثبته گفت میدونستم تو طعم کوس و کونم رفته زیر دندونت حالا حالا ها ول کن نیستی امشب دوست دارم یه جوری بکنیم که صبح نتونم راه برم گفتم باشه پریسا جون اون شب یه بار دیگه کوسش کردم و خوابیدیم تا صبح افتادیم دنبال آشتی با عادل که در نهایت با هم آشتی کردن و ندا هم مهد کودک ثبت نام کرد یه روز وقتی عادل رفت سرکار ندا هم برد مهد کودک برگشت گفت از الان تا ساعت 2 ظهر که ندا میاد وقت داریم گفتم دوست دارم هر بار که سکس می کنیم کوس و کونت با هم بکنم گفت باشه رفتیم توی اتاقشون لخت شدم بردمش کنار کمد دیواری ایستادم جلوش اون نشست دستام به کمد دیواری چسبوندم کیرم گذاشتم توی دهنش کیف کردم از کیر خوردنش گفتم خیلی کیر خوردنت دوست دارم گفت همه مردها دوست دارن گفتم چرا زنها بدشون میاد از خوردن کیر؟گفت دیوث از کجا میدونی؟گفتم شنیدم گفت بقیه نمیدونم اما من دوست دارم بخورمش گفتم تو محشری پریسا محشر بلندش کردم اون ایستاد دستاش گذاشت به کمد دیواری من رفتم لای پاش کوسش خوردم گفتم عادل کوستو می خوره؟ گفت نه دوست نداره گفتم بهتر این کوس خوشکل با این خال قهوه ای خوراک خاصه منه گفت نوش جونت بخور تا سیر بشی گفتم من با خوردن سیر نمیشم گفت میدونم تو با کردنش هم سیر نمیشی گفتم خوشم میاد میشناسیم بلند شدم خوابوندمش روی تخت پاشو باز کرد کیرم کردم توی کوسش گفت آروم تلمبه بزن تا بیشتر حال کنیم گفتم می خوام نمی تونم گفت دوست داری پارش کنی؟ گفتم آره گفت باشه پارش کن توی کوسش تلمبه میزدم می گفت همینه مرد من پارش کن یه مرد نباید کوس زنو بکنه باید پارش کنه این کوس باید با کیر جر بخوره تندتر و محکمتر تلمبه زدم آبم اومد ریختم توی کوسش گفت خوبه هر بار آبت داره دیرتر میاد خوابیدم روش و سینه هاش می خوردم تا دوباره راست کنم می گفت گازشون نگیر عادل می بینه گفتم چشم دوباره راست کردم گفت بذار بشینم روش دوست دارم خودم بالا پایین کنم برات گفتم باشه خوابیدم نشست روش تا ته توی کوسش بود قر میداد می گفت چه حالی میده کوسم با کیر پر شده آروم بالا پایین می کرد گفت من دوست دارم حالا حالا ها این کیر راست شده توی کوسم باشه دوست دارم فقط کیر سواری کنم تا خسته بشم بعدش نوبت تو گفتم باشه آروم بالا پایین می کرد می گفت نمیدونی چه لذتی داره کیر سواری فقط یه زن میفهمه چی میگم گفتم سوار کیر کی هستی؟ گفت سوار کیر مرد خودم من دختر خوبیم به کیر مردای دیگه کاری ندارم کیر مرد خودم برام بسه گفت خسته شدم تو میزنی؟ گفتم دوست دارم بخوابم روت بکنم توی کوست پاهات دورم حلقه کنی گفت آخخخخخخ جووون باشه خوابیدم روش کیرم تا ته کردم توی کوسش پاهاش دورم حلقه کرد توی چشاش نگاه کردم گفتم روز به روز داری خوشکل تر میشی لنتی ازش لب گرفتم دستاش دور سرم حلقه کرد و از هم یه لب سفت و طولانی گرفتیم گفت پدرام خیلی دوست دارم خیلی عاشقتم گفتم منم خوشکلم گفت پس بکن بکن پاهاشو باز کرد شروع کردم توی کوسش تلمبه زدن گفت دوست دارم وحشی بشی پارم کنی تند تند توی کوسش تلمبه میزدم تا اینکه ارضا شد گفت آبتو توی کونم بریز بکن توی کونم گفتم داگی بشو گفت باشه بلند شو داگی شد کردم توی کونش گفت تو رو خدا آروم بزن اولش تو رو خدا پدرام جانم گفتم نمی تونم پریسا توی کونش تلمبه میزدم موهای بلوندش جمع کردم توی دستم موهاش خیلی بلند بود دو دسته اش کردم و هر کدومش با یه دستم گرفتم و تلمبه میزدم توی کونش داشت آه و ناله می کرد گفتم داری جر می خوری یا نه؟ گفت آره پارم کردی دیوث آرومتر آرومتر گفتم می خوام آبم یه جوری با فشار توی کونت بریزم که پر بشه گفت باشه بریزش بریزش آبم می خواست بیاد چند تا تلمبه دیگه زدم و کیرم تا ته کردم توی کونش آبم ریختم توی کونش گفتم محشره این کون محشره گفت سیر شدی ازش؟ گفتم الان آره گفت خداروشکر که سیرت کردم از اون روز تا سه سال بعدش می کردمش که علیرغم مخالفت پریسا با خواهر عادل مهرنوش ازدواج کردم پریسا می خواست حتی بعد ازدواج با مهرنوش بکنمش اما دیگه نمیشد مهرنوش دختر حساسی بود و نمی خواستم یه روزی بهم شک کنه و کسی بفهمه چنین کاری میکنم و آبروم بره واسه همین مهران که با مهرنوش دوقلو بود بهش پیشنهاد دادم گفتم از ترس داداششم شده به کسی نمیگه گفت نمی خوام ازش خوشم نمیاد گفتم نه پسر خوبیه نترس تو که تحریک کردن خوب بلدی اونم مرد خوبی میشه برات هر وقتم خواستی خودم میام دنبال ندا و میبرمش خونه خودمون گفت خیلی نامردی ببین داری چه بلایی سرم میاری گفتم اون بکنه بهتره حتی اگر کسی بفهمه مشکلی نداره اما ماله ما رو کسی بفهمه میگن اینا خواهر برادر بودن و کلی حرف ناجور خیلی فرق داره زنا با محارم با زنای با برادر شوهر هر جور بود راضیش کردم چند روز بعد پیام داد بیا دنبال ندا هر چه دیرتر برش گردونی بهتره گفتم مهران می خواد بیاد؟ گفت آره ندا بردم خونمون اما همه فکرم پیش پریسا بود که الان مهران داره چه حالی میکنه مفتی مفتی خواهر خوشگلم دادم دست مهران ساعت 8 شب بود ندا بردم تحویلش دادم ندا رفت دستشویی گفتم خوش گذشت؟ گفت آره خیلی خوب بود حق با تو بود پسر خوبیه دست زدم به کونش گفتم پس اینو حسابی کرد گفت نه گفت زیاد کون مهرنوش کردم من عاشق کوسم سه بار کوسم کرد عاشقش شدم دقیقا اونیه که می خوام گفتم چرت نگو گفت کون مهرنوش تنگ نبود مگه نه؟ یادم اومد آره کونش تنگ نبود لنتی پس…
نوشته: پدرام
5 پاسخ به “تعریف مرد برای هر کسی فرق داره!”
یاد زن اقا مصطفی افتادم تو اینستا
بکن تو شده کلاس نهضت سواد اموزی،بعضی فقط میان اینجا خواندن و نوشتن یاد بگیرند تازه در و پیکر که نداره
پدرام و این غلط ها 😂👉
موشک اسراییل تو کون آدم مریض🤣🤣🤣
خخخ 😂😂