هفصا یا هفصه (۱)

بالاخره تو ترکیه و محله Firuzköy تو یه هتل کار پیدا کردم و شروع کردم به کار
کارمون تو هتل تمیز کاری اتاقها بود
هتل یه جورایی مکان بود و کسی که مکان نداشت با زیدش میومدند و سکس می کردند و می رفتند
تو اتاقها پر بود از کاندومهای استفاده شده و نشده ، شیشه های خالی مشروب و خوردنی هایی که مصرف شده بودند و باید این چیزها رو جمع میکردیم
کاندومهای استفاده نشده و اقلامی که مشتریها نمیبردند رو برای خودمون برمیداشتیم
تو قسمت رسپشن یا همون پذیرش سه نفر شیفتی کار می کردند
دو تا مرد ترک و یه دختر سیاهپوست کنیایی به نام هَفصا یا هَفصه ( چون یکی از رسپشن های اونجوری صداش میکردند )
هفصا جدای سیاهپوست بودنش مسلمان سنی با یه قیافه تخمی و مثل تمام آفریقاییها لبهای بزرگی داشت و به تمام اینها اخلاق گوهش و عشوه خرکی هاشم اضافه کنید
ولی در عوض کون خوشگلی و تقریباً بزرگی داشت ، پستانهایش هم مثل لیمو سفت بود و بعضی روزها کرست نمی بست ( چون نوک پستانهاش مشخص بود )
هر چقدر انگلیسیم خوب بود بجاش ترکیم فاجعه بود و چند تا کلمه در حد محاوره بلد بودم
روزهای اول هفصا با اینکه مدیر داخلی نبود سر تمیز بودن اتاقها بهم خیلی گیر میداد و ایرادات بنی اسرائیلی زیادی میگرفت
البته من عصبانی میشدم و جوری که بفهمه به زبان انگلیسی غرغر میکردم
اما یواش یواش رفتار هفصا باهام عوض شد و باهام مهربونتر شد
چون هتل وعده غذایی بهمون نمیداد و خودمون غذا درست میکردیم من سعی میکردم که از غذام برای هفصا هم بذارم
بعضی مواقع موقع شام سر میز من میشست و با انگلیسی باهم حرف میزدیم
هتل یه گروه داشت و منم تو گروه عضو کرده بودند و گزارش کارها رو تو گروه میذاشتیم
توی واتس آپ با هفصا در مورد مسائل مختلف حرف میزدیم
هفصا بخاطر اینکه تو ترکیه غریبه بود یه اتاق بهش داده بودند و اتاقش از اتاق هایی بود که جکوزی داشت
یه روز برای تمیز کاری رفتم تو اتاقش
داشتم لباسهاشو مرتب میکردم که تو کمدش کورستهاشو دیدم
کورستها سایز ۸۰ بود بهش نمیخورد که پستونهاش ۸۰ باشه بهش یا ۷۰ یا ۷۵ میخورد
بهرحال اتاقشو تمیز کردم و بعد چند روز اتفاق عجیبی افتاد
هفصا به گروه نظافتچی ها اضافه شد
نمیدونم چه سوتی داده بود که از رسپشنی انداخته بودنش بیرون البته یه مرد دیگه جای هفصا رو گرفته بود
بهرحال از فرداش قرار شد من و هفصا باهم کار کنیم تا بعد اینکه کار رو یاد گرفت خودش جداگانه کار کنه
بازهم به انگلیسی باهاش در مورد مسائل مختلف صحبت میکردم
یک روز که هفصا داشت اتاق روبرویی منو تمیز میکرد من تو اتاقی که داشتم تمیز میکردم یه کاندوم مصرف شده که معلوم بود از مصرف کردنش زیاد نگذشته رو پیدا کردم
مدتی بود که با زنی در رابطه نبودم یهو یه فکری تو ذهنم جرقه زد
کاندوم رو برداشتم و هفسا رو صدا زدم
وقتی هفصا اومد کاندوم رو از زمین برداشتم ( بخاطر مسائل بهداشتی دستکش دستمون میکردیم ) و به هفصا نشون دادم و بهش گفتم ببین تازه با این کاندوم سکس کرده اند
هفصا خندید و چند بار بهم گفت : کریزی ( همون دیوونه خودمون ) و رفت سریع کار اتاقمو تموم کردم و رفتم پیش هفصا
داشت سرویس فرنگی رو تمیز میکرد
بلند شد تا اومد بیاد بیرون رفتم تو صورتش و لبهامو گذاشتم رو لبهاش
هفصا اول یکه خورد و می خواست خودشو بکشه عقب که با دستم کمرشو گرفتم و به دیوار کنار دستشویی چسبوندمش و شروع کردم به لب گرفتن
هفصا که دید نمیتونه کاری کنه یواش یواش نرم شد و با دستاش دو طرف سر منو گرفت و بیشتر از من شروع کرد به لب گرفتن
همونجوری که ادامه میدادیم اول دستمو گذاشتم رو پستوناش و شروع کردم به مالوندنش
و دست دیگمو گذاشتم رو کصشو از رو همون دامنی که پاش بود با لُپه های کوصش بازی میکردم
هفصا انگار که خوشش اومده بود منم دستمو کردم تو دامنش و بعدش هم کردم توی شورتش و شروع کردم به مالیدن کوصش
کوصش یه حالت زبری داشت که انگار تازه اصلاح کرده بود و موهاش داشتند در میومدند
هفصا دیگه لبامو نمیخورد ، منم داشتم گوش و گردنشو میلیسیدم
کوصش گرم و لزج شده بود و هفصا داشت آه میکشید که شروع کرد به لرزیدن و تو بغلم و همونجوری ارضا شد
ولی کیر من بشدت بزرگ شده بود ولی هفصا خیال مالوندن و بازی کردن باهاشو نداشت
بعد ارضا شدن دستمو از تو شورتش بیرون کشیدم و کردم تو دهن هفصا
اونم بدون اینکه بدش بیاد دستمو میک زد
تمام که شد خودشو از من جدا کرد
حالم گرفته شده بود انگار که ارضا شدن من براش مهم نبود
هفصا وقتی رفت بعد چند دقیقه برام یه پیام تو واتس فرستاد که شب ساعت ۹ بروم در اتاقش .
فهمیدم چراغ سبزو بهم داده
شب قبل اینکه برم سراغش یک ترامادولی که پیدا کرده بودم رو خوردم و چند تا کاندوم برداشتم و رفتم پیش هفصا
در اتاقش رو باز گذاشته بود رفتم تو
یه تاپ و دامن کوتاه پاش کرده بود و پاهاشو از زانو خم کرده بود یه شورت سفید پاش بود
و قلنبگی کوصش معلوم بود
در رو بستم به ترکی سلام کردم و کنارش رو تخت نشستم و دوباره لب تو لب شدیم
تو همون لب گرفتن دستمو گذاشتم رو کوصش و بعد مالیدن نالش در اومد
لبشو از رو لبام برداشت و سریع تاپشو در آورد
دوباره کرست نبسته بود
پستونای سیاه رنگ سایز ۷۰ با نوک قهوه ایش یه جورایی ناز بود
بخاطر ترامادول کمی تپش قلب گرفته بودم
سرمو بردم پایین و شروع کردم به خوردن پستانش و همزمان انگشت شصتم رو کردم تو کوصش
هفصه سرمو محکم به پستانش فشار میداد و بعد چند دقیقه ارضا شد
( جایی خونده بودم که دخترهای آفریقایی دیر انزال هستند اما انگار قضیه هفصه با اونا فرق میکرد یا اون مطلب چرت و پرت بود )
آروم سرم رو از پستونش برداشتم ، هفصه خودش اومد توی بغلم و دوباره مشغول لب گرفتن شدیم
همونجور که دستمو روی بدنش میکشیدم آروم دستشو گرفتمو روی کیرم گذاشتم
هفصه شروع کرد به مالوندن و بازی کردن با کیرم
خودم شلوارکمو در آوردم و به هفصه اشاره کردم که برام ساک بزنه
هفصه رفت پایین و شروع کرد به خوردن کیرم
نمیخوام بگم کیر کلفتی دارم اما سایزش راضی کننده هست
هفصه خیلی عالی ساک میزد انگار اون کلفتی لبهاش باعث شده مثل جارو برقی مکنده دهنش بیشتر شود
تی شرتمو در آوردم و دراز کشیدم و سعی کردم از ساکی که هفصه برام میزد نهایت لذت رو ببرم
هفصا واقعاً با مهارت برام ساک میزد ، تا حالا هیچ زنی اینجوری برام ساک نزده بود
بعد چند دقیقه کیرم به بزرگترین و کلفت ترین حالت خودش رسیده بود
هفصه کیرمو از دهنش در آورد و با کصش نشست روی کیرم
کصش واقعاً تنگ بود یواش یواش میشست تا یواش یواش بره تو کوصش
همونجور که می نشست آه و ناله هم میکرد تا تمام کیرم رفت تو کوصش
و بعد چند لحظه شروع کرد به بالا و پایین کردن
چقدر حال میداد و هفصه از شدت لذت حرکتشو سریعتر کرده بود
تا اینکه خسته شد و پشت خوابید
فقط مقدار کمی از چوچولش بیرون زده بود ولی کصش یه حالت خاصی داشت
انگار رنگ سیاه و قوه ای رو باهم قاطی کرده و وسطش هم کمی رنگ صورتی اضافه کرده باشند
هفصا حالت داگی گرفت و حالا من بودم که محکم و با صلابت داشتم تلمبه میزدم
برای اولین بار بود که ترامادول مصرف کرده بودم ، تو ایران داروهای تاخیری یا شیره مصرف میکردم ولی ترامادول یه چیز دیگه ای بود
هربار که به مرز انفجار میرسیدم دوباره انگار ریست میشدم
اون شب هفصا رو تو حالتهای مختلف کردم
هفصا چندین بار دیگه ارضا شد اما من انگار ن انگار
دریغ از یه قطره آب

ادامه دارد…

نوشته: آریو

بازدید 9,295

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “هفصا یا هفصه (۱)”

  1. ۲۵۰ تا کلمه نوشتی که ۲۶۰ تاش هفصه بود. چرا خب؟هفصه یواش یواش نشست رو کیرم منم یواش یواش کیرم میرفت تو کصش؟ مگه قراره اون یواش یواش بشینه کیر تو یهو بره توش؟

  2. هفصه دستشو گذاشت رو کیرم منم هفصه رو دیدم دستم رو گذاشتم رو پستانهایش هفصه برام میمالوند منم برای هفصه میمالیدم هفصه ارضا شد من نشدم هفصه اومد هفصه رفت. خب مغز جقیتو گاییدم فکر کردی اگر اسمشو نمینوشتی، ما خیال میکردیم داری مدیر هتل رو میکنی؟

  3. نحوه درستش «حفصه» است که اسم دختر عمر است که همسر پیامبر بود و خداوند لعنتش کرد در قرآن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید