سلام خدمت دوستان بکن تو
من سینا هستم مستعار از یکی از شهر های استان اردبیل ۲۲سالمه این خاطره ای که برام اتفاق افتاده رو میخوام براتون بگم حالا هر کس باور کرد یا نه به خودش مربوطه خب بریم سراغ خاطره…
وقتی که من پایه نهم بودم یه دوستی داشتم که از بچه گی تو محله خودمون باهم بزرگ شده بودیم و باهم هم سن و همکلاس هم بودیم البته از اون قضیه یه پنج شیش سالی میگذره و من هر چی بوده یا تو ذهنم مونده رو اینجا باز گو میکنم این دوستم اسمش علی هست البته مستعار سن هامون هم ۱۶ ۱۷ساله بود اون موقع مادر علی خیاط بود و در محدوده تقریبا نزدیک به بازار خیاطی داشت که میخواست طبقه پایین خونه رو خیاطی کنه که یه کم کار داشت واسه همین چند کارگر کار میکردن اونجا یه روز فکر کنم اردیبهشت ماه بود علی هی بهم میگفت شب سوپر دیدم حشری شدم البته من اولش فکر میکردم مثل خودم تمایل به سکس با زن داره نگو ایشون گی تشریف دارن ولی به من خجالت میکشه بگه بلاخره بعد از دو سه روز گفت که من دوست دارم گاییده بشم ولی به هیچ کس اعتماد ندارم منم اصلا فکرشم نمی کردم این بیاد به من پیشنهاد بده بلاخره بعد از چند روز این ور اون کردن بهم گفت که من میخوام حتی یک بارم شده این کارو امتحان کنم منم با خودم گفتم حالا یه امتحان میکنم ببینم چطوریه ناگفته نماند به خاطر بچه های مدرسه با جق زدن هم آشنا شده بودم و لذتش زیر زبونم بود خب از داستان دور نشیم علی بهم گفت برای اولین بار واست ساک میزنم تا یخمون باز بشه بعد کار اصلی رو تو خونه خودمون انجام میدیم البته پدرشم کارمند مخابرات بود تو روستایی خودشون میگفت که بعضی از روزا کار پدرش تا ساعت پنج بعد از ظهر طول میکشه اون روز تو مدرسه بهم گفت وقتی که زنگ اخرو زدن همه رفتم انجامش میدم بلاخره ساعت ۱۲.۳۰مدرسه داشت تعطیل میشد همینکه دانش آموزان رفتن بهم گفت شلوارتو بکش پایین منم واقعیتش بخام از مشخصات کیرم بگم یه چیزی حدودای ۱۳سانتی متره با قطره تقریبا خوب اولش با خجالت بودم ولی وقتی که کیرمو کرد تو دهنش خدایا یعنی تا اون موقع از زندگیم همچین حسی رو تجربه نکرده بودم انگار وقتی کیرمو تو دهنش میکرد تو آسمون سیر میکردم اونقدر که سرشو فشار میدادم سمت کیرم که بعد دویقه بزور علی تونست سرشو از کیرم جداکنه بهم گفت بقیش بمونه برا خونه اگه زیاد اینجا بمونیم ممکنه لو بریم منم قبول کردم بلاخره از کلاس زدیم بیرون و به سمت خوته حرکت کردیم موقعی که به محل خودمون رسیدم بهش گفتم من میرم کیفمو بزارم خونه تو هم زود برو در حیاط رو باز بزار من به بهونه رفع اشغال کتاب زبان میام خونه تون اونم قبول کرد بالاخره بعد از دست به سر کردن مامانم رفتم خونه شون دیدم که دو نفر کارگر دارن طبقه پایین اماده میکنن فکر کنم پدر علی هم رفته بود دنبال کارش وقتی جلو در هال رسیدم خودش زود درو باز کرد منو داخل کرد منو برد تو اتاق خودش همون جا شلوار شرتم یکجا کشید پایین بعد کیرم کرد دهنش یکم خورد گفتم قمبل کن بکنمت کیرمو با آب دهنم خیس کردم اول انگشتم کردم توش دیدم یه کمی گشاده بعد کیرمو کردم توش وای انگار کیرمو کرده بوده تو یه مشت پنبه انقدر نرم بود که علی گفت تا بابام برای کارگرا ناهار نیاورده شروع کن زود باش من شروع کردم به تلمبه زدن یه دودیقه ای کردمش دیدم دارم میام گفت بریز تو کمرم زود باش لحظه آخر کیرمو کشیدم بیرون ریختم تو کمرش رفتم دستمال بیارم که چشمتون روز بعد نبینه چنان گوزی زد که نگو یه کم خندیدیم بهم گفت قبلا به پسر داییم کون دادم کیرش چون کلفت بوده واسه همین کونم هوا میکشه میگوزم دیدیم اون هنوز ارضا نشد رفتم یه کم کرم آوردم زدم به کیرش بعد یه دیقه که واسش مالیدم اونم ارضا شد…خب دوستان این بود خاطره ای که واسم اتفاق افتاده بود که به عنوان اولین رابطه هیچ وقت یادم نمیره الان علی تو تبریز درس میخونه منم بعد اینکه رفت دانشگاه زیاد ندیدمش.با آرزوی سلامتی خدمت دوستان و خواننده گان عزیز
من سینا هستم مستعار از یکی از شهر های استان اردبیل ۲۲سالمه این خاطره ای که برام اتفاق افتاده رو میخوام براتون بگم حالا هر کس باور کرد یا نه به خودش مربوطه خب بریم سراغ خاطره…
وقتی که من پایه نهم بودم یه دوستی داشتم که از بچه گی تو محله خودمون باهم بزرگ شده بودیم و باهم هم سن و همکلاس هم بودیم البته از اون قضیه یه پنج شیش سالی میگذره و من هر چی بوده یا تو ذهنم مونده رو اینجا باز گو میکنم این دوستم اسمش علی هست البته مستعار سن هامون هم ۱۶ ۱۷ساله بود اون موقع مادر علی خیاط بود و در محدوده تقریبا نزدیک به بازار خیاطی داشت که میخواست طبقه پایین خونه رو خیاطی کنه که یه کم کار داشت واسه همین چند کارگر کار میکردن اونجا یه روز فکر کنم اردیبهشت ماه بود علی هی بهم میگفت شب سوپر دیدم حشری شدم البته من اولش فکر میکردم مثل خودم تمایل به سکس با زن داره نگو ایشون گی تشریف دارن ولی به من خجالت میکشه بگه بلاخره بعد از دو سه روز گفت که من دوست دارم گاییده بشم ولی به هیچ کس اعتماد ندارم منم اصلا فکرشم نمی کردم این بیاد به من پیشنهاد بده بلاخره بعد از چند روز این ور اون کردن بهم گفت که من میخوام حتی یک بارم شده این کارو امتحان کنم منم با خودم گفتم حالا یه امتحان میکنم ببینم چطوریه ناگفته نماند به خاطر بچه های مدرسه با جق زدن هم آشنا شده بودم و لذتش زیر زبونم بود خب از داستان دور نشیم علی بهم گفت برای اولین بار واست ساک میزنم تا یخمون باز بشه بعد کار اصلی رو تو خونه خودمون انجام میدیم البته پدرشم کارمند مخابرات بود تو روستایی خودشون میگفت که بعضی از روزا کار پدرش تا ساعت پنج بعد از ظهر طول میکشه اون روز تو مدرسه بهم گفت وقتی که زنگ اخرو زدن همه رفتم انجامش میدم بلاخره ساعت ۱۲.۳۰مدرسه داشت تعطیل میشد همینکه دانش آموزان رفتن بهم گفت شلوارتو بکش پایین منم واقعیتش بخام از مشخصات کیرم بگم یه چیزی حدودای ۱۳سانتی متره با قطره تقریبا خوب اولش با خجالت بودم ولی وقتی که کیرمو کرد تو دهنش خدایا یعنی تا اون موقع از زندگیم همچین حسی رو تجربه نکرده بودم انگار وقتی کیرمو تو دهنش میکرد تو آسمون سیر میکردم اونقدر که سرشو فشار میدادم سمت کیرم که بعد دویقه بزور علی تونست سرشو از کیرم جداکنه بهم گفت بقیش بمونه برا خونه اگه زیاد اینجا بمونیم ممکنه لو بریم منم قبول کردم بلاخره از کلاس زدیم بیرون و به سمت خوته حرکت کردیم موقعی که به محل خودمون رسیدم بهش گفتم من میرم کیفمو بزارم خونه تو هم زود برو در حیاط رو باز بزار من به بهونه رفع اشغال کتاب زبان میام خونه تون اونم قبول کرد بالاخره بعد از دست به سر کردن مامانم رفتم خونه شون دیدم که دو نفر کارگر دارن طبقه پایین اماده میکنن فکر کنم پدر علی هم رفته بود دنبال کارش وقتی جلو در هال رسیدم خودش زود درو باز کرد منو داخل کرد منو برد تو اتاق خودش همون جا شلوار شرتم یکجا کشید پایین بعد کیرم کرد دهنش یکم خورد گفتم قمبل کن بکنمت کیرمو با آب دهنم خیس کردم اول انگشتم کردم توش دیدم یه کمی گشاده بعد کیرمو کردم توش وای انگار کیرمو کرده بوده تو یه مشت پنبه انقدر نرم بود که علی گفت تا بابام برای کارگرا ناهار نیاورده شروع کن زود باش من شروع کردم به تلمبه زدن یه دودیقه ای کردمش دیدم دارم میام گفت بریز تو کمرم زود باش لحظه آخر کیرمو کشیدم بیرون ریختم تو کمرش رفتم دستمال بیارم که چشمتون روز بعد نبینه چنان گوزی زد که نگو یه کم خندیدیم بهم گفت قبلا به پسر داییم کون دادم کیرش چون کلفت بوده واسه همین کونم هوا میکشه میگوزم دیدیم اون هنوز ارضا نشد رفتم یه کم کرم آوردم زدم به کیرش بعد یه دیقه که واسش مالیدم اونم ارضا شد…خب دوستان این بود خاطره ای که واسم اتفاق افتاده بود که به عنوان اولین رابطه هیچ وقت یادم نمیره الان علی تو تبریز درس میخونه منم بعد اینکه رفت دانشگاه زیاد ندیدمش.با آرزوی سلامتی خدمت دوستان و خواننده گان عزیز
نوشته: نوشته سینا
8 پاسخ به “کردن دوستم”
الان چند سالته
لطفا رو داستان نویسی ی کم کار کنیدکص مغز اولش گفتی گفته ی بار میخوام امتحان کنمآخرش میگی گفته ب پسر داییم دادممیگن دروغ گو کم حافظه هم هست😂😂😂
از کدوم شهر اردبیلی؟ من خلخالم، میتونی پی وی پیام بدی؟
دوست عزیز اینهمه غلط چرا ؟کمی دقت میکردی بهتر بود .قبل از فرستادن حداقل یکبار میخوندیش بهتر بود .
البته توی شهر شما اکثریت بچه خوشگل های اونجا تا ۲۰سالگی میدن بعدش مداح میشن خخخخ
خداشانس بده عجب رفقای باحالی خودشون میگن بیا بکن مگه میشه؟ مگه داریم؟
یکی بیاد تو کون گنده من تلمبه بزنه
حیففف