سلام تازه اومدم بکن تو و این اولین داستان که…
این داستان چند هفته پیش برام اتفاق افتادش
۴۵ سالمه و ساکن کرجم و عاشق استخر و جکوزی و… هفته پیش رفتم استخر محل که تقریبا شلوغ بود که بخاطر تعطیلی مدارس بخاطر آلودگی هوا بودش …بگذریم مایو ایی که دارم بلنده تا زیر زانو هستش ولی جنسش جوریه که آب میخوره قشنگ بدن نما میشه به خاطر رنگ سفیدش که البته قسمت جلو و پشت مایو از زیر آستر داره که کیر و کون دیده نشه… خلاصه یکمی شنا کردم و دیدم که بچه زیادی شوخی میکنن و سر صدا در اومدم و رفتم قسمت سونا جکوزی که خوشبختانه خلوت بود و آبش حسابی داغ لبه حوضچه نشستم و پاهامو انداختم تو آب تو حال خودم بودم که ۳ نفر اومدن داخل سنشون بین ۱۳ تا ۱۶ بود اگه اشتباه نکنم یکم نشستن و حرف و شوخی باهم که یکیشون گفت بریم دیگه بسه و در اومدند که برن که یهو یکیشون گفت شما برید من یکم بشینم تو آب گرم و بیام.رفتن او دوتا اونم نشست تو آب داغ یه لحظه متوجه شدم پسره زیر زیرکی حواسش به منه هی نگام میکنه گفتم شاید آشنام براش کنجکاو شده …تو خودم بودم که گفت بهم چرا نمیای تو آب فقط پاهاتو کردی تو آب مکث کردم که یه جوابی بدم که زیاد پیله نشه که یهو گفت میترسی بسوزه تعجب کردم از حرفی که زده گفتم منظورت چیه چی بسوزه…که گفت خداییش بزرگه حتی وقتی خوابه معلومه چیه…هنگ بودم که خودش متوجه شد با سر اشاره کرد به بدنم که دیدم بله اون قسم آستر مایو جمع شده رفته کنار و جناب سالار داره خودنمایی میکنه که سریع درستش کردم گفتم ببخش حواسم نبود اینطوری شده …که گفتش نگفتم بهت که درستش کنی که بهش گفتم پس منظورت چیه هنوز گیج و منگ بودم که جناب سالار یه تکونی بخودش داد و حسابی قد کشید و پسره فهمید و گفت من مشکلی ندارم اگه هستی بریم داخل سونا بخار اون لحظه اصلا مغزم کار نمیکرد بخودم اومدم دیدم داخل سونام نشستیم و اومد کنار گفت جون ببینمش تا کسی نیومده دست آورد جلو بند مایمو باز کرد و گرفت دستش سالارو ماشاالله سالار هم حسابی قد کشیده بود عرض اندام میکرد …پسر یه دستش کیر من یه دستشم تو شورت خودش گفتم درش بیار ببینم چی داری از خدا خواسته سریع قبول کرد و انجام داد دیدم یه کیر فندقی خوشگل صورتی از نوع قلمی جمع و جور داره…بهش گفتم تا حالا تجربه داشتی که گفت ننه با این سن و سایز ولی دوست دارم…از چشام فهمید پایه ام باهاش و شروع کرده ساک زدم اونم با چه ولعی🤤 یکم خورد پاشد بشین من آمار دوستامو بگیرم بیام سریع برگشت و گفت زود تموم کنیم که حیف نشه متوجه شدم که بله کونی که خارش میکنه خودش سفارش میکنه من رو پله سونا بودم و اونم اومد جلوم حالت رکوع شد بخارم که زده بود و تف کوچولو انداختم و با یه فشار کوچیک سر سالار رد شد و صدای ناله از لذتش در اومد چندتایی تلمبه زده بودم که دیدم داره سفت میکنه خودشو و فهمیدم داره میشه که چنتا محکم زدم و با دستم کیر فندقی قلمیشو گرفتم و آبش سریع پاشید انصافا آب زیادی ازش اومد و خیلی پر فشار بود …اون شد منم در آوردم سالار و اومد نشست و گرفت دهنش حالت ساک و جلق شروع کرد گفت خواست بیاد بگو در بیارم که بریزه رو صورتم و منم خالی شدم رو صورتش و رفتیم سریع شستیم و برگشتیم حوضچه آب گرم …سرحال که اومد گفت تا حالا اینجوری حال نکرده بودم خلاصه رفیق شدیم و شماره بازی کردیم و بعد اون یه روز در میون زیر خوابمه و یکی دیگه از دوستاشم که از خودش خیلی بهتره آورده
این داستان چند هفته پیش برام اتفاق افتادش
۴۵ سالمه و ساکن کرجم و عاشق استخر و جکوزی و… هفته پیش رفتم استخر محل که تقریبا شلوغ بود که بخاطر تعطیلی مدارس بخاطر آلودگی هوا بودش …بگذریم مایو ایی که دارم بلنده تا زیر زانو هستش ولی جنسش جوریه که آب میخوره قشنگ بدن نما میشه به خاطر رنگ سفیدش که البته قسمت جلو و پشت مایو از زیر آستر داره که کیر و کون دیده نشه… خلاصه یکمی شنا کردم و دیدم که بچه زیادی شوخی میکنن و سر صدا در اومدم و رفتم قسمت سونا جکوزی که خوشبختانه خلوت بود و آبش حسابی داغ لبه حوضچه نشستم و پاهامو انداختم تو آب تو حال خودم بودم که ۳ نفر اومدن داخل سنشون بین ۱۳ تا ۱۶ بود اگه اشتباه نکنم یکم نشستن و حرف و شوخی باهم که یکیشون گفت بریم دیگه بسه و در اومدند که برن که یهو یکیشون گفت شما برید من یکم بشینم تو آب گرم و بیام.رفتن او دوتا اونم نشست تو آب داغ یه لحظه متوجه شدم پسره زیر زیرکی حواسش به منه هی نگام میکنه گفتم شاید آشنام براش کنجکاو شده …تو خودم بودم که گفت بهم چرا نمیای تو آب فقط پاهاتو کردی تو آب مکث کردم که یه جوابی بدم که زیاد پیله نشه که یهو گفت میترسی بسوزه تعجب کردم از حرفی که زده گفتم منظورت چیه چی بسوزه…که گفت خداییش بزرگه حتی وقتی خوابه معلومه چیه…هنگ بودم که خودش متوجه شد با سر اشاره کرد به بدنم که دیدم بله اون قسم آستر مایو جمع شده رفته کنار و جناب سالار داره خودنمایی میکنه که سریع درستش کردم گفتم ببخش حواسم نبود اینطوری شده …که گفتش نگفتم بهت که درستش کنی که بهش گفتم پس منظورت چیه هنوز گیج و منگ بودم که جناب سالار یه تکونی بخودش داد و حسابی قد کشید و پسره فهمید و گفت من مشکلی ندارم اگه هستی بریم داخل سونا بخار اون لحظه اصلا مغزم کار نمیکرد بخودم اومدم دیدم داخل سونام نشستیم و اومد کنار گفت جون ببینمش تا کسی نیومده دست آورد جلو بند مایمو باز کرد و گرفت دستش سالارو ماشاالله سالار هم حسابی قد کشیده بود عرض اندام میکرد …پسر یه دستش کیر من یه دستشم تو شورت خودش گفتم درش بیار ببینم چی داری از خدا خواسته سریع قبول کرد و انجام داد دیدم یه کیر فندقی خوشگل صورتی از نوع قلمی جمع و جور داره…بهش گفتم تا حالا تجربه داشتی که گفت ننه با این سن و سایز ولی دوست دارم…از چشام فهمید پایه ام باهاش و شروع کرده ساک زدم اونم با چه ولعی🤤 یکم خورد پاشد بشین من آمار دوستامو بگیرم بیام سریع برگشت و گفت زود تموم کنیم که حیف نشه متوجه شدم که بله کونی که خارش میکنه خودش سفارش میکنه من رو پله سونا بودم و اونم اومد جلوم حالت رکوع شد بخارم که زده بود و تف کوچولو انداختم و با یه فشار کوچیک سر سالار رد شد و صدای ناله از لذتش در اومد چندتایی تلمبه زده بودم که دیدم داره سفت میکنه خودشو و فهمیدم داره میشه که چنتا محکم زدم و با دستم کیر فندقی قلمیشو گرفتم و آبش سریع پاشید انصافا آب زیادی ازش اومد و خیلی پر فشار بود …اون شد منم در آوردم سالار و اومد نشست و گرفت دهنش حالت ساک و جلق شروع کرد گفت خواست بیاد بگو در بیارم که بریزه رو صورتم و منم خالی شدم رو صورتش و رفتیم سریع شستیم و برگشتیم حوضچه آب گرم …سرحال که اومد گفت تا حالا اینجوری حال نکرده بودم خلاصه رفیق شدیم و شماره بازی کردیم و بعد اون یه روز در میون زیر خوابمه و یکی دیگه از دوستاشم که از خودش خیلی بهتره آورده
نوشته: Shahed Ali
26 پاسخ به “یه پسر کم سن سکسی تو استخر”
علی کوچولو لب حوض نشسته بازی میکنه شادی میکنه وقتی دودولش هوا میخوره قمبل میکنه
گوس شعر
قشنگ بود کدوم محلید امکان معرفیشون داری پسر کم سن خیلی مزه میده🥲
نوش
اگر واقعیه که واقعا خوشبحات
اووف حشری دیونه.خب کاش تعریف کنی که بعدا توی مکان و قشنگ سرفرصت چه کونی ازش گاییدی
منم هوس کون کردم
عالیه منم تجربه شو دارم.
با کیون افتادی تو عسلا ، رویای بچه های مزار شریفو زندگی میکنیاونایی که میدونن…
حالت خوب نیست، قراره اینجا داستان بگی نه چرت و پرت.
جقت را زدی حتماً یه دوش بگیر فقط یادت نره
تو راست میگی
یکی بیاد بریم استخر کرجم بات نیستما
خوش بحالت ،،،
ای جان ، خر بکنه شانس منو که آرزوی همچنین چیزی را باید به گور ببرم ، مرد باش و شما هم منو دعوت کن ، تقریبا هم سنیم
خب پس داستان اونم بزار
مکان دایمی دارم. بیا فورسام با اون دوستش
😂😂😂ارزو بر پیرا عیب نیست ولی خیلی کونی هستی که فک کردی ملت توهوماتتو باور میکنن
۳۶ تا لایک برا پدوفیلی؟ حتی محتوای جالبی هم نداره:////ادمین چرا باید داستان بچهبازی آپلود بشه؟؟؟
ادامشو بنویس
👍❤️👌
چرا بدونه از اینها گیرما نمیوفته 😂
علی خان دوست دارم منم اون بزرگوار رو ببینم و دستش بگیرم
چه خرشانس
نوش جانت کاش تو تبریز هم اینجور پسری بود ۳۳سالمه
باتمپایه استخر