استخر تایم

سلام
من زهرا هستم 18 سالمه و این قضیه مربوط میشه 5 سال قبل ک 13 سالم بود ،
من ی دختر عمو دارم ب اسم مریم ک اون موقع 20 سالش بود و مث خودم تک فرزنده و من مث خواهر بزرگترم دوسش دارم ، و خانواده هامون زیاد با هم رفت و آمد داریم،
داستان از اونجایی شروع میشه ی روز تو تابستون ک فکر کنم تیرماه بود من برای اولین بار قرار شد با مریم و دوستش ندا بریم استخر ،
شهر ما ک شهر کوچکی هم هست فقط همین یدونه استخر رو داره ، وقتی رسیدم اونجا ، تقریبا ی نیم ساعت از سانس رفته بود ما یا باید صبر میکردیم یا باید می‌رفتیم همون یک ساعت رو شنا می کردیم ک ندا گفت بهتره بریم چون بعدش من دیرم میشه ما هم قبول کردیم
سریع ب سمت رختکن رفتیم و لباسامونو عوض کردیم ، اینم بگم که تعداد رختکن ها کم بود فکر کنم ۵ یا ۶ تا بیشتر نبود
ولی خب توش راحت دو نفر آدم جا میشدن ، بگذریم ،
بعد رفتیم سمت استخر ک دیدیم چقدر شلوغه و جای سوزن انداختن نیست ک ندا گفت پشیمون شدم کاش سانس بعدی میومدیم
مریم گفت که حالا اومدیم پ بهتره ب کارمون ادامه بدیم
خلاصه رفتیم وارد استخر شدیم من ک اولین بارم اومده بودم کلی ذوق داشتم و بهم داشت خوش می‌گذشت ، و مریم سونا و جکوزی هم بهم نشون داد ، بعد از کلی شنا و اینا یهو ی صدای زنگ اومد من تو جکوزی بودم ک ندا اومد گفت سانس تموم شده باید بریم ، مریم هم رفته بود حوله و شامپو آورد رفتیم سمت دوش ک شلوغ بود همه سریع دوش می‌گرفتن ک همه بتونن دوش بگیرن ک بازم خیلیا بدون دوش گرفتن رفتن ، ما هم بعد دوش گرفتن رفتیم رختکن ، ک باز اونجا هم شلوغ بود ی چند دقیقه منتظر موندیم تا نوبت مون بشه بریم لباس عوض کنیم ک یکی از مسئول ها اومد با صدای بلند گفت که اونایی با هم هستن دو نفر دو نفر برن داخل رختکن ک زودتر تموم شه و سانس بعدی میخواد شروع بشه، بعد مریم گفت بیاین سه نفری بریم داخل ، چون اگه هر کدوم مون بیرون بمونه مجبوره با ی غریبه لباس عوض کنه، ما هم سه تایی رفتیم داخل رختکن ک ب زور جا می‌شدیم و موقع لباس عوض کردن هی بهم می‌خوردیم ، من ک تا اون موقع تا حالا شیو نکرده بودم رو کصم کلی پشم بود ، ولی مریم بدنش حتی ی مو هم نداشت و ندا هم بالای کصش ی کوچولو پشم با ی حالت خاص داشت، همین که من شرتمو درآوردم ندا زد زیر خنده گفت پشماتو قربون، منم گفتم وا مگه چیه ؟ خودتم پشم داری ، اونم گفت برا من مدل زده است نه مث مال تو جنگل آمازون ، ک مریم گفت اذیتش نکن و سریع بپوشین بریم، خلاصه بعد از استخر ندا با ما تا ی جایی اومد بعد ازمون جدا شد رفت خونشون، موقعی ک مریم میخواست منو برسونه خونه تو راه بهم گفت چرا پشماتو نمیزنی؟اذیت نمیشی؟ منم گفتم تا حالا این کارو انجام ندادم و بلد نیستم اونم گفت کاری نداره ک ، آسونه ، حداقل از مامانت می‌پرسیدی ک بهت نشون بده ، منم گفتم باشه میپرسم در واقع خجالت می‌کشیدم از مامانم بپرسم ولی خب ب مریم هم چیزی نگفتم ،
