ممکنه طولانی بودن داستان باعث ناراحتی تون بشه ولی تمام سعی خودمو کردم که چیزی از قلم نیوفته و کل داستان رو واستون روایت کنم… ****
در داستان قبلی دوستان به بنده لطف داشتند و با نظراتشان بنده را مورد عنایت قرار دادند.
لازم به ذکر است که دوستانی در داستان قبلی بر سر محیط و قطر کیر بنده در حال دعوا بودند که اگر کمی اخلاق استاد گونه را کنار بذارند و عالم در همه مسائل نباشند برای کسی مشکلی به وجود نمی آید.
تمام اعداد اشاره شده به صورت تخمینی و حدسی بود ولی خب خوانندگان دست به کیر این سایت انتظار دارن که با کولیس (ابزار اندازه گیری) به صورت دقیق اطلاعات را داشته باشند تا با سایز سوراخ کون خود بررسی و مقایسه کنند.
خب بگذریم…
ابتدا خواستم داستانی که دقیقا دیروز صبح اتفاق افتاد رو تعریف کنم اما دیدم که انقدر به پارتنرم علاقه دارم که نتونستم داستانش رو مکتوب کنم چون احساس میکنم اگر یک درصد متوجه بشه خیلی ناراحت میشه و واقعا نمیتونم ناراحتیشو تحمل کنم ، نوشتن داستانش رو میذارم بعد از نشون دادن داستان های قبلی و در وقتی دیگر…
پس تصمیم گرفتم یکی از داستان های خودم و مرجان رو شروع به نگارش کنم که طی چندین سال ، حدود ۴ ۵ سال رابطه داشتیم که معمولا آنال بود و به زدن پرده رسید و در نهایت به رفیق صمیمیم پاس دادم و آخرین سکسمون هم تریسام بود.
حدود سال ۸۴ در گرگان کنار دانشگاه آزاد تو یه کافی نت مشغول کار بودم.
چون خودم هم همون دانشگاه درس میخوندم تو کافی نت هم مشغول شده بودم تا هم وقتم بگذره و هم یه درآمدی داشته باشم و هم علاقه به کامپیوتر و اینترنتی که داشتم رو ارضا کنم.(باید یادتون باشه اون موقع ها تازه گوشی های جاوا مد شده بود و فضای مجازی و پیام رسان مورد استفاده جوونا یاهو مسنجر! بود و روم هاش )
دانشجویان زیادی منو میشناختن و پاتوقشون چه بین کلاس ها و چه قبل و بعد کلاس ها اونجا بود ، یادمه یه روز آخر وقت که داشتم سیستم هارو خاموش میکردم تا برم سمت خونه رو دسکتاپ یکی از سیستم ها چشمم به یه فایل تکست خورد! باز کردم دیدم نوشته : سلام اگه دوست داشتی بهم pm بده. مرجان(آیدی یاهو رو نوشته بود که الان حضور ذهن ندارم)
تعجب کردم و گفتم شاید برای من نبوده! فضولی هم نکردم چون اون موقع ها دوست دختر داشتم و به فکر کیس جدید نبودم ، در ضمن اصلا نمیدونستم که کی هست و چه شکلیه و… برای همین فایل رو پاک کردم و مغازه رو بستم و رفتم خونه.
از اون روز به بعد سعی کردم سیستم ها رو بیشتر زیر نظر بگیرم تا شاید بتونم بفهمم که نویسنده اون پیام کی بوده و مخاطبش من بودم یا صاحب کافی نت.
یه نرم افزار مدیریت بود به اسم Handycoffee که سرور و سیستم های کافی نت رو مدیریت میکرد و یه قابلیتی که داشت این بود که از طریق سیستم سرور که همون سیستم مدیریتی بود میتونستی تحت شبکه سیستم هارو ریموت کنی و بدون اینکه شخصی که از سیستم استفاده میکنه متوجه بشه مانیتور شو رو سیستم خودت بالا بیاری.
خلاصه بعد از یه هفته چک کردن و بررسی سیستم ها دیدم یکی از دخترایی که داره از سیستم استفاده میکنه همون آیدی رو باز کرده که تو اون فایل تکست بود!!
سریع بدون اینکه صفحه ریموت رو ببندم تو مسنجر خودش تایپ کردم : تو بودی میخواستی من pm بدم ؟
تا این پیام رو مانیتورش ظاهر شد سریع برگشت با یه حالت ترس منو نگاه کرد ، یعنی فکرشو نمیکرد تا زمانی که نفهمم کیه بخوام نسبت به اون پیام عکس العملی نشون بدم و فراموش کردم.
مرجان اون روز رفت و رابطه ما از یاهو شروع شد ، اون موقع ها گوشی موبایل نداشتم چون واقعا گرون بود و خطوط اعتباری هم هنوز نیومده بود.
حالا اگه بخوام مرجان رو واستون توصیف کنم دختری بود چادری ، قد کوتاه و ریزه میزه ، سبزه ولی با سینه هایی تقریبا بزرگ و کونی که اصلا به اندامش نمیخورد ، اولش چهره مرجان به دلم ننشست و میخواستم کلا بپیچونمش ولی با خودم گفتم ۱بار سکس میکنم بعد می پیچم به بازی.
اون موقع ها حدودا ۱۸ سالم بود و ماشین نداشتم و مجبور میشدم راننده دربست بگیرم تا مثلا برم یه دور هزار پیچ ، یا النگدره و یا ناهارخوران دور بزنیم و برگردیم خونه.
خلاصه بعد از اینکه فهمیدم مرجان کیه و چه شکلیه و تصمیم به یکبار سکس گرفتم بعد از یک هفته چت گردن بهش گفتم بریم بیرون یه دور بزنیم ، گفت فردا کلاس آخر میپیچونم که بریم ، گفتم باشه و با یکی از راننده هایی که قبلا آشنا شده بودم هماهنگ کردم و فرداش با مرجان رفتیم بیرون. تو ماشین خلاصه یواش یواش لب بازی میکردیم و دستم رو سینه هاش بود و هی میمالیدم.
بعد از حدود یک ساعت دور زدن به بهونه این که خونمون کسی نیست و بیرون ممکنه کسی مارو ببینه نظر مثبت شو گرفتم و به راننده گفتم برو سمت خونه.
یادمه اولین بار که باهم وارد خونه شدیم یه کاپشن پفی سفید تنش بود و زیرش یه تاپ آستین حلقه ای فسفری و شلوار لی تیره پوشیده بود.
خلاصه اومدیم تو خونه و چون مادرم سرکار بود و میدونستم تا زمانی که بیاد چند ساعتی وقت داریم همون وسط پذیرایی دراز کشیدیم ، من عادت داشتم هنوزم دارم تا وارد خونه میشم بالاتنه رو لخت میکنم سویشرت و پیراهنم رو درآوردم و پرت کردم کنار تلویزیون ، لب بازی رو ادامه دادیم و تو بغل هم بودیم ، بعد همونجوری که تو بغل خودم قفلش کرده بودم چرخوندمش اومد روی من قرار گرفت طوری که کیرم دقیقا زیر کسش بود و خودش کسش رو به کیر من میمالید و لب های همدیگرو میخوردیم ، زمانی که روی من قرار گرفت دستمو از دورش باز کردم و شروع کردم مالیدن سینه هاش…
(چون قرار بود فقط یکبار سکس کنیم هیچ عجله ای برای لخت کردنش نداشتم ، یعنی اگه سکس هم نمیکردیم مهم نبود واسم.فقط میخواستم یه بار باهم رابطه داشته باشیم و بعد یه بهونه ای واسه تموم کردن رابطه پیدا کنم.)
خلاصه بعد از کلی مالش و بوس و لب بازی آروم آروم تاپشو از تنش درآوردم تا بتونم سینه هاشو راحت تر بمالم
وقتی تاپشو خواستم در بیارم از عمد جوری کشیدم که سوتینش هم بیاد بالا تا برای درآوردنش بهونه و زحمت کمتری باشه.
وقتی تاپ و سوتین رو کشیدم بالا یهو ۲تا سینه ۸۵ افتاد جلو صورتم و انقدر سینه هاش قشنگ بودن که تاپ و سوتین رو همون لحظه تو همون حالت رها کردم و شروع کردم خوردن سینه هاش ، مرجان هم تا ولع منو دید دیگه خودشو شل کرد و آه و ناله هاش شروع شد ، نگو نقطه حساسش سینه هاش مخصوصا نیپل بود که اون لحظه من در حال خوردن و گاز گاز کردن نیپلش بودم.
بعد از لخت شدن سینه هاش انگار یخ مرجان باز شد و کاملا خودشو در اختیار من گذاشت ، دکمه شلوارشو به سختی از بین شکممون باز کردمو به کمک کمر زدن خودش شورت و شلوارشو یکم کشیدم پایین و با اشاره دست(چون دهنم پر بود) بهش فهموندم در بیاره اونم همونجوری پا زد و لخت شد ، حالا مرجان کاملا لخت بود و من فقط نصف لباسامو در آورده بودم. چرخیدیم و مرجان زیر من قرار گرفت.
وقتی مرجان لخت شد از سینه هاش دست کشیدم و همونجوری با بوسه آروم آروم رفتم سمت ناف و شکمش و بعد رفتم پایینتر تا با یه کس شیو شده و تمیز روبرو شدم.
اولش خواستم یکم براش بخورم اما ریسک نکردم و ترسیدم بو بده و بخوره تو ذوقم پس یکم با انگشتم لای کسش رو باز کردم و با انگشت وسطی شروع کردم مالیدن چوچولش و همزمان دوباره خم شدم و یکی از سینه هاشو به دهن گرفتم که دیدم دست مرجان رفت سمت کمر شلوارم و داشت تلاش میکرد منم لخت بشم. رو زانو وایسادم و کمربند و دکمه های شلوارمو باز کردم و در آوردم انداختم کنار سویشرتم.
یکم با کیرم که حسابی شق شده بود بازی کرد و روش دراز کشیدم و کیرمو گذاشتم لای پاش ، به محض اینکه کیرمو گذاشتم گفت من دخترم مواظب باش!! حسابی ضدحال خوردم ، بهش گفتم خب الان من چجوری باید ارضا شم؟ گفت بذار لاپام تا آبت بیاد ، گفتم اینجوری حال نمیده پاشو جمع کن بریم ، دقیقا با لفظ و حرکات شکم سیری رفتم سمت لباسام که برگشت گفت خب توبگو چکار کنیم.
گفتم باید از پشت بکنم تا ارضا شم
تا حالا تجربشو داشتی
که گفت نه
گفتم ممکنه درد داشته باشه ولی اگه به حرفم گوش کنی قول میدم بجای درد لذت ببری و هردومون حسابی حال کنیم.
گفت باشه هرچی تو بگی
رفتم از یخچال روغن زیتون آوردم ، از اتاق هم کرم مرطوب کننده آوردم
بهش گفتم دراز بکش و با دستات لای کونتو باز کن
نشستم رو پاهاش و اول کل کونشو رو با روغن زیتون چرب کردم و تقریبا کونشو واسش ماساژ دادم ، بعد سوراخ کونشو یه ذره کرم زدم و با انگشت اشاره یواش یواش کردم تو کونش ، اولش یکم ماهیچه های کونش رو سفت کرد و منم هیچ تکونی ندادم تا وقتی که آروم آروم ماهیچه هاشو ول کرد و من با همون یه دونه انگشت شروع کردم بالا پایین کردن و همزمان با دست دیگم هم داشتم بالای کونش قسمت کمر و کونشو ماساژ میدادم.
بعضی وقتا برای اینکه بیشتر حشری کنمش با همون دستم که روغن زیتونی بود سمت سینه هاش هم میرفتم اما چون بین خودش و زمین قرارگرفته بود دستم به نوکش نمی رسید و از بغل سینه هاشو واسش میمالیدم.
بعد از چند دقیقه بدون اینکه بهش چیزی بگم یواش یواش انگشت دوم رو هم اضافه کردم و دقیقا همون اتفاق افتاد و ماهیچه های کونش رو سفت کرد و منم بازم بدون حرکت شروع کردم ماساژ کمر و گردنش و بعد از چند دقیقه ماهیچه های کونش رو ول کرد و آروم آروم انگشت دوم هم جا باز کرد.
اما هنوز ۲تا انگشت تا کلفتی کیر من خیلی تفاوت داشت و مجبور بودم انگشت سوم رو هم اضافه کنم. خلاصه برای اینکه بتونه تحمل کنه و درد نداشته باشه و دفعات بعدی راحت تر بتوانیم سکس داشته باشیم کلی وقت گذاشتم و بالاخره بعد از حدود نیم ساعت ۳تا انگشت تو سوراخ کونش به راحتی بالا پایین میشد و می چرخید و مرجان هم از این اتفاق خوشحال بود .
خوشبختانه کونش کثیف نبود بازم با این حال بهش گفتم برو دستشویی قشنگ زور بزن و بعدش حسابی داخل رو بشور و سعی کن سر شلنگ رو جوری بذارید که داخل آب بره و بعد خالی کن که کثیف نباشه،خلاصه با کلی ناز بلند شد و رفت و بعد از پنج دقیقه برگشت
دوباره شروع کردم به باز کردن و چرب کردن کونش با کرم تا قشنگ روون بشه و وقتی احساس کردم آماده کردن هست بهش گفتم میخوام بکنم شاید یکم درد داشته باشی ولی یکم تحمل کن و هر جا احساس کردی درد داری بهم بگو
خلاصه سر کیرم رو گذاشتم و یواش یواش کلاهک کیرم وارد شد و به محض ورود دوباره کونش رو سفت کرد جوری که احساس مردم میرم الان میشکنه ، یه اسپنک زدم رو کونش و گفتم شل کن سفت نکن اینجوری هم تو اذیت میشی هم من…
شل کرد و منم با حوصله یواش یواش نصف میرمو کردم تو کونش و تو همون اندازه شروع کردم تلمبه زدن ، (نمیخواستم واسه اولین بار بهش فشار بیارم که فراری بشه در عوض جوری بهش حال دادم که دفعه های بعد خودش میگفت بریم کونمو آبیاری کن)
کم کم بعد از چند دقیقه تلمبه زدن دیدن ریتم نفس کشیدنش عوض شد و داره حال میکنه و خوشش اومده و هر بار که تلمبه میزدم قسمت بیشتری از کیرم رو تو کونش فرو میبردم، به سختی دستمو رسوندم به کسش و واسش مالیدم تا اونم ارضا بشه که حدودا با کمی اختلاف با هم ارضا شدیم و آبمو در اعماق کونش خالی کردم.
بعد از ارضا شدنم سریع لباس پوشیدیم و از خونه زدیم بیرون چون دیگه ممکن بود هر لحظه مامانم برسه و داستان بشه.
تقریبا رابطه ی من و مرجان حدود ۴ ۵ سال طول کشید و اکثر اوقات دیدار ما فقط برای سکس بود
اگر بخوام کل اون مدت رابطمون رو بنویسم اکثرا مشابه همین داستان میشه و از حوصله خواننده خارج میشه.
این داستان طولانی شد و از اینکه حوصله کردید و داستان رو خوندید تشکر میکنم
داستان بعدی در مورد یکی از دوستای متاهل دختر عمومه که بهم پیام داد و سکس چت کردیم و قرار شد برم خونشون و کاری نکنیم اما آخرش کردمش
رفقا فحش آزاده ، دوست نداشتید فحش بدید
دیدم چند وقته ادمین داستان های چرت و پرت آپلود میکنه گفتم یه داستان واقعی بنویسم که حال و هوای داستان سکسی ها عوض بشه.
ارادتمند
نوشته: آریا
7 پاسخ به “آریا و مرجان”
تنها چرتو پرتی که ادمین آپلود کرده مزخرفات تو بوده که آلت کل بچه های بکن تو رو با سوراخ کونت سایز زدی و به طور عملی بررسی کردی بعد واسه ما ادعای بکن بودن داری!! چاقال دوزاری آدم شده واسه ما…
خواستم داستانتو بخونم که همون چهار پنج خط ابتدایی بیخیالش شدم و حالام نظرمو براساس همون چند خط نخست مینویسم:نیازی نیست با کولیس قطر و اندازه هسته خرماتو بگیری ولی زحمت بکش همون کولیس رو خشکه بدون اینکه چربش کنی فرو کن سولاخ مامان و آبجیت.درضمن اگه ظرفیت نقد و نظرو نداری درتو بزار و از خودت کصشر در نکن.
چیزی که باید آبیاری بشه کون توهست بایه کیر ۳۰سانتی
بعد از مدت ها شاه اکیس کامنت گذاشت
نوشته قبلی کلی دیسلایک گرفتیبدون هیچ لایکی
دوستان عزیزهر کسی میخاد خودش رو باز کنهیه شیشه مثل نوشابه(تمیز با آب و مایع بشورید )لوبریکانتو یه کیسه زباله آماده کنید
انقدر همون اولش کسشر نوشته بودی که اصلا به داستان نرسید