تو قسمت قبلی وقتی جهانی رو معرفی کردم مشخصات اونو ننوشته بودم که ضمن عذرخواهی الان براتون میگم که یک مرد ۴۷یا ۴۸ ساله با قد ۱۸۰ البته تقریبی و بر خلاف تصور که تو اینجور پست ها آدمهای ریشو و شلخته(البته به تصور عموم) مسئول میشوند کاملا سه تیغ میکنه و میاد سرکار.بریم سراغ ادامه ی قسمت قبلی که خواستم لباسامو بپوشم و از اونجا بیرون بیام و دیگه قید همه چیز رو بزنم و برم پیش محمدپور کار کنم ولی وقتی یادم افتاد که جهانی گفت من که تا اینجا اومدم.به زور هم که شده تو رو میکنم به خودم گفتم این وسط هم گاییده میشم و هم اینکه این دیگه دنبال کارم رو نمیگیره و این وسط میشه آش نخورده و دهان سوخته.رفتم جلو از دستم کشید و منو روی خودش خوابوند و لب تو لب شدیم دستش رو از زیر شرتم به کونم رسوندو کونم رو ماش میداد منم یواش یواش دستم بردم تو شرت جهانی که دستم به کیر سفت اون خورد و گرفتم تو دستم .کیرش تقریباً ۱۵ یا۱۶ سانت میشد و تقریباً هم اندازهی کیر مهرداد بود ولی کمی کلفت تر. یک کم که لبهای همو خوردیم و اون کون منو و منم کیر اون رو مالش دادیم گفت برو پایین و شروع کن .رفتم و شرتش رو از پاش کشیدم بیرون و شرت خودم رو هم درآوردم. نشستم پایین مبل و خایه هاشو میک زدم و کیرش رو میلیسیدم که قشنگ آه و اوه جهانی دراومد و قربون صدقه ی من داشت میرفت . یه سه چهار دقیقه من کیرش رو لیسیدم تا اینکه جهانی گفت پاشو مهسا جون بیا به حالت 69 بخواب روم که منم تو رو بخورم گفتم نه من خوشم نمیاد چون میترسیدم که بیشتر تحریک بشم و از حال کردن من برداشت دیگه ای بکنه ،گفت یه جوری میخورم که حال کنی و اصرار کرد به ناچار قبول کردم و رفتم وی جهانی دراز کشیدم و شروع به خوردن کیرش کردم. اون هم شروع بکار کرد و زبونش رو به چوچوله ام میزد وتا کونم رو لیس میزد یواش یواش آه و اوه منم شروع شد هرچند سعی میکردم که پنهان کنم ولی اونم معلوم بود که تو کارش استاد است و بیشتر منو تحریک میکرد به طوریکه دیگه از آه و اوه کردن دیگه نمیتونستم کیرش رو لیس بزنم و بخورم.اونقدر این کارو انجام داد که یه لحظه لرزیدم و خالی شدم یه لحظه وایساد و منتظر موند تا من آروم بشم بعد منو از روش بلند کرد و روی مبل خوابوند و پاهامو داد بالا بعد سر کیرش رو به کسم کشید هی اینکار رو تکرار میکرد و من داشتم دیوونه میشدم ولی روم نمیشد که بگم بکن توش ،اون هم میدونست و اونقدر اینکار رو تکرار کرد که دیگه نتونستم تحمل کنم و گفت بکن تو رو خدا ،دیگه دارم میمیرم .کیرش رو با آب خودم و پیش آب خودش که با لیس زدن من اومده بود مرطوب کرد و سرش رو گذاشت تو کس من،بعد آروم آروم کل کیرش رو جا کرد تو کسم.با اینکه کیرش هم اندازهی کیر مهرداد بود ولی چون کلفت تر بود یک کم دردم گرفت و یه آخ گفتم که همین باعث شد بگه که الان تازه اولش هست یه جور میکنمت که دیگه خودت بیایی و التماس کنی که بکنمت،یه احساس پیروزی در رفتار و گفتارش بود و همین حال کردن من بیشتر خوشحال میکردش،ولی من واقعاً راضی به سکس با اون نبودم ولی نباید دروغ بگم چون واقعاً منو جوری سر حال آورده بود که اگه شوهرم بود از ته دل خودمو رها میکردم و لذت سکس مون چندبرابر میشد. نزدیک ۱۰ دقیقه تو همون حالت تو کسم عقب و جلو کرد و من هم هر چقدر میخواستم جلوی خودم رو بگیرم باز هم آه و اوه میکردم .فکر کنم خسته شده بود که گفت پاشو که اومد نشست رو مبل و بهم گفت بیا مهسا جون بشین روی کیرم .منم اومدم و رو کیرش نشستم و بادستاش کونم رو گرفت و با زبونش هم ممه هامو میخورد شروع به تلمبه کردن که زد من دیگه صدای آه و اونم بیشتر شد و خودم هم باهاش همراهی میکردم و رو کیرش بالا و پایین میشدم این کار باعث شد که دیگه ممه هامو ول کرد و با دستاش صورتم رو گرفت و لبهای همو داشتیم میخوردیم پنج دقیقه ای تو همین حالت بودیم که من بازم ارضا شدم.جهانی هم همونجور موند تا من راحت خالی بشم .بلندم کرد و کنار دسته ی مبل به حالت داگی خوابوند و کوسن مبل رو زیر شکم من گذاشت و از پشت گذاشت تو کسم من بازم دردم گرفت و با آخ من سرعت تلمبه زدنش بیشتر شد و آه و اوه منم اتاق رو پر کرده بود.نمی دونم قرص خورده بود یا واقعاً کمرش اینقدر قوی بود که از خالی شدنش خبری نبود ولی اونم خسته شده بود من هم خسته شده بودم . بازم پوزیشنمون رو عوض کرد منو خوابوند روی مبل و پاهام رو داد بالا و کیرش رو محکم کرد تو کسم که منم یه آخی کردم و تلمبه زدنش شروع شد.دیگه دردم داشت بیشتر میشد ولی هنوز از خالی شدن جهانی خبری نبود.اومد و زبونش رو به گردنم کشید و ادامه دادن این کارش باعث شد تا لذت جای درد رو بگیره ولی دیگه داشتم التماس میکردم که تموم کنه.اومد گردنم رو بمکه ولی من گردنم رو کشیدم کنار و گفتم تو رو خدا نکن چون ردش میمونه و مهرداد میفهمه.ضربه هاش رو محکمتر و سریعتر کرد درحالیکه نفس نفس میزد معلوم بود که دیگه داره خالی میشه ،گفتم تو رو خدا تو نریز، اونم بعد دو سه ضربه کیرش رو درآورد و لای ممه هام خالی شد و شروع به خوردن لبام کرد.یه دقیقه بعد بلند شد و دستمال کاغذی آورد منم شروع به پاک کردن اول آب کیر اون و بعد کس خودم کردم .از جایم بلند شدم و خواستم سوتینم رو ببندم که اومد ازپشت کیرش رو چسبوند به کون من و گفت هنوز اون مونده که گفتم عمرا اگه بزارم.کارت تموم شد و حالا نوبت تو هست که به حرفت عمل کنی.جواب داد من به حرفم عمل میکنم ولی هنوز کارم باهات تموم نشده.امروز دیگه توان کردن کونت رو ندارم ،کست اونقدر تنگ بود که دلم نمیومد کیرم رو از توش در بیارم ولی دفعه ی بعد نوبت کونته که مزه ی کیرم رو بکشه.منم گفتم آقای جهانی دفعه ی بعدی وجود نداره . اصلاً نباید بهت اعتماد میکردم .می دونستم که سر حرفت نمی مونی و شرتم رو پوشیدم و سوتینم رو هم اون از پشت بست.داشت سوتینم رو می بست که گفت تا دوسه روز می بینی که من سر حرفم هستم یا نه،ولی بعد از اینکه برگشتی سر کار قبلی باید بقیه حسابت رو پرداخت کنی چون ۵۰ درصد دستمزدم رو قبل کار میگیرم و ۵۰ درصدش رو بعد از انجام کار.همون جور که داشت حرف میزد باحرص تیشرت و شلوار و مانتوم رو پوشیدم و گفتم از کجا معلوم که بعدش بازم دبه در نیاری و نگی اگه ندی منتقل میشی فلان جا و بهمان جا.گفت از آرزو بپرسی بهت میگه که من از حرفم فرار نمی کنم مگر اینکه تو بخواهی بازم بهم بدی که این جمله ی آخر رو با خنده ی عجیبی بهم گفت.گفتم مطمئن باش که من هیچ وقت به شوهرم خیانت نمیکنم و تو منو مجبور به این کار کردی.گفت بالاخره من سر حرفم هستم و بعد سه روز که اومدم بانک می بینی که قول من قوله و بعدش هم باید بیایی حسابت رو تسویه کنی وگرنه بازم تو مشکل میافتی.کیفم رو برداشتم و گفتم از کجا معلوم که دیگه بازم این کارو نکنی که گفت از مهدوی بپرس بهت میگه،ولی باید قول بدی که دفعه ی بعد دیگه اینهمه جلوی خودت رو تو سکس نگیری و خودتو کامل ول کن تا لذت این سکس برای همیشه تو ذهن هر دو تامون بمونه.در رو باز کردم و گفتم هنوز شما کارت رو بکن تا ببینیم و تعریف کنیم .در رو بستم و از دفتر پسر جهانی اومدم بیرون و رفتم خونه.تو راه عذاب وجدان اومد سراغم و مونده بودم تو روی مهرداد چجوری باید نگاه کنم.رسیدم خونه و رفتم حموم و بعد دراز کشیدم و به اتفاقات امروز فکر کردم.اگه جهانی برام کاری نکنه چی؟ اگه ازم فیلم بگیره چی؟ گیرم همش درست بوده باشه من چجوری تو روی مهرداد نگاه کنم. تو همین فکرها بودم که در خونه باز شد و مهرداد و رهام اومدند خونه.نمیتونستم تو روی هیچکوم نگاه کنم . گفتم من حال ندارم خودتون غذا رو گرم کنید و بخورید من نمی خورم( من هر شب غذای روز بعد رو درست میکردم و ظهرها داغ میکردیم و میخوردیم البته برنج رو هم تو پلوپز می پختیم تا تازه باشه) مهرداد اومد پیشم و گفت که این کارها چیه ؟ اگه ناراحت میشی چرا میری سر کار و از این حرفها ،درحالیکه مشکل امروز من محمدپور نبود.فردای اون روز پریود شدم دو سه روز واقعاً حوصله نداشتم ،همش تو فکر بودم و حتی محمدپور هم دیگه برام مهم نبود .سه روز بعد که پنجشنبه بود جهانی اومد اداره و من همش اضطراب داشتم ولی هیچ خبری نشد. میخواستم بهش زنگ بزنم ولی غرورم اجازه نداد .نمی دونم جمعه چجوری تموم شد و شنبه سر کار رفتم ساعت نمی گذشت و هر دقیقه برام یک ساعت بود . نمیدونستم چیکار دارم میکنم تا اینکه تلفنم تو بایگانی زنگ خورد جواب دادم . مسئول امور کارکنان آقای … بود
ادامه دارد
نوشته: مهسا
14 پاسخ به “همکارم منو گایید (۲)”
بعد میگن چرا نباید زن شاغل گرفت 🤪😝😉
ادامه بده😍😘
این که مثلاً نده بود که داد و حال هم کرد ، کون هم که واسه وعده بعد آماده کرده پیشاپیش فقط منتظر جابجایی هست تا با کون بشینه رو کیر طرف ، حالا امثال این به شوهر بدبخت با هزار ناز و ادا کون میدن یا اصلا نمیدن ، لیاقت همچین زنی شوهری هست که زن باز باشه و …نه مرد خوب و زندگی .این بیشتر به داستان میخوره تا واقعیت به دو علت اصلی ، اول گاگول بودن و احمق بودن زن داستان و اینکه زن پاک و زندگی به این راحتی ها پا بده نیست و به رایگان خودش تو پنج دقیقه نمیده و دوم اینکه راوی داستان آمده داستان بگه و لایک بگیره و هی پیامک میده درصورتیکه تمام محتوای مثلاً اگه سه قسمتی باشه میشه یک قسمت کامل و نیازی نیست به کش دادن الکی و هیچ شرم و تلخی تو روایت داستان نیست و فقط کمی خجالت لحظهای هست و تمام .تو اگه خانمی میدونی که یک زن پاک و نجیب وقتی یکجا خفت بشه واسه دادن اگه جا داشته باشه حاضر از جون خودش بگذر ولی تن به خفت و خاری نده و ۱۴ سال که سهل ، دیدم که وقتی زنی تو ماشین احساس خطر کرده خودش انداخته بیرون از ماشین و یک ایراد بزرگ قصه گویان بکن تو این که میگن مذهبی بود و یا نبود که داد و نمیگن که داشتن شرافت و نجابت زن به دین و مذهب هیچ ربطی نداره و این جمله جمهوری اسهالی رو تکرار میکنند که زنای بی دین هرزه هستن و …گیریم که راست میگی ، اگه شوهرت واسه پیشرفت کارش بیاد با یه زن وارد رابطه بشه و تو بفهمی بعد چه نظر و پیشنهادی میدی بهش ؟!مگر اینکه تو اون زن خوب و پاک و سر براه نباشی ، واقعیت این که پیدا کردن زن پاک و وفادار سخت شده و امثال تو منتظر یه جرقه هستن واسه دادن و افسوس فقط واسه شوهرت هست و بس هرزه خانم کون گشاد .
کسشعر محض.خیانت را امر عادی جلوه ندید. خجالت بکشید.داستان های بگید که توش ترس و شرم و حیا و شیطنت باشه.عفت جامعه را لکه دار نکنید.جامعه ای که عفت و حیا علنی توش از بین بره فاجعه اتفاق می افته.چرا دارید هرزگی را ساده جلوه میدید؟زنی که خودشو بخاطر موقعیت شغلی شل میکنه و چه بسا لذت هم میبره دارای یک جنده درون هست که اگر آب باشه شناگر ماهری میشه. این زن برای جامعه چه فرزندانی تربیت میکند؟ آیا جامعه خطرناک تر نخواهد شد ؟من به شدت موافقم تابو سکس در جامعه بشکنه و به امر بدیهی تبدیل بشه اما هرزگی را به هیچ وجه برنمیتابم. بخصوص برای زنان که بنیاد بشریت هستن
واسه یه انتقالی و برگشت به سمت قبلیت اینطوری حال میکنی؟؟؟حالا اگه قرار باشه ترفیع بگیری و مثلا رئیس بشی فکر کنم دیگه گروپ میزنی قطعافقط یه جمله از قسمت اول داستانت خیلی فکرمو مشغول کردهاول داستانت توی قسمت اول راجع به شوهرت گفتی که آرزوی خیلی از دخترا و زنهاست که همچین مردی رو داشته باشنحالا تو همچین مردی رو رام خودت کردی و اونم همه جوره برای تو و بچه ش و زندگیش مایه میذارهطبق گفته های خودت پس قطعا اون سر تر از توئه پس اگه بخواد کمتر از چند لحظه کلکسیونی از دافهای مجلسی تو بغلشنواقعا خیلی کمبود داری متاسفم برات و متاسفم برای شوهر به قول خودت همه چی تمومت که اینطوری داره به پای تو میسوزه
قشنگ بود 🌹🌹
اداره دولتی بود بانک نبودی که یکمی دقت کن قبلا چی نوشتی. بعدشم تو اگر اینقدر غرور و پاک دامنیت برات مهم بود قید کار را میزدی شوهرت هم که چیزی از پول و خرجی برات کم نزاشته بود پس خودتم کونت میخارید بیخودی ادای پاکدامن و عفیف بودن درنیار . زنی که عفیف و پاکه اصلا اگر بهش پیشنهاد سکس بدن چنان قاطی میکنه و زمین و زمان را بهم میدوزه که هر مردی را به وحشت میندازه ، خودت با پای خودت رفتی اونجا و گفتی یه کس میدم کارم درست میشه . شما زنها اگر این کس را نداشتین میخواستین چه کار کنید؟
در هر شرایطی خیانت هیچ توجیهی نداره و زشت وقابل دفاع نیست
دمت گرم عالی بود . به اراجیف این مزدورهای اطلاعاتی توجه نکن . هر کس مایل بود داستان قشنگت را میخونه و هر کس دوست نداشت میتونه نخونه.
چندسال پیش همچین موردی پیش اومد خاتمه به شوهرش گفت ؛بعد با یک نقشه حسابی طرف رو آوردن خونه کیرشو بریدن گذاشتن داخل دهنش و عکس گرفتن و به هفتاد روش سامورایی از کون کردنش خلاصه اینکه بیخیال زن شوهردار بشین.
مرسی جالب بود ادامه بده
عزیزم وقتی قبول کردی که کوس بدی مطمن باش کون هم میدی
اینو زیر قسمت یک هم گذاشتم
بسیار با کیفیت یه داستان مهندسی شده رو مطالعه کردید،ایرادی نداره بالاخره جامعه یعنی جمع همه قشرها ولی از اینکه تو این وبسایت نیروهای نظام هم میان و طوری القا میکنن که انگار خودی هستند!!! نگران و دلسوز اون دسته از کسایی هستم که ایشون و داستان کدگذاری شده ایشون رو باور میکنند.توضیح اینکه اگر به کسی تجاوز بشه، انقدررررررر راحت و پر لذت نمیتونه از قصه تجاوزش بگه. قبل از اینکه دست به قلم بشه ثانیه به ثانیه ی یادآوری براش طوری سخته که بیشتر از نوشتن به خودکشی فکر میکنه!!!ثانیا : این داستان رو اگر decode کنید می بینید که عین سناریوهای سریال سفارشی های نظام هست.خانواده فریب خورده اسامی : رهام!!! مهرداد!!! و سوژه : مهسا!!!مثلا چرا اسم شوهر خانواده : علی و پسرش مجتبی نباشه!!!مگه غیر از این بوده که نویسنده تصمیم به اسم گذاری مستعار کرده !!!حتی اگر علی و مجتبی اسامی واقعی شوهر و همسرش هم باشن ، ترتیب این دو اسم برای افراد غیر از خانواده نویسنده داستان تداعی گر یک علی و مجتبی دیگر هست .از طرفی من مدافع سلامت نظام اداری ج ا نیستم به هیچ عنوان ! ولی اینکه یه عده این طور مضحک و دم دستی بیان کدگذاری کنن و برن خیلی دیگه توهینه!