خالم گفتش که اوم میره حموم منم پشته کامپیوتر بودم. تا اینو شنیدم منتظر شدم که بره حموم. رفتم سراغ لباس زیراش و یه جق مفصل روشون زدم و با یکیشون کیرمو تمیز کردم.حموم خالمینا تقریبا کوچیکه و اونا لباساشونو بیرون می پوشن و لباساشون بیرون از حموم میذارن که خیس نشه. منم رفتم و تمام لباسایی که خالم قراره بپوشرو بو کردمو مالیدم به کیرم و شرت و کرستشو جوری گذاشتم که بفهمه بهشون دست زدم. یدفعه یاد پنجره حموم افتادم و سریع پریدم یه صندلی آوردمو گذاشتم زیر پامو شروع کردم به دید زدن خالم. واااااااااای ی ی چه کونی داشت عجب سینه های گنده ای داشت. داشت خودشو میشست و اصلا متوجه من نبود منم شق کرده بودم اساسی. دیگه هیچی حالیم نشد و فقط داشتم نیگا میکردم. یدفعه آبو بستو داشت میومد حولشو ور داره منم سریع صندلیمو ور داشتم گذاشتم اونور.بعدش که از حموم اومد بیرون مطمئن بودم که فهمیده به شرتو کرستش دست زدم. گفتم من دارم میرم حموم خاله!!
پاشدم رفتم حومو و اونجا کلی با لباس زیرای خیس خالم حال کردم. خودمو شستم و یدفعه گفتم خاله میشه بیای پشته منو بشوری آخه با این لیفا عادت ندارم. منم که شق کرده بودم و از شرت همه چی معلوم بود.خالم اومد تو گفت دوش بزن رو شیر که خیس نشم منم همین کارو کردم. تا اومد تو چشمش به کیره باد کرده من افتاد و بی خیال خودشو نشون داد.منم پشتمو کردم بهش و گفتم اگه میشه پشته منو بشور. اونم شروع کرد گفت تموم شد گفتم اگه میشه پشت رونمم بشورین اونم شست گفتم اگه میشه پشتمو زیره آب هم بشورین قبول کرد و پشتمو شست گفت فرمایش دیگه ندارین گفتم چرا بی زحمت یه لحظه. گفت چی کار داری؟ گفتم یه سواله. گفت بپرس.
شرتمو کشیدم پایین و گفتم اندازش از واسه عمو(شوهر خالم) بزرگتره یا کوچیکتره.با خنده گفت واسه تو بزرگتره اون موقع ها که پوشک بهت میبستم معلوم بود چی میشی. گفتم یه خواهش دیگه دارم ازت. گفت بگو. گفتم شما که منو خیلی دوس دارین منم شمارو خیلی دوس دارم میشه برام جق بزنین. یه نگاه بهم کرد که یعنی خیلی پروریی گفتش نه. گفتم تورو خدا. گفت نمیشه. گفتم فقط همین یه دفعه ما که سالی یه بار بیشتر همدیگرو نمیبینیم. گفت باشه فقط همین یه دفعه. کلی خوشحال شدم و پریدم بوسش کردم. گفت نکن خیس میشم!!! شروع کرد برام جق زدن. باورتون نمیشه که چه حالی میداد.گفتم میشه یذره چربش کنی که بیشتر حال بده. با یه نگاه باحال گفت که آره میشه!! یذره از آب دهنش ریخت روش .وااااااااااای ی ی ی ی چه حالی میداد.دیدم داره آبم میاد گفتم داره میاد اگه میشه بذار تو دستت بیاد. گفت باشه. منم با تمام فشار آبمو خالی کردم تو دستش انقدر فشارش زیاد بود که یذرش ریخت رو بلیزش من داشتم حال میکردم که گفت ببین چی کار کردی!! منم گفتم ببخشید. دستشو شست و بلیزشو همونجا در آورد و شستش. خالم با یه کرست جلوم داشت لباس میشست. منم با تمام پروگری دستمو کردم تو کرستشو با سینه هاش بازی میکردم اونم مخالفتی نکرد و بعد از اینکه لباسشو شست از حموم رفت بیرون و گفت فکر نکنی هر دفعه همین برنام هستشا!!!
از حموم که اومدم بیرون رفتم پیشه خالم یه بوسش کردم و گفتم ممنون.
گفت: دیگه از این خبرا نیست! تازه بلیزمم کثیف کردی.
ما میدونستم که خوشش اومده. منم از اون لحظه رفتم پی یک نقشه درستو حسابی که بکنمش. پنجشنبه ها عموم با دوستاش میرفت کوه و این پنجشنبه هم پسر خالم امتحان داشت بعدشم کلاس باید میرفت. منم گفتم به خودم که اگه امروز نکنم دیگه نمیتونم!!!
ساعت 6 بود که با خالم تنها شدم سریع پاشدم به کیرم اسپری زدم و رفتم یه خیار هم از تو یخچال ورداشتم و گذاشتم تو جیبم. رفتم تو اتاق خالم و دیدم خالم خوابه.(معمولا چون هوا گرم بود با شرتو کرست میخوابید) دیدم بعله ایندفعه هم مثل همیشه با شرتو کرست خوابیده.
منم پیرهنمو در آوردم شلوارمم همچنین خیارم ورداشتمو گذاشتم زیره بالش.
رفتم کنار خالم خوابیدم و یواش یواش خودمو بهش نزدیک کردم. با اولین تماسه بدنم با بدنش بیدار شد ولی خودشو به خواب زده بود.
منم دیدم که موقعیت جوره خودمو بهش نزدیک تر کردم دیگه نمیتونست تظاهر به خواب بودن کنه. یدفعه از جاش بلند شد و گفت تو چقدر پررویی.
گفتم خاله الان که کسی نیستش میتونیم مال هم باشیم.
گفت خفه شو بابا.
گفتم تورو خدا.
گفت خیلی پروریی.
منم سریع بغلش کردمو شروع کردم ازش لب گرفتن یه کاری میکرد که مثلا دوست نداره من بهش دست بزنم. منم سریع کرستو شرتشو در آوردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش چه آهو اوهی راه انداخته بود انقدر خوردم که خودش گفت بسه برو پایین تر!
منم رفتم سراغه اون کسش که انگار همین الان اصلاحش کرده بود. یدونه مو هم نداشت منم شروع کردم به خوردن کسش. از کسش همینجوری آب میومد منم با یک انگشت تو کسش کرده بودم و با دهن چوچولشو میخوردم. خیاری که آماده کرده بودمو ور داشتمو کردم تو کسش یه آه ه ه ه بلند کشید و بدنش لرزید فکر کنم به خاطر سردی خیاره بود.
با دهنم میخوردم و با خیاره کسشو میگاییدم دیگه آه کشیدناش تبدیل شده بود به جیغ و با یه لرزش ارضا شد.
گفتم چه طور بود خاله جون؟
گفت: عالی بود تا حالا همچین تجربه ای نداشتم انگار با دو نفر دارم حال میکنم.
گفتم شما نمیخوری؟؟
گفت چرا بده میخورم برات.
منم کیرمو دادم دستشو شروع کرد به ساک زدن. خیلی حال میداد.
بعده 5 دقیقه گفتم بسه. رفتم نشستم لای پاش و کردم تو کسش یه دفعه ای.
گفت: وحشی کسم جر خورد اندازه کیرتو ببین بعدا بکن تو کسم. منم اون تو یذره نیگر داشتم بعد شروع کردم به تلمبه زدن.
گفتم میخوای خیارم بکنم تو کونت گفت تا حالا تجربه نکردم دوتایی.
گفتم خیلی بهت حال میده!! گفتم به حال سجده به خواب تا بتونم راحت بکنمت. اونم اطاعت کرد.
اول با آب کسش خیارو چرب کردمو کردم تو کونش. یه آخ گفت که کلی حال کردم.
خیارو کامل کردم تو کونش که گفت بسه بکشش بیرون گفتم نه صبر کن حال میده. گفت نمیخوام درد داره. گفتم الان دردش خوب میشه.
یذره وایستادم بعدش شروع کردم به تلمبه زدن. میخواستم سرویسش کنم اساسی. گفتم خوبه. هیچی نگفت.
حالا وقتش بود که کیرمو بکنم تو کسش یه دفعه محکم یا تمتم توان کردم تو کسش نفسش بند اومده بود و تکون نمیخورد.
گفتم خوبه؟؟ حال میده؟؟ دارم کسو کونتو با هم میکنم!!! یه دفعه اونم حشری شد… آررره … خوبه محکم تر بکن…. جرم بده…. منم محکمو محکم تر میکردمش تا جایی که حس کردم بازم داره ارضا میشه. کردمو کردم تا ارضا شد. گفتم حالا جاها عوض. کیرمو از تو کسش چپوندم تو کونش و خیارو کردم تو کسش. یه آخ دیگه گفت و آروم شد. عینه خر داشتم تلمبه میزدم. دستم خسته شده بودو داشت آبم میومد خیارو محکم کردم تو کسش و ولش کردم خیار رفت تو کسش و دستمو گذاشتم جلوش که در نیاد.
داشت دیگه التماس میکرد: بسمه… تورو خدا بسه… دارم جر میخورم… منم میگفتم : آره جر بخور….محکمتر میکردمش واقعا از حال رفته بود منم داشت آبم میومد کیرمو از تو کونش کشیدم بیرونو کرئم تو دهنش و همه آبمو تو دهنش خالی کردم و اونم مجبور شد همشو بخوره. گفتم یذره زور بزن تا خیاره در بیاد. زور که زد خیاره از تو کسش پرید بیرون. کیرمو که داشت میخوابید کردم تو کسشو خودم خوابیدم روش گفتم چه طور بود؟؟
گفت عالی بود فقط جای اون خیاره یه کیره دیگه بود بیشتر حال میداد. منم گفتم اونم به موقش. کیرمو از تو کسش کشیدم بیرونو خودمونو جمع و جور کردیم تا کسی شک نکنه
نوشته: محسن
32 پاسخ به “کس خاله تو خونه خالی”
تکراری بود…تو قسمت بعدی پسر خالت مامانشو میکنه
سرتم همراه خیارمیکردی توکون خالت.خاله جنده
لعنت بر آدم داستان دزد از کجا کپی پیست کردی آدرس بده یه سر بریم
این داستان مال آویزونه چرا چرت و پرت میگی
خالتو بیار با محسن جرش بدیم .:-D:-D
خودشونو جمع و جور کردن که کسی شک نکنه !!!
این داستانو دقیقا سه شب پیش تو همین سایت خوندم. سری بعدی پسر خاله هم میاد دو تایی خاله هرو میگاین.اگه خواستی کپی کنی بگو که حداقل کسایی که خوندن داستانه تکراری نخونن. کیره بوقلمون سواحل بیابان آتاکاما همچین بره تو کونت که از پسه کلت بزنه بیرون.دیووث
آخه كسكش عوضي بي شعور و خاله جنده اون زور زد خيار بريد دهن تو مطمئني خالت تو رو كرد (باخيار)
man fekr konam on vagti ke be khalat gofti hala jahamon avaz ,khalat ba khiar karde karde to konet
اره یادمه.که گفته بود پسره یه کم کوس خوله و…
کیرم تو … .
آره درسته داستانش تکراریه… !
کسم دهنت.
اخه جنده هم به همین راحتی پا نمیده من موندم این خاله ها و عمه هاو… تو این داستانها چطور به همین راحتی,به یکی همسن بچشون پا میدن؟؟
ایرانی قدیم یه چیز داشتن به نام ناموساگه درست گفته باشم من نه شما بگید که ایرانی بی ناموس یا ایرانی با ناموس هستید ناموسن مردم ایران قدیم کجاید؟ که اینا به مادرشون هم …
ببین شماره این خلتو به ایمیلم بفرست بزار حسابی بهش حال بدم محسن جون این دفعه داری میری مارو هم خبرکن دوتاای باهم به خاله ات حال میدیم خودشم دلش میخواد قربونت محسن جون
محارم !!!وقتی دیدم محارم هست اصلا نخوندمچون خیلی مزخرفه
داداش به وضوح واقعیت نبود!-0-
آقا پسرایی ک اینجا دارین این شر و ورهارو میخونین، فک میکنین همه جنده أن ک ب همین راحتی پا بدن؟؟؟؟؟؟؟اصلا غیرممکنه تو ی خانواده ی معمولی همچین اتفاقی با رضایت هردوطرف اتفاق بیفتهداداش من بخاطر چندتا داستان مث این میخواست ب من تجاوزکنه.وقتی من جیغ زدم ک بروگمشو تعجب کرده بود.فک میکرد باکمال میل باهاش سکس میکنمخدا رو شکر ک بابام رسید وگرنه الان معلوم نبود چه بلایی سرم میومداینا رو باور نکنیناصلا سعی کنین سکس بامحارم نخونین.باورکنین دیدتون بهشون عوض میشهو اونوقت یکی دیگه یا مث من شانس میاره یا هم تا آخرعمرش بدبخت میشهبه حرفام فک کنین₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪
ای آلت تناسلی خر به اصل وسط سوراخ باسنت با این داستان کیریت… یه بار خودت بشین بخونش بعدش ببین نیاز نداری بری دسشویی!!!..
محسن جون شما که انقد راحت پا میدین به هم کونم میدی؟من کون کنم یعنی کونتو میکنم…حالا خالت کون میده؟اگه رفتی خبر کن تو بذار کس خالت منم میذارم کون توراستی از کونت برام بگو تنگه؟
کون دادن خودت رو تعریف میکردی بهتر بودمارکس
آفرین به تو ولی توکه خودت اینار قبول نداری چرا پس میخونی شاید داشتم حق داشته
کیرم تودهن خواهرای خالت شوهرخالت کوه نرفته بود که.خونه اون یکی خالت خواهرزاده های خالتو میکرد. جغو
لوله توپ 106توکونتدیوس خالی بند
بچه جقی برو داستان تخمی تخیلی ننویس!
کارت مثل اون یارو بود که اسکناس 70تومنی جعل کرده بود به همون تابلوئی
پنگوئن سواحل قطب شمال همراه با دوستاش خالت و بگان کوس مغز جقی اونم اطاعت کنه بعد بیان کونت و جر بدن اونم با خیار قطب شمال جاکشbiggrin
چرا میاین دروغ مینویسین خب همون جقتو بزنعقده داری
چرند و پرند،افتضاح…بد
عجب کونی خالی بنده پررویی هستی ببم جان
ایــــــن حجم از کسشر بی سابقست،هیچی دیگه خالت جنده تشریف داره،درجا شورت کشیدی پایین…برو کونی ملجوق