سلام . به خواننده های باحال حشری.
اسمم سهراب است . این داستانی که براتون تعریف میکنم برای ۶ سال پیشه . که هنوز کرونا نیامده بود.
خانه ما تو یه ساختمان ۵ طبقه است که ۳ طبقه اول دو واحدی و ۲ طبقه آخر تک واحدی است .
که خود سازنده ساختمان ط۵ میشینه. و بقیه رو فروخته بود .
که یه مرد ۶۰ ساله و یه زن فکر کنم ۵۰ ساله بود .
که اسم مرده پرویز بود . و وضع مالی خوبی داشت .و خانمش یه ۳ماهی بود مرده بود به علت سرطان سینه.
من دیپلممو گرفته بودم و دفترچه خدمتم رو هم فرستاده بودم و قرار بود برم سربازی .
قرار بود شنبه برم پادگان . که مادرم گفت . خودتم هستی بیا اش پشت پاتو بپزم . خودتم برو پخش کن .
چهارشنبه رفت و خرید هاشو کرد . و پنجشنبه آش و بار گذاشت .
و با کمک خالم ظرف آش هارو پر میکرد و من تو محل پخش کردم و برای اهالی ساختمان رو هم دادم و برای آخریش که آقا پرویز بود . رفتم طبقه آخر و زنگ رو زدم .کمی طول کشید که بیاد .
و گفت کیه . که من گفتم سهرابم . اش آوردم براتون.
در باز شد . و جلوی در وایسادم ولی آقا پرویز نیومد .
که داد زد . سهراب بیا تو ببر بزار تو اشپزخانه . من الان میام .
کتونی مو در آوردم و رفتم تو . خونه خوشگل و بزرگی داشت .
رفتم طرف آشپزخانه و آش رو گذاشتم رو اپن آشپزخانه . برگشتم که برم . دیدم تلوزیون روشنه و رو کانال سوپر ماهواره بود و داشت فیلم سوپر پخش میکرد.
ناخودآگاه وایسادم و نگاه کردم و کیرمم سیخ شده بود .
متوجه نشدم چند دقیقه داشتم نگاه میکردم . که آقا پرویز .
از تو اتاق اومد بیرون و از این لباس خوابای مدل تن پوش تنش بود… اومد و سلام داد و دست داد و منم سلام علیک کردم .
تشکر کرد و پرسید بابت چیه . گفتم دارم میرم خدمت .
گفت بشین . نشستم رو مبل و اونم نشست کنارم .
و کمی از خدمتش تعریف کرد .
و تو این حین هم فیلم سوپر که داشت پخش میشد و سرو صدای زنه که دو تا کیر کلفت داشتن میکردنش تو سالن پخش میشد و آقا پرویز داشت همش حرف میزد و منم اصلا به حرفاش توجه نمیکردم . بیشتر حواسم به فیلم بود و گه گداری سرمو تکون میدادم و به تلوزیون یه نگاه سریع مینداختم و حسابی حشری شده بودم . و کیرم سیخ شده بود .
آقا پرویز که متوجه سیخ شدن کیرم شده بود .
گفت . سهراب زمان ما تو سربازی تو غذامون کافور می ریختد . که سربازا کیرشون سیخ نشه . بخان همدیگرو بکنن .
یه بار یه مافوق داشتیم . که رو من نظر داشت و دو بار منو خفت کرد که بکنه . ولی نتونست و آخر منو مجبور کرد که یه بار تو دستشویی براش ساک زدم . .
تو خدمت مواظب باش و با هیشکی زیاد صمیمی نشو . و به کسی رو نده .
بعد بلند شد رفت اشپزخانه و دو تا چای ریخت . و گفت . حواست به تلوزیونه. بیا چای بخور و با هم نگاه کنیم .
نشست کنارم . و صدای تلویزیون رو کمی بیشتر کرد . و بند تن پوشش رو باز کرد و پاش معلوم شد .
شلوار پاش نبود و پای پشمالوش رو انداخت بیرون . و گفت .
از زمانی که زنم خدا بیامرز مرد . من خیلی تنها شدم .
و برای سرگرمی ماهواره نگاه میکنم و با این فیلمها خودمو سرگرم میکنم .
بعد بلند شد رفت اشپزخانه قند رو که یادش رفته بود بیاره.
بلند که شد دیدم که . تن پوشش که باز شد . یه شرت سفید و یه زیر پوش سفید تنش بود و کیرش سیخ شده بود .
منم هیچی نمیگفتم . فقط آب دهنمو قورت میدادم .
و دستم رو کیرم بود .
از اشپزخانه اومد و نشست کنارم . تو این حین دستشو گذاشت رو کیرم و فشار داد . و گفت سیخ کردی پسر .
منم سیخ کردم . فکر کنم دوتاییمون یه جق لازمیم.
و کیرمو فشار داد . و گفت تو واسه منو جق بزن من واسه تو .
من هیچی نمیگفتم . احساس میکردم گلوم خشک شده .
تو این حین ماهواره یه فیلم گی رو شروع به پخش کرد . که یه مرد سن بالا داشت با یه پسر عشق بازی میکرد و میخواست که بکنتش.
یه دفعه آقا پرویز زیپ منو باز کرد و کیرمو در آورد و تو دستش گرفت .کیرم کلا تو دستش گم شد . من کیرم کوچیکه ۱۳ سانته .آقا پرویز گفت رو کیرت کار کن . بزا گنده شه . فردا زنت ازت ایراد نگیره.
بعد دستمو گرفت گذاشت رو شرتش و رو کیرش فشار داد و گفت فکر میکنی چند سانته . گفتم نمیدونم .
گفت بلندیش به اندازه یه پوله .
بعد بلند شد و رفت تو اتاق واز تو اتاق یه ۱۰ هزار تومانی آورد.
و نشست کنارم و شورتشو کشید پایین .
و کیرش افتاد بیرون .
۱۰ هزار تومانی رو گذاشت رو کیرش .
کیرش از پایین تا لبه کلاهکش هم قد ۱۰ هزارتومانی بود و کلاهکش بیرون پول بود .
گفت . کیرم اندازه ۱۰ هزار تومانیه. و دستمو گذاشت رو کیرش و دست خودشم دور کیر من حلقه کرد و شروع کرد بالا پایین کردن . و گفت تو هم برای من جق بزن .
و تواین حین که داشتم برای آقا پرویز جق میزدم . هر دو فیلم گی رو هم نگاه میکردیم. که مرده کرده بود تو کون پسره و داشت تلمبه میزد. و آب مرده اومد و . ریخت تو کون پسره . منم ارضا شدم . که آقا پرویز دستمال کاغذی داد و منم آبمو از رو دستش و کمی که روی زمین ریخته بود پاک کردم .
و لم داد و گفت نوبت شماست . آبمو در بیار و منم کیر کلفتشو تو دستم . گرفتم و بالا پایین کردم تا آبش اومد .
اونوقت منو بوس کرد و دستمال دستم داد و من کیرشو و دست خودمو پاک کردم .
و کیرشو انداخت تو شرتش و منم کیرمو کردم تو شرتم و زیپمو بستم .
گفت . خیلی حال داد .
گفت کی میری . گفتم شنبه .
گفت . باشه موفق باشی .
و منم چایمو که کاملا سرد شده بود رو سر کشیدم و بلند شدم و که بیام .
که آقا پرویز اون ۱۰ هزار تومانی رو که باهاش قد کیرشو اندازه گرفته بود رو بهم داد. .و گفت این ۱۰ هزار تومانی رو یادگاری بزار پیش خودت . به خاطر لحظه خوشی که با هم داشتیم .
هر موقع ۱۰ هزاری رو ببینی یادکیر من میوفتی.
من خداحافظی کردم و اومدم طبقه پایین . خونه خودمون و رفتم تو اتاقم دراز کشیدن .
اسمم سهراب است . این داستانی که براتون تعریف میکنم برای ۶ سال پیشه . که هنوز کرونا نیامده بود.
خانه ما تو یه ساختمان ۵ طبقه است که ۳ طبقه اول دو واحدی و ۲ طبقه آخر تک واحدی است .
که خود سازنده ساختمان ط۵ میشینه. و بقیه رو فروخته بود .
که یه مرد ۶۰ ساله و یه زن فکر کنم ۵۰ ساله بود .
که اسم مرده پرویز بود . و وضع مالی خوبی داشت .و خانمش یه ۳ماهی بود مرده بود به علت سرطان سینه.
من دیپلممو گرفته بودم و دفترچه خدمتم رو هم فرستاده بودم و قرار بود برم سربازی .
قرار بود شنبه برم پادگان . که مادرم گفت . خودتم هستی بیا اش پشت پاتو بپزم . خودتم برو پخش کن .
چهارشنبه رفت و خرید هاشو کرد . و پنجشنبه آش و بار گذاشت .
و با کمک خالم ظرف آش هارو پر میکرد و من تو محل پخش کردم و برای اهالی ساختمان رو هم دادم و برای آخریش که آقا پرویز بود . رفتم طبقه آخر و زنگ رو زدم .کمی طول کشید که بیاد .
و گفت کیه . که من گفتم سهرابم . اش آوردم براتون.
در باز شد . و جلوی در وایسادم ولی آقا پرویز نیومد .
که داد زد . سهراب بیا تو ببر بزار تو اشپزخانه . من الان میام .
کتونی مو در آوردم و رفتم تو . خونه خوشگل و بزرگی داشت .
رفتم طرف آشپزخانه و آش رو گذاشتم رو اپن آشپزخانه . برگشتم که برم . دیدم تلوزیون روشنه و رو کانال سوپر ماهواره بود و داشت فیلم سوپر پخش میکرد.
ناخودآگاه وایسادم و نگاه کردم و کیرمم سیخ شده بود .
متوجه نشدم چند دقیقه داشتم نگاه میکردم . که آقا پرویز .
از تو اتاق اومد بیرون و از این لباس خوابای مدل تن پوش تنش بود… اومد و سلام داد و دست داد و منم سلام علیک کردم .
تشکر کرد و پرسید بابت چیه . گفتم دارم میرم خدمت .
گفت بشین . نشستم رو مبل و اونم نشست کنارم .
و کمی از خدمتش تعریف کرد .
و تو این حین هم فیلم سوپر که داشت پخش میشد و سرو صدای زنه که دو تا کیر کلفت داشتن میکردنش تو سالن پخش میشد و آقا پرویز داشت همش حرف میزد و منم اصلا به حرفاش توجه نمیکردم . بیشتر حواسم به فیلم بود و گه گداری سرمو تکون میدادم و به تلوزیون یه نگاه سریع مینداختم و حسابی حشری شده بودم . و کیرم سیخ شده بود .
آقا پرویز که متوجه سیخ شدن کیرم شده بود .
گفت . سهراب زمان ما تو سربازی تو غذامون کافور می ریختد . که سربازا کیرشون سیخ نشه . بخان همدیگرو بکنن .
یه بار یه مافوق داشتیم . که رو من نظر داشت و دو بار منو خفت کرد که بکنه . ولی نتونست و آخر منو مجبور کرد که یه بار تو دستشویی براش ساک زدم . .
تو خدمت مواظب باش و با هیشکی زیاد صمیمی نشو . و به کسی رو نده .
بعد بلند شد رفت اشپزخانه و دو تا چای ریخت . و گفت . حواست به تلوزیونه. بیا چای بخور و با هم نگاه کنیم .
نشست کنارم . و صدای تلویزیون رو کمی بیشتر کرد . و بند تن پوشش رو باز کرد و پاش معلوم شد .
شلوار پاش نبود و پای پشمالوش رو انداخت بیرون . و گفت .
از زمانی که زنم خدا بیامرز مرد . من خیلی تنها شدم .
و برای سرگرمی ماهواره نگاه میکنم و با این فیلمها خودمو سرگرم میکنم .
بعد بلند شد رفت اشپزخانه قند رو که یادش رفته بود بیاره.
بلند که شد دیدم که . تن پوشش که باز شد . یه شرت سفید و یه زیر پوش سفید تنش بود و کیرش سیخ شده بود .
منم هیچی نمیگفتم . فقط آب دهنمو قورت میدادم .
و دستم رو کیرم بود .
از اشپزخانه اومد و نشست کنارم . تو این حین دستشو گذاشت رو کیرم و فشار داد . و گفت سیخ کردی پسر .
منم سیخ کردم . فکر کنم دوتاییمون یه جق لازمیم.
و کیرمو فشار داد . و گفت تو واسه منو جق بزن من واسه تو .
من هیچی نمیگفتم . احساس میکردم گلوم خشک شده .
تو این حین ماهواره یه فیلم گی رو شروع به پخش کرد . که یه مرد سن بالا داشت با یه پسر عشق بازی میکرد و میخواست که بکنتش.
یه دفعه آقا پرویز زیپ منو باز کرد و کیرمو در آورد و تو دستش گرفت .کیرم کلا تو دستش گم شد . من کیرم کوچیکه ۱۳ سانته .آقا پرویز گفت رو کیرت کار کن . بزا گنده شه . فردا زنت ازت ایراد نگیره.
بعد دستمو گرفت گذاشت رو شرتش و رو کیرش فشار داد و گفت فکر میکنی چند سانته . گفتم نمیدونم .
گفت بلندیش به اندازه یه پوله .
بعد بلند شد و رفت تو اتاق واز تو اتاق یه ۱۰ هزار تومانی آورد.
و نشست کنارم و شورتشو کشید پایین .
و کیرش افتاد بیرون .
۱۰ هزار تومانی رو گذاشت رو کیرش .
کیرش از پایین تا لبه کلاهکش هم قد ۱۰ هزارتومانی بود و کلاهکش بیرون پول بود .
گفت . کیرم اندازه ۱۰ هزار تومانیه. و دستمو گذاشت رو کیرش و دست خودشم دور کیر من حلقه کرد و شروع کرد بالا پایین کردن . و گفت تو هم برای من جق بزن .
و تواین حین که داشتم برای آقا پرویز جق میزدم . هر دو فیلم گی رو هم نگاه میکردیم. که مرده کرده بود تو کون پسره و داشت تلمبه میزد. و آب مرده اومد و . ریخت تو کون پسره . منم ارضا شدم . که آقا پرویز دستمال کاغذی داد و منم آبمو از رو دستش و کمی که روی زمین ریخته بود پاک کردم .
و لم داد و گفت نوبت شماست . آبمو در بیار و منم کیر کلفتشو تو دستم . گرفتم و بالا پایین کردم تا آبش اومد .
اونوقت منو بوس کرد و دستمال دستم داد و من کیرشو و دست خودمو پاک کردم .
و کیرشو انداخت تو شرتش و منم کیرمو کردم تو شرتم و زیپمو بستم .
گفت . خیلی حال داد .
گفت کی میری . گفتم شنبه .
گفت . باشه موفق باشی .
و منم چایمو که کاملا سرد شده بود رو سر کشیدم و بلند شدم و که بیام .
که آقا پرویز اون ۱۰ هزار تومانی رو که باهاش قد کیرشو اندازه گرفته بود رو بهم داد. .و گفت این ۱۰ هزار تومانی رو یادگاری بزار پیش خودت . به خاطر لحظه خوشی که با هم داشتیم .
هر موقع ۱۰ هزاری رو ببینی یادکیر من میوفتی.
من خداحافظی کردم و اومدم طبقه پایین . خونه خودمون و رفتم تو اتاقم دراز کشیدن .
دوستان اگر از اتفاقی که برام افتاد براتون جالب بود .
ماجرای بعدی رو براتون تعریف میکنم…
نوشته: سهراب
8 پاسخ به “کیر کلفت ۱۰ هزار تومانی (1)”
جالب بود.اندازه گرفتن با هر چیزی دیده و شنیده بودیم جز با ده هزار تومانی 😂
اقا پرویز داستاناحتمالاسانت بگوشش نخورده بود که پول رو مقیاس اندازه گیری کرده بود!!!
ده هزار تومنی کوچیک یا بزرگ؟
آقا پرویز ازون بکنای حرفه ای قدیم بوده پسیکاری میکنن طعمه با پای خودش برگرده شکارگاه ، بنازم آقا پرویزو
آفرین عالیخوب بود واسه شروع داستان
کیر ده هزار نفر تو مغزت
عالی بود ادامه بدهید لطفا
ایده جالبیه منم کیرمو با ده تومنی اندازه میکنم عکس میگیرم