من رضام یه همسایه ای داریم که پسرشون خیلی سفید و تپل و خوشگله و دوستاش زیاد بهش پیشنهاد میدن از اون پسراییه که حتی اگه میل به پسر نداشته باشی ازش خوشت میاد .دوسال از من کوچیکتره من 22 سالمه و اون 20 سالشه بعد سالها خونمون خالی شد و این پسرو آوردم خونمون وقتی اومد رفت دستشویی و بعد اومد شلوارشو دراورد و نشست رو مبل واقعا پاهاش سفید بود منم اومدم جلوش پیرهنمو خودم دراوردم وشلوارمو اون دراورد زیرش یه شرت هفتی پوشیده بودم جوراب هم پام بود چون دوس دارم جوراب داشته باشم موقع کردن ضمنا همه موهای بدنمو زده بودم و تمیز تمیز بودم کیرمم 17 سانته وقطرش واقعا عالیه از روشرتم کیرم معلوم بود و حسابی راست و پر آب شده بود.فقط یه شورت پام بود و جوراب.تو اتاق خوابم رخت خواب پهن کرده بودم بردمش و خوابوندمش تو رخت خواب و چنتا ازش لب گرفتمو اونم دستش رو کیرم بود از روشرت فقط میمالید منم کونشو میمالیدم بعدش شرتمو دراورد و کیرمو گرفت دستش و باهاش بازی میکرد تخمام رو هم دوس داشت و حسابی میمالیدشون بعد خودش دمر خوابید گفت بیا پشتم منم پشتش دراز کشیدم و کیرکلفتم درکونش بود و بالا پایینش میکردم معلوم بود داره حال میکنه بعد یه کاندوم گذاشتم و اومدم دوباره پشتش اینبار روغن هم آورده بودم و سوراخشو داشتم آماده میکردم لامصب خیلی کون سفید و تپلی داشت آروم سر کیرمو گذاشتم روی سوراخش با یه ذره فشار صداش دراومد آخه کیرمن قطرش زیاده کلی التماس کرد که فرو نکن منم هرچی خواهش کردم گفت نمیتونم…خلاصه سرپاش کردمو سرکیرمو گذاشتم بین روناش و آروم عقب جلو میکردم اونم پاهاشو سفت چسبونده بود به هم و خیلی حال میداد…منم دیگه حشری شده بودم حسابی و تند تند عقب جلو میکردم صدای شالاپ شولوپمون تو کل خونه پخش شده بود و واقعا صدای دلنشینیه از ساق و رون پام فقط داشت عرق میومد وپیشونیم هم حسابی عرق کرده بود بالاخره بعد پونزده دیقه آبم اومد…کاندمو دراوردمو ریختم روی پاهاش…دیگه بیحال افتادم رو زمین و پاهام قدرت نداشتن که پاشم
خلاصه روز خیلی خوبی بود و حسابی ازم تشکر کرد که خوب کردمش
این داستان کاملا واقعی بود و بدور از هرگونه اضافه گویی
خلاصه روز خیلی خوبی بود و حسابی ازم تشکر کرد که خوب کردمش
این داستان کاملا واقعی بود و بدور از هرگونه اضافه گویی
نوشته: رضا
8 پاسخ به “پسر تپل سفید همسایه”
چقدر کوتاه نوشتی
منم کونم تپل وسفیده
اخ اخ
آه که کردن کون تپل سفید معادل بودن تو بهشته…
دوس دارم پسر سفید???
عالی بود حال کردم. این دیگه داستان پردازی نبود واقعی واقعی. ممنون
شما هم وقتی داشتین می خواندین یاد داستان های شاه نامه افتادین???بچه مرشد رستم کیر کلفتش از پشت گذاشت در کون غول غول شیحه کشید ولی دروغ می گفت خوشش آمده. پته اش رو سفت کرده بود… ???
اووف.کون سفید و بی مو و تپل پسر نوجوون خوراک لیسیدن و گائیدنه.باید یه همچین پسر نازی رو زنونه پوش کرد و هربار یه کون سیر ازش گایید طوریکه خودش هم زیر کیر آبش بیاد .فاعل اگه کار بلد و حرفه ای باشه کاری میکنه خود پسره مشتری بشه و هر دفعه با کمال میل بیاد کون بده و بره.وای جون