کون دادن به داداش عروس

باسلام خوبید من ساسانم ۲۱ سالمه داستان بر میگرده به ۱۴ سالگیم بچه بودمو کنجکاو با پسر خالم هم کلاسی بودمو تازه سکس یاد گرفته بودیمو هر جا وقت پیدا میشد کون هم میزاشتیم با اون دودول هایه کوچیک مون خب من از پسر خالم خیلی سر تر بودم تپل گوشتی سفیدو نرم یه فامیل داشتیم که عروسیش بود ماهم رفتیم تو خرابه پشت خونه هایی که عروسی بود داشتیم حال میکردیم که یک دفعه یه پسر با سیگار وارد خرابه شد پسر خاله نامرد ما که ریز میزه و لاغر بود شلوارش کشید بالا دوستی گرفتو از زیر دستو پاش در رفت منم اومدم در برم که خوردم زمینو اومد جلو گرفتم سوال پیچم کرد از خرابه اوردم بیرون تا بفهمه کی هستمو منم گریه که ولم کن تو رو خدا از این حرفا گفت یا میدی یا میرم میگم من خرم قبول کردم گفت به بهونه این که خوردی زمین برو کلید خونه تونا بگیر بیا من گاوم رفتمو اخه شهر ما کوچیک بود اگه کسی میفهمید یا به کسی میگفت دهن جفت مون گایده بود که بیشتر بچه ها شهر ما گی هستنو میشدیم کونی خلاصه من که فکر نمیکردم دردم داره فکر میکردم مثل حال کردن من و پسر خالمه سوار موتورش شدیمو رفتیم خونه ما قلبم تند تند میزد تا رفتیم تو خونه حالا از اقا ناصر بگم اون زمان ۲۰ سالش بود یه سیبیل اندام لاغر وتازه فهمیدم داداش عروسه لختم کرد خودشم لخت شد کامل کامل تا چشمم به کیرش افتاد وایی یک خر کیری بود چسبید بهم داغ داغ بود چون قدش بلند بود کیرش تو کمرم بود خوابوندم کلی تف مال کرد کونمو انگش کرد تو کونم بعدشم یواش داد تو کونم از درد جیغ میزدمو زمینو گاز میگرفتم که یهو تا ته کرد تو تا مغزم تیر کشید ابش اومد یه دستمال گذاشت پوشید لباساشو باهم رفتیم عروسی و تازه بعد عروسی فهمیدم ازم فیلمم گرفته و تا الان که ۲۷ سالشه دارم بهش کون میدم نتیجه اخلاقی بیرون از خونه هیچ گوهی نخورید که گیر بیفتید بد جور گیر میفتید تا ۲ ماه اولم فقط درد داشت کسو شعره که درد نداره کون دادن

نوشته: یه بد بخت

بازدید 6,319

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “کون دادن به داداش عروس”

  1. یعنی کدوم خلی تو عروسی میره یه پشت بازی بازی؟ این جاها دقیقا واسه کساییه که خسته میشن میان بیرون سیگار بکشن…

  2. امشب داستانهای گی به نتیجه اخلاقی ختم میشه،،،، عزیزم میخوای بدی، بیا بده،،،، توجیح نمیخواد که…

  3. کیر ماموت تو کونت با این داستان نوشتنتنتیجه اخلاقی هم گرفته برا من کونیننویس دیگه

  4. کاری ندارم به این که چرا در 7 سالگی درت گذاشتن … به این کار دارم که چرا اون یارو که میخواس درت بزاره گفت یا میدی یا میرم میگم… خوب کصخل کص مشگ کص ننه … خو مثلا میرفت میگفت … میگفت چی ؟ میگفت این دو تا داشتن همو میکردن منم به نشانه اعتراض یکیشونو کردم … چرا کس وشر میگین … من نمیدونم کونی هم کونیای قدیم به یکی که میدادن سر بالا سینه سپر آقا دادم دیگه این همه حق السکوت و اینا رو نداره … نتیجه اخلاقی این کامنت هم اینه داستان نویس کص ننت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید