پرده زنی طلبه ی تنگ و جوان

سلام به دوستان عزیز و گرامی
امیر هستم ۲۰سالمه از شهر قم دانشجوی رشته مهندسی عمران هستم از خودم بگم ۱۷۰قدمه وزنم ۶۰ وضع مالیم اصلا خوب نیست حتی دوچرخه هم ندارم من آدم بدبختی بنظر میرسم خب داستان رو شروع کنم ما مستاجریم خونمون نزدیک پایگاه بسیجه متاسفانه یا بدبختانه من دختر یا زن خیلی محجبه میبینم کیرم خیلی شق میشه میترکه .یه همسایه داریم آخونده مجرده ۲تا خواهرن یکیش ۳۹ساشه خیلی محجبه اس بچه ها بهش میگن خفاش یکیش ۱۹ سال اون هم خیلی باحجابه حوزوی هست .اینا هر روز از در خونه ما رد میشن من خیلی تو کفشونم یبار افتادم دنبالشون ببینم کجا میرن فک میکردم جنده ان اما اونجور نبود خیلی آدمهای خوبی هستن خلاصه من یروز از کنار مسجد رد میشدم دیدم نوشته تور زیارتی به مشهد مقدس زیرش نوشته بود خانم حسینی شمارش هم روبه روش بود آقا من خوشحال شدم تو دلم جیغ زدم رفتم خونه زودی بهش پیام دادم سلام احوالپرسی اینا یکم صحبت کرد خودمو بسیجی نشان دادم حدود ۳ساعت حرف زدیم بعد بلاکم کرد خیلی کیر شدم دوباره بعد یه هفته شماره خاهر بزرگش رو که اسمش عذرا بود پیدا کردم از روی بنر تبلیغاتی که زده بودن دور میدان برتی ثبت نام حوزه بازم خوشحال شدم رفتم بهش پیام دادم گفتم سلام خانم حسینی کلی عذر خواهی کردم و بهش گفتم من جوان مجردی هستم افتادم تو گناه شما کمکم کن اونم جواب داد این کار رو نکن باید زود ازدواج کنی منم گفتم خانم حسینی من اگه پول داشتم که انقدر بدبخت بیچاره نبودم برگشت بهم گفت خب بگرد خانم پیدا کن صیغه ساعتی انجام بده کاملا شرعی و هیچ گناهی نداره گفتم کسی نیست گفت باید بگردی گفتم شما خودت نمیتونی گفت من دخترم و ناراحت شد خلاصه بازم نا امید شدم سه جهار روز بعد دوباره پیام دادم بلاخره کلی التماس کردم تا راضی شد گفت مهریه میخام گفتم چقدر گفت یک میلیون تومان گفتم کی بریم گفت اول باید صیغه بشیم گفتم من بلدم بخونم گفت نمیشه گفت من همکارم یاخواهرمو میارم بخونه گفتم زشته گفت مشکلی نداره اونا فقط ۲۵۰تومان هزینه میگیرن به هیچی کاری ندارن گفت فردا خوبه گفتم باش آقا من داشتم از استرس میمردم چندبار زد به سرم کنسل کنم خیلی میترسیدم که یه موقه خفتم نکنه بلاخره فردا رسید رفتین تو خونه ای نزدیک خونه اونا خواهرش فاطمه هم اومده بود جفتشون با چادر و نقاب بودن
رفتین اول صیغه رو خوندن بعد پولشو گرفت من فکر میکردم اینا پر از سیبیلن اما رفتیم تو اتاق در رو قفل کردیم چادرشو از سرش در آورد گفت شروع کن منم خیلی خجالت میکشیدم شلوارمو در آوردم کیرم ۱۶سانته یهو زد بیرون عذرا یه نگاه کرد لبخند کوچیکی زد گفت بیا لباس منم در بیار خودش دراز کشید اول مانتوش باز کردم بعد تاپشو در آوردم واییییییییییی چی میدیدم دوتا ممه ناز صفر کیلومتر که روشن نشده بود نزدیک بود آبم بیاد
این هنوز روسریشو در نیاورده بود 😂😂اولین بارم بود تو واقعیت ممه به این زیبایی می دیدم شروع کردم خوردم هیچ مزه ای نداشت که بگی مزه کباب میده اما شهوت رو می‌برد رو ۱۰۰۰۰
شلوارشو یواش یواش کشیدم پایین یه شرت رنگین کمانی پوشیده بود عشق بود زودی تف زدم کیرم گفت وایساااااا اولش بخورش برام واقعیتش حالم بهم می‌خورد یذره خوردم آب لزجش اومد شور بود گفت کونمو بخور گفتم نمیتونم گفت اذیت نکن وقتی چیزیو قبول میکنی پاش وایسا یه ذره خوردم بو عن میداد گفتم نمیخورم گفتم فاطمه رو صدا بزن گفتم زشته لخت منو ببینه گفت نه صیغه میخونم گناه نباشه فاطمه اومد عذرا برامون صیغه خوند اونم لخت شد ممه خیلی زیبایی داشت یه دختر ۱۹ساله طلا بود واقعا عذرا کاندوم آورده بود کشید رو کیرم هی برام خورد میخواست آبم بیاد گفتم بسه اما گوش نکرد گفتم بخواب پاهاتو بده بالا گفت من باکره ام گفتم از پشت گفت درد
داره گفتم فقط میمالم گفت قول میدی گفتم قول یه کون تمیزی داشت بدون مو فک نکنم تا حالا چیزی رفته باشه داخلش من اولش مالیدم بعد حشری شدم تا ته کردم توش عذرا داشت میمرد از درد خودشو کشید عقب یهو کیرم پرید بیرون گفت خیلی درد داره همش داره میسوزه گفتم بزار دهنت گفت کاندوم در بیار یکم بمال رو کصم باز پاهاشو داد بالا منم مالیدم حشری شدم باز
کردم تو کونش محکم پاهاشو گرفتم خیلی کونش تنگ بود زیر ۱۰ثانیه آبم اومد عذرا داشت گریه میکرد کیرمو کشیدم بیرون یکم خونی شده شده اسفنکترش پاره شده بود عذرا نمیتونست تکان بخوره اومد رفت دستشویی هی ناله میکرد میگفت چه غلطی کردم کیرم خواب خواب بود یهو فاطمه خواهر کوچیکش رفت جلو در دستشویی گفت لیدوکائین بدم بهت گفت به نوار بهداشتی هم بیار اختیار مدفوع رو از دست دادم شرتمو هم بیار
فاطمه رو که دیدم باز کیرم سنگ شد گفتم حالا نوبت شماست گفت من نمیتونم منم بهش گفتم اگه ندی میرم گزارشتو میدم با پررویی گفت صیغه ایم هیچ غلطی نمیتونی بکنی بعد گفت اگه آروم میکنی بیا یه حالی هم به من بده تشنه ام لیدوکائین زد به کصشو کونش اول گفت ممه هامو مک بزن بعد کیرتو بزار لای ممه هام منم نشستم رو شکمش دیدم داره میمیره گفت نشین رو ریه هام تنگ نفس میشم چون خیلی لاغر و جسته کوچیکی داشت ۲دقیقه کردمش احساس کردم آبم میخواد بیاد گفتم آماده شو هنوز حس لیدوکائین اثر نکرده بود سرپا بود یهو از پشت کیرمو فشار دادم فک کردم کونشه بعد جیغ زد وای پردم بگا رفت منم حس شهوت داشتم هیچی حالیم نمیشد کشیدم عقب دیدم کیرم کلا شده خون ترسیدم پاکش کنم فوری کردم کونش متوجه نشه باز جیغ کشید آبم اومد دستو پام شروع کرد لرزیدن فشارم اومد پایین
بعد دوماه ۱۵میلیون جمع کردم دادم بهش که پردشو فوق تخصص بخیه بزنه اما هی پشیمان بودم که چرا نگاه نکردم مستقیم فشار دادم بخاطر نیم ساعت سکس ۲۰میلیون ضرر کردم

نوشته: امیر محمد بلندی

بازدید 3,341

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

27 پاسخ به “پرده زنی طلبه ی تنگ و جوان”

  1. کــُس‌شعری بیش نبود. تو که تو عمرت کــُس و کون و ممه ندیدی چطوری گنده گوزی میکردی که افتادی دنبالشون. دو تا دختر محجبه، حوزوی، باکره را صیغه کردی و از کون کردی و پرده رو زدی به همین راحتی؟ شاشیدم به داستان‌های تخمی تخیلی و توهم‌زا

  2. پسر جان مگه کونت گذاشتن که میای چرت و پرت تحویل ملت میدی.مطمئنی کون ندادی.الدنگ متوهمحداقل خودت یکبار بخون چی نوشتی، دوتا خواهر مذهبی رو صیغه کردی و کنار هم گائیدی.مادرت حاضره با خالت همچین کاری بکنه.

  3. کسخول اولا صیغه ساعتی نداریم… دوما اونا جنده بودن پرده و این کسشعرا فیلم بوده اون دختره پریود بوده کسخول توی احمق هول رو نشون کردن ۲۱.۲۵۰ تومن کردن تو کونت. … نوش جونشون… کون گلابی

  4. همه قسمتای داستانتو باور کنیم، اونجایی که دوتا دختری ک بقول خودت حوزوی و سگ مذهب هستن و از جزییات دین باخبرن و میدوننن صیغه دختر تو دین نمیشه و حتما باید بیوه یا مطلقه باشن یا اگ دخترن بابد حتما اجازه قیم باشه رو نمیشه باور کرد و از همینجاش میشه پی برد که کسشعر تلاوت کردی و فتیش کردن محجبه داری و دستت توی شورتت بوده موقع نوشتن

  5. دوست عزیز ۲۰ تومن خرج چن ماه زندگی بخور نمیره تو سگدونی که توش زندگی میکنی هست تو همچین جایی برای هزار تومن شکم همو سفره میکننخواهرای اونجا با ۱۵۰ تومن صیغه میشن تو شاسکول ریقو ۲۰ تومن دادی واسه بکارت

  6. شاشیدم دهنت یعنی تو واقعا نمیدونی تو دین مبین اسلام دختر رو نمیشه صیغه کرد مگر با اجازه ولی یا قیوم اون دختر گوزیدم دهنت ننویس جاکشه جقی

  7. اخه احمق دوتاخواهر رو همزمان نمیشه صیغه کرداونم دوتا بسیجی روما که خر نیستیم خودت خری

  8. وقتی میگی خودش کشید عقب بیرون اومد یعنی کیرش تو کونت بودهمگرنه اگه داشتی از پشت کونش میزاشتی بکشه عقب بیشتر میره داخل کسخل

  9. تا اونجا که گفتی میترسیدی خفت شی راست بود ، ترست به واقعیت پیوست و واقعا خفت شدی20تمنم خرج دوخت و دوز خودت شده

  10. هرچی میخاستم بگم قبل من گفتنفقط میگمکسکش تو تو عمرت تنها چیزی که از سکس دیدی کیر بکنت بود که میکردت

  11. مادز دروغگو رو گاییدن ، اولا کساییکه تو حوزه تحصیل میکنن باید تو همون مدرسه یا خوابگاه که اصطلاحا بهش میگن حجره باید بمونن، حتی اگه تو شهر خودشون باشن، باید بمونن چون روال حوزه اینه که بعد از تموم شدن کلاسها تو حجره طلبه ها با هم مباحثه میکنن. مثل دانشگاه نیست که بتونن هر روز برن و بیان و تو بتونی هر روز ببینیشون و دودلت شق بشه! پس اینجارو که ریدی.در ثانی دختر صیغه نمیتونه بشه پس اینجا رو هم ریدیثالثا دو تا خواهر رو نمیشه همزمان عقد موقت یا عقد دائم کرد، پس اینجا رو هم ریدی!در مجموع به بلندیه فامیلیت ریدی!در نتیجه

  12. چرا تموم نمیشید از کجاتون درمیارید این کسشعر و کستان هارو.به گوه کشیدین سایتو گمشید کونتونو جای دیگه بدین.

  13. اگه راسته که اونا گاییدنتاگرم دروغه که خودتم میدونی دروغه من گاییدمت

  14. بین دو خواهر ۲۰ سال اختلاف سنی؟؟مگه داریم؟ مگه میشه؟ اون هم توی این زمونه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید