بوتیک پر برکت

سلام
دو هفته پیش با یکی از دوستام رفته بودم یه بوتیک تو خیابون ابوذر طرفای آریاشهر. داشتیم جنساشو نگاه می کردیم که این رفیق ما یهو یه شلوار دید و خیلی خوشش اومد. ازم پرسید علی این شلواره چطوره؟ بدک نبود و منم بهش گفتم کون لقت برو پرو کن ببینم تو تنت چه جوریه… اونم گفت باشه و رفت تو اتاق پرو. منتظر بودم بپوشه تا ببینم که همینطور دور و برم رو هم نیگاه می کردم که یهو دیدم یه شاه کس اومد تو، اصلا جا خوردم. نمی دونم چرا… تا داشتیم از سر تا پایین کس محترم رو دید می زدیم یهو دیدم پشت سرش یه توله اومد تو. اصلا بهش نمی اومد بچه داشته باشه. خلاصه که خورد تو حالمو پیش خودم گفتم نوش جون اون شوهرش. خلاصه تو همین فکرا بودم که این رفیق ما رید تو فکر کردنمون. صدام کرد علی چطوره؟ منم نامردی نکردم گذاشتم تو حالشو گفتم نه خوب نیست. بیا بیرون یکی دیگه رو انتخاب کن. اونم گفت باشه و خلاصه بودیم تو این بوتیک و چند تا شلوار دیگه هم این رفیق ما امتحان کرد. تو این مدت نا خودآگاه حواسم به این زنه بود، اومده بود تاپ بخره. زیر چشمی داشتم نیگاش می کردم. از یه جایی به بعد یه کم احساس کردم اوضاع عادی نیست زنه یه کم عجیب برخور می کرد. اون پسر خپلش هم یه بند داشت با psp بازی می کرد و اصلا تخمش هم نبود ننش داره چه گهی می خوره. خلاصه زنه یه تاب انتخاب کرد و همینطور داشت با اون یارو صاحب مغازه لاس می زد. به جرات هم می تونم بگم بیش از 10 بار خودشو از قصد می مالوند به من تا اینکه اومد دقیقا پشت سرم وایسادو یه جمله گفت که دیگه داشتم دیوونه می شدم. برگشت یه جوری که من بشنوم به مغازه داره گفت : “ببخشید ازین تاب می خوام ولی می شه یکی دیگشو بهم بدید؟ آخه این رو سینش یه خط خودکاره سینه های منم یکم بزرگه خیلی مشخص می شه” اینو که گفت پشمام اتو مو شد! گرخیده بودم. پیش خودم گفتم این کسه می خواد بده، خیلی تابلو بود و منم گفتم یه تیری باید بندازم گرفت که می کنیم نگرفت هم خدا جلق رو برا همین موقع ها آفریده دیگه…
خلاصه این رفیق مام که بالاخره 3 تا شلوار انتخاب کرد و دیگه داشتیم می رفتیم. حال و حوصله مخ زدن واسه این شاه کس هم نداشتم تا اینکه یهو…
این یارو بوتیکه ادای با کلاسه رو در می آورد خیلی و وقتی زنه خواست حساب کنه بهش گفت خانم لطفا شمارتون رو هم بفرمایید وارد سیستم کنیم اگه تخفیفی یا فروش ویژه ای داشتیم حتما اطلاع رسانی کنیم خدمتتون. منم بهترین فرصت و گیر اوردمو شماره شاه کس رو حفظ کردم. میگم حالشو ببرید:

******09128
اومدیم بیرونو رفتیم به همراه دوستان کس چرخ خیلی حال کردیم. ساعت حدودا 12:30 شب بود رسیدم خونه. خواستم بخوابم گفتم بذار یه اس ام اس به این کس خوشگلم بزنم بعدش برم لالا. 99% مطمئن بودم که جواب نمی ده ولی گفتم یه امتحانی می کنیم ضرر نداره که…
براش زدم: “خودکاره پاک شد که اون سینه های بزرگ قشنگتون خوشگل تر دیده بشه؟” خلاصه یه کم با کیرم ور رفتم و گرفتم بخوابم. انصافا کیرم دهنش، هنوز چشام گرم نشده بود و یواش یواش داشتم وارد فاز خواب می شدم که زنگ اس ام اس گوشیم اونچنان منو از جا تون داد که تخمامو قشنگ زیره گلوم حس می کردم. یه چند ثانیه اصلا تو حال خوب نبودم تا این که هوشم اومد سر جاشو حدس زدم شاه کس پا داده باشه. اس ام اس رو خوندم دیدم به به، پا که چه عرض کنم لاپا داده!
جواب داده بود:“من که نمی دونم باید خودت ببینی تا قضاوت کنی!!!”
اینو خوندم کیرم در ثانیه 10 سانتی متر دراز تر شد، اصلا فکرشم نمی کردم اینقد بده باشه. خواب از سرم پرید شروع کردیم با هم اس ام اس زدن:

  • شما که صاحاب داری اون باید ببینه قضاوت کنه
  • اون راضیه ولی می خوام تو هم راضی باشی
  • آخه می ترسم من راضی شم اون صاحابتون ناراضی بشه
  • صاحابمون خودش اینقدر از دیگرون راضی شده که کاری به من نداره
  • البته من که همینجوریم خیلی راضی بودم ولی انصافا باید بازم خیلی دقیق تر ببینم.
  • منم همینو میگم دیگه، فردا بیا ببین
    (اینو که گفت دیگه خداییش زدم بغل)
  • فک کنم رضایت من دو فوریت پیدا کرده آره؟!
  • آره دیگه، البته منم می خوام یه چیزیتو ببینم شاید راضی شم.
  • حتما راضی می شی، شک نکن. ولی حالا قضیه جدا چیه؟ شوهرت و بچت رو می خوای چیکار کنی؟
  • شوهرم تا 3 روز دیگه دوبی می مونه واسه یه کار تجاری رفته. بچم هم فردا صبح قراره با مدرسشون بره مسافرت، به خاطر همین کس من میمونه و کیر تو!!
    (بنده خدا اوضاعش از من بدتر بود دیگه علنا تو همون اس ام اس بحث کیر و کس رو اورد وسط)
  • خیلی خوبه فقط یه سئوال از شاه کس خودم، کجا قراره از هم راضی شیم؟ خونتون چه جوریه همسایه ندارید؟
  • خوبه خوشم میاد حواست به همه چی هست. همسایه که نداریم ولی یه جای خوب و دنج داریم که از صبح تا شب هر کار بخوای می تونیم بکنیم.
    (منم که دیگه با کیرم گردو که سهله نارگیل می شکوندم)
  • خیلی خوبه قرارمون فردا صبح کجا؟
  • ساعت 10 صبح، بالای میدون آریاشهر با یه BMW نقره ای میام دنبالت
  • باشه، امیدوارم فردا خوب از هم راضی شیم… شبت سکسی شاه کس من
  • شب توهم سکسی…
    خلاصه تااین اس ام اس بازیمون تموم شد و من به خودم اومدم ساعت شده بود حدود 2:30. حالا مگه می شد دیگه آدم بخوابه؟ گفتم پاشم برم یه دوش بگیرم و یه صفایی به کیرم بده که فردا بهترین روزه…
    .
    .
    ساعت حدوده 9 بود که از خواب پاشدم، یه دستی به سر و صورتم کشیدمو از خونه اومدم بیرون. تا خودم رو رسوندم به آریاشهر تقریبا ساعت شده بود 10:10. تا از تاکسی پیاده شدم موبایلم زنگ خورد دیدم خودشه:
  • سلام به جیگر خوشگل خودم، کجایی که میخوام راضیت کنم.
  • خوب بابا چه عجله ای داری وقت زیاده فعلا که تاخیر داشتی…
  • شرمنده کجایی بگو بیام
  • یه کم بالاتر از ترمینال تاکسی ها، ماشنم هم نقره ایه
    دویدم تا رسیدم به ماشینش، درو باز کردم که بشینم تو همون حالت خشکم زد. اصلا داشتم دیوونه میشدم یه کسی شده بود که همونجا داشتم بیهوش می شدم. دستمو گرفت و منو کشوند تو ماشین:
  • چت شده بابا مگه جن دیدی؟
  • جن که نه ولی دارم فک می کنم که آنجلینا جولی جلوت سوسک هم نیست
    ( با این جمله تو کون خانوم عروسی شد)
  • ای بابا لطف داری
  • حالا بی خیال این حرفا کجا باید رضایت بدم؟
  • خوب پس توهم آماده ای بزن بریم که تا شب باید 100 بار بکنیم.
  • جووون تا دلت بخواد می کنمت…
    جفتمون غرق شهوت بودیم. انگار تو آسمونا بودم فوق العاده عالی بود. داشتیم می رفتیم طرف لواسون. اونجا یه باغ داشتن که قرار بود بریم اونجا، تو راه تا تونستیم همدیگه رو می مالوندیم. خیلی خوب بود. حدودا 50 دقیقه تو راه بودیم که رسیدیم به باغشون، خیلی بزرگ بود و خیلی شیک بود. درو باز کرد و رفتیم تو. به محض اینکه پشت سرمون در بسته شد حمله کرد به طرف لبام. یه 4,5 دقیقه ای از هم لب گرفتیمو بعدش دوباره ادامه داد به رانندگی تا رسیدیم تو پارکینگ. دستشو گذاشت رو کیرمو گفت پیاده شو که کلی کار داریم.
    رفتیم تو خونه و خیلی حال کردیم. اول یه چیزی آورد خوردیمو بعدش دوتایی ولو شدیم رو کاناپه. شروع کردیم ور رفتن با هم و یه کم از هم لب گرفتیم. بهش گفتم پاشو آهنگ بذار یه کم واسم برقص. گفت ایول خوشم اومد اهل حالی… پاشد و کلی واسم رقصید و وسط رقص هی میومد یه لیسی از رو شلوار به کیرم می زد. خیلی داشتیم حال می کردیم. خلاصه کلی با هم ور رفتیم و دیگه آماده شده بودیم واسه سکس. اومد کنارم نشستو گفت بابا علی خسته شدم دیگه منم گفتم الان خستگیتو در می کنم. شروع کردم ازش لب گرفتنو دیگه شروع کردم لیسیدنش… رسیدم به سینه هاش گفتم چه با خودکار چه بی خودکار خیلی سکسی هستی شاه کس من! اینو که شنید با دستش کیرمو محکم یه فشاری دادو گفت بخورش که مش مال توه… همینطوری که میلیسیدمش لختش کردمو رسیدم به کسش، وای که چی بود… عالیه عالی، اینقدر واسش خوردم که که دیگه نا نداشت… بهش گفتم پاشو می خوام راضیت کنم، مثل وحشی ها شلوارو شورتمو کشید پایین. کیرمو گرفت تو دستشو گفت هیچی ازش نمی ذارم. این جملش دیوونم کرد، منم تو جوابش گفتم اگه واست کس و کون گذاشتم از سگ کمترم… شروع کرد به ساک زدن، بی نظیر بود. داشت آبم میومد دیگه بلندش کردمو از جلو کیرمو دوباره شروع کردیم لب گرفتن. دیگه طاقتم داشت تموم می شد می خواستم بکنمش ولی گفتم بذار اون ازم بخواد.
    خوابوندمش روی تختی که تو اتق خواب بود و شروع کردم به لیسیدن کسش… حدود ده دقیقه یه بند داشتم واسش لیس می زدم، دیگه تمام بدنم رو چنگ مینداخت. اصرار می کرد تورو خدا منو بکن. داد میزد علی جرم بده، پارم کن بکن بکن بکن…
    منم هی طولش می دادم تا اینکه پاشدم و سر کیر همایونی رو گذاشتم دمه دروازه ی کس خانوم بهش گفتم جیگر می خوای چیکارت کنم؟ یه جیغی زد مو به تنم سیخ شد.جیغ زد منو بکن، جرم بده، کسمو به گا بده… آخ آخ همینجوری ازین حرفا می زد منم با تمام قدرت تلمبه می زدم… بعد چند تا تلمبه یهو لرزیدو ارضا شد. بهش گفتم چیه خوشت اومد؟ حالا حالا ها باهات کار دارم، ازش پرسیدم کون میدی؟ گفت تا حالا ندادم ولی به تو میدم اگه قول بدی آروم بکنی… بهش گفتم اصلا فکرشو هم نکن کونتو جر میدم عوضش حال می کنی. شاه کس من قبول کردو یه کم خواستم کونش بذارم دیدم خوش قلقی نمی کنه و احساس کردم دیگه به اون سرحالیه اولش نیست به خاطر همین بی خیال کونش شدمو افتادم دوباره به جونه کسش. شاید نزدیک به 5 بار ارضا شد. حالا دیگه نوبت خودم بود، بهم گفت علی اینقدر بهم حال دادی هر کاری می خوای بکنی باهام بکن. آبتو می خوای بریزی رو سینم بریزی تو کوسم هر کا می خوای واست می کنم…
    بهش گفتم بار اول بخور حالا تا شب کارای دیگه هم می کنیم…
    کیر و گذاشتم تو کسشو تلمبه می زدمو سینه هاشو می مالوندم، بی نظیر بود تا اینکه احساس کردم ابم داره میاد از کوسش کشیدم بیرون خودش فهمید که دیگه وقتی سرو نوشیدینیه، اومد کیرمو گرفت و شروع کرد واسم ساک زدن آبم داشت میومدو اونم دائم ساک می زد تا اینکه همه ی آبمو ریختم تو دهنش و اونم همشو خورد. وای اینقدر حال کرده بودم که دیگه نمی تونستم وایسم. افتادم رو تختو اونم هی میمالوندم. بی نظیر بود. تا بعد از ظهر روهم خابیدیم و حدودا ساعت 6 بیدار شدیم. خواست بره یه چیزی بیاره بخوریم که یه سئوالی ازش پرسیدم که کلی جاخورد. بهش گفتم امشب برنامت چه جوریه؟ گفت چطور؟ گفتم من که هنوز راضی نشدم تو چی؟! گفت من که هیچ مشکلی ندارم ولی تو می تونی شب نری خونه؟ پاشدم جفت سینه هاشو گرفتم دستمو گفتم شاه کسی مثل تو اینجا باشه و من برم خونه جلق بزنم؟ مگه دیوونم؟!
    زنگ زدم خونه و گفتم من امشب میرم خوابگاه پیش بچه ها می خواب، اونام گفتن باشه…
    رفتم تو آشپزخونه از پشت جفت سینه هاشو گرفتمو گفتم کس خوشگلمو دوباره تا صبح میکنم. اون شب تو باغش خوابیدیمو تا خود صبح من 4 بار آبم اومد، اونو دیگه نمی دونم. فرداش هم تا حدوده 11 خواب بودیم. خیلی حال می داد بهد سکس لخت روهم می خوابیدیم، یه بارم که همینطور که کیرم تو کسش بود یه کم خوابیدیم. خیلی بهم خوش گذشت. از خواب که پاشدیم یه دوش گرفتیم باهمو دوباره با هم ور رفتیم. حدود ساعت 1:30 بود که از لواسون راه افتادیم. بهش گفتم دوس دارم بازم باهات سکس کنم، اونم گفت منم همینطور خیلی عالی بود. من شوهرم معمولا هر ماه چند روز نیست ولی پسرم یه کم ممکنه دردسر شه، حالا ببینیم چی میشه…
    امیدوارم خوشتون اومده باشه…
بازدید 7,852

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

23 پاسخ به “بوتیک پر برکت”

  1. به قول بوشهریها او پیچک زدی یعنی شاه خالی بندی هستی واسه خودت اخی که ملت از تو کف بودن به کجاها رسیدن (اَی وای من)

  2. نوش جون دوتاتون فقط مواظب باش که عاشقت نشه که دردسر میشه. سعی کنید فقط سکس کنید و همدیگه رو ارضا کنید اگه عاشق شد کار دستت میده از سکس باهم لذت ببرید

  3. man nemifahmam chera too dastaanaaye sxy chera zanaa 3 soot aabeshoon miaad??? baba be khoda manam zanam vali aghalan 15 min zaman mibare taa erzaa sham taaze age taraf vaghean balad bashe

  4. دروغ محض یه زن خراب انقدر دور و برش ریخته که نیازی به تو نداره خیلی سعی کردی ادای با مزه هارو دراری ولی اصلأ بامزه نبودی

  5. آقا من کاری به راست یا دوروغش ندارم.من که خیلی حال کردم با این داستان.نوش جونت علی جون.انشالاه که از این اتفاقا واسه همه بچه های سایت بیفته،ما از خوندنش لذت میبریم.

  6. فقط اينكه بر اساس خبرهايي كه از بچه هاى اطلاعات عمليات رسيده طى چند روز آينده والده محترمتون تك وصد البته پاتك هاى فراوانى ميخورن كه بر اساس مشاهدات عينى يكىش از طرف سگ خالدار يا گلدار ارمنيه واسه همين پيشنهاد ميكنم براى كاستن از فشار وارده توسط دوستان نيروهاتونو (خاله،عمه،زن عمو…) يه جا جمع كنيد تا فشار به صورت مساوى پخش شه

  7. Viagra عزیزبرای کاستن از فشار وارده کسیو وارد جریان نکنید از بحث خرپاها استفاده می کنیم خودشو می ذاریم جای محور V که هیچ نیرویی بهش وارد نمیشه فقط واسه تقسیم بار و توازن باشه در ضمن شاهد هم باشه که واسه تخیل بعدیش یاد بگیره 😀

  8. سلامت …مثه اینکه همشهری هستیم دادااما تو نویسنده ی داستان خیلی حال کردم با داستانت کاری به راست یا دروغش ندارم در کل خوب نوشتی،شاه کست هم نوش جونت

  9. با با! اينجا داستان ها تونو بگذاريد. نه توهمات سكس با ننه ي بيوه تون! كه از ارث بابات يه بي ام و خريده و داره با هاش كس ميده.

  10. هم خالی بندی بود هم جاذبه ی سکسی نداشتاگه دوباره خواستی بنویسی یه چیزی بگو که بگنجه باشه عمو جون؟

  11. آقا خیلی حال دادی. دمت گرممن باور کردم شاید هم ازکونت در آوردی به هر حال منو یاد خاطرات خوبی انداخت. بازم بنویس حتما

  12. یکی رو به کونش میکردن میگفت صدا ازکجا میاد!؟این ضرب المثل مصداق بارز این ننه جنده زنا کاره.شک نکنید ننش پرنس کسه!

  13. درود: ذوق ومایه داستان نویس را داری که با خواندن کتاب بهتر می شود ولی خواهش می کنم حرمت ها را نگهدار.چه خوب بود در این قصه از سکس باخانمی که شوهر ندارد استفاده می کردی.با سپاس

  14. علی … علی… علیعلی بیدار شو علی علی … علیعلی با توام علیعلی بیدار شو دیگه علی متکارو پاره کردیای بابا چرا تشک رو لیس می زنی آخهعلی متکا پاره شد علی: دی

  15. با نظر عسلی ونسترن موافقم کیوان ه حرف اخر منوزد جا وا کنین ما هم بی فیض نمونیم.باز هم میبنیم دیواری از کوتاه تر دیوار خر بدبخت پیدا نکردن اقلا اجاره حیوون بدبخت رو بدین حروم خورهای خالی بند.اینقدر آرزو بدل موندین که کاش مال خرو داشتین.؟!!ادامه

  16. دومین مسئله ای که میخوام بهش بپردازم موضوع بی احترامی به خانمهاست .جدی میگم .چرا میخواهین که برای تیزو بز نشون دادن خودتون ارواح خاله تون)شخصیت خانمهارو پائین میارین واز آنها مایه میزارین به جای اینکه از خودتون خایه بزارید.نشد که!!هر نفتالین ژیگول پاکوتاه شب میخوابه، صبح میاد اینجا!! دست وصورتشو میشوره وپای صبحونه هم میگه دیشب با( بیرژیت باردو) بودم

  17. بهم گفت تقی کچل جرررم بده بعدش گفت همش مااال خودته پارررررم کن!!آخه با قیف شرکت نفت بشاشم به اون کله ات !مگه کرباسه که دودستی بدنش تو بغل تو آفتابه چی سینما تمدن تا جرررش بدی وپارره کنی.!اونیکه پارره میکرد ذوالفقار علی بوتو بود که رو تو بود.

  18. تازگی ها هم با رذالت وپستی که حتی حرفش قائده کون جر خوردتون هم نیست در سکس عنوان میکنید که :عمدا نمیکنید توش که ازم درخواست کنه!!! بپام بیفته!!!النماسم بکنه که آخرش هم گریه کنه که خیلی بی معرفتی بکن توش دیگه.!!! حیف نمیشه یه شیشکی برات ببندم وگرنه چنان میزدم که تا عمر داری جای حنابکشی به سیبیلات.

  19. خوب دیگه صبحونت هم کوفت کردی بزن بچاک یالله … فقط یادت باشه رفتی خونه خانم تو لواسون بهش التماس کنی که توالت شوی اش را بتو کنترات هفتگی بده.قبول نکرد به پاش بیفت چجوری این گه رو میخوری خودت میدونی التماس کن. میدونم فایده نداره چون دهن امثال تو هم حاضرنیست لوزه سومتو مهمون یه گوز ناقابل بکنه.

  20. توجه توجه : این داستان نمونه بارز توهم فانتزی می باشد .NASTARAN جون مرسی موافقم با نظرت . زن خرابی که BM داره تویی که تو پاساژا چرخ میزنی و نميذاره سگشو بلیسی هه هه می خواستی بامزه باشی با این لفظ نگارش ولی برعکس عقده ای شدی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید