سلام من آرشم
داستان آشنایی من و ساحل از زمان دانشجویی شروع شد. من ترم های آخر دانشگاه رو میگذروندم و ساحل دوسالی از فوت شوهرش می گذشت که از طریق اینستاگرام آشنا شدیم. من تهران دانشجو بودم و همراه یکی از هم دانشگاهی هام یه خونه نقلی اجاره کرده بودیم. ساحل هم اصالتا مثل خودم اراکی بود اما بخاطر کار شوهرش و مشکلاتی که با خانواده همسرش داشت مهاجرت کرده بودن اصفهان و بعد از فوت شوهرشم همونجا موندگار شده بود و تو دفاتر کارخونه های سنگبری اطراف اصفهان مشغول کار بود.
من اون زمان ۲۳ ساله بودم و ساحل ازم ده سال بزرگتر بود، دوتا دختر ۱۴ و ۷ ساله داشت که به گفته خودش بخاطر حساسیتش نسبت به دختراش و ترس از اینکه مرد جدیدی که وارد زندگیش میشه به دختراش آسیب بزنه ازدواج مجدد نکرده بود.
تا اتمام دانشگاهم صرفا مجازی در ارتباط بودیم، گه گاه سکس چت میکردیم و عکس های لختی برای هم میفرستادیم، ساحل ولی خیلی راغب به اینکه از نزدیک همو ببینیم نبود، تا اینکه دانشگاه رو تمام کردم و به لطف سابقه جبهه پدر از سربازی معاف شدم . خیلی طول نکشید که تو شرکت یکی از دوستای داییم تا حدودی مرتبط با رشته تحصیلیم استخدام شدم. پدرم که دید قرار نیست برگردم اراک و تهران موندگار شدم کمکم کرد که یه واحد بزرگتر و بهتر از اون خونه دانشجویی رهن کردم و اینجا دیگه تنها بودم و خبری از هم خونه نبود.
ساحل هم کم کم با حرفای من وسوسه شده بود که خونه های اصفهان و اراک همسر سابقش رو بفروشه و بیاد اونم تهران ساکن بشه.
یه سری، هم به بهانه سر زدن به خواهرش که تهران بود هم برای بررسی شرایط مهاجرت ، با دخترش اومدن تهران. این بهترین فرصت بود برای اینکه حضوری بالاخره همدیگه رو ببینیم و بعد حدود دوسال شاید بشه یه کامی از ساحل بگیرم.
ساحل و دخترا رسیدن تهران و با اصرار من قرار شد ساحل با من ناهار بیاد بیرون. تمام تلاشم کردم که توی این قرار شهوت بر من غالب نشه و رفتاری نشون ندم که ساحل ازم دلخور بشه. اتفاقا بعد از اینکه خواستیم از هم جدا بشیم خودش گفت که از این رفتار امروزت که هیچ رفتار جنسی نداشتی و هیچ حرفی از سکس نزدی خوشم اومد.
شب که رسید خونه خواهرش بهش گفتم ساحل دوساله باهم در ارتباطیم و با اینکه خیلی راحت میشد این دوسال من بیام اصفهان پیشت تا سکس داشته باشیم اما بخاطر تو و شرایطی که داشتی هیچ وقت اعتراضی نکردم، حداقل الان که تهرانی بیا خونه ام و بذار بالاخره به وصل تو برسم. اول مثل دفعات قبل قبول نمیکرد اما وقتی تهدیدش کردم که دیگه باهاش کات میکنم قبول کرد بیادش خونه ام.
دو روز بعد قرار شد از صبح بیاد پیشم که نخواد شب بمونه و تا غروب نهایت برگرده خونه خواهرش.
از محل کار برای روز موعود مرخصی گرفتم و برای خودش و دختراش چند تا کادو تهیه کردم.
بالاخره روزی که قرار بود به وصل ساحل برسم رسید و حدود ساعت ۱۰ صبح بود که آیفون خونه به صدا در اومد و چهره دوست داشتنی ساحل رو تو قاب آیفون تصویری دیدم. در رو براش باز کردم و از ادکلن تلخی که برام چند ماه قبل هدیه گرفته بود به خودم و تو هوا زدم .
بعد از لحظاتی ساحل پشت در رسید و من به استقبالش رفتم، بعد از اینکه وارد خونه شد و در رو بستم، سریع به آغوش کشیدمش و لباشو محکم بوسیدم.
ساحل: آخ چه خبره پسر !!! من که مال خودتم !!!
آرش: آره مال منی ولی دوساله که فقط از دور بغل کردم و بوسیدمت، الان که پیشمی میخوام از هر لحظه اش استفاده کنم.
ساحل: باشه عزیزم استفاده کن ، کی بهتر از تو…
همینجور دست تو دست هم سمت مبل ها رفتیم و ساحل رو نشوندم روی مبل ها و خودم رفتم تو آشپزخونه تا شربتی که آماده کرده بودم رو بریزم تو لیوان و براش بیارم.
تا من مشغول شربت ریختن بودم، دیدم ساحل مانتوش رو در آورده و با یه تاپ مشکی تنگ که سینه های نسبتا بزرگش رو تو خودش جا داده، دستاشو روی اپن گذاشته و داره نگاهم میکنه.
آرش: اووو چه جذاب، چه تاپت بهت میاد.
ساحل: مرسی، گفته بودی کدبانویی هستی برای خودت ولی باورم نمیشد.
آرش: اره بابا ، کجاشو دیدی!!! حیف وقت نداریم که برات ناهار بپزم و قراره از بیرون سفارش بدیم وگرنه یه خورشت فسنجونی میپختم که تاحالا نخوردی.
ساحل: جوون یه بار میام که برام غذا بپزی و البته منم برات یه لازانیا خفن درست میکنم. ( تو مکالمات قبلی بهش گفته بودم غذای مورد علاقه ام لازانیاس)
بعد خوردن شربت و شیرینی و دادن هدیه های ساحل و دختراش، یواش یواش خودم رو به ساحل نزدیک تر کردم و شروع کردم به دست کشیدن داخل رون هاش، آخه گفته بود بهم که دست مالیدن تو کشاله رون هاش تحریکش میکنه.
ساحلم دست انداخت، گردنم رو نزدیک کرد به صورتش و لبامو شروع کرد به مکیدن.
چند دقیقه ای مشغول لب گرفتن و دست مالی کردن هم بودیم تا اینکه تاپ ساحل رو از تنش درآوردم و دیدم که سوتین قرمز توری بسته دقیقا همون ست لباس زیری بود که چندماه قبل براش اینترنتی خریده بودم. با یه جوووون کشدار حمله کردم به سینه هاش و بالای سینه هاشو که از سوتین بیرون زده بود با ولع خوردم.
ساحل کم کم صدا ناله اش در اومد و هی میگفت آرش یواش تر، اما من عین قحطی زده ها مشغول خوردن سینه هاش بودم، دست انداختم از پشت سوتینش رو باز کردم و حالا بدون هیچ محدودیتی سینه هاش در اختیارم بود، گاهی نوک سینه هاشو مک میزدم، گاهی لیس و گاهی با گاز های یواش ناله و جیغ ساحل رو در میاوردم.
ساحل رو مبل ولو شده بود و من پامو لای پاهاش گذاشته بودم و با بالای زانوم هی به کسش فشار میاوردم.
بعد چند دقیقه سینه خوردن طوری که کل دور دهنم تفی شده بود، دست ساحل گرفتم و بردمش تو اتاق.
خودم لبه تخت نشستم و ساحل جلوم ایستاده بود، همین طور که شکمش رو می بوسیدم، دکمه شلوارش رو باز کردم و از پاش خارج کردم.
از زیر شورت توری معلوم بود موهای کسش رو مدل داده همون طور که تو چت هامون بهش گفته بودم.
وقتی برق تو چشامو دید گفت: چی شده اینقدر که با ذوق داری نگاه میکنی واسه سینه هام ذوق نکردی آرش!!!
آرش: آخه فکر نمیکردم موهای کست رو همون مدلی بزنی که من دوست دارم!!!
ساحل: مگه چندتا آرش دارم من؟ مگه شوهر من قرار نیست بشی تو امروز؟
آرش: آره… خودم نوکرتم، خودم شوهرتم.
ساحل: جوون ، میمیرم برات که…
پا شدم ایستادم رو به رو ساحل و دوباره لب تو لب شدیم.
آروم چرخیدم و ساحل خوابوندمش رو تخت، شروع کردم کل صورتش رو غرق بوسه کردن و آخر سر رسیدم به زیر گلوش و مک زدم زیر گلوش رو.
ساحل: نه آرش گلو نهههه، کبود میشه!!!
آرش: آخه میخوام مارک دار بشی ، بفهمی شوهرداری، صاحب داری!!!
ساحل: سینه هامو، کونمو، هرجا رو دوست داری کبود کن ولی گلو نه، جلو دخترام زشته عشقم…
آرش: باشه عزیزم.
از لاله گوشش شروع کردم مکیدن و همزمان سینه هاشو وحشیانه چنگ زدن.
صدای ناله و آخ و اوف ساحل بلند شده بود.
از زیر گلو تا کش شرتش رو لیس زدم، از روی شورت شروع کردم بو کردن و لیسیدن آب کس ساحل که عین جوی آب روون شده بود از شدت لذت.
خودش کمرش رو بلند کرد و کمک کرد تا شورت خیسش رو از پاش در بیارم، شورتش رو گذاشتم تو شورتم جلوی کیرم تا بو کسش رو بگیره.
ساحل که این صحنه رو دید با یه جوون و پدرسگ رضایتش رو اعلام کرد.
بلند شد و بلوزم رو از تنم در آورد و لبه تخت دراز کشید.
پاهاشو باز کرد و جمع کرد تو شکمش و آماده لیسیده شدن کسش شد. چیزی که از قبل میدونست چقد خوشم میاد.
از مزایای زنی که ازت بزرگتره و طعم کیر و سکس چشیده اینه که تقریبا پایه همه کارات تو سکس هست و عین دخترای ۱۸ ساله آخ و آی و پیف نمیکنه.
کل کس ساحل رو کردم دهنم و شروع کردم مک زدن، لا به لاش با زبونم چوچولش رو لیس میزدم و گاهی اوقات نوک زبونم رو وارد کسش میکردم.
ساحل رو زمین نبود، تو آسمونا سیر میکرد.
ساحل: واییی آرش کُشتی منو !!! بخور عشقم، کس زنتو بخور !!!
لا به لای جیغ و قربون صدقه هاش، موهام رو چنگ میزد و سرم رو به کسش فشار میداد.
بعد چند دقیقه پاهاش رو دور سرم قفل کرد و شروع کرد لرزیدن. چند ثانیه که خوب لرزید و تو دهنم ارضا شد پاهاشو از هم باز کرد و ولو شد رو تخت، با صدای بریده و نفس زنان فقط میگفت: عاشقتم آرش، عاشقتم پدرسگ!!!
تا ساحل سرحال بیاد رفتم و دهن و صورتم رو شستم.
وارد اتاق شدم دیدم با چشمای خمار و لخت با پاهای باز جلوم دراز کشیده. با دیدن این صحنه کیرم آروم آروم سفت شد.
ساحل: بیا جلو آرش میخوام ببینم این شومبولت رو…
آرش: به این میگی شومبول؟
ساحل: نه آقایی، این کیره، قراره جر بده کسمو، قراره بعد سه سال پاره کنه کس ساحل رو !!!
آرش: اوف پس حسابی تنگه کست…
ساحل: اره عشقم، تنگ مونده برای تو، سه ساله دست نخورده تا تو بگاییش…
جلو تخت ایستادم و ساحل شلوار و شورتم رو از پام در آورد و با دست کیرمو گرفت بالا و از زیرش شروع کرد لیس زدن، تا رسید به کلاهکش و یهو شروع کرد مکیدن سر کیرم.
یه جوری کیرمو میخورد که انگار میخواست جونمو از تو سوراخ کیرم بیرون بکشه.
آرش: جوون چه حرفه ای کیر میخوری خانمی
ساحل: اره شوهرم یادم داده که کیرشو عین آبنبات مک بزنم و بلیسم.
آرش: کدوم شوهرت؟ آرش یا عماد؟
ساحل: آرش پدرسگ!!!
یهو با ولع همه کیرمو کرد دهنش و اوق زد. با دستاش خایه هامو میمالید و با دهن تند تند برام ساک میزد. اگه قرص نخورده بودم قبل از اومدن ساحل، اینطوری که اون داشت کیرمو میخورد تا الان ده بار آبم اومده بود.
چند دقیقه ای که خوب برام کیر و خایه هامو خورد، به صورت طاق باز خوابید و پاهاشو جمع کرد تو شکمش.
کس تپلش قلمبه افتاد جلوم، رفتم لای پاشو و شروع کردم مالیدن کیرم لای کسش.
ساحل: بکن توش آرش کیرتو…
آرش: نههه زوده هنوز…
چندبار با کیرم زدم رو کس تپل و خیسش، صدای شالاپ شلوپ از کسش بلند شد. سر کیرمو مالیدم در سوراخ کسش اما واردش نکردم. ساحل کم کم به التماس افتاد و تلاش میکرد با قفل کردن پاهاش دور کمرم باعث بشه کیرم هل بخوره بره تو کسش.
تو یه حرکت یهویی کل کیرمو تا خایه هل دادم تو کسش، با اینکه دو تا شکم زاییده بود اما سه سال کیر نخوردم کار خودشو کرده بود حسابی تنگ شده بود کسش، ساحل فقط فرصت کرد جیغ بکشه.
خیمه زدم روش و شروع کردم تلمبه زدن، ساحل از درد و لذت بازوم هامو چنگ میزد.
ساحل: ای وحشی، جر خوردم پدرسگ!!!
آرش: تلافی دو سال تو کف گذاشتن رو سرت در میارم، تا تو باشی منو دو سال تو کف کس و کونت نذاری…
ساحل: غلط کردم دوسال خودم رو از این کیر و از این لذت محروم کردم.
آرش: وقتی کونتم عین کست جر دادم میفهمی!!!
ساحل: نه آرش، کون امروز نه، قول میدم دفعه بعدی هر کاری خواستی بکنی اما امروز فقط میخوام بهت کس بدم.
همزمان با کردن کس ساحل سینه هاش رو هم گه گاه چنگ میزدم یا میلیسیدم.
وسط تلمبه زدن هام یه بار دیگه ساحل ارضا شد یه پدرسگ دیگه حواله ام کرد.
حسابی عرقم در اومده بود، کیرمو کشیدم بیرون و کنارش دراز کشیدم. خود ساحل اومد و اروم سر کیرمو دم کسش قرار داد و یهو نشست روش. تا خایه جا داد تو کسش و شروع کرد کمرشو قر دادن.
رو کیرم بالا و پایین میشد و لرزش سینه هاش صحنه خیلی قشنگی رو خلق کرده بود. حس کردم آبم داره میاد اما نمیخواستم اون روی من باشه، تو یه حرکت چرخوندمش و دوباره لای پاهاش قرار گرفتم.
کیرمو هل دادم تو کسش و خیمه زدم رو ساحل و این بار جای تلمبه های سرعتی، اروم ولی محکم میکوبیدم تو کسش.
آرش: میخوام حامله ات کنم ساحل!!!
ساحل: نههه آرش نکن!!!
آرش : گفته بودم بکنمت آبمو خالی میکنم تو کست، گفته بودم که ازت دختر میخوام!!!
ساحل: جوون چه دختری بشه اونی که تو بسازیش…
آرش: آفرین ، پس آماده شو واسه سومین جای بخیه رو شکمت…
ساحل: آخ آخ مامان یادم ننداز…
(هر دوبار قبل سزارین شده بود موقع زایمان و اوایل بخاطر همین رد بخیه خجالت می کشید بهم عکس بده که بهش گفتم این بخیه ها نشونه زندگی بخشیدن تو به دوتا انسانه و جای خجالت نداره و از اون وقت یه جور دیگه عاشقم شد و دیگه برای عکس لختی دادن مخالفت نمیکرد)
با تمام توان میکوبیدم تو کسش و بار آخر تقریبا خوابیدم روش و تموم آبم رو تا قطره آخر خالی کردم تو کسش. ساحلم همزمان با من برای بار سوم ارضا شد و کمرم رو با ناخن هاش داشت زخم میکرد.
دهنم کنار گوشش گذاشتم و گفتم: خوب بود کسده خانم؟
ساحل: بهترین سکس همه عمرم بود پدرسگ!!!
کنار ساحل دراز کشیدم و دستم رو زیر سرش قرار دادم، اونم خودش چپوند تو بغلم و شروع کرد سینه ام رو بوسیدن.
.
.
.
با کمک من ساحل تو تهران شاغل شد و کلا مهاجرت کرد با دختراش به تهران، چند سالی تا دانشگاه رفتن دختر اولش ازدواج نکرد و با هم تقریبا ماهی یکی دوبار رابطه داشتیم.
بعد از اون با یکی از همکاراش که اونم از همسرش جدا شده بود و یه دختر دبیرستانی داشت ازدواج کرد و من هم دورادور ازش خبر دارم اما دیگه رابطه ای نداریم و هرکس مشغول زندگی خودشه.
داستان آشنایی من و ساحل از زمان دانشجویی شروع شد. من ترم های آخر دانشگاه رو میگذروندم و ساحل دوسالی از فوت شوهرش می گذشت که از طریق اینستاگرام آشنا شدیم. من تهران دانشجو بودم و همراه یکی از هم دانشگاهی هام یه خونه نقلی اجاره کرده بودیم. ساحل هم اصالتا مثل خودم اراکی بود اما بخاطر کار شوهرش و مشکلاتی که با خانواده همسرش داشت مهاجرت کرده بودن اصفهان و بعد از فوت شوهرشم همونجا موندگار شده بود و تو دفاتر کارخونه های سنگبری اطراف اصفهان مشغول کار بود.
من اون زمان ۲۳ ساله بودم و ساحل ازم ده سال بزرگتر بود، دوتا دختر ۱۴ و ۷ ساله داشت که به گفته خودش بخاطر حساسیتش نسبت به دختراش و ترس از اینکه مرد جدیدی که وارد زندگیش میشه به دختراش آسیب بزنه ازدواج مجدد نکرده بود.
تا اتمام دانشگاهم صرفا مجازی در ارتباط بودیم، گه گاه سکس چت میکردیم و عکس های لختی برای هم میفرستادیم، ساحل ولی خیلی راغب به اینکه از نزدیک همو ببینیم نبود، تا اینکه دانشگاه رو تمام کردم و به لطف سابقه جبهه پدر از سربازی معاف شدم . خیلی طول نکشید که تو شرکت یکی از دوستای داییم تا حدودی مرتبط با رشته تحصیلیم استخدام شدم. پدرم که دید قرار نیست برگردم اراک و تهران موندگار شدم کمکم کرد که یه واحد بزرگتر و بهتر از اون خونه دانشجویی رهن کردم و اینجا دیگه تنها بودم و خبری از هم خونه نبود.
ساحل هم کم کم با حرفای من وسوسه شده بود که خونه های اصفهان و اراک همسر سابقش رو بفروشه و بیاد اونم تهران ساکن بشه.
یه سری، هم به بهانه سر زدن به خواهرش که تهران بود هم برای بررسی شرایط مهاجرت ، با دخترش اومدن تهران. این بهترین فرصت بود برای اینکه حضوری بالاخره همدیگه رو ببینیم و بعد حدود دوسال شاید بشه یه کامی از ساحل بگیرم.
ساحل و دخترا رسیدن تهران و با اصرار من قرار شد ساحل با من ناهار بیاد بیرون. تمام تلاشم کردم که توی این قرار شهوت بر من غالب نشه و رفتاری نشون ندم که ساحل ازم دلخور بشه. اتفاقا بعد از اینکه خواستیم از هم جدا بشیم خودش گفت که از این رفتار امروزت که هیچ رفتار جنسی نداشتی و هیچ حرفی از سکس نزدی خوشم اومد.
شب که رسید خونه خواهرش بهش گفتم ساحل دوساله باهم در ارتباطیم و با اینکه خیلی راحت میشد این دوسال من بیام اصفهان پیشت تا سکس داشته باشیم اما بخاطر تو و شرایطی که داشتی هیچ وقت اعتراضی نکردم، حداقل الان که تهرانی بیا خونه ام و بذار بالاخره به وصل تو برسم. اول مثل دفعات قبل قبول نمیکرد اما وقتی تهدیدش کردم که دیگه باهاش کات میکنم قبول کرد بیادش خونه ام.
دو روز بعد قرار شد از صبح بیاد پیشم که نخواد شب بمونه و تا غروب نهایت برگرده خونه خواهرش.
از محل کار برای روز موعود مرخصی گرفتم و برای خودش و دختراش چند تا کادو تهیه کردم.
بالاخره روزی که قرار بود به وصل ساحل برسم رسید و حدود ساعت ۱۰ صبح بود که آیفون خونه به صدا در اومد و چهره دوست داشتنی ساحل رو تو قاب آیفون تصویری دیدم. در رو براش باز کردم و از ادکلن تلخی که برام چند ماه قبل هدیه گرفته بود به خودم و تو هوا زدم .
بعد از لحظاتی ساحل پشت در رسید و من به استقبالش رفتم، بعد از اینکه وارد خونه شد و در رو بستم، سریع به آغوش کشیدمش و لباشو محکم بوسیدم.
ساحل: آخ چه خبره پسر !!! من که مال خودتم !!!
آرش: آره مال منی ولی دوساله که فقط از دور بغل کردم و بوسیدمت، الان که پیشمی میخوام از هر لحظه اش استفاده کنم.
ساحل: باشه عزیزم استفاده کن ، کی بهتر از تو…
همینجور دست تو دست هم سمت مبل ها رفتیم و ساحل رو نشوندم روی مبل ها و خودم رفتم تو آشپزخونه تا شربتی که آماده کرده بودم رو بریزم تو لیوان و براش بیارم.
تا من مشغول شربت ریختن بودم، دیدم ساحل مانتوش رو در آورده و با یه تاپ مشکی تنگ که سینه های نسبتا بزرگش رو تو خودش جا داده، دستاشو روی اپن گذاشته و داره نگاهم میکنه.
آرش: اووو چه جذاب، چه تاپت بهت میاد.
ساحل: مرسی، گفته بودی کدبانویی هستی برای خودت ولی باورم نمیشد.
آرش: اره بابا ، کجاشو دیدی!!! حیف وقت نداریم که برات ناهار بپزم و قراره از بیرون سفارش بدیم وگرنه یه خورشت فسنجونی میپختم که تاحالا نخوردی.
ساحل: جوون یه بار میام که برام غذا بپزی و البته منم برات یه لازانیا خفن درست میکنم. ( تو مکالمات قبلی بهش گفته بودم غذای مورد علاقه ام لازانیاس)
بعد خوردن شربت و شیرینی و دادن هدیه های ساحل و دختراش، یواش یواش خودم رو به ساحل نزدیک تر کردم و شروع کردم به دست کشیدن داخل رون هاش، آخه گفته بود بهم که دست مالیدن تو کشاله رون هاش تحریکش میکنه.
ساحلم دست انداخت، گردنم رو نزدیک کرد به صورتش و لبامو شروع کرد به مکیدن.
چند دقیقه ای مشغول لب گرفتن و دست مالی کردن هم بودیم تا اینکه تاپ ساحل رو از تنش درآوردم و دیدم که سوتین قرمز توری بسته دقیقا همون ست لباس زیری بود که چندماه قبل براش اینترنتی خریده بودم. با یه جوووون کشدار حمله کردم به سینه هاش و بالای سینه هاشو که از سوتین بیرون زده بود با ولع خوردم.
ساحل کم کم صدا ناله اش در اومد و هی میگفت آرش یواش تر، اما من عین قحطی زده ها مشغول خوردن سینه هاش بودم، دست انداختم از پشت سوتینش رو باز کردم و حالا بدون هیچ محدودیتی سینه هاش در اختیارم بود، گاهی نوک سینه هاشو مک میزدم، گاهی لیس و گاهی با گاز های یواش ناله و جیغ ساحل رو در میاوردم.
ساحل رو مبل ولو شده بود و من پامو لای پاهاش گذاشته بودم و با بالای زانوم هی به کسش فشار میاوردم.
بعد چند دقیقه سینه خوردن طوری که کل دور دهنم تفی شده بود، دست ساحل گرفتم و بردمش تو اتاق.
خودم لبه تخت نشستم و ساحل جلوم ایستاده بود، همین طور که شکمش رو می بوسیدم، دکمه شلوارش رو باز کردم و از پاش خارج کردم.
از زیر شورت توری معلوم بود موهای کسش رو مدل داده همون طور که تو چت هامون بهش گفته بودم.
وقتی برق تو چشامو دید گفت: چی شده اینقدر که با ذوق داری نگاه میکنی واسه سینه هام ذوق نکردی آرش!!!
آرش: آخه فکر نمیکردم موهای کست رو همون مدلی بزنی که من دوست دارم!!!
ساحل: مگه چندتا آرش دارم من؟ مگه شوهر من قرار نیست بشی تو امروز؟
آرش: آره… خودم نوکرتم، خودم شوهرتم.
ساحل: جوون ، میمیرم برات که…
پا شدم ایستادم رو به رو ساحل و دوباره لب تو لب شدیم.
آروم چرخیدم و ساحل خوابوندمش رو تخت، شروع کردم کل صورتش رو غرق بوسه کردن و آخر سر رسیدم به زیر گلوش و مک زدم زیر گلوش رو.
ساحل: نه آرش گلو نهههه، کبود میشه!!!
آرش: آخه میخوام مارک دار بشی ، بفهمی شوهرداری، صاحب داری!!!
ساحل: سینه هامو، کونمو، هرجا رو دوست داری کبود کن ولی گلو نه، جلو دخترام زشته عشقم…
آرش: باشه عزیزم.
از لاله گوشش شروع کردم مکیدن و همزمان سینه هاشو وحشیانه چنگ زدن.
صدای ناله و آخ و اوف ساحل بلند شده بود.
از زیر گلو تا کش شرتش رو لیس زدم، از روی شورت شروع کردم بو کردن و لیسیدن آب کس ساحل که عین جوی آب روون شده بود از شدت لذت.
خودش کمرش رو بلند کرد و کمک کرد تا شورت خیسش رو از پاش در بیارم، شورتش رو گذاشتم تو شورتم جلوی کیرم تا بو کسش رو بگیره.
ساحل که این صحنه رو دید با یه جوون و پدرسگ رضایتش رو اعلام کرد.
بلند شد و بلوزم رو از تنم در آورد و لبه تخت دراز کشید.
پاهاشو باز کرد و جمع کرد تو شکمش و آماده لیسیده شدن کسش شد. چیزی که از قبل میدونست چقد خوشم میاد.
از مزایای زنی که ازت بزرگتره و طعم کیر و سکس چشیده اینه که تقریبا پایه همه کارات تو سکس هست و عین دخترای ۱۸ ساله آخ و آی و پیف نمیکنه.
کل کس ساحل رو کردم دهنم و شروع کردم مک زدن، لا به لاش با زبونم چوچولش رو لیس میزدم و گاهی اوقات نوک زبونم رو وارد کسش میکردم.
ساحل رو زمین نبود، تو آسمونا سیر میکرد.
ساحل: واییی آرش کُشتی منو !!! بخور عشقم، کس زنتو بخور !!!
لا به لای جیغ و قربون صدقه هاش، موهام رو چنگ میزد و سرم رو به کسش فشار میداد.
بعد چند دقیقه پاهاش رو دور سرم قفل کرد و شروع کرد لرزیدن. چند ثانیه که خوب لرزید و تو دهنم ارضا شد پاهاشو از هم باز کرد و ولو شد رو تخت، با صدای بریده و نفس زنان فقط میگفت: عاشقتم آرش، عاشقتم پدرسگ!!!
تا ساحل سرحال بیاد رفتم و دهن و صورتم رو شستم.
وارد اتاق شدم دیدم با چشمای خمار و لخت با پاهای باز جلوم دراز کشیده. با دیدن این صحنه کیرم آروم آروم سفت شد.
ساحل: بیا جلو آرش میخوام ببینم این شومبولت رو…
آرش: به این میگی شومبول؟
ساحل: نه آقایی، این کیره، قراره جر بده کسمو، قراره بعد سه سال پاره کنه کس ساحل رو !!!
آرش: اوف پس حسابی تنگه کست…
ساحل: اره عشقم، تنگ مونده برای تو، سه ساله دست نخورده تا تو بگاییش…
جلو تخت ایستادم و ساحل شلوار و شورتم رو از پام در آورد و با دست کیرمو گرفت بالا و از زیرش شروع کرد لیس زدن، تا رسید به کلاهکش و یهو شروع کرد مکیدن سر کیرم.
یه جوری کیرمو میخورد که انگار میخواست جونمو از تو سوراخ کیرم بیرون بکشه.
آرش: جوون چه حرفه ای کیر میخوری خانمی
ساحل: اره شوهرم یادم داده که کیرشو عین آبنبات مک بزنم و بلیسم.
آرش: کدوم شوهرت؟ آرش یا عماد؟
ساحل: آرش پدرسگ!!!
یهو با ولع همه کیرمو کرد دهنش و اوق زد. با دستاش خایه هامو میمالید و با دهن تند تند برام ساک میزد. اگه قرص نخورده بودم قبل از اومدن ساحل، اینطوری که اون داشت کیرمو میخورد تا الان ده بار آبم اومده بود.
چند دقیقه ای که خوب برام کیر و خایه هامو خورد، به صورت طاق باز خوابید و پاهاشو جمع کرد تو شکمش.
کس تپلش قلمبه افتاد جلوم، رفتم لای پاشو و شروع کردم مالیدن کیرم لای کسش.
ساحل: بکن توش آرش کیرتو…
آرش: نههه زوده هنوز…
چندبار با کیرم زدم رو کس تپل و خیسش، صدای شالاپ شلوپ از کسش بلند شد. سر کیرمو مالیدم در سوراخ کسش اما واردش نکردم. ساحل کم کم به التماس افتاد و تلاش میکرد با قفل کردن پاهاش دور کمرم باعث بشه کیرم هل بخوره بره تو کسش.
تو یه حرکت یهویی کل کیرمو تا خایه هل دادم تو کسش، با اینکه دو تا شکم زاییده بود اما سه سال کیر نخوردم کار خودشو کرده بود حسابی تنگ شده بود کسش، ساحل فقط فرصت کرد جیغ بکشه.
خیمه زدم روش و شروع کردم تلمبه زدن، ساحل از درد و لذت بازوم هامو چنگ میزد.
ساحل: ای وحشی، جر خوردم پدرسگ!!!
آرش: تلافی دو سال تو کف گذاشتن رو سرت در میارم، تا تو باشی منو دو سال تو کف کس و کونت نذاری…
ساحل: غلط کردم دوسال خودم رو از این کیر و از این لذت محروم کردم.
آرش: وقتی کونتم عین کست جر دادم میفهمی!!!
ساحل: نه آرش، کون امروز نه، قول میدم دفعه بعدی هر کاری خواستی بکنی اما امروز فقط میخوام بهت کس بدم.
همزمان با کردن کس ساحل سینه هاش رو هم گه گاه چنگ میزدم یا میلیسیدم.
وسط تلمبه زدن هام یه بار دیگه ساحل ارضا شد یه پدرسگ دیگه حواله ام کرد.
حسابی عرقم در اومده بود، کیرمو کشیدم بیرون و کنارش دراز کشیدم. خود ساحل اومد و اروم سر کیرمو دم کسش قرار داد و یهو نشست روش. تا خایه جا داد تو کسش و شروع کرد کمرشو قر دادن.
رو کیرم بالا و پایین میشد و لرزش سینه هاش صحنه خیلی قشنگی رو خلق کرده بود. حس کردم آبم داره میاد اما نمیخواستم اون روی من باشه، تو یه حرکت چرخوندمش و دوباره لای پاهاش قرار گرفتم.
کیرمو هل دادم تو کسش و خیمه زدم رو ساحل و این بار جای تلمبه های سرعتی، اروم ولی محکم میکوبیدم تو کسش.
آرش: میخوام حامله ات کنم ساحل!!!
ساحل: نههه آرش نکن!!!
آرش : گفته بودم بکنمت آبمو خالی میکنم تو کست، گفته بودم که ازت دختر میخوام!!!
ساحل: جوون چه دختری بشه اونی که تو بسازیش…
آرش: آفرین ، پس آماده شو واسه سومین جای بخیه رو شکمت…
ساحل: آخ آخ مامان یادم ننداز…
(هر دوبار قبل سزارین شده بود موقع زایمان و اوایل بخاطر همین رد بخیه خجالت می کشید بهم عکس بده که بهش گفتم این بخیه ها نشونه زندگی بخشیدن تو به دوتا انسانه و جای خجالت نداره و از اون وقت یه جور دیگه عاشقم شد و دیگه برای عکس لختی دادن مخالفت نمیکرد)
با تمام توان میکوبیدم تو کسش و بار آخر تقریبا خوابیدم روش و تموم آبم رو تا قطره آخر خالی کردم تو کسش. ساحلم همزمان با من برای بار سوم ارضا شد و کمرم رو با ناخن هاش داشت زخم میکرد.
دهنم کنار گوشش گذاشتم و گفتم: خوب بود کسده خانم؟
ساحل: بهترین سکس همه عمرم بود پدرسگ!!!
کنار ساحل دراز کشیدم و دستم رو زیر سرش قرار دادم، اونم خودش چپوند تو بغلم و شروع کرد سینه ام رو بوسیدن.
.
.
.
با کمک من ساحل تو تهران شاغل شد و کلا مهاجرت کرد با دختراش به تهران، چند سالی تا دانشگاه رفتن دختر اولش ازدواج نکرد و با هم تقریبا ماهی یکی دوبار رابطه داشتیم.
بعد از اون با یکی از همکاراش که اونم از همسرش جدا شده بود و یه دختر دبیرستانی داشت ازدواج کرد و من هم دورادور ازش خبر دارم اما دیگه رابطه ای نداریم و هرکس مشغول زندگی خودشه.
نوشته: golden boy
5 پاسخ به “وصال ساحل”
پدر سگ تو میرفتی اصفهان میکردی زورت میومد پول خونه خالی بدی
داستانت خوب بود فضاسازی قشنگ ، متن روان ،بدون غلط املایی ونگارشی
شگفتانه امروز تمجید احمد از یه داستانِ
همین خوب بود که ؛بنز و پورش نداشتی ونبردیش پنت هاوس وبا کیر ۳۰ سانتی نکردیش وملیاردی خرج نکردیبقیه بیان بخونن و یاد بگیرن
قشنگ بود ، ممنونم از وقت و انرژی