نرگس زیر کیر آقا کریم

سلام من نرگس هستم یک دختر سی و پنج ساله که ازدواج نکردم و از نظر هیکل بد نیستم سینه های گرد و خوش فرم و باسنم هم گرد و خوش فرم است. قدم 163 سانتی متر و هیکل متوسطی دارم نه خیلی چاق نه خیلی لاغر به عبارتی حاجی پسندم. چند خواستگار داشتم ولی چون از مردها متنفر بودم و حاضر نبودم زیر مردی بخوابم تن به ازدواج نمی دادم تا اینکه چند سالی هست دیگه خواستگار هم ندارم. در همسایگی ما یک خانواده که خانم خانه یک زن حدودا چهل و پنج ساله خوشگل به اسم مهتاب با همسرش که مردی 50 ساله و معمار ساختمانی بود به اسم کریم زندگی می کردند. یک پسر حدود 22 ساله داشتن که مستقل و یک دختر هم داشتن که شوهر کرده بود و جداگانه زندگی می کرد. این مهتاب خانم برای خانم های محل از روابط زناشویی زیاد حرف می زد و از نحوه کردن آقا کریم که به قول مهتاب خانم خیلی بکن بود تعاریف زیادی می کرد. یک روز خبر آوردن مهتاب خانم که رفته بود شهرستان خانه مادرش تصادف کرده و مرده است. چند روزی خونه آنها عزاداری بود و من هم با مادرم چند بار اونجا رفتم. یک لحظه دیدم نگه آقا کریم روی من است و بد جوری به باسن و بدن من نگه می کنه . منم خیلی اهمیت نمی دادم تا اینکه یکی دو ماه گذشت و یک روز مادرم با پدرم داشتن درباره من حرف می زدند . من هم از روی کنجکاوی گوش وایسادم و متوجه شدم آقا کریم من رو از پدرم خواستگاری کرده و پدرم هم موافقت کرده بیاد خواستگاری من . پدرم به مادرم می گفت با نرگس صحبت کن و راضیش کن با آقا کریم ازدواج کنه. من رفتم نوی اتاقم و خیلی ناراحت شدم و به حرف های مهتاب خانم که می گفت آقا کریم خیلی بکنه فکر می کردم و در تصور خودم زیر آقا کریم بودم که داره منو میکنه خیلی ناراحت شدم0 مامانم اومد توی اتاق و موضوع را برام تشریح کرد که آقا کریم مرد زندگیه حالا درست از تو بزرگتر ولی با تجربه است و تو رو خوشبخت میکنه بگم بیاد خواستگاریت. منم گفتم نه مرتیکه هوس باز هنوز کفن مهتاب خانم خشک نشده به فکر زن گرفتن افتاده آن هم من که در حکم دخترش هستم . مادرم هی گفت که من و پدرت تا ابد پیش تو نیستیم تنها می مونی و از طرفی کار خلاف شرعی انجام نداده زنش فوت کرده می خواهد زن بگیر و از این حرف ها تا بالاخره منو راضی کرد قبول کنم کریم فقط بیاد خواستگاریم و منو هم جواب منفی بهش بدم. مادرم که رفت با خودم فکر کردم چطوری حال این مرد زن باره رو بگیرم از طرفی هم در تخیلاتم خودم لخت توی تختخواب بغل کریم تصور می کردم و خیلی مسخرش می کردم. خلاصه شب خواستگاری فرا رسید و کریم با کت و شلوار بسیار شیک و کراوات زده و بسیار معطر و با ی دسته گل زیبا خواستگاری من آمد. با دیدن این صحنه کلی نظرم تغییر کرد . ابتدا با پدر و مادرم صحبت کرد بعد پدرم گفت نظر نرگس براش مهمه شما با نرگس صحبت بکنید چنانچه موافق بود بنده نیز موافقم. مادرم آقا کریم رو راهنمایی کرد توی اتاقم . کریم تا مادرم رفت گفت سلام نرگس خانم حال شما خوبه منم گفتم سلام مرسی خوبم . سپس گفت من از شما خیلی خوش میاد خانم متشخص با وقار و خانواده داری هستید. زیبایی منحصر بفردی دارید که هر مرد عاقلی شما رو ببینه عاشق شما میشه و از این حرف های قشنگ که تاکنون هیچ مردی بمن نگفته بود و همین حرف ها باعث شد نظرم کاملا نسبت به ازدواج با کریم عوض بشود. کریم ازم سوال کرد قبول می کنید همسر من بشوید. من هم گفتم باید به همه جوانب فکر کنم ما با هم اختلاف سنی حدود 15 سال دارم شما دو تا بچه دارید بعد فکر کردم نظرم را به والدینم میگم. کریم از اتاق بیرون رفت و مادرم آمد و نظرم را جویا شد گفتم باید فکر کنم مادرم هم گفت مبارکه گفتم مادر من گفتم باید فکر کنم مادرم گفت از سرخی لپت فهمیدم جوابت بله است. خلاصه چند روز بعد در محضر سر سفره عقد با کریم نشستم و پس از عقد از محضر با ماشین به قصد ماه عسل به طرف مشهد حرکت کردیم . این اولین باری بود که با یک مرد تنها توی ماشین بودم و به مسافرت می رفتم و توی ذهنم داشتم فکر می کردم که کریم چطوری میخواد منو بکنه منی که تا اون روز دست هیچ مردی به بدنم نخورده بود توی این فکرها بودم که دیدم کریم دستش رو گذاشت روی رونم و گفتم به به نرگس خانم چه خبرها چرا تحویل نمی گیری عزیزم الان زنم هستی راحت باش. من که منتظر این عکس عمل کریم نبودم گفتم راستش این اولین بار که با یک مرد تنها میشم و رو نمیشه و نمی دونم باید چیکار کنم و چی بگم. کریم گفت ای جونم من خودم یادت میدم چیکار کنی عشقم بعد دستم گرفت گذاشت روی کیرش و گفت فعلا با کریم کوچو لو آشنا بشو تا بعد. برای اولین بار کیر یک مرد رو توی دستم گرفته بودم راستش کیرش هنوز خیلی بزرگ نشده بود ولی یک حس خوبی بمن داد. کریم گفت نترس من فقط ازت میخوام به همدیگر لذت بدیم و لذت ببریم. بعد دستتش رو برد وسط پام و کوسم آروم نوازش کرد. تازه یاد حرف های مهتاب افتادم که گفته بود کریم خیلی در روابط زناشویی حرفه ای است و پیش خودم می گفتم الانه که همین جا لختم کنه و بکنه کوسم و پاره کنه. هم میترسیدم هم داشتم لذت میبردم که یهو متوجه شدم کیر کریم خیلی سفت و بزرگ شده بود و وحشت تمام جونم رو گرفت که این کیر بزرگ چطور می خواهد بره توی کوس منی که تا حالا کوس ندادم. توی این فکر ها بودم که کریم ماشین رو کنار جاده پارک کرد و لبش رو گذاشت روی لبم و بوسم کرد من غرق در لذت شدم و بهترین بوس زندگیم ازم گرفت و آروم در گوشم گفت دوسم داره و دستش رو به سینه ها رسوند و حسابی سینه ها مالش داد. چند دقیقه ای با لب و سینم ور رفت و گفت من تا مشهد نمی تونم دوام بیاورم توی شهر کرج باید وصال شیرین عسلم برسم . منم هم که زیاد دوست نداشتم توی ماشین کرده بشم ی نفس راحت کشیدم و گفتم هرچی شوهرم بگه. کریم ماشین رو روشن کرد و حرکت کردیم اولین تابلو نوشته بود تا کرج 30 کیلومتر. کریم گفت زیاد نیست برای رسیدن به عشق وصال نرگس گازش رو می گیرم. من توی فکر کلفتی کیر کریم بودم و ترس تمام وجودم گرفته بود آروم گفتم کریم آقا خیلی کلفته کریم گفت چی کلفته گفتم اونجات خیلی کلفته مال من خیلی تنگ و کوچیکه. کریم گفت عشقم اونجا یعنی چی؟ اونجا اسم داره بعد مال من یعنی چی؟ اونجای تو هم اسم داره الان بخاطر اینکه حیا رو بزار کنار بگو چی بزرگه چی کوچیکه؟ من رو نمی شود بگم کریم گفت منتظرم. من گفتم کیرت خیلی کلفت کوس من تنگ و کوچیک گفت نترس جیگر توی این چند روز که ماه عسل هستیم طوری بهت حال بدم که حسابی لذت ببری. کیر کلفت و نازکیش مهم نیست سفت بودنش مهم که تو رو به اوج برسونه. پیش خودم گفتم چی داره میگه من بدبخت باید اون کیر رو توی بدنم جا بدم ترس و دلهره تمام بدنم رو گرفت. توی این فکر ها بودم که کریم گفت رسیدیم کرج و چند خیابان رفت تا درب خونه ویلایی نگه داشت و رفت در خونه رو باز کرد و ماشین رو توی پارکینگ پارک کرد و گفت نرگس جون خونه خودمونه ماشین که پارک شد بیا تا بریم کیرم رو پارک کنم توی پارکینگت. وسایل رو بردیم توی خونه و همونجا کریم دستش به باسنم کشید و گفت اوف عجب پارکینگی داری جیگر. بعد رفت دستشویی و برگشت لباسش رو در آورد فقط با ی شورت که کیر کلفتش جاش نمی شد توی آن گفت سریع لخت شو بیا بغلم. گفتم راستش من میترسم خیلی کیرت بزرگه گفت نترس نرگس جون من که وحشی نیستم آروم میکنمت تا لذت ببری هرچند شاید اولین بار ی خورده درد داشته باشه بعد غرق در لذت خواهی شد و قول میدم بعد از چند بار که کرده شدی خودت بیایی و بگی کریم منو رو بکن کیر می خوام . منم گفت قول بده درد نداشته باشه . کریم گفت نمی تونم قول بدم چون بار های اول یه خورده درد دارد ولی قول می دهم بعد از چند بار کردن حسابی لذت ببری. منم رفتم دستشویی حسابی کوس و کونم شستم و اومد بیرون که کریم گفت بیا دیگه طاقت ندارم لخت مادر زاد شو بیا. من که روم نمیشد با لباس رفتم توی رختخواب دراز کشیدم . کریم گفت این کار چیه داری می کنی برو بیرون تخت و جلوی چشم من لباس هات در بیار . من گفتم چه فرقی می کنه تو در بیار من روم نمیشه . گفت زود باش بلند شو و در بیار منم ناچارا بلند شدم و جلوی چشم کریم لخت شدم و رفتم بغلش ولی خیلی احساس شرم داشتم. کریم اومد لبش رو گذشت رو لبم و حسابی ازم لب گرفت و بعد با دستش می کشید روی کمرم و آروم دستش از کمرم کشید رو خط کونم و آروم سوراخ کونم رو نوازش میکرد تا اینجای کار منم داشتم لذت میبردم. کریم گفت این سوراخ یدکی برای کوست در ایام پریودیت باید جور کوست رو بکشه. من گفتم عمرا بذارم کاری با کونم بکنی. گفت حالا می بینی هرچند منم تمایل زیاد به کون ندارم تا کوس عزیز سینه چاک وجود داره . کریم که داشت با نوک انگشت وسطش سوراخ کونم رو نوازش می کرد آروم انگشتش رو کشید رو به پایین و اطاف کوسم که خیلی برای من لذت بخش بود و حسابی لذت می بردم از این کارش تا اینکه انگشتش رد آروم کرد توی کوسم که ی خورده درد داشت و من خودم عقب کشیدم و گفتم آروم خیلی درد داره کریم ول کن نبود منو به خودش چسبوند و دوبار اطراف کوسم ماساژ داد تا دوبار آروم شدم و لذت بردم و یواش یواش کوسم داشت خیس می شود. تو این لحضه کریم هم حس کرد کوسم خیسه بلند شد و گفت فکر کنم وقتشه بعد پاهامو باز کرد و گفت عجب کوسی داری جیگر جون و شورتش رو کشید پایین و برای اولین بار کیرش رو دیدم و خیلی ترسیدم گفت نترس آروم میکنمت . گفتم انگشتت که یک چهارم کیرت نیست کردی توی کوسم خیلی درد داشت وای به حال این کیر کلفت و شروع کردم گریه کردن . کریم آروم خم شد روی من و کیرش رو مالوند به در کوسم ولی فشار نداد سر کیرش یه خورده مرطوب بود و لذت خاصی داشت بعد بوسم کرد و گفت قول میدم اگه درد داشت صبر کنم بعد دردش تمام شد همش رو میکنم توی کوست . من که میدونستم داره منو خام میکنه گفتم مگه میشه درد نداشته باشه تو دروغ میگی فقط به فکر لذت خودتی به فکر منه بیچاره نیستی . کریم هی داشت آرومم میکرد و من گفتم بکن تمامش کن دیگه . ولی بطور ناخودآگاه ماهیچه های من منقبض میشد کریم هی فشار میداد و من هم فقط جیغ می کشیدم . کریم چند بار فشار داد ولی من ماهیچه هام رو منقیض می کردم کیرش راهی توی کوسم پیدا نمی کرد. معلوم بود کریم حسابی خسته شده بود و توی ی لحظه خودش رو عقب کشید و نشسته روی تخت. گفت نگاه کن نرگس این کیر من باید بره توی کوست و حتما امشب این اتفاق خواهد افتاد پس نه خودت رو اذیت کن نه من رو عزیز دلم خودت رو شل کن تا تمامش کنیم به خدا بعد خودت ازم تشکر خواهی کرد که کردمت. گفتم بخدا دست خودم نیست دوست دارم بهت کوس بدم و از من لذت ببری ولی نمی دونم چرا ماهیچه هام منقبض می شه. گفت باشه ادامه می دهم ولی تو هم خودت رو شل کن. گفتم باش سعی می کنم . کریم شروع کرد سر کیرش رو مالوند در کوسم ولی اینبار فشار زیادی نمی داد بعد نوک سینه م کرد توی دهنش و با سینه ها ور رفتن ی خورده که ادامه داد و من داشتم لذت می بردم و یک چند ثانیه اینکار رود کرد بعد با دستش کمرم رو ماساژ داد که خیلی حساس بود و منو غرق لذت کرده بود یهو سر کیرش رو کرد توی کوسم که جیغ من به آسمون رفت و تا خواستم خودم بکشم بیرون از زیر کیرش خوابید رو تا نتونم کوسم از زیر کیرش فراری دهم بعد لبش و گذاشت روی لبم و چند ثانیه ای بی حرکت فقط از من لب گرفت و مجددا ی فشار دیگری به کیرش داد و کیرش تا نصفه وارد کوسم شد. من دیگه طاقت نیاوردم و با صدای بلند گفتم سوختم خدا لعنتت کنه پارم کردی . بعد دستم رو بسمت کوسم برم دیدم آب گرمی از من خارج شده وقتی نگه کردم دیدم خونه پردم بود و خیلی ترسیدم و نفرین کریم می کردم . ولی کریم می گفت نترس طبیعیه پرده بکارت داره پاره میشم و زن میشی دفعات بعد دیگه درد نداره توی این حرف بود که ی فشار دیگه داد و کیرش رو تا ته کرد توی کوسم. نمیدونستم چیکار کنم کاری هم از دستم بر نمی اومد کریم از نظر جسمانی مرد قوی بود و من در مقابلش موشی بیشتر نبودم داشتم از درد میمردم. کریم هم ی چند ثانیه ای بی حرکت بود بعد شروع کرد عقب جلو کردن کیرش توی کوسم با آنکه درد داشتم ولی یک حالت خوشایندی نیز بهم دست می زد و داشتم همزمان درد و لذت رو باهم احساس می کردم که یهو احساس کردم آب گرمی توی کوسم ریخته شد و کریم هم آروم روی من افتاد و دیگه کیرش رو عقب جلو نکرد و گفت عزیزم مبارک زن شدی بعد کیرش رو از کوسم کشید بیرون دیدم کیرش خونی گفت عجب خونی از کوست اومد. ی چند دقیقه ای کنارم دراز کشید و نوازشم کرد منم دیگه دردم کم شده بود و اروم داشتم گریه می کردم. کریم بوسم کرد و گفت ببخشید درد داشت ولی چاره ای نبود می بایست پرده ت پاره می کردم تا از ین به بعد از کوس دادن لذنت ببری عشقم. بعد گفت پاشو بریم حموم خودمون بشوریم بعد بریم ی شامی بخوریم و برگردیم استراحت کنیم . منو بلند کرد رفتیم حموم و توی حموم هم حسابی منو شست و مالوند و دو تایی لخت اومدیم بیرون تا آماده بشیم بریم برای شام خوردن. راستش حمام دو نفر خیلی به هم خوش گذشت و لذت بخش بود طوری که درد کوسم رو فراموش کردم.
بعد ی خورده آرایش کردم لباس پوشيدم و رفتم توی حال دیدم کریم آماده اونجا ایستاده تا منو با آرایش دید اومد سمتم و لبی ازم گرفت و گفت چه بتی شد بعد دستش رو کشید روی باسنم گفت بریم که خیلی انرژی از دست دادم باید جبران کنم. منم خندیدم گفتم منم حسابی گرسنه م بریم . سوار ماشین شدیم احساس کردم ی آدم دیگری شدم و توی فکر با خودم گفتم باید حیا رو کنار بگذارم کیر کریم حق منه و توی این فکرها بودم که دستم رو به سمت کیر کریم بردم و گرفتم توی دستم . کریم تعجب کرد و گفتم کریم آقا ببخشی که خودم منقبض کردم کیرت اذیت شد . کریم گفت طبیعی بار اولت بود حال که برگشتیم . ی حال حسابی می کنیم . گفتم مگه می خواهی دوباره من رو بکنی. گفت عزیز دلم توی این یک هفته باید روزی چند بار بکنمت تا کوست باز بشه . گفتم مال خودته هرچی خواستی بکنه عشقم . صبح روز بعد به سمت مشهد حرکت کردیم و توی هتل مشهد هم هر روز چند بار منو کرد و بقول خودش کوسم رو حسابی آماده کرد. الان سه سال هر روز دو بار منو رو میکنه یکبار ظهر که برای نهار برمی گردد خونه و یکبار هم شب موقع خواب. وقتی هم پریودم با کونم ور میره ولی توش نمی کنه چون من نمیگذارم فقط کیرش رو میزاره لای پام تا آبش بیاد.

نوشته: نرگس

بازدید 11,794

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “نرگس زیر کیر آقا کریم”

  1. قشنگ بودفکر نیکنم کردن دختر تو این سن و سال ک برای اولین بار کس میده خیلی لذت بخش باشهگن ک دلم خواست

  2. نویسنگی نرگس خانم ۳۵ ساله، مجرد ، بدون هیچ سابقه داستان نویسی، از نویسندگی جمال زاده و جلال ال احمد و سیمین دانشور و بقیه قوی تر بود.باور کنیم واقعی یه؟

  3. این کستان و یا یه پسر نوشته یا یه دختر کم سن و سالکه تخیلاتش را از زندگی زناشویی نوشته

  4. سه سال هر روز دوبار تازه کون ام میماله کونکش جغی مجبوری داستان اروتیک بنویسی

  5. من هم یه نرگس میشناسم از مردا زیاد خوشش نمیاد . و تا حالا چند تا خواستگار داشته . قبلا چادری بود اما حالا مثل مردها سده و چادر رو گذاشت کنار . همه چیزش مثل مردهاست …واقعا چرا بعضی از نرگس ها اینطوری اند ،؟؟؟؟؟

  6. کریم بکن فقط چند ثانیه تونست تلمبه بزنه؟!آره جون عمه‌تکریم با پنجاه و چند سال سن روزی دو بار کوست میزاره؟یه چیزی بلغور کن به چرندیاتت بیادحداقل میگفتی یه شب در میون که کمی با چرندیاتت همخوانی داشته باشهتعجب کردم چیزی از بچه نگفتی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید