همسر فوق حشری من

دوستان سلام
فقط متاهل هایی که کمی حس بی غیرتی دارن بخونن .
یه حقیقت تلخ که برام پیش آمده ، شمارو در جریان بزارم که غیر از جنبه حشری شدن جنبه آگاهی هم داشته باشه . لطفا از نگارشم ایراد نگیرید . می‌دونم بد نوشتم .
اسمم هوشنگه ۳۸ سالمه بد چهره و بد هیکل نیستم . همسرم رویا ۳۵ سال فوق‌العاده خوشگل و با هیکل زیبا و زبان گرم و گویا شاید در ردیف خانمهای بی نقص قرار بگیره . و با تن صداش مطمئنم کیر خیلی از مردهارو را بلند می‌کنه چون بارها زبیر چشمی دیدم .
شغلم آزاده مغازه دارم و فروش قطعات اتومبیل .
گاهی برای خرید که بیرون می‌رفتیم اعصابم به هم میریخت . اون موقع آرزو میکردم که ای کاش میشد ما اصلا برای خرید بیرون نمی رفتیم .
خوشبختانه مغازم تو چراغ برقه و همسرم شاید سالی یک بار هم نیاد به محل کارم چون تو پاساژه و برای زن نامناسب .
گفتم ، زبانی گرم با عشوه های زیرکانه که داره منو هفته ای دو بار با گرمترین سکس رو خودش می‌کشه و یه سکس توپ بدون حاشیه انجام میدهیم . شب‌هایی که قرار سکس داشتیم و داریم ، هر مردی که از یه زن توقع داره برام آماده می‌کنه . برای مثال یه کار باور نکردنی براتون بگم که یه لیوان مخصوص برای اینکار پر از یخ میکنه و وسطای سکس ازم میخواد از کوسش در بیارم و تو لیوان پر از یخ بزارم . بعد از یک دقیقه که تحملش آسون نیست می‌گه بکن توش . و از کیر یخ شده من چنان لذتی میبرد که توصیفش واقعا سخته .
پیشنهاد میکنم که شما هم یکبار برای امتحان این حرکت را انجام بدین واقعا برای هر دو لذت بخشه . در ضمن قدرت کمر را هم زیاد می‌کنه . البته مرد باید بتونه دقایقی تحمل کنه و آلتشو در لیوان لابلای یخ قرار بده .دوستان عضو بودن در این سایت باعث میشه تجربیات شیرین و لذت بردن را به هم انتقال بدیم و حتی بهتر بتوانیم همدیگرو درک کنیم .
سه سال پیش کم کم متوجه شدم که موقع سکس همسرم بیش از حد از خودش حرارت و شهوت زیاد نشون میده اولش فکر می‌کردم که حتماً به خاطر سن و سالشه و علاقه‌ای که به من داره باعث این مسئله میشه ولی بعد از چند ماه به جایی رسید که من کم می‌آوردم در واقع پس از چندین بار ارضا شدنش همسرم باز هم درخواست میکرد که اگه گیرت بلند نمی‌شه یا بخور یا بمال یا با یه شی خارجی مرا به اوج برسون . من هم ناچار اغلب یک ساعتی با زبون و لبهام برای تخلیه شهوتش میلیسیدم و میخوردم و گاهی هم با یه خیار از قبل آماده شده تو کسش جلو عقب میکردم .
من شش ماهه که در این سایت عضو شدم فقط بخاطر اینکه تجربه کسب کنم و شاید هم بتونم برای کسی مفید باشم . در آن موقع یعنی سه سال پیش نمی‌دونستم در کنار سکس تعریف از داستانهای سکسی از کلمه فانتزی استفاده میشه . که همسرم هر بار می‌گفت دلم میخواد برای خودمون فانتزی درست کنیم . من منظورشو نمی‌فهمیدم .و گاهی برام تعجب آور بود که میگفت دوست دارم فیلم سکسی نگاه کنم !!!
پس از مدتی کم کم رفتارها و گفتارهای همسرم باعث شد که تمام فکر و ذهنم به این مسئله کشیده بشه لامصب یه موضوعی هم بود که نمی‌تونستم با هر کسی صحبت کنم آخه این چه مشکلی بود که برای همسرم به وجود آمده بود . هر روز ساعت‌ها تو اینترنت ی‌چرخیدم تا شاید بتونم راهکاری پیدا کنم ولی همه از سرد بودن همسراشون می‌نالیدند و فقط یک دکتر سایت از هورمون پروژسترون (اگه درست گفته باشم ) در رابطه با خانم‌ها صحبت کرد که آن هم برایم نامفهوم بود چون واقعاً هنگام سکس رفتاراش عجیب غریب بود . تا اینکه یاد خانومی افتادم که تلفنی ازم قطعات ماشین می‌گرفت و با پیک موتوری براش میفرستادم . اسمش منیژه بود . به سختی تونستم تمام ماجرا را تلفنی به آن خانم بگم اولش شک کرد که شاید می‌خوام ازش سواستفاده کنم ولی با قسم و آیه تونستم به باورش برسونم . گفت چون خودم زن هستم یه حرفای زنونه ای باید بگم .قرار گذاشتیم و همدیگر را برای اولین بار ملاقات کردیم . جالبه آن زن هم ۳۵ ساله بود . یه سری صحبتهایی دست و پا شکسته گفت هیچی نفهمیدم گفتم روراست صحبت کن تا من بفهمم تو چی میگی . گفت همسرت با یه آقایی آشنا شده که احتمالا آن مرد یا پنهانی با دانسته دارویی به عنوان تحریک به خورد همسرت می‌رسونه . باز هم اولش منظورشون گرفتم ولی بعد از ۵ دقیقه کم کم متوجه شدم . شاید بدترین دقایق عمرمو در وجودم حس میکردم .
روز بعد از خونه بیرون زدم و در گوشه‌ای پنهان شدم خبری نبود برای دومین روز هم این کار را انجام دادم ساعت ۲ بعد از ظهر بود که همسرم آمد تمام بدنم می‌لرزید دلهره و دلشوره عجیبی بر من پدیدار شده بود پیاده دو خیابان آنطرف تر رفت و جلوی یک منزل ایستاد ، زنگ آن خانه را زد خوشبختانه اینقدر صدای اف اف قوی بود که راحت میشه تشخیص داد که صدا صدای یک زنده . حدودا دو ساعت آنجا بود . منم پشت یه ماشین مخفی شده بودم . وقتی آمد بیرون به سمت خونه راهی شد احساس کردم چقدر تند راه می‌ره و قدمهای بزرگ بر میداره . رفت منزل ، من هم دوباره گوشه ای مخفی شدم که شاید دوباره بیاد پایین . ساعت ۷ شب دیگه از خستگی و گرسنگی داشتم میمردم . رفتم خونه . مثل دفعات قبل آماده و برنامه ریزی شده منتظرم بود که با هم سکس کنیم . من با کم محلی رفتم دوش گرفتم یه چیزی خوردم رو تخت بیهوش شدم . ولی تا خود صبح همه کاری کرد که منو بکشه رو خودش ولی توان نداشتم . این مسئله باعث شد ده روز به من توجه نکنه . در این مدت سه نوبت باز هم به همان خانه رفت ولی بار اول و سوم پنج یا شش ساعتی آنجا بود . فردا به آن خانمی که قطعات ماشین میخرید زنگ زدم و رفت و آمد به آن خانه را گفتم . گفت آدرس خونمو میدم منتظرتم بیا اینجا . بعد از آنکه رفتم داخل متوجه شدم که این خانم یعنی منیژه ، مجرده و یک ساله که طلاق گرفته . با حرفاش و حرکاتش متوجه شدم که منظوری داره . اولش با اخم مخالفت خودمو نشون دادم ولی این زنها فک کنم آدمو جادو میکنن. دو تا قهوه آورد و صحبتهایی راجع به همسرم گفت . یه حرفی زد که شدیداً ذهن منو درگیر کرد گفت اونجا که خانمت می‌ره مکانه یعنی زن و مرد با قرار قبلی میزارن و سکس میکنن و یه پولی به صاحب خانه میدن . منیژه گفت شک ندارم که صدای زن پشت اف اف صدای صاحب مکانه . در ضمن من با مخلوط کردن مواد محرک و قهوه خواستم تورو بیشتر آگاه کنم.
کم کم تحریک شدم . فک میکردم که چون دوازده روزه با رویا سکس نداشتم به منیژه تمایل سکس پیدا کردم . منیژه گفت من به دو دلیل به خونم دعوتت کردم اول اینکه ثابت کنم که تو هر نوع نوشیدنی میشه مواد محرک و تاثیر گذار مخلوط کرد که من هم تو قهوه هردومون ریختم . دوم اینکه من هم نیاز جنسی دارم چون دوست پسرم رفته دبی و کسیو مطمئن از تو پیدا نکردم . متوجه شدم که این حس شهوت که درون ایجاد شده بعد از نوشیدن قهوه بوجود آمد . دمش گرم ، به کارش واقعا وارد بود . رو همان مبل کمربند منو باز کرد و کیر نیم خیز منو بیرون آورد و با تعجب گفت ، عجب کیر کلفتی داری . خم شد و با مکیدن سر کیرم و گاهی لیسیدن و با زبون کشیدن به زیر و نزدیک های سوراخ کونم زبونشو جلو عقب میکرد. حقیقتا انرژی و شهوت بالایی داشت مثل رویا . و با حرفهای سکسی به من نشون میداد که در یک لذت بی حد داره تلاش می‌کنه. من هم با مالیدن سینه هاشو و لیسیدن گردنش او را بیشتر تحریک میکردم . رفتیم رو تخت ، کاملا لختش کردم و با مهارتی که سر لیسیدن رویا پیدا کرده بودم براش لیسیدم . مدام از اینکارم تعریف میکرد و بدون وقفه از سکس های خودش و دیگران و حتی رویا حرف میزد . من هم بدم نمی‌آمد و لذت می‌بردم . من تا اون موقع نمی‌دونستم که کیرم از سایر بزرگه و اکثر زنها عاشق این مدل هستن . رویا هم شاید نمیدونست چون هیچوقت راجع به اندازش صحبت نکرده بود . وقتی سر کیرمو در ورودی کوسش فشار دادم یه آخی گفت و تو یه عالمی رفت با چشمان نیمه باز و لرزش کل بدنش حالت‌هایی از خودش نشون می آد که در این چند ماه اخیر رویا به من نشون میداد . من معمولا یک ربع با همسرم رویا تلمبه میزدم ولی تعجب کرده بودم که نیم ساعت بیشتر شده ولی هنوز هم با مدلهای مختلف تلمبه میزنم طوری بیضه هام از شدت فشار به عقب و جلو پرتاب میشد . خلاصه منیژه با یه لرزش شدید و فشار من به خودش تونست خودشو تخلیه کنه و بعد از آن یه جاهایی از بدنم دست کشید و باعث شد که من هم آبم بیاد . هر دو نیم ساعتی کنار هم بدون حرکت بودیم . منیژه گفت حالا دیدی قهوه ترکیب شده با اون مواد محرک چیکار می‌کنه ؟ . خداحافظی کردم و بطرف خونم راه افتادم .
در طول مسیر خودمو شماتت میکردم بخاطر خیانت به رویا ولی مطمئن هم شده بودم که رویا وقتی به اون منزل میره یه کارهایی می‌کنه مخصوصا دو مرتبه که حدود پنج ساعت آنجا بوده .ساعت سه بعد از ظهر وقتی رسیدم رویا داشت جاروبرقی میکشید خیس عرق بود و مرتب از فریزر لیوان پر یخ میکرد و سر میکشید . چون با من قهر بود توجهی به من نداشت آمدم بیرون و بدون اختیار رفتم جایی که رویا می‌رفت .آف آف اون خونه سه شاسی زنگ داشت . اول وسط را زدم کسی جواب نداد . سوم را زدم یه بچه جواب داد گفتم ببخشید . و در آخر زنگ اولو زدم صدا صدای همان زنی بود که قبلاً شنیده بودم . با خونسردی گفتم باز کن گفت شما ، گفتم شوهر رویا هستم گفت نمی‌شناسم گفتم باز کن وگرنه میرم با مامور میام بعد از چند ثانیه صدای باز شدن درآمد داخل شدم طبقه همکف در آپارتمانی باز شد و یک زن با یه آرایش شدید و لباسی که کلا نیم متر پارچه مصرف نشده بود به من نگاه کرد . با انگشت خود بر صورت به من فهماند که ساکت باشم و با اشاره مرا به داخل برد . گفتم تو کی هستی چرا رویا مرتب به اینجا میاد گفت بشین تا با هم آشنا بشیم گفتم من برای آشنایی نیامدم آمدم که جواب سوالهای خودمو و رفتارهای عجیب رویا را بگیرم. مجددا تهدیدش کردم گفتم اگه حرف نمیزنی میرم و از طبقات بالا در مورد تو تحقیق میکنم .گفت میگم صبر کن کمی آروم بشی . سیگاری روشن کرد و در بین دو لبم گذاشت .گفت من و رویا همکلاسی بودیم و چهار ماه پیش در تره بار همو دیدیم . و چون من مطلقه هستم از من خواست که با تو آشنا نشم و فقط او به منزل من بیاید . پرسیدم دلیلش چی بود گفت شاید میترسید از اینکه از کارهای من باخبر بشی و یا اینکه بهش خیانت کنی . گفتم مگه تو چیکار می‌کنی ؟ گفت من بخاطر گذر زندگیم به زن و مرد های تازه آشنا جایی برای سکس میدم و از آنها مبلغ تعیین شده ای میگیرم . گفتم رفتار رویا بخاطر این کارهای تو نمیتونه روش تاثیر گذاشته باشه ؟ گفت چون رویا یه زن پر احساس خودشو معرفی کرده بود من پیشنهاد مواد محرک دادم و آنهم بلافاصله پذیرفت . خوب من هم باید از این مواد پول در بیارم و زندگی کنم . گفتم چهار ماهه که نمیتونم اونو آرام و نرمال ببینم و مدام از من سکس میخواهد . چه موادی به خوردش میدی گفت ش ی ش ه . برام روشن شد . با یه نگاه نفرت انگیز گفتم تو هفته گذشته دو روز به مدت پنج ساعت تو خونه تو بوده ، برای چی ؟ گفت میشه در این مورد حرف نزنیم گفتم اتفاقا باید حرف بزنیم . خلاصه با کلی اسرار و تهدید گفت چون نیاز جنسی داشت من هم براش یه پسر جوان در کنارش برای سکس کردن قرار دادم . و من هم به عنوان اجاره مکان پولی از اون پسره گرفتم . تو یک زن بیهوده و کثافتی هستی که بخاطر پول در آوردن با زندگی مردم بازی می‌کنی . گفت من به هیچ کس اسرار نکردم خودشون میان و درخواست میدن . لطفا اگه میشه تشریف ببرین چون تا یک ربع دیگه مهمان دارم . سرم گیج می‌رفت عجب افتضاحی تو زندگیم رخنه کرده بود. تلاش کردم با آرامش به فکر حل این مشکل بشم . به اون زن گفتم به رویا زنگ بزن و بگو مرا لو دادن و مامور اومده به خونم . من هم به خاطر دستشویی در را بستم تا بتو بگم که دیگه این طرفها نیا چون ممکنه تو هم گرفتار نشی .
اگه این کارو نکنی به جان رویا قسم به ۱۱۰ زنگ میزنم . خوشبختانه خیلی قشنگ و با حس واقعی و ترس از مامور با رویا صحبت کرد و بدون خداحافظی قطع هم کرد . آمدم بیرون خیلی عذاب می‌کشیدم که این زن بدکاره باعث شده بود که رویا دو نوبت با غریبه سکس کنه . یاد خودم افتادم که امروز من هم بدون قرار قبلی و یا برنامه ریزی سکس کردم . پس نمیتوانم از رویا ایراد بگیرم چون هر دومان با مواد محرک تسلیم این مسئله شده بودیم . من هم باید چاره ای پیدا میکردم… به یه دسته گل به خونم رفتم رویا اصلا حال نداشت رفتم تو آشپزخونه گفتم اگه آشتی کنی یه سورپرایز سکسی برات دارم .به سختی تونستم نرمش کنم . و چون تاثیر مواد مصرف شده تو تنم بود تونستم با رویا سکس توپی بکنم .ولی با چه فانتزی هایی که از خودم بوجود می آوردم و تعریف میکردم . ولی رویا مثل گذشته علاقه نشون نمیداد .
سه روز بعد طبق روال گذشته وقتی به منزل اومدم توقع داشتم رویا مثل قبل آماده باشه ولی خیلی پکر و بی حوصله به نظر می‌آمد . یک هفته صبر کردم ولی همین رفتار و داشت دلم میخواست اونو به حرف بیارم و متوجه خیانت و اشتباهش بکنم .بخاطر همین فکری به نظرم رسید . به منیژه زنگ زدم و مواد محرک خواستم . از اینترنت آنلاین هم یه کیر مصنوعی ویبره دار خریدم و برای شب جمعه بدون اطلاع رویا برنامه چینی کردم که با زنم سکس کنم .
من میدونستم برای اینکه رویارو متوجه اشتباهش کنم و بتونم ازش حرف بکشم ، باید شهوتشو می‌بردم بالا و نیاز سکسیشو تحریک میکردم . از همکارم یه سی دی فیلم سوپر هم گرفتم که واقعا چه فیلم شهوت انگیز هم بود و به موفقیت من خیلی کمک کرد .
بعد از اینکه مخفیانه مواد محرک را هر دو خوردیم کم کم رویا با رفتارهای شهوتی و ساک زدن و داستانهای سکسی آماده میشد . من هم جعبه کیر مصنوعی به عنوان سورپرایز از زیر تخت درآوردم . طولی نکشید که با سوالهای من و دو کیر در کون وکوسش و با دیدن فیلم سوپر که موضوعش خیانت زنی به شوهرش بخاطر بی توجهی شوهرش تحت تاثیر قرار گرفت و آشنایی با دوستش و کوس دادن به چهار مرد را با آب و تاب تعریف کرد . من تازه فهمیدم با چهار مرد سکس داشته . من هم واقعا با حرفاش و کوس دادنش به غریبه ها لذتی می‌بردم که تا بحال تجربه نکرده بودم .
آن شب تا صبح سه مرتبه سکس آتشین با کیر مصنوعی داشتیم . فردا ظهر از خواب بیدار شدیم اولش به صورت هم نمیتونستیم نگاه کنیم ولی کم کم یخمون آب شد و به هم قول دادیم که هرگز از اون مواد مصرف نکنیم وبا شخص دیگری ارتباط برقرار نکنیم .
از این جریان سه سال میگذره ، واقعا نمی‌دونم رویا سر قولش بوده یا نه و هر روز به این مسئله فکرمی‌کنم . امیدوارم که سر قولش بوده باشه .
خطاب به متاهلین عزیز ، هرگز رفتارهای نامعقول همسرتونو ساده نگیرید . مطمئن باشید خود شماها باعث این مسئله هستین ولی نمی‌تونین اشتباه خودتو نو بپذیرین .
یادتون باشه همه زنها چند برابر مردها حس شهوت دارن که باید تخلیش کنن . بگردید تا چاره ای براش پیدا کنید ، نه اینکه همسرتون را یه جنده تصور کنید و به خاطر تلافی تهدید به طلاقش کنید .

نوشته: افشین

بازدید 18,376

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “همسر فوق حشری من”

  1. الان از چی باید درس بگیریم ؟؟از دیوثی و بی غیرتی تو یا از جندگی خانمت؟؟آخه بچه کونی تو تا الان شیشه را دیدی؟؟مرتب میکشید و معتادش نشده؟؟

  2. تورو به ناموس نداشتتون مفزهای زنگ زدتون چی توشه⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️🙁تو توی عمرت اصلأ کسو از نزدیک دیدی آخه کیرم تو داستانهای کیریتون که پر از دروغو توهمات و مریضیه ذهن نداشتتونه‼️‼️‼️❓

  3. ولی کوس دادن زنتو ندیدی ، فقط فکرش امد تو ذهنتولی وقتی ببینی زنت داره زیر ی کیر دیگه کوس میده اونمبا چه حالی و طرفم ی کیر کلفت و بکن خوبی باشهیهو میبینی دست به کیر شدی و داری کوس دادن زنتومیبینی این کجا و فکر کردن بهش کجا 👙💄👠

  4. دمت‌گرم‌راست و دروغش هیچی اینکه اموزنده بود و از جندگی زنت لذت نبردی

  5. من سیخه سیخ بودم کردم تو یخ، از شدت سرما رفت تو خواب زمستونی و الان ۱ماهه خوابه عمیقهلعنت بهت با این تجربیاتت

  6. نصف مشکلات زن و شوهر ها الان بخاطر سکس نادرست مردا هستکه زن متاهل دنبال یکی دیگه میگرده

  7. به آدمی که حرف بی ربط بزنه میگن اگه حرف نزنی کسی فکر نمیکه که حتمالالی.به شما هم که اراجیف نوشتی,اگرننویسی کسی فکرنمیکنه که حتما سواد نداری،که نداریم.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید