سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه و از خوشی و شدت حشری بودن روی پاهاتون بند نباشید.
میخوام خاطره اولین سکسم رو براتون تعریف کنم که امیدوارم خوشتون بیاد تا بتونم ماجرای تک تک سکس هایی که داشتم رو براتون به اشتراک بذارم.
ماجرا برمیگرده به سال 1400 که اون موقع 21 سالم بود حدود 5 ماه بود که رفته بودم سر کار و تازه استخدام شده بودم حالا شاید بگید چجوری با این سن استخدام شده داره چاخان میکنه که در اینجا لازم میدونم که بگم من از خدمت مقدس سربازی معاف شدم و یه جورایی خداروشکر نرفتم خلاصه اینجایی که من کار میکنم یه محیط کاملا مردونه هستش و خب همه میدونیم که توی مغز 90% ما مردا چی میگذره خخخخ همیشه که نه ولی اکثر مواقع حرف راجب سکس و زنو دختر میشد همکاری منم همه بالای 30 سال سن داشتن و منم که حسابی حشری بودم پای صحبت هاشون مینشستم و با جون دل گوش میدادم خلاصه گذشت تا عروسی داداش بزرگم شدم و من میخواستم مرخصی بگیرم که قشنگ یادمه عروسی چهارشنبه بود و بعدش پنجشنبه جمعه که تعطیل میشد روز سشنبه قرار بود برم مرخصیمو از رئیسم بگیرم و زودتر برم برای فردا آماده بشم که باز حرف سکس و رابطه جنسی شد منم گفتم کاش میتونستم سکس کنم که حاج تیمور مسن ترین همکارم شلوارشو کشید پایین گفت بیا منو بکن پدرمونو در آوردی کل بچه ها زدن زیر خنده منم از خجالت آب شدم فکر کنید چه وضع بدی بود خخخخ خلاصه حاج تیمور جلوی همه بهم گفت داری میری مرخصی 3 روز وقت داری سکس کنی شنبه که میای سر کار نباید باکره باشی اگه سکس کردی که هیچ اگه نکردی خودم همینجا میکنمت به صورت کاملا جدی گفت منم خایه کردم خدایی میدونستم آدم قالتاقیه خلاصه مرخصیمو گرفتمو شب عروسی داداشم اینقدر عرق خوردم و رقصیدم که اصلااااا فرصت نشد مخ کسیو بزنم گرچه دورانی بود که تازه کرونا اومده بود و عروسی آنچنان شلوغی هم نبود خلاصه چهارشنبه و عروسی هم تموم شد و روز پنجشنبه و سرنوشت ساز شروع
به همه دری میزدم که یه زیدی یا کیس بیزنسی پیدا کنم که آبروم نره از اینستاگرامو تلگرام و گروه های مختلط گرفته تا نزدیکا و این برنامه ها هیچکدوم فایده نداشت دیگه نا امید شدم ظهر شد ناهارو خوردم نشستم همینجوری توی دیوار آگهی نگاه کردن اون موقع من نمیدونستم که زنی که آگهی دمپایی و کفش میذاره دیوار پولی هستش و اهل بیزنس دیدم یه آگهی هست با عکس دمپایی و پای دختر بهش پیام دادم اونم اصلا نشون نمیداد که اهل بیزنسه منم گفتم چرا میخوای دمپایی رو بفروشی که گفت پول لازم داره و این حرفا منم گفتم که بیا زید بشیم من خرجت میکنم تو هم در عوض باهام سکس کن که اونم قبول کرد شماره گرفتیم و رفتیم تلگرام حرف زدن عکسشو فرستاد خوب بود سفید بود و خوشگل البته من فقط عکس فیس و صورتش دیدم بهش گفتم که بیا امروز سکس کنیم که گفت 600 تومن میگیره اگه بیاد و اینکه تنها هم نمیاد و حتما باید دوستش هم بیاد تا نترسه منم از خدا خواسته قبول کردم سریع یه سوییت اجاره کردم شهرک پرواز بندرعباس سمت چهار راه پردیس و اسنپ گرفتم راه افتادم و لوکیشن خونه رو هم برای اونا فرستادم وقتی رسیده بودم اونا زودتر اونجا رسیده بودن و توی ماشین منتظر دیگ حرف زدیم و پیاده شدن منم رفتم کلید رو از صابخونه گرفتم و رفتیم توی خونه اقااا چشمتون روز بد نبینه اصل کاریه که من باهاش حرف زدم و اسمش فاطمه بود اینقددد چاق بود که خدا میدونه برای من فقط عکس صورتش فرستاده بود اون یکی هم که اسمش سیما بود هیکلش توپ بود تناسب اندام داشت ولی سبزه تیره بود خلاصه گفتن که اول پول بزن منم 900 روی هم بهشون پول دادم و لخت شدن منم مثل کسخولا داشتم فقط نگاهشون میکردم اونا خندیدن اومدن سر وقتم اقااا لب که گرفتم ازشون من شل شدم فکر کنید کسی که تا حالا بوی کوس به مشامش نرسیده سکس اولش شده بود تریساااااامممم خلاصه آقا لباس منم در آوردن و دوتایی عین فیلما نشستن به ساک زدن من که اصلا تو ابرا بودم ساک که زدن گفتن خب کاندوم بکش سر کیرت بکن حالا من اصلا کاندوم نخریدن بودم اصلا حواسم نبود اینقدر هول بودم خلاصه گفتم که نخریدم اینا اونام گفتن فقط نریز داخل بکش بیرون دیدی داره میاد منم اوکی دادم رفتم سراغ فاطمه چون خیلی سفید بود ولی اینقدر چاق بود که کیر 15 cm من اصلااااا داخل نرفتتتتت که نرفت هر کاری کردم بکنمش نتونستم دیدم داره وقتم میره گفتم نمیخوام سیما رو میکنم که فاطمه به خنده بهم گفت پسره کوص خراب کن و خندید و دراز کشید برای خودش منم آقا لجم گرفت افتادم به جون سیما داگ استایلش کردم و بدون تف و چرب کردن کیرم فرستادم داخل عین تنور نونوایی بود کوص سیاهش الان که یادم میاد حالی به حالی میشم خلاصه داگ استایل کردمش هفتی چون وارد نبودم کمرم درد میگرفت نمیتونستم خلاصه داگ استایل کردمش تا آبم اومد و کشیدم بیرون ریختم رو کمرش بعدش رفتیم دوتایی حموم خودمونو شستیم اومدیم تو پذیرایی لباسامون پوشیدیم که من به سیما گفتم شمارتو بده از این به بعد فقط با خودت قرار بذارم به نظرتون چی بهم گفت ؟
یه چیزی گفت که خشک شدم سر جام گفت که شوهر داره و این بار هم بخاطر بدهکاری اومده (گوه میخورد البته جنده بود) منم گفتم باشه پس فاطمه تو بیا حداقل برام ساک میزنی خوبه که گفت باشه و رفتن منم خونه رو تحویل دادم و رفتم خونه و با غرور تمام رفتم سر کار شنبه یه مدت گذشت من دوباره هوس سکس کردم که به فاطمه پیام دادم که بیا گفت نمیاد من فکر کردم داره بازار گرمی میکنه قیمت ببره بالا ولی دیدم اصلا قبول نمیکنه که باز هم با جمله معروف مواجه شدم درسته فاطمه هم شوهر داشت و گفت که دیگه بهش نه زنگ بزنم نه پیام بدم و این خط هم مال مادر شوهرشه گذشت منم خیلی تو کف بودم به یکی از هکارام که مجرد و زید باز بود ماجرا رو تعریف کردم اونم گفت زنگ بهش بزن گوشی رو بده به من منم با گوشی خودم زنگ زدم دادم بهش این کسخول خان هم بهش گفت فاطمه خانوم من رفیق معینم که باهاش سکس کردی میشه امشبم یه حالی به جفتمون بدی هزیشنو میدیم و اینا ولی پشت خط واقعا مادر شوهرش بود و گفت اشتباه گرفتین چند دقیقه بعد با همین خط یه بازویی زنگ زد و فقط فحش ناموسی میداد که فهمیدم راست گفته و شوهر داره آقا من ریده بودم به خودم و فقط دعا میکردم یارو پیگیری نکنه چند شب خواب و خوراک نداشتم که الحمدلله الحمدلله بخیر گذشت و این اولین خاطر سکس من بود امیدوارم خوشتون اومده باشه و تشویقم کنید بقیشو بذارم سوالی هم بود بپرسید جواب میدم ایشالله همیشه کیراتون پر آب و کوصاتون خیس باشه.
امیدوارم حالتون خوب باشه و از خوشی و شدت حشری بودن روی پاهاتون بند نباشید.
میخوام خاطره اولین سکسم رو براتون تعریف کنم که امیدوارم خوشتون بیاد تا بتونم ماجرای تک تک سکس هایی که داشتم رو براتون به اشتراک بذارم.
ماجرا برمیگرده به سال 1400 که اون موقع 21 سالم بود حدود 5 ماه بود که رفته بودم سر کار و تازه استخدام شده بودم حالا شاید بگید چجوری با این سن استخدام شده داره چاخان میکنه که در اینجا لازم میدونم که بگم من از خدمت مقدس سربازی معاف شدم و یه جورایی خداروشکر نرفتم خلاصه اینجایی که من کار میکنم یه محیط کاملا مردونه هستش و خب همه میدونیم که توی مغز 90% ما مردا چی میگذره خخخخ همیشه که نه ولی اکثر مواقع حرف راجب سکس و زنو دختر میشد همکاری منم همه بالای 30 سال سن داشتن و منم که حسابی حشری بودم پای صحبت هاشون مینشستم و با جون دل گوش میدادم خلاصه گذشت تا عروسی داداش بزرگم شدم و من میخواستم مرخصی بگیرم که قشنگ یادمه عروسی چهارشنبه بود و بعدش پنجشنبه جمعه که تعطیل میشد روز سشنبه قرار بود برم مرخصیمو از رئیسم بگیرم و زودتر برم برای فردا آماده بشم که باز حرف سکس و رابطه جنسی شد منم گفتم کاش میتونستم سکس کنم که حاج تیمور مسن ترین همکارم شلوارشو کشید پایین گفت بیا منو بکن پدرمونو در آوردی کل بچه ها زدن زیر خنده منم از خجالت آب شدم فکر کنید چه وضع بدی بود خخخخ خلاصه حاج تیمور جلوی همه بهم گفت داری میری مرخصی 3 روز وقت داری سکس کنی شنبه که میای سر کار نباید باکره باشی اگه سکس کردی که هیچ اگه نکردی خودم همینجا میکنمت به صورت کاملا جدی گفت منم خایه کردم خدایی میدونستم آدم قالتاقیه خلاصه مرخصیمو گرفتمو شب عروسی داداشم اینقدر عرق خوردم و رقصیدم که اصلااااا فرصت نشد مخ کسیو بزنم گرچه دورانی بود که تازه کرونا اومده بود و عروسی آنچنان شلوغی هم نبود خلاصه چهارشنبه و عروسی هم تموم شد و روز پنجشنبه و سرنوشت ساز شروع
به همه دری میزدم که یه زیدی یا کیس بیزنسی پیدا کنم که آبروم نره از اینستاگرامو تلگرام و گروه های مختلط گرفته تا نزدیکا و این برنامه ها هیچکدوم فایده نداشت دیگه نا امید شدم ظهر شد ناهارو خوردم نشستم همینجوری توی دیوار آگهی نگاه کردن اون موقع من نمیدونستم که زنی که آگهی دمپایی و کفش میذاره دیوار پولی هستش و اهل بیزنس دیدم یه آگهی هست با عکس دمپایی و پای دختر بهش پیام دادم اونم اصلا نشون نمیداد که اهل بیزنسه منم گفتم چرا میخوای دمپایی رو بفروشی که گفت پول لازم داره و این حرفا منم گفتم که بیا زید بشیم من خرجت میکنم تو هم در عوض باهام سکس کن که اونم قبول کرد شماره گرفتیم و رفتیم تلگرام حرف زدن عکسشو فرستاد خوب بود سفید بود و خوشگل البته من فقط عکس فیس و صورتش دیدم بهش گفتم که بیا امروز سکس کنیم که گفت 600 تومن میگیره اگه بیاد و اینکه تنها هم نمیاد و حتما باید دوستش هم بیاد تا نترسه منم از خدا خواسته قبول کردم سریع یه سوییت اجاره کردم شهرک پرواز بندرعباس سمت چهار راه پردیس و اسنپ گرفتم راه افتادم و لوکیشن خونه رو هم برای اونا فرستادم وقتی رسیده بودم اونا زودتر اونجا رسیده بودن و توی ماشین منتظر دیگ حرف زدیم و پیاده شدن منم رفتم کلید رو از صابخونه گرفتم و رفتیم توی خونه اقااا چشمتون روز بد نبینه اصل کاریه که من باهاش حرف زدم و اسمش فاطمه بود اینقددد چاق بود که خدا میدونه برای من فقط عکس صورتش فرستاده بود اون یکی هم که اسمش سیما بود هیکلش توپ بود تناسب اندام داشت ولی سبزه تیره بود خلاصه گفتن که اول پول بزن منم 900 روی هم بهشون پول دادم و لخت شدن منم مثل کسخولا داشتم فقط نگاهشون میکردم اونا خندیدن اومدن سر وقتم اقااا لب که گرفتم ازشون من شل شدم فکر کنید کسی که تا حالا بوی کوس به مشامش نرسیده سکس اولش شده بود تریساااااامممم خلاصه آقا لباس منم در آوردن و دوتایی عین فیلما نشستن به ساک زدن من که اصلا تو ابرا بودم ساک که زدن گفتن خب کاندوم بکش سر کیرت بکن حالا من اصلا کاندوم نخریدن بودم اصلا حواسم نبود اینقدر هول بودم خلاصه گفتم که نخریدم اینا اونام گفتن فقط نریز داخل بکش بیرون دیدی داره میاد منم اوکی دادم رفتم سراغ فاطمه چون خیلی سفید بود ولی اینقدر چاق بود که کیر 15 cm من اصلااااا داخل نرفتتتتت که نرفت هر کاری کردم بکنمش نتونستم دیدم داره وقتم میره گفتم نمیخوام سیما رو میکنم که فاطمه به خنده بهم گفت پسره کوص خراب کن و خندید و دراز کشید برای خودش منم آقا لجم گرفت افتادم به جون سیما داگ استایلش کردم و بدون تف و چرب کردن کیرم فرستادم داخل عین تنور نونوایی بود کوص سیاهش الان که یادم میاد حالی به حالی میشم خلاصه داگ استایل کردمش هفتی چون وارد نبودم کمرم درد میگرفت نمیتونستم خلاصه داگ استایل کردمش تا آبم اومد و کشیدم بیرون ریختم رو کمرش بعدش رفتیم دوتایی حموم خودمونو شستیم اومدیم تو پذیرایی لباسامون پوشیدیم که من به سیما گفتم شمارتو بده از این به بعد فقط با خودت قرار بذارم به نظرتون چی بهم گفت ؟
یه چیزی گفت که خشک شدم سر جام گفت که شوهر داره و این بار هم بخاطر بدهکاری اومده (گوه میخورد البته جنده بود) منم گفتم باشه پس فاطمه تو بیا حداقل برام ساک میزنی خوبه که گفت باشه و رفتن منم خونه رو تحویل دادم و رفتم خونه و با غرور تمام رفتم سر کار شنبه یه مدت گذشت من دوباره هوس سکس کردم که به فاطمه پیام دادم که بیا گفت نمیاد من فکر کردم داره بازار گرمی میکنه قیمت ببره بالا ولی دیدم اصلا قبول نمیکنه که باز هم با جمله معروف مواجه شدم درسته فاطمه هم شوهر داشت و گفت که دیگه بهش نه زنگ بزنم نه پیام بدم و این خط هم مال مادر شوهرشه گذشت منم خیلی تو کف بودم به یکی از هکارام که مجرد و زید باز بود ماجرا رو تعریف کردم اونم گفت زنگ بهش بزن گوشی رو بده به من منم با گوشی خودم زنگ زدم دادم بهش این کسخول خان هم بهش گفت فاطمه خانوم من رفیق معینم که باهاش سکس کردی میشه امشبم یه حالی به جفتمون بدی هزیشنو میدیم و اینا ولی پشت خط واقعا مادر شوهرش بود و گفت اشتباه گرفتین چند دقیقه بعد با همین خط یه بازویی زنگ زد و فقط فحش ناموسی میداد که فهمیدم راست گفته و شوهر داره آقا من ریده بودم به خودم و فقط دعا میکردم یارو پیگیری نکنه چند شب خواب و خوراک نداشتم که الحمدلله الحمدلله بخیر گذشت و این اولین خاطر سکس من بود امیدوارم خوشتون اومده باشه و تشویقم کنید بقیشو بذارم سوالی هم بود بپرسید جواب میدم ایشالله همیشه کیراتون پر آب و کوصاتون خیس باشه.
نوشته: Moein
7 پاسخ به “اولین سکس معین”
🙄
حالمون بد شد با داستانتفردا برو یک تست بده 🤐🥴
زن های گوشتی کردن کار هر کسی نیست. فقط یه ادم باتجربه میدونه خانمهای چاق چقدر باحالن . قیافه خوشگل باشه ، شکل اندامش مهم نیست
اصلا جالب بود خیلی آبکی نوشتی اخه کسی که تو رو مجبور نکرده بود بری تند تندی سراغ کوس بعد چطور ممکنه تو با ۲۱ سال سن تا اون زمان کاری نکرده باشی یعنی دوست دختر نداشتی پسر چطور یهو حشری شدی بعد هم سراغ ۲ تا گوس در یک زمان رفتی بعد توافق میکنی ۶۰۰ تومان پرداخت انجام میدی ۹۰۰ تومان !!! خیلی برام عجیبه پس تو دوران بلوغ چکار میکردی مگه شهوت کوه آتش فشان بود که تو ۲۱ سالکی یهو فوران کرد . من اصلا متوجه نشدم .ولی حس میکنم. مفعول باشی نخواستی خاطرات سکس تو بگی چون آدم درون گرای هستی .
بنظرت به همون حاج منصور کون میدادی به نفعت نبود ؟😁
یه کس و شعری گفتی ، از فردا همه میرن دیوار به هرکی که آگهی دمپایی گذاشته زنگ میزنن
همونجا اون یارو میکردی خیلی بهتر بود 🤣🤣🤣