همبازی (۱)

با سلام خدمت همه
اولین داستانی ک برای بکن تو نوشتم حدود ۱۰ ۱۲ سال پیش بود به اسم موج های آبی
الانم تصمیم گرفتم از اولین گی زندگیم براتون تعریف کنم تا الان
امیدوارم خوشتون بیاد

خب اول از خودم بگم که ی پسر سبزه روشن با کون یکم بزرگتر نسبت به کل بدنم تپل نبودم ولی کونم تپل بود، همبازی، مال دوران چهارم پنجم ابتداییه که دستا و صورتم سبزه است باقی بدنم روشن تر توی یک شهر کوچیک تقریبا زندگی می کردیم داستان از اونجایی شروع میشه که من پنجم ابتدایی بودم که تو کوچه ها اینقدر انگول میشدم و هی همه دستشون لای کونم بود و هی بغلم میکردن میچسبوندن بهم دروغ نگم خودمم خیلی حال میکردم یک چیزی ته دلم تکون میخورد وقتی انگول میشدم ، حال میکردم ، ولی تا اون موقع کاری نکرده بودم تا اینکه یکی خیلی پیله بود یکسره دستش به کون من بود تو بازی تو کوچه موقع نشستن یهو می پرید خودشو میذاشت زیر من که من بشینم روش
به همین منوال گذشت تا با کلوپ بازی آشنا شدم میرفتیم کلوپ با بچه ها و همون پسره حامد ک یکسره ول کن کون من نبود اومد گفت بچه ها پلی استیشن ۱ خریدم بیاییم بریم خونمون کسی نیست بازی کنیم من و حامد و دوتا از بچه های دیگه که دوقلو بودن رفتیم خونشون خونشون ی خونه ویلایی بود ک اول حیات بود بعد خود خونه ، رفتیم داخل یکی از اتاقاشون جلوی یه تلویزیون ک روی یه جعبه میوه بود، نشستیم اول هم من و حامد دسته ها رو برداشتیم و مشغول شدیم یک بازی ای بود به اسم کراش ماشینی اگر اشتباه نکنم یک روباهی بود عکسش خلاصه بازی کردیم و من باختم بعد اون دوتا دوقلوها اومدن نشستن پای دستگاه من رفتم یکم عقب از اونا که جاشون درست جلوی تی وی باشه
حامدم دید که اون دوتا هواسشون به دستگاه و تی وی ه اومد پشت سر من نشست و خودشو چسبوند به کونم و از پشت منو بغل کرده بود و تند تند می بوسید منو من داشتم کیف میکردم تو دلم ولی در ظاهر جوری وانمود میکردم که نکن میبینن زشته آبروم میره و اینا یکم ک گذشت منو فشار داد بالا که برم بشینم رو کیرش دیگه کامل نشسته بودم رو کیرش و سفتی و بزرگی کیرشو قشنگ زیر کونم حس میکردم خلاصه کلی اون روز رو کیرش نشستم ولی شلوار هامونو در نیاوردیم چون نمیشد . اون روز گذشت و یک روز دیگ که تا ساعتای ۸ ۹ شب مشغول بازی تو کوچه بودیم داشتیم یه بازی محلی ک مثل قایم موشک ولی توی تاریکی انجام میدن میکردیم که منو حامد طبق معمول در کون من چسبیده بود هرجا میرفتیم قایم بشم میومد دنبالم ی جا توی تاریکی قایم شده بودیم ک اومد چسبید به من از پشت و گفت میخوای کیرمو ببینی . هیچی نگفتم ازم جدا شد رفت عقب تر منم چرخیدم سمتش ببینم داره چیکار میکنه شلوارشو کشید پایین ، از زیر شلوارش هیچی نداشت یه کیر تقریبا ۱۲ تا ۱۳ سانت سفت سفت مثل چوب بود گرفته بود دستش و میمالید
گفت میخوای بهش دست بزنی . بازم هیچی نگفتم خودش دستمو گرفت و برد گذاشت روی کیرش همین که دستم ب کیرش خورد سریع دستمو برداشتم انقد که داغ بود ترسیده بودم از طرفی هم حشری شده بودم خلاصه دوباره دستمو گذاشت رو کیرش و با دست خودش دست منو روی کیرش میمالید و با دست دیگش کونمو دستمالی میکرد. یکم بعدش دستشو کرد توی شلوارم و با دستش کون لختمو گرفته بود و میمالید لمبه های کونمو . منم دیگ خودم داشتم کیر واقعا سفتشو برای میمالوندم خیلی خوشم اومده بود . ولی بچه های دیگ کم کم صداشون نزدیک شد و حامد سریع کشید بالا شلوارشو دستشو از شلوارم در آورد و رفتیم پیش بچه ها اون شب تا ۹ آینه بازی می کردیم ک کم کم بچه ها رفتن خونه هاشون من و موندمو حامد ، منم باید میرفتم خونه ولی انقد حشرم زده بود بالا که دوس داشتم حامد بیاد یبار دیگه بریم دست بزنم ب کیرش. ولی حامد اون شب اصلا چیزی نگفت و رفتیم خونه هامون تا چند روز گذشت یروز سر ظهر بود نشسته بودیم تو کوچه کارت بازی میکردیم تقریبا طرفای ساعت ۲ ۳ بود من با یکی از بچه ها به اسم عرفان بازی میکردم که حامد اومد پیشمون و نشست کنار من و بدون اینکه عرفان بفهمی دستشو از پشت رسونده بود به کونم و از‌روی شلوار خونگیم کونمو میمالید یهو مامان عرفان از سر کوچه داد زد و عرفان برد خونه موندیم منو حامد حامد اومد جلوم نشست گفت ممد میدونم که تو هم‌دوستداری میایی بریم تو اون خرابه وسط کوچه گفتم حامد الان روزه هوا روشنه میبینن بدبخت میشیم آبرومون میره ها گفت نه کصخول سر ظهره هیچکی نیست هوا هم گرمه هیچکی در نمیاد
اون خرابه هم که از هیچ جا دید نداره جز از زاویه جلوش. بیا یه سر بریم منم هم دلم خیلی میخواست دوباره کیر حامد بگیرم دستم بمالم و اونم کوممو بماله با کلی نق نق قبول کردم و راه افتادیم با دوچرخه هامون سمت اون خرابه وسط کوچه جلوی درش وایسادیم یه چند دقیقه دیدیم کسی پر نمیزنه تو کوچه سریع رفتیم دوچرخه هامونو گذاشتیم داخل یکی از اتاقاش که دید نداشت از بیرون بعد همونجا که دوچرخه هامونو گذاشتیم حامد یذره شلوارشو کشید پایین کیرشو در آورد گرفت دستش کیرش نیمه خواب بود تقریبا ۷ ۸ سانت میشد شروع کرد ایستاده شاشیدن بعد به من گفت تو شاش نداری گفتم چرا دارم گفت درار بشاش خوب منم دراوردم و وقتی نگاهش به کیر من افتاد دید مال منم کم از‌کیر خودش نمیاره یه پوزخند زد گفت حیف این کیر که لای پای توئه منم‌نفهمیدم منظورشو بچه بودم دیگه ، خلاصه بعد برا اینکه هم بیرون و ببینیم و هم عشق و حال کنیم یه قسمت بود که دیوارش کوتاه بود تقریبا تا سینه های من بود رفتیم پشت اون دیوار که رو به جلوی در خرابه دید داشت آفتاب مستقیم میزد پس کلمون گرم بود لامصب من وایسادم تقریبا خم شدم روی دیوار و حامد هم اومد پشت سرم یکم وایسادیم حرف زدیم الکی ببینیم کسی میاد یا نه بعد که خیالمون راحت شد حامد چسبید به کونم و محکم فشار میداد خودشو به من ، یکم که همینجوری با شلوار خودشو مالوند بعد دستشو انداخت دو طرف شلوارم که کشی بود شلوار و شورتمو با هم کشید پاین کون تپل و گندم افتاد جلوش شروع کرد با دستش مالوندن کونم.

بعد یکم خودم خم کرده بودم رو به جلو و کونم قشنگ رفته بود عقب حامد شلوارمو تا زانو کشید بود پایین ولی شلوارم خودش افتاده بود روی زمین شل بود کشش یکم
بعد یکم مالیدن ازم جدا شد برگشتم عقب دیدم داره شلوارشو در میاره بعدم شرتشو در آورد کیرش راست راست بود سفت سفت سرش برق میزد تو آفتاب اینقدر سفت شده بود
گفتم حامد بزار بمالمش. گفت نه برگرد همونجوری دستات بده به دیوار وقت نیست.
گفتم میخوای چیکار بکنی مگه منو هول داد به سمت دیوار دوباره دستام از دیوار گرفتم و حامل اومد نزدیک با اولین تماس کیرش به لمبرهای کونم یک حس قشنگی داشت ک قابل توصیف نیست یک چیزی زیر دلم وول وول می کرد بعد اومد نزدیک تر با دستش کیرشو تنظیم کرد لای کونم قشنگ کیر رفت لای پاهام و از زیر تخمام میزد بیرون سرش
یکی دو بار عقب جلو کرد ، خیلی حال کرده بود کلی با دستاش کونمو میمالید و عقب جلو میکرد با حس منم واقعا داشتم کیف میکردم کلفتی و داغی کیرش لای پاهام حس میکردم دیگ گرمای آفتاب یادم رفته بود یه نمه باد خنک هم میومد بعد کیرشو دراورد از لای پام تف کرد رو سر کیرش من همونجور وایساده بودم ک دیده سر‌کیرش خیلی لیز شده گذاشته بود دمه سوراخم و اروم اروم سوراخمو با سر کیرش ماساژ میداد بعد یهو ی فشار داد یک دردی کرد که نگو، من پریدم بالا گفتم چیکار میکنی لاشی گفت وایسا بکنم توش گفتم نه کصخل درد میکنه همون بزار لاش خلاصه کلی اصرار‌کرد ولی گفتم یا بزار لاش یا میرم خونمون اونم ول کرد و یه تف دیگ کرد کف دست و با دست تفیش قشنگ لای کونمو و سوراخم قشنگ مالید خیس کرد بعد دوباره کیرشو گذاشت لای کونم یه ۷ ۸ ده دقیقه ای کیرشو لای کونم عقب جلو کرد بعد گفت بریم ، گفتم چی شد بکن دیگه، گفتم تموم شد بکش بالا
همین‌که شلوارمو میخواستم بکشم بالا حس کردم یه چیز داغ از وسط رونام داره میریزه پایین سمت مچ پام گفتم این چیه شاشیدی گفت نه اب‌کمرمه فک کنم گفتم نمیدونم خلاصه همونجوری شلوارمو پام‌کردمو سوار دوچرخه شدیم و در حال که پا میزدیم حس میکردم لای پام خیلی لیز و لزج شده ولی خیلی خیلی خیلی حال داد هنوز روی سوراخم حس میکردم کیرش روی سوراخ یا لای پاهامه خلاصه اون روزم رفتیم و خونه

تازه من فهمیده بودم ک از این کار خیلی لذت میبرم

ادامه دارد…

نوشته: Farhax

بازدید 19,419

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “همبازی (۱)”

  1. یاد خاطرات خودم با بچه های محلام افتادم چقد حال میداد کون سفید بی مو اووووف

  2. برات آرزوی شادی دارم مهم اینه تو حالت خوب باشه حالا با سکس و بقیه چیزا💜

  3. این سکسهای مخفیانه و با استرس و نصف و نیمه واقعا مزش از صدتا سکس کامل و روی تختخواب بیشتره

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید