سلام دوستان ، من فریدون هستم و داستان من واقعیست ، موضوع بر میگرده به حدود ۲۵ سال پیش که من در اهواز شاغل بودم و مدتی منزل داییم ساکن بودم و شبها با پسر داییم تو یک اتاق میخوابیدیم ، البته این رو هم بگم که تمایل زیادی به جنس موافق داشتم ، بگذریم یه شب که خوابیده بودیم حس عجیبی بهم دست داد و بطور عجیبی حس کردم که به کیر پسر داییم که تازه سربازیش تمام شده بود و برا خودش مردی شده بود دست بزنم ، برا همین تشک خودم رو نزدیک تشک اون کشیدم و آروم خودم رو بسمتش کشیدم و دل تو دلم نبود و صدای قلبم رو میشنیدم آروم دستم رو از روی شلوار به کیرش کشیدم و دیدم آروم خوابیده ، از رو پیژامه کیرش رو بو کردم و عطر کیرش رو کامل حس کردم و دیونه شده بودم هم میترسیدم بیدار بشه و هم نمیتونستم ازش دل بکنم ، برا همین آروم پیژامش رو کشیدم پایین و از رو شورت دوباره کیرش رو بو کردم و عشق میکردم و کیرم شده بود مثل سنگ ولی نمیخواستم آبم بیاد و لذت خوردن کیرش رو از دست بدم و این بار شورتش رو هم آروم کشیدم پایین و دیدم کیرش خوابه و موهای اطراف کیرش رو هم اصلاح نکرده بود و دوست داشتم، حواسم بود که بیدار نشه و بتونم حداقل برا یکبار هم که شده طعم خوردن کیر رو بچشم و آروم سر کیرش رو زبون زدم که دیدم یه تکونی خورد و من برق ازم پرید و رفتم سر جای خودم دراز کشیدم ، بعد چند دقیقه مجددا رفتم سراغش و کیرش رو که همونطور بیرون بود کردم تو دهنم وای که چه طعمی داشت و حسابی حشری شده بودم و داشتم کیرش رو میخوردم که یهو بلند شد نشست و گفت چکار میکنی منم که دستپاچه شده بودم گفتم ببخشید دست خودم نبود و اون دو باره خوابید منم رفتم خوابیدم و صبح زود رفتم سر کار و ناهار رو اداره خوردم و عصر که برگشتم دیدم نیستش و منم کمی استراحت کردم و بعد از شام کمی تلوزیون تماشا کردم و موقع خواب رفتم تشک رو انداختم و دراز کشیدم تو خواب و بیداری بودم که دیدم پسر داییم که اسمش رو میزارم امید اومد و تشکش رو طبق معمول انداخت و گرفت خوابید ، روشنایی اتاق هم طوری بود که وقتی لامپ رو خاموش میکردی میشد ظلمات و چشم چشم رو نمیدید . بگذریم اون شب رو هم خوابیدم و اونم به روی خودش نیاورد و شب سوم وقتی خوابیدیم و مطمئن شدم که خوابه رفتم سراغش و مجددا از رو پیژامه کیرش رو بو کردم و تا اومدم دست به پیژامه بزنم دستم رو گرفت و معلوم شد بیدار بوده و گفت چی میخوای منم که دیگه ترسم ریخته بود و دیدم اونم متوجه علاقه من به کیرش شده گفتم فقط بزار کیرتو بخورم چون دوست دارم و خلاصه با التماس و خواهش پذیرفت و منم حسابی براش ساک میزدم و اونم دودستی سرم رو رو کیرش فشار می داد طوری که سر کیرش ته حلقم بود و بعد از چند دقیقه آبش اومد و تا قطره آخرش رو خوردم و آب خودم هم اومد و رفتم دستشویی و خودمو تمیز کردم و خوابیدم . فرداشب که خوابیدیم بهش گفتم امید میشه بخوابی روم و کیرتو بزاری لای کونم ؟ اونم پذیرفت و لخت شدیم و اومد پشتم خوابید و کیرش رو گذاشت لای کونم و از شدت لذت تو ابرا بودم ، گفتم بکن توش ، البته اولش یکم خجالت هم میکشید ولی معلوم بود خوشش اومده ، کون منم تپل و گوشتی و بزرگ بود و دا شت لذت میبرد ، خلاصه تف زد در سوراخ کونم و سر کیرش رو داد داخل و اولش یکم درد داشتم و گفتم بیشتر تف بزن و اونم همینکار رو کرد و کیرش رو تا ته فرستاد تو و شروع کرد به تلمبه زدن و بعد ۵ دقیقه آبش رو خالی کرد تو کونم . این کار ادامه داشت تا اینکه به من مهمانسرا دادند و منم رفتم ولی چند بار هم دعوتش کردم مهمانسرا و حسابی حال میکردیم تا اینکه یه بار که دراز کشیده بود و داشتم براش ساک میزدم یه مرتبه برگشت و گفت بکن توش و منم چون کیرم کلفت بود و غافلگیر شده بودم لاپایی کردمش و بعد از اون بار دیگه نیومد سراغم ولی متوجه شدم که اونم دوست داشته کون بده . الان هم که خیلی سال از اون ماجرا میگذره یه پسر مجرد ۳۸ ساله رو پیدا کردم که عاشق کون سن بالاست و تا حالا حدود ۲۰ بار هست که بهش کون میدم و اونم عاشق کونم شده و مرتب بهم میگه برنامه کنیم و منم هر وقت بتونم بهش میدم . آدم مطمئنی هست . ولی هنوز که هنوزه مزه کیر امید زیر زبونه. و اینطور شد که کونی شدم . ببخشید اگه طولانی شد ولی همش واقعیت بود.
ممنون که وقت گذاشتید . فریدون .
ممنون که وقت گذاشتید . فریدون .
نوشته: فریدون
9 پاسخ به “چطوری شد که کونی شدم”
پسردایی من که اصلا تو باغ نیست 😑یکی از این پسردایی ها میخوام 😋
خوش به حالشون ملت تو خواب هم خوشانس هستن😉
کس مغز
Wtfقشنگ دارین آبروتونو چه به دروغ چه به راست میبرین😑🥀
خوشبحالت
داستانت خوب بود
نیاز نیس آدم بشینه این کصشرارو بخونه تا بفهمه چطور کونی شدم. معلومه دیگه یکی تا خایهاشو جا کرده تو کون گشادت
پس اینطور شد که کونی شدی!!!عجب…خوب کونی شدی ،ایول…معلومه که کونی خوبیم شدی،مرسی
اول اینکه خیلی تخیلی و خالی بندی بود نه واقعیکیر اش را داد داخل کمی درد داشت شاسکول تو نفهم هستی که کسی تا حالا نداده برای بار اول از شدت درد زیاد زمین را چنگ می زندمگر اینکه کونی بودی و نگفتیتو بی شعور حمال الاغ بدون کاندوم سوراخ دادی نگفتی ایدز می گیریمی دونی ایدز چیه نفهم