سلام
امید هستم اهل افغانستان 18 سال دارم
داستان من برمیگرده به دو سال قبل که تازه وارد ایران شدم چند مدتی دنبال کار بودم تا توی یه فست فودی برام کار پیدا شد او شروع کردم به کار صاحب فست فودی خیلی ادم خوبی بود جای خوب همه چی برام داده بود شب تنهایی میخوابیدم چند مدتی گذشت منم سر گرم کارم بودم شب شد مثل همیشه مغازه را بستیم صاحب کارم رفت خانه اش من دررا بستم رفتم تا بخوابم ولی خیلی تنها بودم خوابم نمی اومد رفتم دست شوی یک فیلم سوپر گذاشتم شروع کردم به جرق توی فیلم داشته دخترارا از کون جر میداد اصلا جلق زدن حال نمیداد توی فیلم میدیدم دختره از کون دادن خیلی لذت میبری من گفتم بزار امتحان کنم رفتم یک خیار برداشتم یک کم تف زدم به خیار یک تف زدم به کون خیار کردم تو کونم اصلن داخل نمیشد خیلی سوارخ تنگ داشتم یکم مایع زدم به خیار دوبار کردم تو کون جلو عقب کردم یکم رفت تو سوزایش میکرد ولی شل کردم هی عقب جلو نصف خیار رفت تو کونم خیلی حشری شدم دگه همه خیار کردم تو کونم شروع کردم به جرق زدن خیار دراوردم خیلی بهم حال دادو رفتم خوابیدم فردایش رفتم سر کار چند روز ازین ماجرا گذشت من ام هر شب خیار میکردم تو کونم تا این یک کار گر دیگه هم اومد با هم یه جا میخوابیدم من خیلی هوس کیر داشتم خیلی خوش بودم پسر جدید ترک بود خیلی پسری خوبی بود چند روز گذشت با هم صمیمی شدیم روم نمیشد بگم منا بکن شب مغازه را بستیم داشتم فیلم نگاه میکردم مثل هر شب یوهو میلاد اومد گفت داری چی نگاه میکنی سریع گوشی یا خاموش کردم گفتم هیچی میلاد خندید او رفت فردا صبح میلاد گفت دیدم داشتی سوپر میدی خندیدم گفتم اره اخی چرا سوپر نگاه میکنی برو یه جنده بکن گفتم دوست دارم کون بدم گفت جدی میگی به قیافت نمیخوره کونی باشی گفت اری کونی نیست ولی دوست دارم کون بدم گفتم میشه تو کمک ام کنی خندید گفت کونت تمیزی گفتم اری تمیزی تمیزی فقط کیر میخام گفتم باشی امشب کونت میکنم ولی باید تمیزی اش کنی خیلی خوش حال شدم رفتم یه جیلت برداشتم کونم تمیز تمیز شد هیچ مو هی نداشت شب شد مغازه را بستیم میلاد گفت در بیار ببینم تمیز هست یا نه نشون اش دادم خیلی تمیز بودم یک چک زد به کونم یه ناله کشیدم انگشت اش کرد تو سوراخ ام گفت خیلی کون ات داغی گفتم در خدمت شماست اغا میلاد لب گرفت 5 دقیقه لب ام را خورد خیلی پسر خوشگلی بودم ولی لاغر کون بزرگی نداشتم اغا میلاد جون منا خوابوند گفت باسنت با دستات کش بگر من فقط میگفتم چشم انگشتاش با سوراخ کونم بازی میکرد یه کم مالید دور کونم خیلی اماده گایدن بود ولی هی انگشت میکر تا گوزیدم با هر بار انگشت می گوزیدم خیلی شرح میدم ولی میلاد داشت میخندید منم به گوزیدن ادامه میدادم تا این که یهو یه چیز گرم تر احساس کردم به عقب نگاه کردم یه کیر 15 سانتی در خدمت است اول ترسیدم ولی گفتم گور باباش ازاین گرد خیار های کلفتر داخل کونم شده یه کم مالد دور کونم گفت کونت خیس کن یه تف