فکر کنم چهار شنبه شب بود که گوشیم زنگ خورد و با نگاه کردن بهش متوجه شدم رسول
بعد از جواب دادن و یه سلام علیک گرم و سکسی ازم خواست برا فردا شب که همو شب جمعه میشه خودمو آماده کنم و برم پیششون
نمیدونم چرا اما حتی یکبار هم ازش نخواستم عکس اون سه تا رفیق دیگش رو بده با اینکه ظاهر همیشه برام اولویت بود
فرداش که از خواب بیدار شدم رفتم حموم و حسابی به خودم رسیدم جز ته ریشی که داشتم هیچ مویی تو تنم نبود.
با یه ژیلت و کف اصلاح اون یه ذره موی صورتم رو هم اصلاح کردم
با خودم میگفتم فقط چند جلسه دیگه لیزر لازمه تا از شر این موها خلاص شم!
بعد حموم یه دستی به ابرو هام کشیدم هیچوقت زیاد بر نمیدارم اما همیشه تمیز مرتب میکردم
تا شب دل تو دلم نبود میخواستم یه ست سکسی بپوشم و غافلگیرشون کنم!
رنگ قرمز اکثر مردا رو تحریک میکنه منم از داخل کمدم یه جوراب شیشه ای قرمز بلند در آوردم که تا رون پام بالا میومد یه شورت توری قرمز رنگ یا یه لباس خواب پارچه ای قرمز برداشتم
تو فکرم بود آرایش کنم!
میخواستم همون اول مشخص بشه چقدر جندم
شب حدود ساعت ۸ که شد یه دور دیگه دستشویی رفتم
و یه آرایش ملایم کردم و یه لنز آبی گذاشتم!
خودمو با اسپری و عطر خفه کرده بودم!
جوراب و شورت رو پوشیدم یه شلوار تنگ سفید که خیلی وقت بود نپوشیده بودم پوشیدم با یه تیشرت مشکی
لباس و کاندوم و ژل و چند قلم لوازم آرایش و توی کوله گذاشتم و اسنپ گرفتم که برم برا جندگی!
بابام که ماموریت کاری بود و حالا حالا ها نمیومد مامانم که شیفت بود پس بدون دردسر در جنده ترین ورژن خودم آماده شدم و برا اینکه کسی تو کوچه منو نبینه اسنپ رو جلوی در گرفتم از قبل به رسول گفته بودم که برن حموم و به خودشون برسن دوست ندارم با بدن کثیف عرقی کونم بذارن
اونم تایید کرد بود حرفمو
تو فکر سکس و برنامه هام بودم که متوجه نگاه های سنگین راننده اسنپ شدم!
یه مرد جا افتاده با ریش خیلی بلند و ابرو های خشن که باعث شد دلم هوری بریزه پایین
چشمش از تو آینه بهم بود نمیتونستم تشخیص بدم خوشش اومده و نظر کرده بهم یا از اینکه یه پسر آرایش کرده بدش اومده!
با استرس بالاخره نگاهمو از آیینه بهش دوختم!
بعد چند ثانیه مکث گفت وقت داری؟
با لرز حاکی از استرس گفتم چطور؟
گفت خونم خالیه
بریم سریع یه حالی بهم بده ببرمت مقصدت
تو که اینکاره ای از قیافت مشخص یه حالم به من بده!
گفتم نه وقت ندارم باید سریع برم مقصد
گفت اینجایی که زدی اطراف بازاره
جای باکلاسی نیست
الانم بازار تعطیل یحتمل هم مهمونی نمیری چون اونجا یا انباره یا خونه کارگری یا مغازه که الان تعطیل
پس داری میری کیر چند تا کارگر شهرستانی آباد کنی
بیا کیر منم آباد کن!
تو ذهنم میگفتم چه غلطی کردم ارایش کردم ببین انگشت نما شدیم
که با صدای بلندش به خودم اومد که گفت چیکار میکنی کونی؟
بریم بکنمت یا ببرم بکنمت؟
دیگه متوجه شدم اگه نخوامم زوری میکنه که از ناچاری تایید دادم و به رسول پیام دادم ترافیک دیر تر میرسم
خونش سر راه تو مسیر بود و سر پنج دقیقه وارد یه پارکینگ شد و بعدش گفت سریع پیاده شو کونی تا کسی ندیده
بعدش طرف آسانسور رفتیم و بعد سوار شدن مستقیم رفتیم طبقه آخر ینی پنجم
آپارتمان پنج طبقه هر طبقه سه واحد بود
در واحد رو که باز کرد منو با عجله کشید داخل یه خونه کوچیک و معمولی بود ازش پرسیدم زن داره که گفت نه بهش گفتم شروع کنیم؟ عجله دارم اونم همونجا شروع کرد لخت شدن حالا که دقت کردم دیدم واقعا هیکلی بود قد بلند و چهارشونه عضلانی بدنش پره تتو بود وقتی شورتش کشید پایین یه لحظه کونم تیر کشید
به همچین هیکلی همچین کیری میومد
دراز و کلفت و سفید
گفت سریع مشغول شو کونی
سریع زانو زدم و شروع کردم خوردن و بعد چند دقیقه وقتی رو مبل خوابیده بودم روم خیمه زده بود و بدون توجه به من تا ته حلقم تلمبه میزد که اشکم در اومده بود
بعد شاید ده دقیقه که یه ساک دارکوبی و پر تف و حلقی زدم
گفت بکش پایین قمبل کن و گفت همینجا صبر کن و یکم بعد دیدم با کاندوم از تو اتاقش اومد
وقتی منو لخت با جوراب و شورت توری دیدی هنگ کرد و گفت مادرجنده تو از کجا پیدا شدی امشب اخه !
با یه شهوتبالایی یه تف انداخت رو کونم
و بعد چند بار انگشت کردن
کیرشم نم نم جا کرد بهم
بعد چند ثانیه شروع کرد تلمبه زدن و اولین صدایی که ازم بلند شد محکم زد در کونم و گفت خفه شو ننه پولی
همسایه میشنوه!
خلاصه این آقا با نهایت توانش حدود یک ربع بهم تلمبه زد و حتی یه جا شورتش رو کرد توی دهنم که صدام در نیاد چون خیلی محکم میکرد جوری که صدای تلمبه هاش کل خونه رو پر کرده بود و دست آخر که آبش اومد گفت جم کن خودتو ببرمت سر قرارت جنده!
رفتم دستشویی یه آبی به صورتم زدم آرایشم خراب شده بود
برا همین سریع یه آرایش کردم و از خونه زدیم بیرون و بهم گفت جلو بشین و منم گوش دادم تو مسیر چند بار انگشتم کرد و گفت لباس برا کی بود منم الکی گفتم مامانم و اونم یه جون گفت پس واجب شد ننتو بگام لابد جندس که از این لباسا داره!
گفت چیکارس؟ گفتم پرستاره
یه خنده ای کرد و گفت اوه اوه پس حسابی به دکترا و پرسنل بیمارستان کس میده جنده خانم!
دولم راست شده بود و منتظر بودم برسم و با کون دادن ارضا بشم!
دست آخر بعد یک ساعت تاخیر ساعت ۱۰ شب رسیدم تو و کل مسیر رسول چند بار زنگ زد که آقای راننده که اسمش محمد بود متوجه داستان شد و گفت من تنها زندگی میکنم
گاهی هم رفیقام هستن هروقت گفتم بیا کون سفیدت رو جر بدم فهمیدی؟
منم اکی دادم و موقع پیاده شدن وقتی رسول اومد که حساب کنه محمد با خنده گفت حساب شده داداش!
منم سرمو انداختم پایین وارد راهرو خونه شدم
رسول هم وقتی اومد داخل دستمو گرفت گفت پس ترافیک بود اره؟
منم خندیدم
اونم همونجا شلوارش رو کشید پایین و گفت بخورش جنده
منم بدون هیچ حرفی شروع کردم کیر سیاه و کلفت رسول رو خوردن یه چند دقیقه در حال ساک زدن بودم که در اتاق باز شد و دیدم یه مرد قد بلند اومد بیرون
اونجا فهمیدم رفیقش رحمان هست
بلند گفت ای رسول تک خور که باعث شد بقیه رفیقاش بریزن بیرون و تماشا کنن و بخندن
اون وسط رسول منو برد داخل اتاق و درو بست و گفت کارم تموم شد بعدی بیاد
شروع کرد ب لخت شدن و منم تو این فرصت لخت شدم که با دیدن ست قرمز سکسی تنم یه طرفم حمله ور شد و شروع کرد به مالیدن بدنم اصن دیگ وقت نکردم لباس خواب رو بپوشم
مدام فحش میداد و میزد رو کونم
اونم حدودا ده دقیقه منو تو حالت داگ استایل بکوب کرد و بعدش با سوراخ باز ولم کرد و رفت
پشت بندش رفیقش رحمان اومد
قد بلند بود چشمای سبز و ریش جو گندمی داشت چهره مهربونی داشت
وقتی کیرشو میخوردم چشماش رو بسته بود و با دستای بزرگش سرمو رو کیرش حرکت میداد
یه کیر سفید و معمولی داشت که وقتی کرد تو کونم صدام در اومد اون شب رحمان منو از همه طولانی تر کرد و تقریبا ساعت۱۲ بود که آبش اومد و وقتی حالت سرپا بودیم ابش بالاخره اومد و ازم تشکر کرد و رفت نسبت به بقیه کم حرف تر و سر به زیر تر بود
بعد رحمان رضا اومد و با اونم یه سکس داغ کردیم و بازم موقع سکس از زنش صحبت کردم تا غیرتیش کنم اونم دست آخر با تلمبه زدن توی دهنم ابشو ته حلقم خالی کرد و رفت
خیلی خسته بودم اما هنوز دو نفر مونده بودن
نفر چهارم مهدی بود
از نظر قدی از همه کوتاه تر بود ولی بازم از من بلندتر بود
ریش پر پشت و مشکی داشت چهره خیلی مردونه و جا افتاده ای داشت و ابرو های یکم پیوندی اما همچنان کیسم بود وقتی کیرشو در آورد یه کیر سیاه و پشمالو داشت که یه ضرب کرد توی دهنم یه لحظه اتفاقی دندون زدم
که کیرشو کشید بیرون و محکم خوابوند زیر گوشم!
برق از سرم پرید که گفت مادر جنده پول بهت میدم که درست خدمت کنی جنده دو هزاری و بعدش دوبار کیرشو تو دهنم جا کرد
با مهدی خاطرات زیادی دارم حتی یکبار با داداش منو دو نفری کردن ولی اون شب اولین سکسم باهاش بود و خشونت زیادش منو حشری میکرد!
وقتی کیرشو تو کونم جا کرد دستشو گرفت جلو دهنم و جوری تلمبه میزد که انگار دشمنشم
حتی شورت خوشگلمو پاره کرد و محکم میزد در کونم رسما دادم بلند شده بود که آبش اومد و هم زمان آب منم با شدت پاشید و بعد دیدن این صحنه کیرشو از کاندوم در آورد منو خوابوند زمین و کیرشو کرد دهنم و ته مونده آبش رو به خوردم داد و گفت بیا اوبی اینم جایزت
بعد از رفتنش دیگه نا نداشتم!
داشتم میمردم از خستگی ساعت دو شب بود و هنوز یه نفر مونده بود
در آخر مسعود اومد
مسعود چهارشانه قد بلند با تیپ و سیس لاتی بود ریش کله قندی و موهای کوتاه و گوش شکسته گویا زمانی کشتی گیر بود
وقتی کیر کلفت و سفیدش رو ساک میزدنم نوازشم میکرد و میگفت حسابی جر خوردی و منم تایید میکردم
مسعود تنها کسی بود که بدون کاندوم کونم گذاشت
هرچی اصرار کردم قبول نکرد که نکرد
البته هیچ مشکلی هم پیش نیومد اما حجم زیادی از آب رو تو کونم تخلیه کرد و بعد اون که خودمو تمیز کردم از رسول خواستم برام ماشین بگیره برم خونه اما قبول نکرد و گفت شب باید بمونم
همانطور هم شد و ساعت شیش صبح با صدای رسول بیدار شدم که منو زیر پتو یه راند دیگه کرد و پشت به پشت به بقیه پاس داد و جالب این بود
پنج تا مرد گنده زیر یه سقف زیر پتو خواب بودن یکی یکی و به نوبت داشتن منو میکرد و من با آه و ناله التماس میکردم ابشونو بیارن و همین به نوبت ادامه پیدا میکرد
دست آخر به هر زحمتی بود خوابیدم و ساعت۱۱ صبح با صدای مسعود از خواب بیدار شدم
بعد یه صبحانه مختصر مسعود بازم ازم سکس خواست که قبول نکردم
اما به نمایندگی از بقیه برام ۷ تومن پول کارت به کارت کرد و منم از خونه زدم بیرون تا دو هفته آینده با هیچکدومشون سکس نکردم
و تصمیم گرفتم این دفعه جوری برم که همشون با هم نباشن چون هندل کردن این همه آدم آسون نبود
توی قسمت بعد خاطره شمال رفتنمون رو تعریف میکنم
امیدوارم حال کرده باشید و لذت برده باشید
نظراتتون رو میخونم حتما.
بعد از جواب دادن و یه سلام علیک گرم و سکسی ازم خواست برا فردا شب که همو شب جمعه میشه خودمو آماده کنم و برم پیششون
نمیدونم چرا اما حتی یکبار هم ازش نخواستم عکس اون سه تا رفیق دیگش رو بده با اینکه ظاهر همیشه برام اولویت بود
فرداش که از خواب بیدار شدم رفتم حموم و حسابی به خودم رسیدم جز ته ریشی که داشتم هیچ مویی تو تنم نبود.
با یه ژیلت و کف اصلاح اون یه ذره موی صورتم رو هم اصلاح کردم
با خودم میگفتم فقط چند جلسه دیگه لیزر لازمه تا از شر این موها خلاص شم!
بعد حموم یه دستی به ابرو هام کشیدم هیچوقت زیاد بر نمیدارم اما همیشه تمیز مرتب میکردم
تا شب دل تو دلم نبود میخواستم یه ست سکسی بپوشم و غافلگیرشون کنم!
رنگ قرمز اکثر مردا رو تحریک میکنه منم از داخل کمدم یه جوراب شیشه ای قرمز بلند در آوردم که تا رون پام بالا میومد یه شورت توری قرمز رنگ یا یه لباس خواب پارچه ای قرمز برداشتم
تو فکرم بود آرایش کنم!
میخواستم همون اول مشخص بشه چقدر جندم
شب حدود ساعت ۸ که شد یه دور دیگه دستشویی رفتم
و یه آرایش ملایم کردم و یه لنز آبی گذاشتم!
خودمو با اسپری و عطر خفه کرده بودم!
جوراب و شورت رو پوشیدم یه شلوار تنگ سفید که خیلی وقت بود نپوشیده بودم پوشیدم با یه تیشرت مشکی
لباس و کاندوم و ژل و چند قلم لوازم آرایش و توی کوله گذاشتم و اسنپ گرفتم که برم برا جندگی!
بابام که ماموریت کاری بود و حالا حالا ها نمیومد مامانم که شیفت بود پس بدون دردسر در جنده ترین ورژن خودم آماده شدم و برا اینکه کسی تو کوچه منو نبینه اسنپ رو جلوی در گرفتم از قبل به رسول گفته بودم که برن حموم و به خودشون برسن دوست ندارم با بدن کثیف عرقی کونم بذارن
اونم تایید کرد بود حرفمو
تو فکر سکس و برنامه هام بودم که متوجه نگاه های سنگین راننده اسنپ شدم!
یه مرد جا افتاده با ریش خیلی بلند و ابرو های خشن که باعث شد دلم هوری بریزه پایین
چشمش از تو آینه بهم بود نمیتونستم تشخیص بدم خوشش اومده و نظر کرده بهم یا از اینکه یه پسر آرایش کرده بدش اومده!
با استرس بالاخره نگاهمو از آیینه بهش دوختم!
بعد چند ثانیه مکث گفت وقت داری؟
با لرز حاکی از استرس گفتم چطور؟
گفت خونم خالیه
بریم سریع یه حالی بهم بده ببرمت مقصدت
تو که اینکاره ای از قیافت مشخص یه حالم به من بده!
گفتم نه وقت ندارم باید سریع برم مقصد
گفت اینجایی که زدی اطراف بازاره
جای باکلاسی نیست
الانم بازار تعطیل یحتمل هم مهمونی نمیری چون اونجا یا انباره یا خونه کارگری یا مغازه که الان تعطیل
پس داری میری کیر چند تا کارگر شهرستانی آباد کنی
بیا کیر منم آباد کن!
تو ذهنم میگفتم چه غلطی کردم ارایش کردم ببین انگشت نما شدیم
که با صدای بلندش به خودم اومد که گفت چیکار میکنی کونی؟
بریم بکنمت یا ببرم بکنمت؟
دیگه متوجه شدم اگه نخوامم زوری میکنه که از ناچاری تایید دادم و به رسول پیام دادم ترافیک دیر تر میرسم
خونش سر راه تو مسیر بود و سر پنج دقیقه وارد یه پارکینگ شد و بعدش گفت سریع پیاده شو کونی تا کسی ندیده
بعدش طرف آسانسور رفتیم و بعد سوار شدن مستقیم رفتیم طبقه آخر ینی پنجم
آپارتمان پنج طبقه هر طبقه سه واحد بود
در واحد رو که باز کرد منو با عجله کشید داخل یه خونه کوچیک و معمولی بود ازش پرسیدم زن داره که گفت نه بهش گفتم شروع کنیم؟ عجله دارم اونم همونجا شروع کرد لخت شدن حالا که دقت کردم دیدم واقعا هیکلی بود قد بلند و چهارشونه عضلانی بدنش پره تتو بود وقتی شورتش کشید پایین یه لحظه کونم تیر کشید
به همچین هیکلی همچین کیری میومد
دراز و کلفت و سفید
گفت سریع مشغول شو کونی
سریع زانو زدم و شروع کردم خوردن و بعد چند دقیقه وقتی رو مبل خوابیده بودم روم خیمه زده بود و بدون توجه به من تا ته حلقم تلمبه میزد که اشکم در اومده بود
بعد شاید ده دقیقه که یه ساک دارکوبی و پر تف و حلقی زدم
گفت بکش پایین قمبل کن و گفت همینجا صبر کن و یکم بعد دیدم با کاندوم از تو اتاقش اومد
وقتی منو لخت با جوراب و شورت توری دیدی هنگ کرد و گفت مادرجنده تو از کجا پیدا شدی امشب اخه !
با یه شهوتبالایی یه تف انداخت رو کونم
و بعد چند بار انگشت کردن
کیرشم نم نم جا کرد بهم
بعد چند ثانیه شروع کرد تلمبه زدن و اولین صدایی که ازم بلند شد محکم زد در کونم و گفت خفه شو ننه پولی
همسایه میشنوه!
خلاصه این آقا با نهایت توانش حدود یک ربع بهم تلمبه زد و حتی یه جا شورتش رو کرد توی دهنم که صدام در نیاد چون خیلی محکم میکرد جوری که صدای تلمبه هاش کل خونه رو پر کرده بود و دست آخر که آبش اومد گفت جم کن خودتو ببرمت سر قرارت جنده!
رفتم دستشویی یه آبی به صورتم زدم آرایشم خراب شده بود
برا همین سریع یه آرایش کردم و از خونه زدیم بیرون و بهم گفت جلو بشین و منم گوش دادم تو مسیر چند بار انگشتم کرد و گفت لباس برا کی بود منم الکی گفتم مامانم و اونم یه جون گفت پس واجب شد ننتو بگام لابد جندس که از این لباسا داره!
گفت چیکارس؟ گفتم پرستاره
یه خنده ای کرد و گفت اوه اوه پس حسابی به دکترا و پرسنل بیمارستان کس میده جنده خانم!
دولم راست شده بود و منتظر بودم برسم و با کون دادن ارضا بشم!
دست آخر بعد یک ساعت تاخیر ساعت ۱۰ شب رسیدم تو و کل مسیر رسول چند بار زنگ زد که آقای راننده که اسمش محمد بود متوجه داستان شد و گفت من تنها زندگی میکنم
گاهی هم رفیقام هستن هروقت گفتم بیا کون سفیدت رو جر بدم فهمیدی؟
منم اکی دادم و موقع پیاده شدن وقتی رسول اومد که حساب کنه محمد با خنده گفت حساب شده داداش!
منم سرمو انداختم پایین وارد راهرو خونه شدم
رسول هم وقتی اومد داخل دستمو گرفت گفت پس ترافیک بود اره؟
منم خندیدم
اونم همونجا شلوارش رو کشید پایین و گفت بخورش جنده
منم بدون هیچ حرفی شروع کردم کیر سیاه و کلفت رسول رو خوردن یه چند دقیقه در حال ساک زدن بودم که در اتاق باز شد و دیدم یه مرد قد بلند اومد بیرون
اونجا فهمیدم رفیقش رحمان هست
بلند گفت ای رسول تک خور که باعث شد بقیه رفیقاش بریزن بیرون و تماشا کنن و بخندن
اون وسط رسول منو برد داخل اتاق و درو بست و گفت کارم تموم شد بعدی بیاد
شروع کرد ب لخت شدن و منم تو این فرصت لخت شدم که با دیدن ست قرمز سکسی تنم یه طرفم حمله ور شد و شروع کرد به مالیدن بدنم اصن دیگ وقت نکردم لباس خواب رو بپوشم
مدام فحش میداد و میزد رو کونم
اونم حدودا ده دقیقه منو تو حالت داگ استایل بکوب کرد و بعدش با سوراخ باز ولم کرد و رفت
پشت بندش رفیقش رحمان اومد
قد بلند بود چشمای سبز و ریش جو گندمی داشت چهره مهربونی داشت
وقتی کیرشو میخوردم چشماش رو بسته بود و با دستای بزرگش سرمو رو کیرش حرکت میداد
یه کیر سفید و معمولی داشت که وقتی کرد تو کونم صدام در اومد اون شب رحمان منو از همه طولانی تر کرد و تقریبا ساعت۱۲ بود که آبش اومد و وقتی حالت سرپا بودیم ابش بالاخره اومد و ازم تشکر کرد و رفت نسبت به بقیه کم حرف تر و سر به زیر تر بود
بعد رحمان رضا اومد و با اونم یه سکس داغ کردیم و بازم موقع سکس از زنش صحبت کردم تا غیرتیش کنم اونم دست آخر با تلمبه زدن توی دهنم ابشو ته حلقم خالی کرد و رفت
خیلی خسته بودم اما هنوز دو نفر مونده بودن
نفر چهارم مهدی بود
از نظر قدی از همه کوتاه تر بود ولی بازم از من بلندتر بود
ریش پر پشت و مشکی داشت چهره خیلی مردونه و جا افتاده ای داشت و ابرو های یکم پیوندی اما همچنان کیسم بود وقتی کیرشو در آورد یه کیر سیاه و پشمالو داشت که یه ضرب کرد توی دهنم یه لحظه اتفاقی دندون زدم
که کیرشو کشید بیرون و محکم خوابوند زیر گوشم!
برق از سرم پرید که گفت مادر جنده پول بهت میدم که درست خدمت کنی جنده دو هزاری و بعدش دوبار کیرشو تو دهنم جا کرد
با مهدی خاطرات زیادی دارم حتی یکبار با داداش منو دو نفری کردن ولی اون شب اولین سکسم باهاش بود و خشونت زیادش منو حشری میکرد!
وقتی کیرشو تو کونم جا کرد دستشو گرفت جلو دهنم و جوری تلمبه میزد که انگار دشمنشم
حتی شورت خوشگلمو پاره کرد و محکم میزد در کونم رسما دادم بلند شده بود که آبش اومد و هم زمان آب منم با شدت پاشید و بعد دیدن این صحنه کیرشو از کاندوم در آورد منو خوابوند زمین و کیرشو کرد دهنم و ته مونده آبش رو به خوردم داد و گفت بیا اوبی اینم جایزت
بعد از رفتنش دیگه نا نداشتم!
داشتم میمردم از خستگی ساعت دو شب بود و هنوز یه نفر مونده بود
در آخر مسعود اومد
مسعود چهارشانه قد بلند با تیپ و سیس لاتی بود ریش کله قندی و موهای کوتاه و گوش شکسته گویا زمانی کشتی گیر بود
وقتی کیر کلفت و سفیدش رو ساک میزدنم نوازشم میکرد و میگفت حسابی جر خوردی و منم تایید میکردم
مسعود تنها کسی بود که بدون کاندوم کونم گذاشت
هرچی اصرار کردم قبول نکرد که نکرد
البته هیچ مشکلی هم پیش نیومد اما حجم زیادی از آب رو تو کونم تخلیه کرد و بعد اون که خودمو تمیز کردم از رسول خواستم برام ماشین بگیره برم خونه اما قبول نکرد و گفت شب باید بمونم
همانطور هم شد و ساعت شیش صبح با صدای رسول بیدار شدم که منو زیر پتو یه راند دیگه کرد و پشت به پشت به بقیه پاس داد و جالب این بود
پنج تا مرد گنده زیر یه سقف زیر پتو خواب بودن یکی یکی و به نوبت داشتن منو میکرد و من با آه و ناله التماس میکردم ابشونو بیارن و همین به نوبت ادامه پیدا میکرد
دست آخر به هر زحمتی بود خوابیدم و ساعت۱۱ صبح با صدای مسعود از خواب بیدار شدم
بعد یه صبحانه مختصر مسعود بازم ازم سکس خواست که قبول نکردم
اما به نمایندگی از بقیه برام ۷ تومن پول کارت به کارت کرد و منم از خونه زدم بیرون تا دو هفته آینده با هیچکدومشون سکس نکردم
و تصمیم گرفتم این دفعه جوری برم که همشون با هم نباشن چون هندل کردن این همه آدم آسون نبود
توی قسمت بعد خاطره شمال رفتنمون رو تعریف میکنم
امیدوارم حال کرده باشید و لذت برده باشید
نظراتتون رو میخونم حتما.
نوشته: Samikonii
6 پاسخ به “هوس یا جندگی(۳)”
جووون من اینجوری جندگی دوی دارم ولی نه اینقدررر
صدتا لایک 👏
جوووووون واقعا که حسودیم شد ، چه حالی کردی پسر توی یه شب به ۶ نفر کون دادن خیلیه ، خوش بحالت و نوش جون کونت منم خیلی گروپ دوست دارم
جوووووون خداشانس بده همچین کونی گیرما هم بیفته
الحق ک تو و ننت جنده خوبی هستین
وای چقدر بحال بود شهوتی بود