سلام اسم من آرشه و اتفاق واقعی که برام افتاد رو میخوام تعریف کنم براتون
من ۳۲ سالمه قیافم بد نیست یه کارگاه خیاطی دارم که چند تا کارگر زن توش کار میکنن یه چند وقتی اوضاع کار خراب بود سر همین کارگرامو دوتا کرده بودم بازار که بهتر شد اگهی زدم برای خیاط کارگرا میرفتنو میومدن که بینشون انتخاب بکنم بهترینارو یه روز زنگ گوشیم خورد و یه زن گفت کی هستین بیام کارتونو ببینم گفتم یه سره تا هفت شب هستیم نیم ساعت بعد زنگ زد گفت پشت درم درو باز کردم یه زن نزدیک۳۰ سال بود که افغانی بود طبق معمول چون کلا کارگر افغانی برام میاد اومد و کارو دید و یکم دوخت دیدم دوختش بد نیست گفتم بیا از فردا تشکر کرد و چادرشو سرش کرد و رفت یه چند روزی گذشت کار می کردیم اونم مرتب میومد از همه منظم تر بود یه روز موبایلش زنگ خورد جواب داد و دیدم ناراحت شده و یه جوری جواب میده گفتم خانم موسوی چیزی شده گفت نه چیز مهمی نیست ولی معلوم بود داره دروغ میگه دو روز بعد موقع رفتن اومد گفت اقا ارش کار داشتم باهاتون گفتو باشه بزار بچه ها برن بگو. گفتش صابخونم داره بیرونم میکنه میدونم هنوز یه ماهم کامل نشده میشه حقوقمو زودتر بدی گفتم چقدر میخوای گفت ۳۰ کم دارم چون کارگر خوبی بود بهشم نمیومد دو دره کنه گفتم شماره کارت بده برات میزنم شب سه تا ده تومن براش زدم همون موقع پیام داد شما برام پول زدی پیام دادم اره ۳۰ تومن زدم پیام داد من که حسابم ده تومنه گفتم ایراد نداره حساب میکنم تو ماهای دیگه فردا شد صبح اومد داخل اومد سمتم و شروع کرد اروم تشکر کردن و اشکشم چکید گفتم کاری نکردم رفت سر جاش نشست کلا مانتو بلند میپوشید اونروز یه سیوشرت و شلوار پوشیده بود که سیوشرته تا زیر باسنش بود اومد دسته کار برداره خم که شد سیوشرته رفت بالا و باسنشو دیدم که گرد بود و خط شورتش کاملا مشخص بود و شلوار جذب که کوسش کاملا قلمبه شده بود یه دفعه داغ کردم سرمو سریع برگردوندم کیرمم سیخ شد چرخش سمت چپ میز من بود بقیه سمت راست من بودن با فاصله یه دفعه گفت اقا ارش هرچی میگردم تو دسته کار سایز ۴۶ رو پیدا نمیکنم یه لحظه نگاه میکنین اینارو نشسته بود رو زمین سمت منو نگاه میکرد مجبور بودم برم پاشدم و کیرم کاملا زیر شلوار سیخ بودو مشخص راه افتادم برم سمتش چشمش خورد جلو شلوارم و چشماش گرد شد سریع سرشو انداخت پایین رفتم کنارش نشستم شروع کردم به گشتن زیر چشمی حواسم بهش بود دیدم هر چند لحظه به شلوارم نگاه میکنه بدتر کیرم شق شد بهش دادم سایزو بلند شدم خیلی کیرم تابلو بود سر همین بر نگشتم سمت میزم که بقیه ببینن مستقیم رفتم درو باز کردم رفتم بیرون تو ماشین چند دقیقه نشستم تا بخوابه اومدم تو گفتم درسته سایزا سرخ شده بود با صدای لرزون گفت اره همینا بود دو سه روزی گذشت گفت اقا ارش یه چرخ ژانومه دارم خونه قفل کرده موتورش چیکارش باید بکنم گفتم روشنش نکن موتورش میسوزه بیارش ببینمش گفت سنگینه گفتم به شوهرت بگو بیاره با تاخیر گفت کسی رو ندارم بیاره برام گفتم میخوای من بیام گفت زحمت میشه گفتم کجا میشینی گفت خیابان پشتی گفتم دور نیست پس میام امشب میبینم ساعت ۹ شد زنگ زدم گفتم اگه هستی بیام گفت تشریف بیارین رفتم زنگ زدم رفتم تو با همون سیوشرتو شلوار بود گفت بشینین چایی بیارم گفتم نمیخواذ باید برم رفت ریخت چاییو اومد بیاد قندون از سینی افتاد قندا پخش زمین شد گفتم نمیخواستم چایی گفت الان جمع میکنم خم شد پشت به من شروع به جمع کردن کرد باز همون صحنه تکرار شد کیرم شق شد چایی رو خوردم گفت چرخ تو اتاقه گفتم الان میام کیرمم عین سنگ شده بود بلند شدم راه افتادم اونم جلوم راه میرفت رفت تو اتاق پشت چرخ نشست منم رفتم کنار میز چشمش افتاد به کیرم که سیخ شده بود سرشو انداخت پایین منم خجالت کشیدم گفتم بزارین بشینم پشت چرخ ببینم نشستم دیدم چرخ موتورش قفله گفتم ابزارم تو ماشینه عنبردست داری گفت بله الان میارم اومد بهم بده سر اینکهدستش به دستم نخوره زودتر ولش کرد عنبردست افتاد رو کیرم و تخمم که یه داد زدم پاشدم رنگش شد زردچوبه گفت ببخشید گفتم غیبی نداره ولی تخمم درد گرفته بود نشستم رو زمین و گرفتمش چشمهام سیاهی میرفت گفت خدا مرگم بده از قصد نکردم گفتم عیبی نداره نشست گفت چیکار کنم نگاهش کردم بدون هیچ فکری سرشو گرفتم لبمو گذاشتم رو لبش شروع کردم خوردن دستمو بردم تو شلوارشو رسوندم به کوسش شروع کردم به مالیدن بعد چند ثانیه کوسش خیس شد صدای نفسش عوض شد لبمو برداشتم گفتم ببخشید طاقت نیاوردم دیگه نمیتونم فقط نگاهم میکرد پاشدم بلندش کردم لبمو باز گذاشتم رو لبش بدون اینکه لبمو بردارم شروع کردم لباساشو دراوردن زیپ شلوارمو کشیدم پایین کیرمو در اوردم دستشو گرفتم گذاشتم روش اول بیحرکت بود بعد شروع کرد به مالیدن کیرم بدن فوق سفید و بی مو کوس تپل و کون گرد گفتم داگی شو گفت داگی چیه گفتم چهار دستو پا خم شد و لای کونشو باز کردم سوراخ بیموی تنگ معلوم بود نداده شروع کردم با زبون رو سوراخ کونش کشیدن بعد رفتم سراغ کوسش و لاشو با زبان کشیدن که نالش دراومد بعد ۶۹خوابیدیم و شروع به خوردن کردیم بلند شدم خوابیدم روش که بکنم تو کوسش گفت توروخدا نکن من دخترم لای کوسشو باز کردم دیدم راست میگه دختر بود گفتم مگه ازدواج نکردی گفت نه با هیچ کسی رابطه نداشتم گفتم من حشرم زده بالا باید بکنمت پاهاشو دادم بالا سوراخ کونشو تف زدم با انگشتم یکم بازش کردم و نوک کیرمو گذاشتم رو سوراخش شروع کردم چوچولشو با دستم مالوندن و کیرمو یواش یواش کردم تو کونش تا وسط رفت دیدم داره اذیت میشه بیشتر نکردم تو همون حال شروع کردم لب گرفتن و تند تند چوچولشو مالوندن اب کوسش قشنگ راه افتاده بود و ناله میکرد گفتم بهش ابم داره میاد میخوری برام گفت تا الان کاری نکردم نمیدونم میتوتم یا نه نزدیک اومدن ابم شد کشیدمش بیرون کردم دهنش ابمو ریختم تو دهنش یکی دوبار حالت اوق زدن بهش دست داد ولی قورتش داد گفتم پاهاتو بده بالا شروع کردم چوچولشو خوردن و اروم انگشت اشارمو کردم تو کونش بعد ده دقیقه سرمو محکم وسط پاهاش فشار داد و به ارگاسم رسید و از اون موقع رابطه داریم یه ساله با هم اگه کامنتها خوب باشه از روزی که دختریشو گرفتم مینویسم
من ۳۲ سالمه قیافم بد نیست یه کارگاه خیاطی دارم که چند تا کارگر زن توش کار میکنن یه چند وقتی اوضاع کار خراب بود سر همین کارگرامو دوتا کرده بودم بازار که بهتر شد اگهی زدم برای خیاط کارگرا میرفتنو میومدن که بینشون انتخاب بکنم بهترینارو یه روز زنگ گوشیم خورد و یه زن گفت کی هستین بیام کارتونو ببینم گفتم یه سره تا هفت شب هستیم نیم ساعت بعد زنگ زد گفت پشت درم درو باز کردم یه زن نزدیک۳۰ سال بود که افغانی بود طبق معمول چون کلا کارگر افغانی برام میاد اومد و کارو دید و یکم دوخت دیدم دوختش بد نیست گفتم بیا از فردا تشکر کرد و چادرشو سرش کرد و رفت یه چند روزی گذشت کار می کردیم اونم مرتب میومد از همه منظم تر بود یه روز موبایلش زنگ خورد جواب داد و دیدم ناراحت شده و یه جوری جواب میده گفتم خانم موسوی چیزی شده گفت نه چیز مهمی نیست ولی معلوم بود داره دروغ میگه دو روز بعد موقع رفتن اومد گفت اقا ارش کار داشتم باهاتون گفتو باشه بزار بچه ها برن بگو. گفتش صابخونم داره بیرونم میکنه میدونم هنوز یه ماهم کامل نشده میشه حقوقمو زودتر بدی گفتم چقدر میخوای گفت ۳۰ کم دارم چون کارگر خوبی بود بهشم نمیومد دو دره کنه گفتم شماره کارت بده برات میزنم شب سه تا ده تومن براش زدم همون موقع پیام داد شما برام پول زدی پیام دادم اره ۳۰ تومن زدم پیام داد من که حسابم ده تومنه گفتم ایراد نداره حساب میکنم تو ماهای دیگه فردا شد صبح اومد داخل اومد سمتم و شروع کرد اروم تشکر کردن و اشکشم چکید گفتم کاری نکردم رفت سر جاش نشست کلا مانتو بلند میپوشید اونروز یه سیوشرت و شلوار پوشیده بود که سیوشرته تا زیر باسنش بود اومد دسته کار برداره خم که شد سیوشرته رفت بالا و باسنشو دیدم که گرد بود و خط شورتش کاملا مشخص بود و شلوار جذب که کوسش کاملا قلمبه شده بود یه دفعه داغ کردم سرمو سریع برگردوندم کیرمم سیخ شد چرخش سمت چپ میز من بود بقیه سمت راست من بودن با فاصله یه دفعه گفت اقا ارش هرچی میگردم تو دسته کار سایز ۴۶ رو پیدا نمیکنم یه لحظه نگاه میکنین اینارو نشسته بود رو زمین سمت منو نگاه میکرد مجبور بودم برم پاشدم و کیرم کاملا زیر شلوار سیخ بودو مشخص راه افتادم برم سمتش چشمش خورد جلو شلوارم و چشماش گرد شد سریع سرشو انداخت پایین رفتم کنارش نشستم شروع کردم به گشتن زیر چشمی حواسم بهش بود دیدم هر چند لحظه به شلوارم نگاه میکنه بدتر کیرم شق شد بهش دادم سایزو بلند شدم خیلی کیرم تابلو بود سر همین بر نگشتم سمت میزم که بقیه ببینن مستقیم رفتم درو باز کردم رفتم بیرون تو ماشین چند دقیقه نشستم تا بخوابه اومدم تو گفتم درسته سایزا سرخ شده بود با صدای لرزون گفت اره همینا بود دو سه روزی گذشت گفت اقا ارش یه چرخ ژانومه دارم خونه قفل کرده موتورش چیکارش باید بکنم گفتم روشنش نکن موتورش میسوزه بیارش ببینمش گفت سنگینه گفتم به شوهرت بگو بیاره با تاخیر گفت کسی رو ندارم بیاره برام گفتم میخوای من بیام گفت زحمت میشه گفتم کجا میشینی گفت خیابان پشتی گفتم دور نیست پس میام امشب میبینم ساعت ۹ شد زنگ زدم گفتم اگه هستی بیام گفت تشریف بیارین رفتم زنگ زدم رفتم تو با همون سیوشرتو شلوار بود گفت بشینین چایی بیارم گفتم نمیخواذ باید برم رفت ریخت چاییو اومد بیاد قندون از سینی افتاد قندا پخش زمین شد گفتم نمیخواستم چایی گفت الان جمع میکنم خم شد پشت به من شروع به جمع کردن کرد باز همون صحنه تکرار شد کیرم شق شد چایی رو خوردم گفت چرخ تو اتاقه گفتم الان میام کیرمم عین سنگ شده بود بلند شدم راه افتادم اونم جلوم راه میرفت رفت تو اتاق پشت چرخ نشست منم رفتم کنار میز چشمش افتاد به کیرم که سیخ شده بود سرشو انداخت پایین منم خجالت کشیدم گفتم بزارین بشینم پشت چرخ ببینم نشستم دیدم چرخ موتورش قفله گفتم ابزارم تو ماشینه عنبردست داری گفت بله الان میارم اومد بهم بده سر اینکهدستش به دستم نخوره زودتر ولش کرد عنبردست افتاد رو کیرم و تخمم که یه داد زدم پاشدم رنگش شد زردچوبه گفت ببخشید گفتم غیبی نداره ولی تخمم درد گرفته بود نشستم رو زمین و گرفتمش چشمهام سیاهی میرفت گفت خدا مرگم بده از قصد نکردم گفتم عیبی نداره نشست گفت چیکار کنم نگاهش کردم بدون هیچ فکری سرشو گرفتم لبمو گذاشتم رو لبش شروع کردم خوردن دستمو بردم تو شلوارشو رسوندم به کوسش شروع کردم به مالیدن بعد چند ثانیه کوسش خیس شد صدای نفسش عوض شد لبمو برداشتم گفتم ببخشید طاقت نیاوردم دیگه نمیتونم فقط نگاهم میکرد پاشدم بلندش کردم لبمو باز گذاشتم رو لبش بدون اینکه لبمو بردارم شروع کردم لباساشو دراوردن زیپ شلوارمو کشیدم پایین کیرمو در اوردم دستشو گرفتم گذاشتم روش اول بیحرکت بود بعد شروع کرد به مالیدن کیرم بدن فوق سفید و بی مو کوس تپل و کون گرد گفتم داگی شو گفت داگی چیه گفتم چهار دستو پا خم شد و لای کونشو باز کردم سوراخ بیموی تنگ معلوم بود نداده شروع کردم با زبون رو سوراخ کونش کشیدن بعد رفتم سراغ کوسش و لاشو با زبان کشیدن که نالش دراومد بعد ۶۹خوابیدیم و شروع به خوردن کردیم بلند شدم خوابیدم روش که بکنم تو کوسش گفت توروخدا نکن من دخترم لای کوسشو باز کردم دیدم راست میگه دختر بود گفتم مگه ازدواج نکردی گفت نه با هیچ کسی رابطه نداشتم گفتم من حشرم زده بالا باید بکنمت پاهاشو دادم بالا سوراخ کونشو تف زدم با انگشتم یکم بازش کردم و نوک کیرمو گذاشتم رو سوراخش شروع کردم چوچولشو با دستم مالوندن و کیرمو یواش یواش کردم تو کونش تا وسط رفت دیدم داره اذیت میشه بیشتر نکردم تو همون حال شروع کردم لب گرفتن و تند تند چوچولشو مالوندن اب کوسش قشنگ راه افتاده بود و ناله میکرد گفتم بهش ابم داره میاد میخوری برام گفت تا الان کاری نکردم نمیدونم میتوتم یا نه نزدیک اومدن ابم شد کشیدمش بیرون کردم دهنش ابمو ریختم تو دهنش یکی دوبار حالت اوق زدن بهش دست داد ولی قورتش داد گفتم پاهاتو بده بالا شروع کردم چوچولشو خوردن و اروم انگشت اشارمو کردم تو کونش بعد ده دقیقه سرمو محکم وسط پاهاش فشار داد و به ارگاسم رسید و از اون موقع رابطه داریم یه ساله با هم اگه کامنتها خوب باشه از روزی که دختریشو گرفتم مینویسم
نوشته: آرش
23 پاسخ به “من و چرخکار افغانیم”
افغان ها شماره حساب نمیتونن داشته باشن تو بانک های ایران، حتی سیمکارت هم به نامشون نمیکنن، چه جوری واسش اس ام اس واریزی اومده من نفهمیدم.(حتی اونایی که با پاسپورت و قانونی اومدن هم از داشتن حساب بانکی محروم هستن)
چجوری فهمیدی دختره؟دختری که نداده و نمیدونه داگی چیه، 69 میشه و میخوره برات؟آرش آرش آرش …
برادر من خودم افغان هستم ، داستانت کاملا دروغ و ساختگی بود، اگه خواستی تا دلایلش رو بهت بگم
توی یک شب نمیشه 30 تومن انتقال داده سقف اش 10 تومنه
دیگه ۳۰ میلیون برای افغانی یخورده زیاد نیست 😂😂
کاش دیگه ننویسی مزخرفاتتو
Mimi 1368کدوم سنت کونکش دخترای افکونی که تو ایران دیدم عملا کصشون کف دستشونهحالا که پشت تریبونم دوتا جکم بگمیروز داشتن یه افغانیو اعدام میکردن گفتن آخرین حرف و خواستت چیه گفت کارگر نمیخواید؟
نوشته بدن سفید و بی مو انگار دختر های دیگه همه اکبر خر پشم هستن و دختر های افغانی بی مو هستننمی دونم چطور می شه هم طرف رو از کون بکنی هم ازش لب بگیری هم کسش رو بمالی
کاری با داستان ندارمجهت نظر دوست خوبم karajfullbotما کاگر افغانی داریم جدیدا شماره حساب میتونن باز کنن و چند نفرشون رو به حساب خودشون واریز حقوق انجام میدیم براشون
من افغانیم عابرم دارم ب نام خودمم هست همه دوربریامم دارن
اتباع افغانستان که قاچاقی اومدن ایران نمیتونن حساب بانکی داشته باشند ولی اونهایی که دارای مجوز اقامت هستند هم سیم کارت هم حساب بانکی به نام خودشون میتوانند داشته باشند.
دوست من از چند جهت داری گوه میخوری اول که اجاره یکماه خونش چند بوده که تازه ۳۰ تومن کم آورده اونم خونه ای که تنها زندگی میکنه… بعد دیوث چرا فکر میکنی کارگرا سریع دولنگ میدن بالا کی م تو مغز کثیفت… بیشتر میخوره افغانه مرد بوده کونت گذاشته. کون گلابی . اون دوستی هم که از آداب و سنت حرف میزنه داره گوه میخوره مثل تو … اون اگه بخواد بده به صاحب خونش میده نه توی کون برهنه
بروزودتر توامین ابادبستری شو مغزت بگارفته کاردست خودت می دی
همش کوسشعره
خوب بود داستانتمنم با شما همکارم و تولیدی پوشاک دارم و خیلی از این اتفاقا افتاده برام
اون دوستی که میگه نمیتونن کارت داشته باشندر مورد چیزی که نمیدونی و اطلاع نداری حرف نزناکنایی که کارت آمایش دارنهم کارت بانکی بنام خودشون دارم هن سیم کارتتا ۳تا سیم کارتم به نامشون میتونن بگیرنولی کلن تو یه بانک میتونن حساب داشته باشن
همون موتور چرخ خیاطی تو کونت!
نااازیاین بچه کوچولوها چه بانمک آرزوهاشونو تصور میکنن !( گفت توروخدا نکن من دخترم لای کوسشو باز کردم دیدم راست میگه ) 😂 چوب پردشم دیدی مامانی ؟ 😂
خداشانس بده
آخ من عاشق کردن دختر افغان هستماگه کسی هست بیاد پیوی
قابل توجه دوستانی که میگن اتباع افغانی نمیتونن حساب داشته باشن عرض بکنم وقتی کارت ۵ ساله میگیرن میتونن از خدمات ایران برخوردار باشن.خودم پول زدم به نام خودشون🥰
با سلام خدمت همـــه کاربرای عــــــــــــــــزیزو محتـــــــــرم
نژاد پرستی توی کامنت ها موج میزنه 😐