زدم به کونم دور کونم خیس خیس بودم لیز لیز بودم کیر کلفت امد تو کونم اهسته اهسته اگر چند هروز خیار میرفت تو کونم ولی بازهم کون تنگی داشتم هی داخل میکرد من ناله میکردم میلاد میگفت ناله نکن بچه کونی همین که ناله میکردم با چک میزد به باسنم باسنم قرمز قرمز شده بود هی داخل میکرد من ام ناله میکردم تا این که نصف کیر اش رفت تو بعد شروع کرد به تلمبه زدن 7دقیقه تلمبه زد دیگه درد کون برام لذت بخش شده بود دیگه میلاد داشت ارضا میشد گفت کجا خالی کنم گفتم تو کونم یه صدا بلند او همشو خالی کرد تو کونم من خودما بلند گرفتم تا اب اش نیاد بیرون گفتم یه عکس از سواخ کونم بگیر به نگاه کردم اصلن باورم نمیشد ای سوارخ مال من باشی عین فیلم سوپر شده بودن گشاد گشاد تا وقت میلاد اونجا بود همیشه براش میدادم اونم راضی بود
امید هستم اهل افغانستان 18 سال دارم
داستان من برمیگرده به دو سال قبل که تازه وارد ایران شدم چند مدتی دنبال کار بودم تا توی یه فست فودی برام کار پیدا شد او شروع کردم به کار صاحب فست فودی خیلی ادم خوبی بود جای خوب همه چی برام داده بود شب تنهایی میخوابیدم چند مدتی گذشت منم سر گرم کارم بودم شب شد مثل همیشه مغازه را بستیم صاحب کارم رفت خانه اش من دررا بستم رفتم تا بخوابم ولی خیلی تنها بودم خوابم نمی اومد رفتم دست شوی یک فیلم سوپر گذاشتم شروع کردم به جرق توی فیلم داشته دخترارا از کون جر میداد اصلا جلق زدن حال نمیداد توی فیلم میدیدم دختره از کون دادن خیلی لذت میبری من گفتم بزار امتحان کنم رفتم یک خیار برداشتم یک کم تف زدم به خیار یک تف زدم به کون خیار کردم تو کونم اصلن داخل نمیشد خیلی سوارخ تنگ داشتم یکم مایع زدم به خیار دوبار کردم تو کون جلو عقب کردم یکم رفت تو سوزایش میکرد ولی شل کردم هی عقب جلو نصف خیار رفت تو کونم خیلی حشری شدم دگه همه خیار کردم تو کونم شروع کردم به جرق زدن خیار دراوردم خیلی بهم حال دادو رفتم خوابیدم فردایش رفتم سر کار چند روز ازین ماجرا گذشت من ام هر شب خیار میکردم تو کونم تا این یک کار گر دیگه هم اومد با هم یه جا میخوابیدم من خیلی هوس کیر داشتم خیلی خوش بودم پسر جدید ترک بود خیلی پسری خوبی بود چند روز گذشت با هم صمیمی شدیم روم نمیشد بگم منا بکن شب مغازه را بستیم داشتم فیلم نگاه میکردم مثل هر شب یوهو میلاد اومد گفت داری چی نگاه میکنی سریع گوشی یا خاموش کردم گفتم هیچی میلاد خندید او رفت فردا صبح میلاد گفت دیدم داشتی سوپر میدی خندیدم گفتم اره اخی چرا سوپر نگاه میکنی برو یه جنده بکن گفتم دوست دارم کون بدم گفت جدی میگی به قیافت نمیخوره کونی باشی گفت اری کونی نیست ولی دوست دارم کون بدم گفتم میشه تو کمک ام کنی خندید گفت کونت تمیزی گفتم اری تمیزی تمیزی فقط کیر میخام گفتم باشی امشب کونت میکنم ولی باید تمیزی اش کنی خیلی خوش حال شدم رفتم یه جیلت برداشتم کونم تمیز تمیز شد هیچ مو هی نداشت شب شد مغازه را بستیم میلاد گفت در بیار ببینم تمیز هست یا نه نشون اش دادم خیلی تمیز بودم یک چک زد به کونم یه ناله کشیدم انگشت اش کرد تو سوراخ ام گفت خیلی کون ات داغی گفتم در خدمت شماست اغا میلاد لب گرفت 5 دقیقه لب ام را خورد خیلی پسر خوشگلی بودم ولی لاغر کون بزرگی نداشتم اغا میلاد جون منا خوابوند گفت باسنت با دستات کش بگر من فقط میگفتم چشم انگشتاش با سوراخ کونم بازی میکرد یه کم مالید دور کونم خیلی اماده گایدن بود ولی هی انگشت میکر تا گوزیدم با هر بار انگشت می گوزیدم خیلی شرح میدم ولی میلاد داشت میخندید منم به گوزیدن ادامه میدادم تا این که یهو یه چیز گرم تر احساس کردم به عقب نگاه کردم یه کیر 15 سانتی در خدمت است اول ترسیدم ولی گفتم گور باباش ازاین گرد خیار های کلفتر داخل کونم شده یه کم مالد دور کونم گفت کونت خیس کن یه تف زدم به کونم دور کونم خیس خیس بودم لیز لیز بودم کیر کلفت امد تو کونم اهسته اهسته اگر چند هروز خیار میرفت تو کونم ولی بازهم کون تنگی داشتم هی داخل میکرد من ناله میکردم میلاد میگفت ناله نکن بچه کونی همین که ناله میکردم با چک میزد به باسنم باسنم قرمز قرمز شده بود هی داخل میکرد من ام ناله میکردم تا این که نصف کیر اش رفت تو بعد شروع کرد به تلمبه زدن 7دقیقه تلمبه زد دیگه درد کون برام لذت بخش شده بود دیگه میلاد داشت ارضا میشد گفت کجا خالی کنم گفتم تو کونم یه صدا بلند او همشو خالی کرد تو کونم من خودما بلند گرفتم تا اب اش نیاد بیرون گفتم یه عکس از سواخ کونم بگیر به نگاه کردم اصلن باورم نمیشد ای سوارخ مال من باشی عین فیلم سوپر شده بودن گشاد گشاد تا وقت میلاد اونجا بود همیشه براش میدادم اونم راضی بود
نوشته: امید
8 پاسخ به “اولین کون دادن امید”
هر کصکشی شما افغان های کونی رو وارد این مملکت کرد من قبر زنده مردشو گاییدم.
قشنگ بود سبکش جالب نوشتیکونتو بکنم 😉
آفرین که لیاقتتو دونستی و زیر خواب ایرانی ها شدی
من عاشق پسرای افغان هستم،دوست دارم بکنمشون
حال کردم
خیلیم خوب نوشتی ،همین فزمون برو جولو،منکه بعنوان یه ترک اذری ایرانی خوشمان امد !!از این دادنت و مخصوصا از صداقتی د ر این را ستا بخرج دادی واز همه مهمتر همتی که کردی و گذاشتی که بکننت…افرین به این همت عالی واراده متعالی تو که موجب کسب لذتی بسیار برای هردو وگشادی کون برای شخص خودت شده،یک کون گشاد ۱۸ ساله چیزی نیست که بشه براحتی ازش گذشت…اینکه افغان باشی یا اهل هرجای دیگر دنیا بهیچ وجه مهم نیست واز دوستان نیز خواهش میکنم پرونده رو نژادی نکنند…انسانها فارغ از اینکه کجایی باشند میلیونها سال است که به لطایف الحیل همدیگر رو میکنند وبنظر میرسه از این به بعد هم خواهند کرد…انشاا…!!!
کونیه افغونی ، کیر کفتار و شغال تو کس اول و اخرت با اون لهجه کیریت . گمشین برین تو همون خراب شده خودتون مثه سگ همدیگه رو بکشین عقب مونده های هیچی ندار ، گیر من بی افتین مثه سک کونتون میزارم و جرتون میدم
حس میکنم نویسنده افغانی نبود