کیری که تو کونم حال میداد

اسمم وحیده این داستان برمیگرده به سال ۸۸ موقه ای که اول راهنمایی بودم . یه همسایه جدید اومد محله مون اسمش میثم بود دو سال ازم کوچیکتر بود اون موقع ها با هیچکی جور نمیشد تازه اومده بودن هنوز عادت نکرده بودن بچه ها بهش . بعد مدتی با من کم کم جور شد چون من خونه مون یه دونه کنسول گیم داشتم باهم بازی میکردیم. چند ماه گذشت که کم کم بینمون اون حس بلوغ و جنسی رشد کرد یجوری جفت هم شده بودیم همش فرصت گیر میاوردیم همو دستمالی میکردیم زیر خونه شون یه انباری بود که جون میداد واسه این کارا از مدرسه که میومدیم اکثرا یا میرفتیم انبار اونا یا میرفتیم اتاق من حس عجیبی بود بینمون جفتمون قشنگ حس میکردیم که به دخترا علاقه نداریم هردومون اون زمان بدنمون کاملا بی مو بود ولی جثه ی اون ی ذره از من کوچیکتر بود تایمی که فرصت گیر میاوردیم شروع می کردیم به لب گرفتنای اساسی و خوشمزه سینه های همو میخوردیم اون بیشتر عاشق این بود که سوراخ کونمو لیس بزنه منم بخاطر عشقم بهش میرفتم کونمو قشنگ میشستم و از مغازه عسل کوچیک میگرفتم که وقتی کونمو میخوره عین قند شیرین باشه تو دهنش اونم میدونست من از ساک زدن خوشم میاد کیر کوچیکمو با تخماش قورت میداد اینجوری بگم که واقعا خیلی عجیب و عمیق شده بود رابطه مون حتی موقه ای که با بچه های محل بازی میکردیم واسه هم ناز و عشوه مخفیانه میرفتیم و بهم چشمک میزدیم و بوس میفرستادیم . تقریبا یه سال که گذشت دیگه رابطمون شدیدتر شده بود جوری که اکثرا میرفتیم خونه ما زیر پتو همش ۶۹ یا کون همو میخوردیم . یه روز اومد پیشم گفت نظرت چیه کون هم بزاریم منم از خدا خواسته گفتم باش. منتظر موندیم که خونه ما خالی بشه رفتیم اونجا یادمه زمستون بود رفتیم زیر پتو کنار بخاری میدونستم حداقل یک ساعت خونه مون خالیه . گفت واسم بخور تا خیس شه بکنم تو کونت گفتم اول یذره کونمو لیس بزن تا قشنگ خیس بشه مث همیشه با لذت تمام اینکارو کرد منم یه ساک خوشمزه براش زدم گفت پشتتو بکن بهم با دستات لای کونتو باز بکن منم براش در بهشتو باز کردم اونم خیلی آررروم سر کیرشو کرد تو یه چند دقیقه سعی کرد تا ته بکنه تو ولی نمی رفت چون تا حالا هردومون کون نداده بودیم و تنگ بود کونامون منم دیدم فایده نداره و دارم دیوونه میشم برا کیرش گفتم وازلین برات میارم که چرب بشه وازلینو که به کیرش زدم عین ماهی کیرش سر خورد تو کونم همینجوری که به پهلو بهم چسبیده بود با دستش داشت کیرمو میمالید با اون یکی دستشم داشت سینه هامو لمس میکرد ریز ریزم اون وسط لب میگرفتیم چند دقیقه که تلمبه کرد سفت چسبید بهم که فهمیدم آبش اومده و ریخته توم اون موقع ها چند قطره بیشتر آبمون نمیومد بعد ارضا شدنش چند تا لب گرفتیم و کیرشو که تمیز کرد با دهنم کیرشو لیسیدم که تمیز شه . دیگه داشت نوبت من میشد که یهو صدای در اومد و سریع لباس پوشیدیم که کسی نفهمه از شانس بد من فرصت نشد اون کون نازشو بکنم هرچند من بیشتر دوست داشتم مفعول باشم تو رابطه ولی دیگه نشد . بعد مدتی خواستن از اون محل برن یه جا دیگه بعد اسباب کشی که کمکشون کردم مامانش خونه ما بود که بره کارتن بیاره واسه وسیله ها و خداحافظی کنه با محل باباشم رفته بود وانتی بیاره فقط منو اون مونده بودیم تو خونه بعد یذره کار کردن رو بهم کرد و گفت بخدا دلم میترکه واست بدون تو من چه غلطی بکنم یه جوری گریه ش گرفته بود منم بغضی شده بودم همو بغل کردیم و دستمو برد توی شلوارش گفت یادم نرفته که تو فرصت نکردی اون روز منو بکنی برا همینم بیا بریم راه پله مون که اونجا دید داره به کوچه اونجا بکن منو . منم بیشتر از هر موقه ای عاشقش شده بودم با این حرفش قشنگ فهمیدم که چه عشقی بینمونه خلاصه رفتیم اونجا و شروع کرد به ساک زدن و هی قربون صدقم میرفت میگفت قربون اون کیرت بشم که باید ازش خداحافظی کنم و هی از این حرفا میزد یکم که خورد گفت زودباش تا مامان و بابام نیومدن کارتو بکن . گفت داگی میشم که هم بیرونو دید بزنم هم تو حال کنی داگی که شد آب دهنمو ریختم رو سوراخ کون قشنگش و با انگشتم با سوراخش بازی کردم که جا باز کنه بعد دو دقیقه کیرمو گذاشتم دم سوراخش که زیر لب آروم گفت آخیشش که من چندبرابر حشری شدم و آروم آروم کردم تو که دردش اومدو گفت چه خداحافظی دردناکی قراره بشه به تلمبه زدن ادامه دادم آبم نمیومد که گفتم لباستو بده بالا که سینه هاتو لمس کنم این کارو که کرد بعد چن دیقه گفتم آبم داره میاد گفت نریزی تو میخوام بخورمش آبتو . همین که داشت میومد اومد زیر کیرم چند ثانیه ساک که زد آبمو ریختم تو دهنش همین که قورت داد یه لب حسابی گرفتیم از هم و واسه آخرین بار سوراخ کون همدیگه رو بوسیدیم . و این بود آخرین و بهترین سکسی که داشتم حتی با گذشت این همه سال هیچی اندازه اون رابطه برام عزیز و خوشمزه نبود . مرسی که خوندین

نوشته: وحید

بازدید 3,188

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “کیری که تو کونم حال میداد”

  1. سال هشتاد و هشت و این غلط ها بین دو تا بچه .لیسیدن کون 😂😂😂عزیزم فضای مجازی سال هشتاد و هشت چی داشت ؟ چه مدل گوشی هایی دست مردم بود.چیزی که اون زمان بود سکس های سنتی بود .تازه بین بچه ها دست مالی و نهایت با تف کردن

  2. چقدر شبیه ب واقعیت من داره…سال 88 رفتم خونه همسایمون ب اسن میثم یا هم پلی استیشن بازی کردیم از قبل بات بود داغم کرد کردمش 🤦‍♂️🤦‍♂️

  3. عالی بود، میتونستی آدرسشو بگیری و رابطه تون ادامه داشته باشه. عشق واقعی فاصله نمیشناسه

  4. از زندگی سواستفاده کنیداین ساعت و روز و مکانی که همین لحظه هستیددو سال دیگه میشه خاطرهو دیگه نمیتونی بدستش بیاری

  5. خوب بود از لحظه لحظه زندگى اونم تو ایران خامنه اي باید لذت برد و چه لذتی بالاتر از اینکه عشقت وهمه چیزو وهمه کست بکنت هم باشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید