کون دادن معین

سلام بچه ها اسمم معینه،۱۸سالمه
یادش بخیر پارسال تابستون بود عروسی یکی از آشنایان بود
شامو خوردیم و منتظر بودیم بریم عروسو بیاریم.
محمد که میشه پسر پسر عموی بابام اومد طرفم خودم خوشم نمیومد ازش خلاصه گرم صحبت شدیم و دیدم کم کم راه افتاد بهم میگه بیا بریم یه دوری بزنیم به هر شرایطی مارو سوار ماشین کرد و رفتیم خونشون گفتم محمد پ چرا اومدی خونه من میخوام برم منتظرم هستن گفت وایس کفشای مامانمو بیارم .ماشینو خاموش کرد و پیاده شد به من گفت معین مگه پیاده نمیشی اینجا امن نیست آقا ما پیاده شدیم و رفتم داخل تو همون حین من محمد انگشت کردم محمدم برگشت گفت چجوره منم وایسادم تعریف کردن و بعدش یه خاطره از خالم واسش گفتم که بدن و هیکلش چجوریه ولی نگفتم خالمه
اقا دیدم دنبال وازلین میگرده به شوخی گفتم اخه با کف دست گفت ندارم(منظورش سوراخ بود)ترسیدم و خودمو جمع کردم اومد طرفم دستمو گرفت گذاشت تو شرتش وااااای یهه گوشت داغ خورد به دستم یه لحظه تصورش کردم دیدم هی دست میکشه رو بدنم منم شهوتم زد بالا و شرتشو کشیدم پایین دیدم جوووونم یه کیر خوش فرم ولی سیاه زیرش بود ،ناخوداگاه بوش کردم و دستمو میکردم تو دهنم تا یه حدی که با خودم گفتم دستمو که زدم به کیرش چه فرقی داره انگشت خودم باشه یا کیر اون خلاصه با هر ترفندی بود دماغم کنارش نگه داشتم بووووی خوب و حرارت ازش بلند میشد خودمو تحمل نکردم و کیرشو کردم تو دهنم وااای ته گلوم داغ میشد و از یه طرف خایه هاشو میدیدم بیشتر حشری میشدم محکم ساک زدم تا کیرش پر از تف شد گفتم بسه ولی بازم دلم میخواست ولی گفتم بسه یه جق بزن جلوم میخوام ابتو ببینم تا داشت جق میزد پشت کردم بهش و الکی نگاه بالا میکردم و کونمو تکون میدادم دیدم از پشت بغلم کرد و در گوشم یواش گفت نکن دیوونه میشم صدای نفساش تو گوشم روانیم کرد با خودم گفتم بجم همین حالا موقعشه ،یواش کمربنمو باز کردم و شلوارمو کشیدم پایین (من چون باشگاه میرم موهای بدنمو همیشه میزنم ) به محض اینکه باد یخ خرد به کونم خشکش زد منم کونمو باز میکردم که بکنه تو ولی زمزمه میکرد میخورمت.خودم یواش پاهامو دادم بالا که لیس بزنه.شروع کرد خوردن و از اون طرف با کیرم بازی میکرد اب من اومد و ریخت رو شکمم دیدم با دست جمع کرد زد به خودش بجا روون کننده .تلمبه میزدا که خایه ها درد میگرفت خلاصه هرجوی میگفت وایمیستادم تا بکنم.
از آخرم آبشو ریخت لای لای رونام و کارمون اینقدر طول کشید تا باباش اومد و من یواشکی از خونه اومدم بیرون و به بهانه اینکه بره مغازه اومد منو برد خونمون،تو راه که نشسته بودم تو ماشین کونم انقدر درد میکرد که دستشو فشار میدادم.
بردم خونه و تا صبح واسه خودم جق زدم😂

نوشته: معین

بازدید 8,716

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “کون دادن معین”

  1. تموم داستانای امشب نوشتن چون باشگاه میرم تمام بدنمو میزنم.ینی کونی بودنت تو این قضیه نقشی نداره؟؟ 😄😄

  2. آخر شب بعد از عروس کشونبه بهانه رفتن به مغازه از خونه زد بیرون و تو رو رسوند ؟تا صبح جق میزدی ؟تا صبح ؟تا خود صبح ؟تا اذان صبحیا ۹ صبح ؟

  3. دروغ بود ولی بدک نبود، باید ریزه کاری ها رو بیشتر میکردی مثل ناز کردن و احتیاج داشتن و،،،، که جذابیت بیشتری داشته باشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید