آره عنواني كه براي داستانم در نظر گرفت عين واقعيته و مربوط ميشه به چند ماه پيش كه …
ابتدا از پریسا زنم براتون بگم كه 28 ساله و با قدي 165 و لاغر اندام و زيبا هستش . كونش از حد معمول بزرگتره و واسه همين هميشه چادر ميپوشه وگرنه تابلو ميزنه بيرون . بدنش يك دست و سفيد با موهايي خرمايي و واقعا سكسي .
خودم هم كه 29 سالمه يه پوشاك فروشي دارم تو يه شهر تقريبا كوچيك . خونه و مغازه مون نزديك بهمه و با ماشين 10 دقيقه راهه .
حدود دوسال ميشه كه ازدواج كرديم و از نظر سكسي هم واقعا چيزي واسه هم كم نميزاشتيم ولي خب بعد حدودا يك سال من يه مقدار واسم حالت خسته كننده شده بود . البته كه هراز چند گاهي هم خطا ميزدم و … حالا بماند .
با اين سايت آشنا شدم و حال و هواي اين سايت و داستانها و فيلم هاش رو م تاثير گذاشت تا اونجايي كه روي سكس من و پریسا هم تاثيرگزار شد .
شروع كرديم توي سكسمون صحبت كردن اوايل كه ميگفت : عجب كيريه و چقدر حال ميده . يه بار بهم گفت چرا كيرت اينقدر كوچيك شده منم گفتم هوس كير بزرگتر كردي اونم گفت آره .گذشت و گذشت و ما توي سكس بيشتر و بيشتر صحبت كرديم البته اوايل زنم شك كرده و فكر ميكرد من ميخوام از زير زبونش در حال مستي حرف بكشم تا از گذشته ش چيزي بفهمم ولي بعد اينكه فهميد واسه لذت بيشتر دارم ميگم بيخيال شد .
خانواده زنم يه شهر ديگه ولي خب نزديك زندگي ميكردن و اون معمولا هفته اي يا دو هفته اي يك يا دو روز رو ميرفت اونجا بعضي وقتا هم بيشتر .
وقتي هم برميگشت دوباره سكس و دوباره همون حرفا . حالا به جايي رسيده بود كه من بهش ميگفتم وااي چه كوسي گشادي چند بار كس دادي خوشگلم اونم ميگفت هر شب
با دوتا كير كلفت و از اين حرفا …
خب بريم سر اصل ماجرا و اون هم مربوط به يه روز حدود ساعت 7 شب كه اوج كار من بود كه زنگ زد و گريه ميكرد كه بيا توي خونه موشه (اينو بگم كه زنم با حيوانات كلا ميونه خوبي نداره علي الخصوص موش كه ديگه اوه اوه)
بهش گفتم مشتري دارم و شاگردم هم نيست
گريه ميكرد و گفت من روي اوپنم تا نياي نميام پايين . سريع راه افتادم و رسيدم خونه ديدم بله خانوم روي اپنه و داره گريه ميكنه .گفت موشه رفته زير اون مبل و هنوز هم از اونجا بيرون نيومده خلاصه بعد چند دقيقه موشه رو كشتم و رفتم خاك انداز رو آوردم و بردمش كه بندازم توي آشغالي كه متوجه يه چيزي شدم توي سطل زباله شدم خوب كه نگاه كردم ديدم يه كاندوم با چندين دستمال كاغذي مچاله افتاده داخلش معلوم هم بود كه تازس .
خشكم زد آخه منكه از كاندوم استفاده نميكردم سريع خودمو جمع و جور كردم و رفتم مغازه ولي دست ودلم به كار نميرفت و فكرم به شدت مشغول بود يعني اون بهم خيانت كرده خب منم بهش خيانت كردم بيشتر كه فكر كردم ديدم ميتونه لذت بخش باشه .
حالا كه فكر كردم ديدم تغييراتي كه تو سكس داشته بي دليل هم نيست اوايل از تف كردن بدش ميومد ولي چند ماهي شده بود كه خودش تف ميانداخت و خيلي چيزاي ديگه …
خلاصه تصميم گرفتم برنامه رو رديف كنم تا ببينم قضيه چيه .
يك هفته اي از اين ماجرا گذشت يه روز بهش گفتم فردا ميخام برم چابهار جنس بيارم خب اين طبيعي بود و مثل هميشه قرار شد كه ببرمش خونه پدرش ولي اينبار بهش گفتم خودتم با يه ماشيني بري خونشون و اون قبول كرد
فرداش صبخ زود بيدار شدم و همه چي آماده و مثلا رفتم چابهار .
معمولا از ساعت 10 زودتر بيدار نميشد ولي اون روز ساعت 9 بهم زنگ زد كه كجايي منم گفتم توراهم و در حاليكه بيرون خونه از دور كشيك ميدادم .
بعد نيم ساعت سروكله ابراهيم پيرمردي كه به گلخونه تو خونمون رسيدگي ميكرد پيدا شد گفتم اي بخشكي شانس چرا اين اومد .
تو ي خونم يه گلخونه كوچيك دارم كه ابراهيم هفته اي سه يا چهار بارميومد و يه بيست دقيقه اي مشغول بود و ميرفت
خلاصه بيست دقيقه شد نيم ساعت شد يه ساعت و ديدم خبري نيست از ابراهيم كه حدودا 60 سال سن داره و چهره اي در هم داره كه اگه كسي واسه اولين بار باهاش برخورد كنه ميگه اصلا نميشه باهاش حرف زد ولي وقتي باهاش بشيني ميبيني نه …هيكلي درشت داره و موهاش كاملا سفيده .
خلاصه بعد يك ساعت به خونه زنگ زدم گوشي رو برداشت درحاليكه نفس نفس ميزد پرسيدم چرا نفس نفس ميزني گفت : تو حياط بودم دويدم گفتم مگه تو حيات كسيه گفت : آره ابراهيم الان رسيد واسه گلخونه گفتم خب تو حياط چكار ميكردي گفت: رفتم واسش چايي بردم
گفتم : ميزاشتي خسته ميشد بعد چايي ميبردي
يه لحظه جا خورد و بعد چند ثانيه من من كردن گفت : خودش گفت اگه ميشه يه چايي بهم بدين .
بهش گفتم يه مشكلي پيش اومده و تا دوساعت ديگه ميرسم خونه .
نيم ساعت بعدش ابراهيم از خونه اومد بيرون و رفت
يك ساعت بعدشم رفتم خونه قيافه ش خسته به نظر ميرسيد و رفته بود حموم بهش گفتم تو كه ديشب رفتي حموم گفت: عيبي داره؟ امشب يه ضيافتي داريم
به طعنه بهش گفتم مطمئني بتوني بازم …
يه لحظه رنگش پريد و سريع گفت : حالا ميبينيم
و اينجوري بود فهميدم بله پریسا خانونم كوس ميده .
البته بعدش تونستم كوس و كون دادنش رو ببينم كه اونارو ميزارم واسه داستانهاي بعدي
اميدوارم كه بتونم خوب نوشته باشم كه خوشتون بياد
تا بعد…
ابتدا از پریسا زنم براتون بگم كه 28 ساله و با قدي 165 و لاغر اندام و زيبا هستش . كونش از حد معمول بزرگتره و واسه همين هميشه چادر ميپوشه وگرنه تابلو ميزنه بيرون . بدنش يك دست و سفيد با موهايي خرمايي و واقعا سكسي .
خودم هم كه 29 سالمه يه پوشاك فروشي دارم تو يه شهر تقريبا كوچيك . خونه و مغازه مون نزديك بهمه و با ماشين 10 دقيقه راهه .
حدود دوسال ميشه كه ازدواج كرديم و از نظر سكسي هم واقعا چيزي واسه هم كم نميزاشتيم ولي خب بعد حدودا يك سال من يه مقدار واسم حالت خسته كننده شده بود . البته كه هراز چند گاهي هم خطا ميزدم و … حالا بماند .
با اين سايت آشنا شدم و حال و هواي اين سايت و داستانها و فيلم هاش رو م تاثير گذاشت تا اونجايي كه روي سكس من و پریسا هم تاثيرگزار شد .
شروع كرديم توي سكسمون صحبت كردن اوايل كه ميگفت : عجب كيريه و چقدر حال ميده . يه بار بهم گفت چرا كيرت اينقدر كوچيك شده منم گفتم هوس كير بزرگتر كردي اونم گفت آره .گذشت و گذشت و ما توي سكس بيشتر و بيشتر صحبت كرديم البته اوايل زنم شك كرده و فكر ميكرد من ميخوام از زير زبونش در حال مستي حرف بكشم تا از گذشته ش چيزي بفهمم ولي بعد اينكه فهميد واسه لذت بيشتر دارم ميگم بيخيال شد .
خانواده زنم يه شهر ديگه ولي خب نزديك زندگي ميكردن و اون معمولا هفته اي يا دو هفته اي يك يا دو روز رو ميرفت اونجا بعضي وقتا هم بيشتر .
وقتي هم برميگشت دوباره سكس و دوباره همون حرفا . حالا به جايي رسيده بود كه من بهش ميگفتم وااي چه كوسي گشادي چند بار كس دادي خوشگلم اونم ميگفت هر شب
با دوتا كير كلفت و از اين حرفا …
خب بريم سر اصل ماجرا و اون هم مربوط به يه روز حدود ساعت 7 شب كه اوج كار من بود كه زنگ زد و گريه ميكرد كه بيا توي خونه موشه (اينو بگم كه زنم با حيوانات كلا ميونه خوبي نداره علي الخصوص موش كه ديگه اوه اوه)
بهش گفتم مشتري دارم و شاگردم هم نيست
گريه ميكرد و گفت من روي اوپنم تا نياي نميام پايين . سريع راه افتادم و رسيدم خونه ديدم بله خانوم روي اپنه و داره گريه ميكنه .گفت موشه رفته زير اون مبل و هنوز هم از اونجا بيرون نيومده خلاصه بعد چند دقيقه موشه رو كشتم و رفتم خاك انداز رو آوردم و بردمش كه بندازم توي آشغالي كه متوجه يه چيزي شدم توي سطل زباله شدم خوب كه نگاه كردم ديدم يه كاندوم با چندين دستمال كاغذي مچاله افتاده داخلش معلوم هم بود كه تازس .
خشكم زد آخه منكه از كاندوم استفاده نميكردم سريع خودمو جمع و جور كردم و رفتم مغازه ولي دست ودلم به كار نميرفت و فكرم به شدت مشغول بود يعني اون بهم خيانت كرده خب منم بهش خيانت كردم بيشتر كه فكر كردم ديدم ميتونه لذت بخش باشه .
حالا كه فكر كردم ديدم تغييراتي كه تو سكس داشته بي دليل هم نيست اوايل از تف كردن بدش ميومد ولي چند ماهي شده بود كه خودش تف ميانداخت و خيلي چيزاي ديگه …
خلاصه تصميم گرفتم برنامه رو رديف كنم تا ببينم قضيه چيه .
يك هفته اي از اين ماجرا گذشت يه روز بهش گفتم فردا ميخام برم چابهار جنس بيارم خب اين طبيعي بود و مثل هميشه قرار شد كه ببرمش خونه پدرش ولي اينبار بهش گفتم خودتم با يه ماشيني بري خونشون و اون قبول كرد
فرداش صبخ زود بيدار شدم و همه چي آماده و مثلا رفتم چابهار .
معمولا از ساعت 10 زودتر بيدار نميشد ولي اون روز ساعت 9 بهم زنگ زد كه كجايي منم گفتم توراهم و در حاليكه بيرون خونه از دور كشيك ميدادم .
بعد نيم ساعت سروكله ابراهيم پيرمردي كه به گلخونه تو خونمون رسيدگي ميكرد پيدا شد گفتم اي بخشكي شانس چرا اين اومد .
تو ي خونم يه گلخونه كوچيك دارم كه ابراهيم هفته اي سه يا چهار بارميومد و يه بيست دقيقه اي مشغول بود و ميرفت
خلاصه بيست دقيقه شد نيم ساعت شد يه ساعت و ديدم خبري نيست از ابراهيم كه حدودا 60 سال سن داره و چهره اي در هم داره كه اگه كسي واسه اولين بار باهاش برخورد كنه ميگه اصلا نميشه باهاش حرف زد ولي وقتي باهاش بشيني ميبيني نه …هيكلي درشت داره و موهاش كاملا سفيده .
خلاصه بعد يك ساعت به خونه زنگ زدم گوشي رو برداشت درحاليكه نفس نفس ميزد پرسيدم چرا نفس نفس ميزني گفت : تو حياط بودم دويدم گفتم مگه تو حيات كسيه گفت : آره ابراهيم الان رسيد واسه گلخونه گفتم خب تو حياط چكار ميكردي گفت: رفتم واسش چايي بردم
گفتم : ميزاشتي خسته ميشد بعد چايي ميبردي
يه لحظه جا خورد و بعد چند ثانيه من من كردن گفت : خودش گفت اگه ميشه يه چايي بهم بدين .
بهش گفتم يه مشكلي پيش اومده و تا دوساعت ديگه ميرسم خونه .
نيم ساعت بعدش ابراهيم از خونه اومد بيرون و رفت
يك ساعت بعدشم رفتم خونه قيافه ش خسته به نظر ميرسيد و رفته بود حموم بهش گفتم تو كه ديشب رفتي حموم گفت: عيبي داره؟ امشب يه ضيافتي داريم
به طعنه بهش گفتم مطمئني بتوني بازم …
يه لحظه رنگش پريد و سريع گفت : حالا ميبينيم
و اينجوري بود فهميدم بله پریسا خانونم كوس ميده .
البته بعدش تونستم كوس و كون دادنش رو ببينم كه اونارو ميزارم واسه داستانهاي بعدي
اميدوارم كه بتونم خوب نوشته باشم كه خوشتون بياد
تا بعد…
نوشته: علیرضا
58 پاسخ به “برملا شدن زنم بوسيله موش”
از عنوان داستان مشخصه که داستانت کیریه.من موندم شما ها غیرت ندارید!!!
قرومساق…
سير ابى از قديم كفتن خونه رو تير نكه ميداره … زن و كير
همش داستان بود خوب معلومه دیگهتقریبا میشه گفت اکثر داستانها الکیه
in k ja bahs nadarekhianat koni khianat mibinihar chand dastanet kos o sheri bish nabudo ehtemal rast budnesh -0
از اسمی که واسه داستانت انتخاب کردی خوشم اومدداستانتم رو تا اخر خوندمولی از اینکه از سکس همسرت با غیر لذت میبری برات متاسفم
خوب بود دمت گرم بقیه داستاناتو هم بنویس
چی بگم والا اگه زنت بهت خیانت کرده. ازش مدرک گیر بیار و خیلی شیک طلاقش بده. اگرم دوس داری بکشیش برو بکش. دیگه چرا میای داستانشو برا ما میگی؟ با حرف اون دوستمون موافقم که خونه رو تیر نگه میداره… زنو کیر
برات متاسفم بی غیرت
غیرت منو کشته
كيرم تودهنت باغيرتت
بی غیرتحالا ادامه نده کس کش خان
دیوثی بود، دیگه ننویس. . . . . . . . . . . . . . .یعنی باز هم ادامه داره؟ لابد تمام شهر میان گلخونه شما رو آب میدن. دیگه ننویس.
کیری پدر سگ نتیجه ی ازدواج یه جنده و یه کونی میشه تویه بی غیرت حرومزاده
آخ خواهر زنتو من گاییدم جوووووووووووون
به قول عربهامنیوچnew_russianخاک بر سر بیغرت کیر پفکیت کنند که زنت حاضر شده به یه پیر مرد لب موت بده.احتمالا زنت کیرت رو دیده فکر کرده دم موشه
اصلا جالب نبود .اگه واقعا این بلا سرت اومده که خیلی جالبه که اومدی نوشتیش…
کسکش بی غیرت بی ناموس زنتو کردن خوش حالی کیر تو غیرتت کونی اوبی لاشی لانتوری لاشی ضبدر هزار
زن بیچاره چقدر بی کیر مونده که به مرد شصت ساله راضی شده مبارکه
از ایرانیها یه اسم به نام غیرت بود که یدک میکشیدن حال بضی ها اونم گذاشتن زمین . خاک برسر مردی که از خیانت زنش لذت ببره وحتی فکرشو کنه . مثلا فکر میکنی بی غیرتی روشن فکریه ؟ تو که به زنت غیرت نداری از خواهر ومادرتم واسمون تعریف کن .
واقعا الان خوشحالی زنت بهت خیانت میکنه؟
یه دست هم خودت به ابراهیم میدادي که توام از قافله عقب نميموندی کوس کش بی غیرت خواجه …یه بار دیگه این طرفها پیدات بشه دسته جمعی خودتو خانوادتو ميزاريم رو هم یه کاربن وسطتون .افتااااااد?
امید وارم تو قسمت بعد داستانت زنتو با شمشیر کشته باشی وگرنه بی ناموس که میگن تویی
آخه چرا دروغ میگی بچه کونی بی ناموس.وسط داستان تخمیت سوتی رو دادی.کاندوم رو تو سطل اشغال نمیندازن که جلو چشم باشه با اون همه دستمال کاغذی
عکسم بگیر بذار اینجا
کله کیری زنتو بیار ماهم بکنیمش داستان خوبی میشه چون اگه بخوای جفتتونو میکنم .اون ننتو گاییدم که تورو زایید ریده بور که بهتر بود
زنتو بیار تا دسته جمعی بکنیم تو کونش.بی غیرت زن جنده.
متاسفم برات اما زنت …بله
همش کس و شعر بود خلی بندی بود بابا
ديگه بي ناموسي رواج ندين ديگه …هي گفتن زن شوهردار حالا مد شده دوس پسر هم داشته باشه خاك تو سر مرداي بي كير اگه زنتو خوب بگاهي هيچ وقت نميره با يكي ديگه هر چند اونيكه زن شوهردار بكنه يعني زن خودش هم داده …هر چي عوض گله نداره
این بیناموس هایی که این داستانارو مینویسن میخوان ایرانیا رو خراب کنن لاشیا تخم خر
آخه بی غیرت به تو ام میشه گفت مردلیاقتت همینه وا قعا چه آدم پستی هستی که آبروی ناموستو می بریfool
داداش شماره زنتو بده بکنیمشdiablo
سلام داستانت متنوع بود خوشحالم از اینکه درکش کردی حاضر به fmfهستم
از سکس ک ناراضی باشه بهتر از این نمیشه نتیجش.خیلی کسکشی!
خداوکیلی تو مردی زنت کوس میده باز چجوری تو میکنیش! یاده کیر پيرمرده نمی افتی!اگه داستانت راس باشه برو بمیر
دیوث!!!مواظب باش قرمساق نشی!!!
کس داده زنت به پیرمردیخاک بر سر تو که کیرمردیدیدی که زنت چگونه از کونمیداد و همی برون شدش جونآن کیر بزرگ و کله گندهدودیست که برون شود ز کنده
خاک خلای جودها بر سر بی غبرتت کنن دیوس…
عجب موش پر برکتی… وگرنه حالا حالا ها هم نمیفهمیدی زنت مثل خودت خائنه… میگنا درو تخته با هم جوره… از هر دست بدی از همون دستم میگیری پس جای تعجب و نا سزا و بی ناموسی نداره دیگه … چیزیه که خودت خواستی… خوش باشی
بازم بنویس ببینیم دیگه چه کس شعرایی تو مخیله جلقوزت می پرورونی.
خاک برسر تو بی غیرت که زنت میده بجای اینکه جمعش کنی میخوای بقیه داستانشو بنویسی بی صفت برو زن جندتو جمع کن بجا اراجیف نوشتن
تحریم تحریم تحریم
کیرم توکس زنت بااین داستانت واقعامزخرف بود
یه کلمه مینویسم “فاک یو”bomb
کیرم تو دهنت لاشیننویس دیگه کسشعر بیش نبودکیر موشی !
كوسكشى مثل كفش تنگ كه دو يا سه پات كنى گشاد ميشه كوسكشى هم اينجورى عادت ميكنى .فكر كردم ميره خونه ابراهيم و زنشو ميكشه خاك بر سرت كوسكش.
من موندم این ملت بیمار این چرندیاتو از کجاش در میاره
با این تفاسیری که تو کردی از اندام پریساجون منم دیونش شدم.پیام بده تا درمورد فانتزی های سکس با پریسا بحرفیمfarzad_atish98
کیرم تو کون زنت کس کش بی غیرت ننویس ننویس
بی غیرت
کلاهتو بزار بالاترdash1
حالا کدوم شهری منم چابهار مجتمع ابریشمم ادرس بده ماهم بیایم بیا خصوصی شمارشو بده داداش
زنت از موش میترسه یا بی موشخخخخ
خوب داستانه ديگه !!!و همش واسه بالا بردنه شهوته ،، چون فك نميكنم (سواي از دين و مذهب ) هيچ جاي دنيا مردي باشه كه از كس دادنه زن يادوس دخترش لذا ببره،ومطمئنم هيشكي چنين داستاناهايي رو جدي نميگيره و همه سعي ميكنن علاوه بر لذت،ازش تجربه هم بگيرن
سلام زن جنده (preved)
در حد لالیگا خوب بود بازم ادامه بده
ای کونی😁