آقا من اسمم حسن خیلی خوشگلم.
موی خرمایی بدن عجیب غریب سکسی برای مردها یه کیر میشه گفت کوچیک که حتی مردها عاشق کیرم هستن کیرم رنگش قرمز بنفش کمی صورتی و سفیده لیته تنه اش یعنی از باقی اندامم سفید تر.
لبا قلوه موی خرمایی چشما درشت و قهوه ای مویی لخت که از بچگی عذابه چون همش میریزه تو صورتم و چشمم و اذیت میکنه.
همیشه ببینید همممممممیشه من اذیت شدم تو مدرسه تو خیابون مادرم اجازه نمیداد تو کوچه برم پسرخاله هام پسر عمه پسر عمو شوهر خاله همه اینا منو دست مالی کردن دولم و مالیدن حتی یک بار معلم ورزش کلاس سومم چون خوردم زمین بچه بودم گریه کنان رفتم سمتش با شرت ورزشی اینا بودم دیگه منو گرفت بین پاهام کشید جلو تا تونست تو زمان کم حسابی انگشتم کرد و منو مالید.
حتی مادرم وقتی منو حموم میکنه کونم و منکوش میگیره سینم و میچلونه، ببینید اینا عذابه که دارم تعریف میکنم … تو اتوبوس نونوایی هرجا فکرش و بکنید منو مالیدن یا دستم و گذاشتن رو کیرشون حق بازی نداشتم از خیلی چیزها منع شدم بخاطر اینجوری بودنم … که واقعا من کاره ای نبودم و خلقت خدا بود …
دیگه شده بودم ۱۶ ساله و پیش خودم میگفتم لاتم و بزرگ شدم در صورتی که اوج کون بودن من از همین ۱۶ سالگی تا ۲۴ سالگیم بود الان ۲۴ داره تموم میشه دیگه…
خلاصه دیگه به خودم میدیدم که من مردم و بزرگم و کسی نگاه کرد لفظ لاتی میام و کارو جمع میکنم…
آخه همیشه فقط میزاشتم کارشون و بکنن و فقط سعی میکردم دور بشم…
یروز بعد مدرسه رفتم گیم نت آقا مهدی تو شهرمون آقا قبلش بگم من اگر رو مبل نیمکت مدرسه یا صندلی مینشستم رون هام پهن میشد (نمیدونم چجوری متوجه تون کنم ولی نرم هستم پهن میشم اصلاااا چاق نیستم ها ولی نرمم) تو گیم نت من بودم و داداش صاحب گیم نت که از من کوچیکتر بود و آقا مهدی که اون زمان سی و شیش سالش بود.
آقا مهدی آمد بالا سرم فقط به رون من نگاه میکرد.
من گفتم که فاز داشتم دیگه…
سعی کردم لاتی بگم ولی خب اصلا بچه خوشگل نبااااید لاتی حرف بزنه و از اون به بعد فهمیدم که حسن جان خفه شو و فقط مودبانه و سنگین صحبت کن و این تنها راهی بود که تو این چند سال برای کمتر دادن تونستم پیدا کنم بعضی دوستان شاید بدردتون بخوره فقط سنگین باشین خیللللی سنگین بعضی ها بخاطرش نزدیک نمیشن اگر خیلی جریع نباشن …
آقا مهدی نگاه میکرد من بازی و ول کردم گفتم آقا مهدی نگاه داره ؟؟؟ آخه یکی نیست بگه احححمق لفظ لاتیت چیه آقا چیه؟ اونم آروم نشست بغلم با انگشتش کشید رو لبم گفت همچین گوشتی آره قربونت برم نگاه داره.
صدا زد مجید برو خونه برام شام بیار (ساعت حدود شیش و نیم بود ولی فرستادمش دنبال نخود سیاه) وقتی مجید داداشش خارج شد در و بست گفت بیا اینجا بغلم.
من کلا بادم خالی شد گفتم آقا مهدی منظوری نداشتم نگاه کنید ببخشید… که گفت نترس بیا کاریت ندارم.
منو کشید تو بغلش خودش نشسته بود رو زمین نه اینکه با کون رو زمین ها نه…
بعد منو گذاشت تو بغلش دکمه شلوار لیم و داشت باز میکرد قطره قطره اشک ریختم گفتم آقااااا مهدی نگاه کنید ببخشید دیگه نمیگم وایمیسم شما نگاه کنید حتی میچرخم کامل نگاه کنید.
آقا مهدی گفت گریه نکنی کاریت ندارم باشه؟
گفتم باشه و اشکم کم شد.
شلوار لیم و که دکمه هاشو باز کرد یه دو سانت داد پایین شرت سورمه ای پام بود دستش و کرد تو شورتم دولمو مالید یخورده خیلی اروم وبا طمانینه بعد دولم سیخ شد که طبیعیه کلا وقتی سیخ شد دست گذاشت زیر تخمم و کیرم و کش شرتم و گذاشت زیرش و بیرون بود تخم و دولم، آروم فقط کلاهک دولم و میمالید من از ترس و کمی شهوت نفسم سنگین شده بود و من کلا بخاطر اینکه خیلی لمس میشدم و اذیت میشدم به لمس کلا بدنم حساسیت نشون میداد سریع واکنش نشون میدادم مثل پرش یا سریع به تپش قلب افتادن و از این قبیل مسائل، آقا مهدی منو وایسوند بعد رومو کرد اونور شلوارم و تا زیر کونم کشید پایین، اون یکی دستشو آورد جلو و دولم و برام میمالید و این کارش تاثیر داشت اگر این نبود مطمئنم اینقدر راحت وا نمیدادم.
بعد با اون یکی دستش با یک دست لای کونم و باز کرد سوراخم و دید فقط میگفت ای جان ای جان.
دستش و تفی کرد رو سوراخم و میمالید من واقعیتش نمیدونم چرا ولی نفس های سنگینی میزدم عجججیب سنگین، شدت نفسام بسیار بالا بود و دولم شروع کرد بالا پایین شدن مثله اله کلنگ ولی تند تند.
آقا مهدی هیکلش از بابام بزرگتر بود قد صد و هشتاد و پنج اینا وزن راحت صد و سی و البته کیرش اونم کوچیک بود شاید باورتون نشه برای من اندازه انگشت کوچیکه بود زمانی که راست میشد آقا مهدی اندازه سه برابر و باریک با اون هیکل 😂 البته الان که ۲۴ داره تموم میشه من از اون بیشتر دارم ولی هنوز کوچیکه البته اینم بگم من مثل پیامبرا ختنه خدایی هستم و ختنه نشدم (بعضی افراد و میگن ختنه پیغمبری مثل من) آقا مهدی فقط کیرش و آورد بیرون کامل تفی کرد بعد دوست داشت من ببینمش قبل تفی کردنش منو برگردوند گفت نگاهش کن منم نگاه کردم (برام بزرگ بود البته و از سایزش تعجب کردم نمیدونستم این کیرش کوچولوه) بعد ازم خواست دست بزنم وقتی دست زدم دیدین پرس سینه سنگین تو باشگاه میزنن یه آحححححح بلند میگن وقتی دست زدم آه بلند کشید لبم و دلا شد مکید تو دهنش که دردآور بود از شدت مکش …
بعد میگفتم تفیش کرد منو بلند کرد خوابوند رو میز ولی پاهام پایین بود یعنی رو میز مثل حرف ال انگلیسی شدم، من سرم رو برگردوندم و صحنه واقعا وحشتناک شهوتناکی دیدم کونم خوشگل سفید جلوش قمبل شده و اون چشماش کاسه خونننننن.
گفتم آقا مهدی لطفا کاره بد نکنید (یعنی سوراخی نکن) گفت نگاه نکن میترسی و صورتم و کرد اونور خودش کامل ایستاده بود منم که ال روی میز خواب کونم کامل در اختیار ایشون.
کیرش و گذاشت رو سوراخم یخورده مالید. دوباره یه عالمه تف زد خیس خیس شد کونم اینقدر خیس که با کممترین نسیم که به کونم میخورد یخ میکردم.
کیرش و تنظیم کرد نامرد تو یک چشم بهم زدن کاممممل کردش تو سوراخم…
درسته کوچیک بود ولی من فقط ۱۶ سالم بود و سوراخم کوچولو بود و وقتی یدفعه کرد اولش هیچچچچی نمیتونستم بگم بعدش به چهار ثانیه پنج ثانیه یه جیغ آرومممممممم کشیدم، نمیتونستم بلند جیغ بکشم چون کیر تو کونم بود نفسم سخت و سنگین بود و بعد جیغ گریه کردم … آقا مهدی منو میکرد و صدای آب و خوردن گوشت به گوشت فضارو پر کرد من حتی لحظه ای از گریه دست نکشیدم چون واقعا سوراخم میسوخت خیلی سوزش بدی داشت …
بعدش دلداریم داد اکانتم و هزار دقیقه شارژ کرد و بالاخره راضی شدم که گریه نکنم و به کسی نگم …که البته بعد ها تا همین چهار ماه پیش منو میکرد که اگر خواستین تعریف میکنم کامل .
تمام
موی خرمایی بدن عجیب غریب سکسی برای مردها یه کیر میشه گفت کوچیک که حتی مردها عاشق کیرم هستن کیرم رنگش قرمز بنفش کمی صورتی و سفیده لیته تنه اش یعنی از باقی اندامم سفید تر.
لبا قلوه موی خرمایی چشما درشت و قهوه ای مویی لخت که از بچگی عذابه چون همش میریزه تو صورتم و چشمم و اذیت میکنه.
همیشه ببینید همممممممیشه من اذیت شدم تو مدرسه تو خیابون مادرم اجازه نمیداد تو کوچه برم پسرخاله هام پسر عمه پسر عمو شوهر خاله همه اینا منو دست مالی کردن دولم و مالیدن حتی یک بار معلم ورزش کلاس سومم چون خوردم زمین بچه بودم گریه کنان رفتم سمتش با شرت ورزشی اینا بودم دیگه منو گرفت بین پاهام کشید جلو تا تونست تو زمان کم حسابی انگشتم کرد و منو مالید.
حتی مادرم وقتی منو حموم میکنه کونم و منکوش میگیره سینم و میچلونه، ببینید اینا عذابه که دارم تعریف میکنم … تو اتوبوس نونوایی هرجا فکرش و بکنید منو مالیدن یا دستم و گذاشتن رو کیرشون حق بازی نداشتم از خیلی چیزها منع شدم بخاطر اینجوری بودنم … که واقعا من کاره ای نبودم و خلقت خدا بود …
دیگه شده بودم ۱۶ ساله و پیش خودم میگفتم لاتم و بزرگ شدم در صورتی که اوج کون بودن من از همین ۱۶ سالگی تا ۲۴ سالگیم بود الان ۲۴ داره تموم میشه دیگه…
خلاصه دیگه به خودم میدیدم که من مردم و بزرگم و کسی نگاه کرد لفظ لاتی میام و کارو جمع میکنم…
آخه همیشه فقط میزاشتم کارشون و بکنن و فقط سعی میکردم دور بشم…
یروز بعد مدرسه رفتم گیم نت آقا مهدی تو شهرمون آقا قبلش بگم من اگر رو مبل نیمکت مدرسه یا صندلی مینشستم رون هام پهن میشد (نمیدونم چجوری متوجه تون کنم ولی نرم هستم پهن میشم اصلاااا چاق نیستم ها ولی نرمم) تو گیم نت من بودم و داداش صاحب گیم نت که از من کوچیکتر بود و آقا مهدی که اون زمان سی و شیش سالش بود.
آقا مهدی آمد بالا سرم فقط به رون من نگاه میکرد.
من گفتم که فاز داشتم دیگه…
سعی کردم لاتی بگم ولی خب اصلا بچه خوشگل نبااااید لاتی حرف بزنه و از اون به بعد فهمیدم که حسن جان خفه شو و فقط مودبانه و سنگین صحبت کن و این تنها راهی بود که تو این چند سال برای کمتر دادن تونستم پیدا کنم بعضی دوستان شاید بدردتون بخوره فقط سنگین باشین خیللللی سنگین بعضی ها بخاطرش نزدیک نمیشن اگر خیلی جریع نباشن …
آقا مهدی نگاه میکرد من بازی و ول کردم گفتم آقا مهدی نگاه داره ؟؟؟ آخه یکی نیست بگه احححمق لفظ لاتیت چیه آقا چیه؟ اونم آروم نشست بغلم با انگشتش کشید رو لبم گفت همچین گوشتی آره قربونت برم نگاه داره.
صدا زد مجید برو خونه برام شام بیار (ساعت حدود شیش و نیم بود ولی فرستادمش دنبال نخود سیاه) وقتی مجید داداشش خارج شد در و بست گفت بیا اینجا بغلم.
من کلا بادم خالی شد گفتم آقا مهدی منظوری نداشتم نگاه کنید ببخشید… که گفت نترس بیا کاریت ندارم.
منو کشید تو بغلش خودش نشسته بود رو زمین نه اینکه با کون رو زمین ها نه…
بعد منو گذاشت تو بغلش دکمه شلوار لیم و داشت باز میکرد قطره قطره اشک ریختم گفتم آقااااا مهدی نگاه کنید ببخشید دیگه نمیگم وایمیسم شما نگاه کنید حتی میچرخم کامل نگاه کنید.
آقا مهدی گفت گریه نکنی کاریت ندارم باشه؟
گفتم باشه و اشکم کم شد.
شلوار لیم و که دکمه هاشو باز کرد یه دو سانت داد پایین شرت سورمه ای پام بود دستش و کرد تو شورتم دولمو مالید یخورده خیلی اروم وبا طمانینه بعد دولم سیخ شد که طبیعیه کلا وقتی سیخ شد دست گذاشت زیر تخمم و کیرم و کش شرتم و گذاشت زیرش و بیرون بود تخم و دولم، آروم فقط کلاهک دولم و میمالید من از ترس و کمی شهوت نفسم سنگین شده بود و من کلا بخاطر اینکه خیلی لمس میشدم و اذیت میشدم به لمس کلا بدنم حساسیت نشون میداد سریع واکنش نشون میدادم مثل پرش یا سریع به تپش قلب افتادن و از این قبیل مسائل، آقا مهدی منو وایسوند بعد رومو کرد اونور شلوارم و تا زیر کونم کشید پایین، اون یکی دستشو آورد جلو و دولم و برام میمالید و این کارش تاثیر داشت اگر این نبود مطمئنم اینقدر راحت وا نمیدادم.
بعد با اون یکی دستش با یک دست لای کونم و باز کرد سوراخم و دید فقط میگفت ای جان ای جان.
دستش و تفی کرد رو سوراخم و میمالید من واقعیتش نمیدونم چرا ولی نفس های سنگینی میزدم عجججیب سنگین، شدت نفسام بسیار بالا بود و دولم شروع کرد بالا پایین شدن مثله اله کلنگ ولی تند تند.
آقا مهدی هیکلش از بابام بزرگتر بود قد صد و هشتاد و پنج اینا وزن راحت صد و سی و البته کیرش اونم کوچیک بود شاید باورتون نشه برای من اندازه انگشت کوچیکه بود زمانی که راست میشد آقا مهدی اندازه سه برابر و باریک با اون هیکل 😂 البته الان که ۲۴ داره تموم میشه من از اون بیشتر دارم ولی هنوز کوچیکه البته اینم بگم من مثل پیامبرا ختنه خدایی هستم و ختنه نشدم (بعضی افراد و میگن ختنه پیغمبری مثل من) آقا مهدی فقط کیرش و آورد بیرون کامل تفی کرد بعد دوست داشت من ببینمش قبل تفی کردنش منو برگردوند گفت نگاهش کن منم نگاه کردم (برام بزرگ بود البته و از سایزش تعجب کردم نمیدونستم این کیرش کوچولوه) بعد ازم خواست دست بزنم وقتی دست زدم دیدین پرس سینه سنگین تو باشگاه میزنن یه آحححححح بلند میگن وقتی دست زدم آه بلند کشید لبم و دلا شد مکید تو دهنش که دردآور بود از شدت مکش …
بعد میگفتم تفیش کرد منو بلند کرد خوابوند رو میز ولی پاهام پایین بود یعنی رو میز مثل حرف ال انگلیسی شدم، من سرم رو برگردوندم و صحنه واقعا وحشتناک شهوتناکی دیدم کونم خوشگل سفید جلوش قمبل شده و اون چشماش کاسه خونننننن.
گفتم آقا مهدی لطفا کاره بد نکنید (یعنی سوراخی نکن) گفت نگاه نکن میترسی و صورتم و کرد اونور خودش کامل ایستاده بود منم که ال روی میز خواب کونم کامل در اختیار ایشون.
کیرش و گذاشت رو سوراخم یخورده مالید. دوباره یه عالمه تف زد خیس خیس شد کونم اینقدر خیس که با کممترین نسیم که به کونم میخورد یخ میکردم.
کیرش و تنظیم کرد نامرد تو یک چشم بهم زدن کاممممل کردش تو سوراخم…
درسته کوچیک بود ولی من فقط ۱۶ سالم بود و سوراخم کوچولو بود و وقتی یدفعه کرد اولش هیچچچچی نمیتونستم بگم بعدش به چهار ثانیه پنج ثانیه یه جیغ آرومممممممم کشیدم، نمیتونستم بلند جیغ بکشم چون کیر تو کونم بود نفسم سخت و سنگین بود و بعد جیغ گریه کردم … آقا مهدی منو میکرد و صدای آب و خوردن گوشت به گوشت فضارو پر کرد من حتی لحظه ای از گریه دست نکشیدم چون واقعا سوراخم میسوخت خیلی سوزش بدی داشت …
بعدش دلداریم داد اکانتم و هزار دقیقه شارژ کرد و بالاخره راضی شدم که گریه نکنم و به کسی نگم …که البته بعد ها تا همین چهار ماه پیش منو میکرد که اگر خواستین تعریف میکنم کامل .
تمام
نوشته: حسن
11 پاسخ به “بچه خوشگل که لات نمیشه”
واویلای من…آقا جان مادراتون بالهجه ننویسین،نمیشه خوند(هرچند که چیزیم از دست نمیدیم!).ضمنا اینقدر هرکاری کردینو نندازین گردن خلقالله،در ضمن اینو یکی معنی کنه ببینم چیچی نوشتی آخه؟: وقتی منو حموم میکنه کونم و منکوش میگیره سینم و میچلونه!..آخه منکوش؟نه جان مادرت منکوش؟!چیچی هست؟توروخدا قبل از فرستادن شاهکارهای ادبیتون یه دور از روش بخونین،بعد بیاین از ما امتحان هوش بگیرین!و در آخر بایستی بگم که…هیچی بابا ول کن فایده نداره🤔
این کار رو نکن حسن خطرناکه حسن پاره میشی حسن😁
کاش یک پسر مفعول زیر ۲۲ سال هم گیر من می آمد
تحریک کننده بود و البته انگار اعتراض بود به تجاوزولی خیلی ناراضی هم نبود طرفنمیدونم بگم دوس داشت یا بدش اومده بودداستان خلاصه شفاف نبودولی همچین پسری که تعریف کردی حشری کننده بود به هر حال
پسر 16 ساله عالیه اگر برگردی به اون سن دعوتت میکنم شیراز بریم گیم
ادامه نده.هر روز میری بهش میدی دیگه ،چیز تازه ای نداره ک قربونت برم
سلام گل ابنهگلم شما لاتی اما از نوع مادش ب شما میگن:((ماده لات))ااره گلم این اسم برازنده تو بزارش اسم پروفایلت
بابات به پیامبران کون مبداده ؟این پیامبران خودشون ختنه ی خدایی بودن و از کجات درآوردی؟وای خدا چرا نسل همچین آدمهای مغز فندقیتموم نمیشه؟
داستانت باحال بود از کلمه البته زیاد استفاده نکنبیصبرانه منتظر مابقی داستانهای شما هستم🌹
بقیه شو تعریف کن دودول طلا
تنهااااام