این قضیه گذشت تا چند وقت بعد مادربزرگم (پدری) ک مادربزرگ مریم هم میشه ، حالش بد میشه میبرنش بیمارستان ، مادربزرگم با یکی از عمه هام تو ی شهر دیگه زندگی می‌کنه ک تقریبا 2 ساعت با ما فاصله داره ، بعد پدر مادرم با پدر مادر مریم باهم رفتن اونجا و گفتن شاید چند روزی نیومدیم ، منم بردن خونه مریم اینا ، ک هر دوتامون تنها نباشیم
خلاصه من بعد از ناهار پیش مریم بودم یکم فیلم دیدیم بعد عصر رفتیم یکم خوراکی و هله هوله گرفتیم اومدیم خونه
بعد از شام اومدیم دوباره فیلم نگاه کنیم چیپس و پفک و لواشک اینارو هم آوردیم بخوریم
تو همین حین یهو مریم گفت بالاخره یاد گرفتی پشماتو بزنی منم ک هنوز ک نزده بودم یکم جا خوردم گفتم چطور مگه ؟ گفت همینطوری
گفتم راستشو بخوای نه نزدم گفت چرا؟ گفتم قبلا ک گفتم بلد نیستم گفت مگه نگفتم از مامانت بپرس منم چیزی نگفتم دوباره گفت شوخی میکنی دیگه اره ؟ گفتم نه بعد دست انداخت رو کش شرت و شلوارم ، یکم کشید بسمت بیرون از بالاش نگاه کرد دید پشم دارم و راست گفتم ، کش ول کرد گفت دست ب خوراکیها نمیزنی بدو برو حموم تا بیام بهت یاد بدم گفتم بابا ول کن حوصله داری بزار برا بعدا گفت نخیر نمیشه بدو ببینم یکم غر زدم دیدم فایده ای نداره بیخیال نمیشه رفتم حموم
مریم هم رفت ی حوله آورد گفت لباساتو در بیار برو زیر دوش منم لخت شدم برام هم مهم نبود ک مریم لخت منو ببینه یا هرچی چون قبلا هم دیده و برام مث خواهر بود ، خودشم لباساشو درآورد با شورت و سوتین مونده بود
بعد اومد شامپو بدن برداشت کل بدن مو کف زد وقتی رو میمی هام دست کشید انگار ی جرقه ای برام روشن شد ولی نمی‌دونستم چیه ، خلاصه اومد دست برد سمت کصم ، گفت اول با کف پشماتو یکم میمالی تا یکم پوستت نرم بشه ، چون براتو یکم بلنده اذیت می‌کنه موقع زدن ، دستشو برد رو کصم ، شروع کرد به مالوندن ، منم از خود بی خود شدم ، ی لحظه ی آه کوچیک کشیدم چشامو بستم ، مریم هم فهمید که تحریکم کرده ولی به روی خودش نیاورد ، ی چند دقیقه ای مالوند ، بعد ژیلت برداشت آروم شروع کرد زدن ، گفت نگاه کن اینجوری باید بزنی ، موقع زدن هر از گاهی دست میکشید رو چوچولم که مثلاً پوستمو نگه داره تکون نخوره ، من اصن تو حال خودم نبودم از حجم حشری که بهم وارد شده بود فقط میگفتم اوکی باشه، مریم هم کاملا بو برده بود ولی اصن هیچ واکنشی نشون نمیداد، مریم با حوصله برام شیو کرد ، خودمم خیلی خوشم اومده بود کصم از این رو به اون رو شده بود بعد مریم گفت برا تمرین بیا رو رونت یکم انجام بده منم ژیلت رو گرفتم یک کوچولو زدم ، بعد مریم گفت آفرین همینجوریه ، گفت حالا خودتو ی آب بکش بیا بیرون ، با حوله خودتو خشک کن لباس فعلا نپوش باید افتر شیو بزنی که پوستش خراب نشه ،خودمو شستم خشک کردم سریع حوله پیچیدم دور خودم اومدم بیرون ولی کاملا حشر وجودمو گرفته بود نمی‌دونستم باید چیکار کنم ، خلاصه اومدم بیرون رفتم رو مبل نشستم ، مریم هم رفت از اتاقش افترشیو بیاره ، اومد کنارم نشست گفت خودتو خشک کردی؟ گفتم آره ، حوله رو زد کنار ، ی نگاه ب کصم انداخت گفت اینکه هنوز خیسه ، گفتم تازه خودمو خشک کردم ، ی دست کشید به کصم ، گفت بفرما ببین هنوز خیسه ، اما این خیسی فرق داره ، گفتم ینی چی؟ گفت خودتو نزن ب اون راه ، با خنده گفت این خیسیه شهوته ، من چیزی نگفتم ، گفت چقدر درباره سکس میدونی؟ گفتم تقریبا می‌دونم ، چن باری فیلم شو تو مدرسه با بچه ها دیدم ، گفت آفرین ، میخوای یدونه با هم ببینیم ، گفتم اوکیه ، سریع رفت تبلتشو باز کرد ی فیلم گذاشت که تری سام بود دو تا دختر با ی پسر ، تو فیلم اول دخترا با هم لز میکردن بعد پسره بهشون اضافه شد موقعی هم که پسر با یکی از دخترا سکس میکرد اون یکی هم برا دختره میخورد ، داشتم نگاه میکردم دیگه خیلی حشری شده بودم مریم هم بیشتر حواسش به من بود ، وسط فیلم یهو قطش کرد گفت اینجوری فایده نداره ، بیا بهم کمک کنیم ، گفتم چیکار کنیم ؟ گفت مث اون دخترا با هم انجام میدیم ، من چیزی نگفتم ، بعد گفت سکوت علامت رضاست پس اوکیه ، بعد شروع کرد سوتین و شورت شو درآورد ، اومد دست انداخت رو حوله ، گفت اینم بنداز کنار ، منم مونده بودم که قراره چی بشه ،
اومد دستشو گذاشت رو گردنم یکم نوازش کرد بعد گفت چشماتو ببند منم چشامو بستم چند ثانیه بعد لباشو رو لبام گذاشت ی حس تازه تو وجودم بیدار شد انگار لذت بخش ترین حسی بود که تا الان داشتم لبامو بوسای ریز میکرد بعد چند ثانیه مکث میداد بعداز چن دقیقه اینکار، ایندفعه زبونش رو تو دهنم می‌چرخوند تو همین حین دستشو برد سمت میمی هام شروع کرد مالوندن ، منم نفس هام تند شده بود بعد ی لحظه دست از کار کشید چشامو باز کردم ببینم چی شده ، دیدم داره نگام می‌کنه انگاری از چشام فهمید دارم التماس میکنم که ادامه بده ، دوباره اومد سمت لبام ، ی لب گرفت بعدش رفت سراغ گردنم ، خیلی با حوصله انجام میداد کم کم از گردن رفت سراغ می می هام ، دورشو لیس میزد با دستش اون یکی رو میمالوند نیپلمو ی گاز کوچولو گرفت دوباره میخورد، منم دیگه فقط صدای ناله هام میومد ، بعد کم کم رفت پایین تر ، شروع کرد بوسیدن شکمم ، زبونشو تو نافم میچرخوند ، بعد بلند شد اومد پایین مبل روبروم نشست جوری که صورتش جلو کصم بود ، شروع کرد بوسیدن رونم ، میومد تا کنار کصم اما نمی‌خورد ، داشت دیونم میکرد ، بلاخره گفت الان نوبت اصلیه ، پاهامو یکم داد بالا گفت با دستات نگه شون دار، منم همین کارو انجام دادم، بعد کصمو ی بوس محکم کرد گفت آخیش ، بعد شروع کرد بوسیدن و لیسیدن کصم از بالا به پایین ، پایین به بالا ، انگار رو ابرا بودم ، با ی انگشتش سوراخ کونمو میمالوند و قلقلک میداد ، با اون یکی دستش هراز گاهی می می هامو می‌گرفت ، تو همین حین ی لحظه بهم شوک وارد شد انگشتش فرو برد تو کونم ، سرشو برد عقب ک من ببینم ، گفت نترس فقط یک بنده انگشته ، تقریبا یک دقیقه همون‌جوری نگهداشت انگشتشو بعد درآورد گذاشت دهنش ، انگار داره آبنبات میخوره ، بعد انگشتشو آورد سمت من ک منم اینکارو کارو بکنم ، گفت حالا بهتر شد ، انگشتشو برد سمت سوراخ کونم دوباره فرو کرد ، اینبار عقب و جلو میکرد یک بند انگشتش شد دو بند انگشت ،اما چون فقط با یک انگشت انجام میداد اذیت نشدم لذتبخش بود ،
بعد همزمان دوباره رفت سراغ کصم شروع کرد لیسیدن و خوردن کصم ، انقدر برام برام خورد که ی لحظه لرزیدم و پاهامو ول کردم اونم دید که ارضا شدم اومد کنارم نشست منو چند دقیقه تو بغلش گرفت نوازش میکرد بعد یکم ک حالم اومد سرجاش ، بهم گفت حالا نوبت منه ، شروع کرد باهام لب گرفتن ، منم میخواستم براش جبران کنم ، مث خودش از لباش اومدم سراغ گردن بعد می می هاش بعد شکم ، رفتم پایین مبل نشستم ، ی لیس کوچولو زدم ، بعد شروع کردم به خوردن ، اونم سرمو با دستاش گرفت اینور اونور میکرد و نشون میداد که چطور بخورم ، اینقدر براش خوردم که اونم ارضا شد ، اومد تو بغلم ولو شد ی ده دقیقه همو نوازش و بوس میکردیم ، گفت بیا برات افتر شیو بزنم منم همون جوری که دراز کشیده بودم پاهامو باز کردم که بزنه ، کلی افتر شیو ریخت رو کصم ، با خنده گفتم چخبره ؟ همه رو خالی کردی ، گفت الان بهت میگم ، اومد ی پامو داد بالا ، خودش اومد بین پام نشست جوری که کصامون رو هم بود پامو گرفت ، شروع کرد سُر دادن کصامون رو همدیگه دوباره هر دوتامون اوج گرفتیم ناله میکردیم بعد چند دقیقه خسته شد پوزیشن عوض کرد ، از بین پام اومد بیرون ، جفت پاهامو آورد بالا چسبوند به شکمم ، اینجوری کصم افتاده بود بیرون ، خودشم اومد دوباره کصش رو کصم سُر دادن ، اینقدر بهم مالوندیم که جفت مون ارضا شدیم ، دیگه نا نداشتیم ، همونجا تو بغل هم تا صبح خوابیدم خلاصه اون چند روز من با مریم کلی بهمون خوش گذشت و انگار وارد دنیای جدیدی شده بودم

نوشته: Z7HRA

بازدید 14,636

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “استخر تایم”

  1. یادم اومد از دختری که باهام صحبت میکرد درباره ضربه روحی که خورده بود و برای آهن و پول و برا اینکه خودش رو تو دل یه دکتر جا کنه ،بکارتش رو داده بود و دکتره اولن ارضاش نکرده بود و تازه بعدا آدم حسابش نکرده بود و تازه دختره دوبار میره مطبش و پیگیر که چرا عاشقم نشدی و و چند باره دیگه به دکتره داده بود و دکتره باز ارضاش نکرده بود و ادم هم حسابش نمیکردبگذریمکه کل مسایل بی ربط رو مو به مو تعریف میکرد. که مثلا با کدوم دست دکمه آسانسور رو زدهاما از ا گفتن اصل مطلب پرش میکرد و یه سانسور بزرگ !!این خاطره هم همش شلوغ و شلوغ و شلوغ که چی حوله آورد و تو استخر کیف کردی و …؟؟؟؟

  2. آخه ۱۳ ساله آخه؟خب همونو میکردی ۱۷- ۱۸ سال خبولی خیلی قشنگ بود، دمت گرم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید