اولین تریسام زوری

این داستان به سفارش خانومم نوشتم از زبون خودش تازگی ها فانتزی تریسام داریم و داریم توی رابطه هم بهش فکر میکنیم ولی قرار نیست عملیش کنیم.

اولین جلسه باشگاه بود من و سبحان قرار گذاشته بودیم سه روز در هفته بریم یکم ورزش کنیم تا از اوقات بیکاری مون استفاده کنیم.
باشگاه مال یکی از دوستای سبحان بود که تازه باهاش آشنا شده بود ولی من هنوز ندیده بودمش فقط تعریفش از سبحان شنیده بودم
می‌گفت یه پسر خوش اخلاق ولی جدیه که چند سالی هست باشگاه می‌ره و بدن خیلی خوبی ساخته واسه خودش
برای اینکه راحت باشیم ساعت ۱۲ شب می‌رفتیم باشگاه تا دوتایی ورزش کنیم اینجوری بیشتر خوش میگذره سبحان کلید از دوستش ایمان گرفته بود تا هر وقت خواستیم بریم راحت باشیم. دوتا ساک برداشتیم و لباسامون گذاشتیم داخلش و رفتیم
چون آقاییم تو خونه همیشه منو دید میزنه من یه ست ورزش سفید صورتی خیلی جذب برداشتم تا توی باشگاه هم حسابی حال کنه و از دیدن خانومش لذت ببره وارد باشگاه شدیم من رفتم سمت رختکن تا لباسم عوض کنم لگ پام کرده بودم تازه که سبحان از پشت سر رد شد محکم زد روی کونم از جا پریدم گفتم دیوونه ترسیدم اونم گفت میخواستی همچین لباس سکسی نپوشی
سبحانم لباساش عوض کرد و باهم رفتیم سمت سالن
ارش یه برنامه تمرین به سبحان داده بود تا از روی اون کارمون شروع کنیم داشتیم گرم میکردیم که صدای باز شدن در باشگاه اومد…
آرش بود از پله های باشگاه اومد پایین برای اولین بار بود که میبینمش یه پسر چهارشونه که مشخص بود خیلی ساله باشگاه می‌ره اومد داخل و سلام کرد و کلی عذرخواهی که ببخشید کیف مدارکم جا گذاشتم مجبور شدم برگردم منو سبحان هم بهش سلام کردیم
سبحان رفت سمتش شروع کرد به سلام احوال پرسی و صحبت کردن منم مشغول گرم کردن بودم و نگاهشون میکردم آرش یه تتو قشنگ روی گردنش داشت و یه زنجیر دور گردنش مشخص بود خیلی به ظاهرش اهمیت میده و به خودش میرسه یه عطر خیلی عالی هم زده بود که فضای باشگاه پر کرده بود منم ول کنش نبودم یکسره بررسیش میکردم.
صحبتشون تموم شد دیدم آرش داره میاد سمت من سبحان هم باهاش بود دوباره سلام کردم
از نزدیک خیلی هیکلش سکسی بود به نظرم
به شوخی بهم گفت شما که به باشگاه نیاز نداری بذار سبحان خودش تنهایی بیاد منم خندیدم گفتم نه بابا منم باید روی خودم کار کنم خداحافظی کرد و گفت من میرم شما راحت باشین منم خداحافظی کردم رفت بعد که آرش رفت سبحان دوباره زد محکم روی کونم گفت ای کلک از نگاهت مشخص بود خیلی از هیکل آرش خوشت اومده ها منم خندیدم گفتم چی میگی دیوونه چرت و پرت نگو بیا شروع کنیم زودتر دیگه ورزش شروع کردیم و تقریبا یک ساعتی توی باشگاه بودیم کارمون که تموم شد رفتیم داخل باشگاه دوش گرفتیم و حرکت کردیم سمت خونه نمی‌دونم چرا از موقعی که آرش دیدم و همون مکالمه کوتاهی که باهاش داشتم خیلی رفته بود توی مخم و همش بهش فکر میکردم .
یه چیزی تو ذهنم می‌گفت کاش آرش هم با ما توی باشگاه بود
پس فردا شد دوباره قرار بود بریم باشگاه توی ماشین نشسته بودیم که گوشی سبحان زنگ خورد سبحان گوشی رو برداشت فهمیدم که آرشه یکم باهم صحبت کردن سبحان وسط صحبت گفت آرش میگه اشکالی نداره اونم تایم ما بیاد باشگاه منم سریع همه چیزایی که از آرش دیده بودیم مثل برق اومد توی ذهنم و گفتم آره بیاد اشکالی ندارد سبحان هم به آرش گفت آره بیا مشکلی نیست باشگاه خودته دیگه خلاصه رسیدیم باشگاه و بعد لباس عوض کردن رفتیم سمت سالن همون موقع بود که آرش رسید بازم سلام و احوال پرسی کرد و گفت ببخشید این تایم مجبور شدم بیام چون برنامه کاریم به هم ریخته و روز کلا سرم شلوغه ما هم گفتیم نه اشکالی ندارد راحت باش.
رفت سمت رختکن که لباسش عوض کنه یه تیشرت مشکی جذب تنش بود که از زیرش همه عضلاتش معلوم بود یه ساک ورزشی هم دستش بود.
ما در حال گرم کردن بودیم آرش هم داخل رختکن یک دفعه گوشی آرش که داخل سالن بود زنگ خورد خشکم زد دیدم آرش با یک شلوارک ورزشی بدون تیشرت سریع اومد وسط سالن تا گوشیش جواب بده هیکلش بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم سکسی بود یه شکم شش تکه و بازوهای گنده واقعا ترکیبش با اون تتو و عطر خوبش داشت من دیوونه میکرد به خودم اومدم دیدم سبحان متوجه نگاه من شده سریع خودم جمع و جور کردم مشغول ورزش کردن شدم.
آرش تلفنش تموم شد و اومد یه گوشه سالن شروع کرد به ورزش کردن منم بین تمرین های زیر چشمی نگاهش میکردم ولی اون خیلی جدی مشغول کار خودش بود و توجهی به من نداشت اصلا
وسط کار سبحان بهم گفت برو وزنه های ۲ کیلویی رو بیار برگشتم دیدم وزنه های که میگه سمت آرشه نمی‌دونم چرا به من گفت ولی من که دوست داشتم به آرش نزدیک تر بشم گفتم باشه و رفتم سمتش آرش روی تخت بود داشت پرس سینه میزد و وزنه ها کنارش بود رفتم جلو و گفتم با اینا کاری نداری من ببرمش آرش گفت نه ببر من کارم تمومه با اونا دقیقا چسبیده به آرش خم شدم و وزنه هارو از کنار آرش برداشتم.
برگشتم سمت سبحان مشغول تمرین بودم سبحان بهم گفت دیوونه این کار می‌کنی پسر مردم اذیت میشه من گفتم چکار گفت روبه روی صورت آرش خم شدی از روی زمین وزنه هارو برداشتی قشنگ قفل شد روت
منم خندیدم گفتم تقصیر من چیه تو گفتی برو بیار منم که نمیتونم کون گندم قایم کنم که اونم خندید گفت آره خب راست میگی
توی ذهنم خوشحال بودم که آرش توجهش به من جلب شده.
وسط کار بودیم سبحان گفت بیا اسکات بزن کون قشنگت خوش فرم تر بشه منم که از خدا خواسته سریع گفتم باشه
برای اولین بار بود که این حرکت میزنم سبحان وزنه رو گذاشت روی شونه هام و اومد جلوی من وایستاد و وزنه رو نگه داشت که اگه نتونستم از روی شونم بلندش کنه یه دفعه متوجه آرش شدم که پشت سرم وایستاده سبحان گفت شروع کن منم رفتم پایین وقتی اومدم بالا آرش گفت اینجوری به کمتر آسیب میزنی و همینجوری که صحبت می‌کرد اومد پشت سرم و نزدیکم وایستاد قشنگ چسبیده بود بهم وقتی اومدم بالا و خواستم برم دوباره پایین دستاش گذاشت روی کمرم اولین بار بود که یکی غیر سبحان به کمرم دست میزنه خیلی حس عجیبی داشت انگار داشت شهوت کم کم درونم بیدار میشد سبحان گفت برو دیگه منم رفتم پایین آرش همینجوری دستاش روی کمرم بود و داشت می‌گفت که حالت کمرم چه جوری باشه تا آسیب نبینم چندباری ادامه دادم و دستای آرش دور کمرم بود آرش گفت ست آخر آروم بیا بالا منم شروع کردم آروم نشستن و بلند شدن برای بار آخر ذهنم داشت می‌گفت یه کاری کنم و انجامش دادم موقع بالا اومدن کونم دادم عقب تر چیزی که اتفاق افتاد حسابی تحریکم کرد کونم خورد به آرش یه چیز سفت رو حس کردم که فکر‌کنم کیرش بود مشخص بود از اول تا آخر داشته به کونم فکر میکرده و این فکرا حسابی کیرش شق کرده بود وزنه رو گذاشتم روی زمین برگشتم سمت آرش و گفتم درست زدم؟؟ قصد داشتم ببینم کیرش چجوری شده زیر شلوارک که دیدم حوله رو گرفته جلوش و چیزی دیده نمیشه اونم گفت آره واسه بار اول عالی بود دیگه چیزی نگفت و رفت.
من که حسابی بدنم داغ شده بود و از اینکه کونم مالونده بودم به کیرش خیلی حشری شده بودم و حس میکردم کصم حسابی خیس شده سبحان هم متوجه این موضوع شده بود چون صورتم یکم قرمز شده بود.
رفتم سمت حوله ها که عرقهام خشک کنم موقع راه رفتن متوجه شدم کصم بیش از حد خیس شده و سبحان داره از پشت به کونم نگاه می‌کنه و مطمئنم اونم فهمیده این موضوع رو سریع خودم جمع و جور کردم و گفتم من میرم دوش بگیرم دیگه خسته شدم
سبحان و آرش داشتن باهم صحبت میکردن و سبحان گفت برو بعدش من میام.
منم رفتم سمت حموم زیر دوش داشتم خل میشدم آنقدر که به آرش و اتفاقی که افتاده بود فکر کردم.
شروع کردم به شستن خودم و کارم تقریبا تموم شده بود و داشتم خودم خشک میکردم که متوجه شده یکی داره میزنه به در حموم گفتم بله جواب نداد از لای در آروم نگاه کردم باورم نمیشد چی میبینم آرش فقط با یک شرت وایستاده بود پشت در و خیلی جدی پرسید کمرت درد نگرفت؟؟ منم گفتم نه خوبم دیدم سبحان هم سریع اومد پشت در گفت خب بزار یکم ماساژ بدیم تا اذیت نشی چون حرکتش سنگین بود گفتم نه خوبم واقعا ولی همچنان هردوشون پشت در وایستادن بودن سبحان در باز کرد گفت بزار آرش ماساژ بده کمرت اون می‌دونه باید چکار کنه و سریع من چرخوند جوری که پشتم به آرش بود منم حوله رو محکم گرفته بودم و فقط به بدن سکسی آرش و اتفاقاتی که افتاده بود فکر میکردم آرش از روی حوله شروع کردم به ماساژ دادن کمرم سبحان هم کنارم وایستاده بود از اینکه دوتا مرد کنارم هستن حس عجیب و غریبی داشتم یکم که گذشت سبحان دستم گرفت گفت حوله رو ولش کن گفتم چی میگی سبحان و سفت حوله رو گفته بودم آرش همچنان سکوت کردم بود و کم‌کم داشت می‌رفت پایین تر و روی کونم سبحان هم زمان دستم کشید و من همینجوری که پشتم به آرش بود حوله از روی بدنم افتاد تا اومدم بگم سبحان چرا… شروع کرد به خوردن لبهام و دستام از مچ گرفته بود محکم جوری که نمی‌تونستم دستام تکون بدم
آرش دستش از روی کمر آورد روی کونم و بعد یه نوازش کوتاه یکی محکم زد روی کونم و گفت آخ چه کون گنده ای داری لعنتی همچنان سبحان داشت لبام میخورد و حسابی شق کرده بود جوری که از روی شورت مشخص بود آرش دوباره زد روی کونم منم ناخواسته آه کشیدم همین دیوونش کرد و خیلی سریع و خشن دوتا از انگشتاش برد بین پاهام انقدر کصم خیس شده بود که حد نداره یکم با انگشتاش کصم مالوند و هی انگشتاش میکرد تو کصم می‌آورد بیرون باز میزد روی کونم سبحانم رفته بود سراغ سینه هام و اونارو می‌مالید بعدش یه دفعه منو چرخوند داشتم آرش با اون بدن سکسیش می‌دیدم نگاهم ناخواسته رفت پایین شرتش در آورده بود یه کیر کلفت داشت که مطمعن بودم تحملش ندارم سبحان دستام از پشت دوباره گرفت خودش پشت سرم بود و آرش رو به روی من ایستاده بود اومد نزدیکم و داشت زل می‌زد بهم داشتم از خجالت و بیشتر از اوج از شهوت میمردم سبحان همینجوری که دستام محکم گرفته بود نشست و شروع کرد از پشت به خوردن کص و کونم پاهام داشت شل میشد آرش نزدیک تر شد دستاش انداخت دور گردنم و لبام خورد و هی گاز میزد منم هیچ‌کار نمی‌تونستم بکنم
سبحان پاشد وایستاد کصم داشت آتیش می‌گرفت دیگه کیرش حسابی شق شده بود جوری که روی کونم حسش میکردم کیرش گذاشت بین پاهام و عقب و جلو میکرد آرش همچنان داشت لبام گاز میزد دستاش از دو گردنم آورد روی سینه هام و محکم چنگشون میزد لعنتی یک لحظه هم آروم نبود هرکاری باهام میکرد خیلی خشن بود سبحان کیرش از لای پاهام آورد بالاتر و خیلی سریع گذاشت توی کصم جوری که تا ته رفت توش دستام همچنان بی حرکت بود و اختیاری نداشتم آرش دستاش از روی سینه هام رفت پایین روی کصم و شروع کردم به مالیدنش همینجوری که سبحان داشت پشتم تلمبه میزد اونم کصم می‌مالید دیگه پاهام شل شده بود و اصلا نمی‌تونستم روی پاهام وایستم همون لحظه بود که سبحان دستام ول کرد و من حل داد سمت آرش بی اختیار دستام افتاد دور گردن آرش و کیرش بین پاهام حس میکردم من بغل کرد و خوابید کف حموم منم کشید روی خودش دوباره دستام از پشت گرفت و کیرش کلفتش حل داد داخل کصم یه لحظه نفسم بند اومد با یه دستش دستام روی کمرم قفل کردم بود با یه دستش کونم چنگ‌زد و شروع کرد به تلمبه های محکم زدن سبحان پشت سر داشت مارو تماشا می‌کرد منم دیگه ناله هام دست خودم نبود.
سبحان اومد پشت سر من روی زانوهاش واستاد اومد جلو تر و کیرش گذاشت روی کونم و می‌مالوند به سوراخم تا اومدم بگم سبحان نکنی دیگه دیر شده بود سر کیرش فشار داد روی سوراخ کونم و رفت داخل باورم نمیشد کیر آرش تو کصم بود و‌کیر سبحان توی کونم دیگه جیغ میزدم از اوج شهوت اینا هم مثل وحشی ها فقط محکم میکردن چند دقیقه ای همینجوری من و میکردن منم خودم ول کرده بودم روی بدن آرش و از روی شهوت اسم هردوشون صدا میزدم هی میگفتم بسه ولی توی دلم دوست داشتم ادامه بدن و هر کاری می‌خوان باهام بکنن
سبحان موهام از پشت گرفته بود و آرش هم بعد هر تلمبه محکمی که میزد یکی هم روی کونم میزد هر دو سرعتشون بیشتر کردن احساس کردم دارم ارضا میشم بدون اینکه بفهمم چیکار دارم میکنم لبام گذاشتم روی لبای آرش سبحان موهام ول کرد تا راحت باشم بعد چند ثانیه پاهام شروع کرد به لرزیدن و همون لحظه ارضا شدم ولی این دوتا وحشی ولم نکردن و همچنان به کردن ادامه میدادن بعد من نوبت اونا شد اول آرش آبش اومد ولی آنقدر من محکم گرفته بود نتونستم از روش بلند شم همه آبش خالی کرد تو کصم بعدش سبحان توی کونم ارضا شد آنقدر کیراشون گنده شده بود احساس میکردم دارم جر‌میخورم اما برام مهم نبود چون تا حالا اینجوری لذت نبرده بودم بعدش همه کس و کونم پر از آب سبحان آرش شده بود منم محکم آرش بغل کردم سبحان هم چسبید بهم و از پشت شروع کرد به بوسیدن من.
من حسابی گیج و غرق در شهوت بودم که چه جوری آنقدر سریع همه چیز اتفاق افتاده.
بعدش هر دو باهم بلندم کردن دیگه هیچکس هیچی نمی گفت سبحان دوش باز کرد و آرش دستم گرفت برد زیر دوش سبحان هم اومد کنارم دوتا مردی که تا همین چند دقیقه پیش داشتن جرم میدادن الان دو نفری کنارم زیر دوش بودن چسبیدن بهم و شروع کردن دست کشیدن به بدنم دیگه خیلی آروم شده بودن و انکار فقط میخواستن منو تمیز کنن منم هیچی نمیگفتم و داشتم لذت می‌بردم سبحان سمت چپ و آرش سمت راست هر کدومشون هرجایی که دوست داشتن دست کشیدن با اینکه ارضا شده بودم ولی هنوز پر از شهوت و لذت بودم بعدش که کارم تموم شد هر دو باهم بوسم کردن آرش دم گوشم گفت دفعه بعدی دیوونت میکنم سبحان هم بهم گفت عاشقتم خانوم سکسی من.
باورم نمیشد قراره یه بار دیگه به دو نفر بدم…

نوشته: Sobfa

بازدید 6,635

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “اولین تریسام زوری”

  1. عالی بودعزیزم نوش جونت خانوم سکسی،هیچ لذتی واسه ماخانوما بهتر و بالاتر از سکستریسام نیست اونم با شوهرت و دوسپسرتکه هردوعاشقتن 😍

  2. تو فضای فرهنگی ایران چنین سخنانی شگفت انگیزه رویای زیبایی تا اخر فکر کنم شود چون میانه داستان رها کرپم با احترام

  3. نمیدونستم خانوما هم توهمات جقیا رو تو ذهنشون دارن. خانوم جقی میخوای بدی برو بده دیگه کسشعر نباف.البته داستان از زبون شوهر جقیت بود ظاهرا. پس میشید دوتا جقی

  4. عاشق زنی ام که موقع سکس همه سوراخهاش پر از کیر باشه و زیرشون از لذت زجه بزنه

  5. ویرایش کردن متن قبل از پست کردن داستان، یعنی احترام گذاشتن به خواننده. که متاسفانه شما انجامش ندادین.

  6. لااقل اگر میایین قصه و داستان تعریف نکنیدداستانیکه بر پایه حقیقت نباشه دوزار بدرد نمیخورهو کسیم حال نمیکنه چون این چرتو پرتا زاییده خیالو کوسعشر گویی بیش نیست ♧

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید