گی در قطار با مرد ۵۵ ساله

سلام من میلادم ۱۹سالمه خاطره که میخوام براتون بنویسم مربوط ۱۷ سالگیمه قدم ۱۷۶ وزنم ۶۵اندام خوبی دارم از سن ۱۴سالگی علاقه خاصی به گی بودن پیدام کردم اونم با سن بالا ولی این علاقه از سن ۱۷سالگی بیشتر شده همش تو فکر سکس با مرد سن بالا بودم آخرای بهار بود میخواستم برم تبریز خونه اقوام که بیشترشان در تبریز هس بلیط قطار برای روز دوشنبه گرفتم قبل اینکه آماده سفر بشم رفتم بازار برای خرید لباس ی شلوار لی آبی تنگ خریدم با یه تیشرت زرد خوشگل وقتی رفتم شلوار انتخاب کردم بردم بپوشم به فروشنده گفتم بهم میاد در و باز کردم که ببینه فروشنده با دیدن من شوکه شد آخه با ی نگاه خاص با لبخند ریز گفت اره خیلی هم میاد منم مطلبو گرفتم میدونستم اونجا نمیشه کاری کرد خریدمو کردم برگشتم خونه فردا صبح زود بیدار شدم رفتم حموم حسابی به خودم رسیدم بدنم کم مو هس ولی باز شیو کردم ظهر با عجله یکم نهار خوردم وسایلمو جم کردم به کوله پشتیم از همه خداحافظی کردم راه افتادم ساعت پنج رسیدم به ایستگاه راه آهن رفتم سالون انتظار نشستم اونجا باز تو فکر سکس با مرد سن بالا بودم که با بلند گو اعلام کردن مسافرا برای سوار شدن آماده باشن قطار اومد منم رفتم سمت قطار دنبال کوپه و صندلی گشتم و پیدا کردم رفتم داخل هیچ کس نبود رفتم تنهایی نشستم منتظر بودم هم کوپه ایم بیاد بعد از چند لحظه در کوپه باز شد نگام به در بود ببینم کیه ی مرد ۵۵ساله وارد شد با هیکل درشت قد بلند با یکم شکم با صورت گنده اومد تو سلام داد منم جواب سلام دادم نشست بعد چند لحظه قطار حرکت کرد فهمیدم ما دوتا تنهاییم هر دو سکوت کرده بودیم که در کوپه باز شد مامور قطار بود برای چک کردن بیلط اومده بود چک کرد رفت بعد رفتنش مرده گفت تو هم تنهایی منم سرم پایین بود گفتم بله شورع کرد سوال پرسیدن که هل کجابی برای چه کاری به تبریز میری منم کوتاه جواب میدادم کم کم یخم آب شد و دیگه خجالت نمیگشیدم از کیف مسافرتیش یکم پسته آورد بیرون گذاشت رو میز گفت بخور گفتم مرسی با حالتی خشن و مردونه گفت نشد دیگه اینجا تعارف نداریم تو هر چی داری من میخورم منم هرچی دارم تو گفتم باشه پس منم خوراکیهامو بیارم باهم بخوریم گفت حالا شد ازم پرسید اسمت چیه گفتم میلاد گفت منم داوود هستم هوا داشت تاریک میشود یکم هوا کرم بود گفت که اگه اشکالی نداره میخام لباسامو در بیارم گفتم راحت باش پیرنشو درآورد عجب هیکلی داشت با سینه های برجسته پر مو که منو داشت حشری میکرد گفت که تو نمیخوایی لباس تو در بیاری گفتم چرا اتفاقا میخواستم در بیارم تیشرتمو در آورم ی ریکابی سفید تنم بود تا چشمش به بدن بی مو من افتاد برگشت گفت اووو عجب بدنی داری باشگاه میری گفتم ن شنا میرم گفت خوبه بعد چند لحظه گفت من گشنم نیست میخوام زود بخوابم گفتم اره منم گشنم نیست تختشو باز کرد منم باز کردم چراغ و خواموش کردیم دراز کشیدیم گفت میخوام شلوارم در بیارم اشکال نداره گفتم راحت باش کمربندشو باز کرد شلوار و داد پایین وای خدای من چی می دیدم کیر بزرگش از رو شرت هفتی قشنگ معلوم بود داشتم داغ میشودم ولی به روم نیاوردم شلوارشو درآورد دراز کشید وآاای کیرش مثل ی بادمجان رو هوا بود گفت میلاد تو ماساژ بلدی گفتم نه زیاد گفت اگه زحمت نمیشه بیا یکم ماساژ بده تو دلم غوغایی بود به شکم خوابید منم رفتم کنارش با استرس دستمو گذاشتم پشتش شرع کردم به ماساژ گفت میلاد چه دستهای ظریفی داری منم سکوت کردم بعد چند دقیقه گفت میلاد جون بزار برگردم گفتم باشه من سر پا بودم برگشت به پشت خوابید وآااای خدااا کیرش خیلییی بزرگ شده بود داشت شرتشو پاره میکرد گفت میلاد جون ببخس پاهامو ماساژ بده دیگه فهمیدم منظورش چیه پاهای چاق پور مو که منو داشت حشری میکرد بدنش خیلی داغ کرده بود دس میزدم حسش میکردم من سمت پایین پاهاشو ماساژ میدادم اونم هی میگف یکم بالاتر دستام داشت نزدیک کیرش میشد هی از تعریف کرد آفرین میلاد قربون دستات برم چقدر ناز دستات گفت میلاد اگه بغل جات راحت نیست بیا بشین رو پام ماساژ بده از خدام بود ولی خجالت کشیدم گفتم همینجا خوبه گفت میلاد بسته دستت درد نکنه منم رفتم سمت تخت خودم دراز کشیدم بلند شد گفت حالا نوبت منه که تورا ماساژ بدم وآاای این حرفش حسابی منو داغ کرد گفتم نه ممنون گفت باز تعارف کردی منم سکوت کردم بلند شد اومد وقتی سر پا بود چشم به کیرش اوفتاد که خیلیی بزرگ بود یکم ترسیدم با دیدنش ولی خیلی داغ کرده بودم اومد ستم گفت میلاد برگرد منم بی اختیار برگشتم خندید گفت از روی ریکابی ماساژ بدم میخواستم درش بیارم گفت صبر کن من درمیارم رکابیمو گرفت کشید بالا وای بدنم لخت بی موم جلو چشاش بود من از صحنه لذت میبردم با دستهای بزرگش داشت پشتمو ماساژ میداد منم بدنم مور مور میشود همین که دستم بغلم بود داشت ماساژ میداد کیرشو ی لحظه با دستم حس کردم دیدم به عمد داره کیرشو به دستم میماله وای چه حس خوبی داشتم پیش خودم میگفتم من چند وقته دنبال همچین صحنه ای بودم دیگه کم کم داشتم از شدت لذت دیوانه میشدم ی لحظه احساس کردم کیرشو از شرتش بیرونه دستم به کیر لختش میخوره فهمیدم که میخواد کارو شروع کنه دیگه داشت با دستاش بدنمون لمس میکرد دیگه ماساژ نبود قشنگ داشت عشق بازی میکرد گفت درسته شلوار تنم بود ولی از رو شلوار چند بار به باسنم دست زد وقتی به باسنم دست میزد آخ جون اخ جون میکرد گفت میلاد شلوار به این تنکی اذیتت نمیکنه میخوایی در بیار پاهاتو ماساژ بدم منم میدونستم منظورش چیه دیگه منم مست شده بود با سر اشاره کردم که باشه اونم منتظر رضایت من بود فوری دستشو بر سمت کمر بند من زود بازش کرد شلوارمو یواش آروم کشید پایین دستشو گذاشت رو پاهای بی مو سفید من ی نفس عمیق کشید و گفت پسر تو محشری داشت با پاهام بازی میکرد که گفت میلاد چه شرت قشنگی پوشیدی منم با مکس گفتم مرسی گفت ولی فکر کنم زنونه اس چیزی نگفتم خندید گفت ولی خیلی بهت میاد شرت زد به بدن سفید خیلی میاد من که سرم پایین بود گفت اگه اذیت نمیشی بیا روت راحت ماساژ بدم گفتم باشه گفت نترس توری میام روت وزنم نیفته روت زانو هاشو از دو طرف گذشت رو تخت طوری که من بین پاهاش بودم شروع کرد با ماساژ دادن دنبال همون لحضه ای بودم که رسید کیرشو گذاشت لای پام داغیه کیرشو حس کردم به بهانه ماساژ داشت قشنگ لاپایی میزد نفسش تند تند میزد کیرش خیلی بزرگ بود اندازه موچ دست من میشد دیگه دلو زد به دریا دوتا دستشو گذاشت رو باسنم حسابی داشت ور میرفت و کیرشم لای پام بود منم اوج لذت بودم خم شد از روی شرت باسنمو بوس کرد و گفت قربونت برم میلاد بعد چند لحظه بدون اینکه چیزی بگه شرتمو درآورد قشنگ خم شده بود داشت باسنمو میخورد منم از شدت لذت ناله های ریزی میکردم اونم با شنیدن ناله هام خوردنشو تند تر میکرد و قربون صدقم میرفت پاشد اودم سمت سرم به نشانه ماساژ از اینور کیرشو نزدیک صورتم کرد میدونستم منظورش چیه منم سرمو برگردندم سمت کیرش طوری که سر کیرش نزدیک لبام بود ی کیر بیست سانتی باسر پیاله ای خودشو عقب جلو میکرد سر کیرش به لبام میخورد برمیگشت دیگه طاقت نیاوردم با دستم کیرشو گرفتم خدای من انگشتان نمیرسید بهم خیلی دراز کلفت بود از سر کیرش ی بوس کردم شروع کردم به لیس زدن سرش خیلی بزرک بود اومدم بزارم دهنم جا نمیشد اونم داشت ناله هاش بلند میشد هی قربون صدقه ام میرف با حرفاش حشریمو صد برابر میکرد شروع کردم براش ساک زدن که نصف کیرش بزور میرفت دهنم اون با دستاش سرمو به طرف کیرش هول میداد هر دو داشتیم از شدت حشیری از خود بیخود میشدیم اومد سمت پستم چند ضربه با دستهای بزرگش به باسنم زد و اودم روم با انگشتش با سوراخم بازی میکرد ی تف زد به دستش مالید به سوراخم سر کیرشو گذاشت رو سوراخم درسته لذت میبردم ولی از بزرگیه کیرش استرس داشتم و می ترسیدم چند بار سعی کرد سرشو فرو کنه کنه ولی نرفت دو باره ی تف زد انگشتشو کرد تو یکم بازی کرد تا جا باز کنه باز سر کیرشو گذاشت ی تف دیگه زد فشار داد بار رفتن سر کیرش تو ی درد شدیدی گرفتم زود خودمو کشیدم جلو در اومد اونم هی میگف میلاد جون خودتو شل کنی دردت نمیگیره باز چند تف دیگه انداخت سرشو گذاشت ی فشار داد این بار درد کمی داشت ولی تحمل کردم چند بار عقب جلو کرد یکم راحتر میرف با دستاش از کمرم گرفته بود داشت تلمبه های یواش میز منم حسابی لذت میبردم گفت میلاد آماده بیشتر بکنم توش منم باسر گفتم بله یکم فشار و بیشتر کرد تا نصفه کیرش رفت تو کیرشو قشنگ تو شکمم حس میکردم دید که چیزی نمیگم از درد خبری نیست تلمبه ها شو تند تر کرد منم از شدت لذت درد داشتم میمردم گفت میلاد قبمل کن دردت کم بشه منم زانوهامو جم کردم شکمو دادم پایین باسنمو دادم بالا با این حرکت اونم دیونه شد زود کیرشو گذاشت ی فشار داد تا نصفه رفت توش با دستاش از بغلم گرفته بود داشت تلمبه میزد ولی اینبار تندتر حس کردم داره آبش میاد عرق کرده بود داشت نفس نفس میزد ی فریادی کشید و همه کیرشو با فشار زیاد کرد کونم منم ی لحظه احساس کردم کیرش خورد به نافم چند لحظه تو همون حالت وایساد آبشو کامل خالی کرد توم بعد چند لحظه کیرشو کشید بیرون و ولو شد رو کف قطار منم به رویام رسیده بودم حسابی حالم خوب بود بعد چند لحظه پاشد اومد بغلم کرد چند تا از صورت ماچ کرد حسابی از تشکر کرد که ی شب به یاد ماندنی شده براش منم گفتم برای من هم همینطور با حال خوب گرفتیم خوابیدم صبح بلند شدیم رسیده بودیم ایستگاه از هم دیگه خدا حافظی کردیم رفتیم امیدوارم از داستان که کاملا واقعی بود خوشتون اومده باشه با تشکر

نوشته: میلاد

بازدید 2,807

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

16 پاسخ به “گی در قطار با مرد ۵۵ ساله”

  1. میلاد جونخوب و روون نوشتیصحنه سازیت خوب بود امااااادادن و کردن واسه بار اول به این سادگیها نیستبدون خالی کردن و ژل روون کننده و …سر و صدا تو کوپه قطارچک کردن بلیط که اول کار نیست 🤔چه اصراریه که تاکید کنی واقعیهشما بنویسبزار بقیه به فهم خودشون تحلیل کنند

  2. یعنی تو اون مدت استرس نداشتین که کسی بخواد بیاد داخل ؟ کوپه ۴ نفری بود ؟ تو خودتو شیو کردی که بری تبریز کون بدی ؟ مامور قطار به فکرش نرسبد که یه پسر نوجوون خوشگل سفید بی مو رو با یه نره غول بزرگسال تنها بزاره ؟

  3. تا تبریز از تهران حدود ۷۰۰‌کیلومتر که تقریبا ۷ یا ۸ ساعته میرسه چطوری تا صبح خوابیدید

  4. من یه بار با خانمم سوار قطار شدم خب من مفعول هستم و خانمم هم خیلی سکسی هست یه آقای هیز نشست روبرومون و زل زد به ما بعد یک ساعت کیرشو در آورد خیلی بزرگ بود بعد هر دو مونو تا صبح گائید

  5. چرا همه اصرار دارید جز به جز داستاناتون واقعی هست بار اول کیرسایز بیست اونم کوپه قطارجزییات سکسیشو بنویسید ولی اصرار به احمق فرض کردن ما خوانندگان نکنید

  6. سامعلیکمن بهت نپسندیم و دیس دایک رو می دم .میلاد راسش بگو آخه ۲۰ سانت رو بار اول مگه میشه و مگه داریم تو درد نگرفت لامصب اون حلقه ها دور سوراخ کا اسکنفتر میگن چه میدونم نمی زاره مدفوع خود بخود خارج بشه از داخل بخارج تنظیم شده .بعد تو یا مفعولین یه کیر کلفت و ۲۰ سانتی رو چطور بدون درد تو خودت جا دادی حالا هزاریم یا رو کون کنه خورده باشه و تف زده باشه یه عملی که خلافت جهت داره انجام میشه پپس نمی تونه درد نداشته باشه و دوما اگه اون مرتیکه کوپه رو دربست گرفته باشه که دیگه بلیطی برای فروختن نمیمونه که بخوای شما دونفر تو کوپه تنها باشین سوما اون ریس قطار اینقدر کارکشته اس که مار خورده اژدها شده هیچ وقت یه الف بچه رو با یه مرد غریبه و تو یه کوپه دربست تنها نمی زاره .چهارما این سکس فانتزی تو و تخیلی حالا بگیم واقعی چطور بدون صدا و درد بوده آخه یه چیز بگو که بگنجه اینجا ایران و راه اهن رویال اکسپرس سلطنتی انگلستان نیست که کسی به کسی کاری نداشته باشه با کمترین صدا غیر متعارف مامور قطار و خبر می کننند و اونی که تو درجه یک داره سرویس میده با تجربه ایی که داره میفهمه چه خبره پس خودتی . همه فهمیدیم کونی هستی و دلت کیر می خواد و این فانتزی رو داری / زت زیاد

  7. به عنوان یه کونی با سابقه بالا و تجربیات فراوان میگم بلاشک این داستان نوشته کسیه که تا الان تجربه واقعی کون دادن نداشتهعزیزم بنظرم اول برو یکم تجربه واقعی کسب کن بعد بیا داستان بنویس که حست واقعی در بیاد

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید