با عرض سلام خدمت همه رفقای محترم سایت
توجه : این نوشته رسمن کستان است ولی واقعی است باشد ک ته لبخندی ب لبتون بیاره
توجه : این نوشته رسمن کستان است ولی واقعی است باشد ک ته لبخندی ب لبتون بیاره
من محمدم …خیلی وضع مالیمون توپ نبود ک از بدو تولد یه گوشی داشته باشم … یادمه اولین بار سال88 بودم ک یه کامپیوتر مشترک خریدیم ولی اینترنت نداشتیم دنیام تا قبل اینکه کامیپوتر بخریم یه طور دیگ بود تو کوچه و فوتبالو مدرسه ته خلافمون میشد حرفای مثلا سکسی زدن ک اونم جلوی افراد خیلی خیلی محدودی بود 🙂 خلاصه کنم براتون کسخولی بودیم و زندگی رو میگذروندیم (الانشم خیلی تغییر نکردم :)))) ) بعد اینترنت و این قضایا برای اولین بار از سرکنجکاوی تو جمع رفقا شروع ب دیدین فیلم سوپر کردیم ولی من برعکس بیشتر بروبچ ک با فیلم حال میکردن زیاد با فیلم حال نمیکردم بیشتر از خوندن داستان خوشم میومد و زدم تو کارش :)))
با کلی بدبختی و دیلیت کردن هر روز هیستوری کامپیوتر و هاید کردن فیلتر شکن ( خیلی بدبختی داش چون مشترک بود کامپیوتر نباید ردی میموند ) بلاخره چند تا سایت مثلن سسکی پیدا کردیم ک داستان میذاشتن : بکن تو و لوتی و آویزون و شهوتناک اینا بهتریناشون بودن خودمم نمیدونم چرا با محیط بکن تو بیشتر حال میکردم :))))
خلاصه این شد ک ما شرو کردیم خوندن داستانای سایت یادمه اون موقع ها میترسیدم عضو سایت بشم ورودی سایت بزرگ زده بود افراد بالای هیجده سال و منم چون خیلی با فرهنگم با اینکه میومدم تو سایت و داستان میخوندم ولی عضو نمیشدم ( مدیونین فک کنین از ترس اینکه ادمین ایمیلمو چک کنه بفهمه 18 نرسیدم عضو نشدم:) بلاخره کسخولیه و هزار بدبختی:)) ) اون موقع ها یادمه مثه الان ملت رفیق نبودن باهم و اینقدر فرهنگ بالا نبود ک بحث منطقی باشه … هرکی کیرش بزرگتر بود و بهتر میتونس فش بده زیر داستانا همه موافقش بودن و کسی رو حرفش حرف نمیزد چندتایی اسم هم از اون موقع یادمه مثه خوش غیرت و کونکون و … مخصوصن اون خوش غیرته ک لامصب ب هیچ داستانی رحم نمیکرد و چ کستان چ داستان درس حسابی یه فش مادر ضمیمه داستان میکرد و همه هم به به میکردن :))))) هرجایی داداش بدون خیلی نوکرم:)
یکم ک گذش وضع سایت بهتر شد و پیشرفتش زیاد شد چند تا عضو اومدن یکم باهم رفاقت کردن سایتو از فقط فحش ناموس به یکم دوستی و بیشتر فحش ناموس تغییر یافت 🙂 و کم کم رفاقته ب فش ناموسه غلبه کرد و چند تا نویسنده خیلی خوب به سایت رنگ خوبی دادن یادمه یه داستانی ک خیلی تو سایت گل انداخته بود و خود من بعد خوندنش تا چند شب با یاد کون این شادو بنده خدا جق زدم:))) داستان ادمین بکن تو و شادو بود ک واقعن عالی بود از هر نظر و داستانای شا ایکس و روح بیمارم ک رو بورس بودن همیشع
خلاصه بعد یه مدت ب خاطر درس و کنکور و این کسشرا یکم مجبور شدم دور بشم تا این ک با یکی از دوستان تو پارک ول بودیم و از بی حوصلگی داشتیم با تخمامون بازی میکردیم ک یهو دیدم وارد بکن تو شد منم تا اینو دیدم فیلم یاد هندوستان کرد و سریع چسبیدم ب خایه هاش و با خودم نخشع کشیدم ک اکانتش رو بزنم چون هم تعداد لایکاش خوب بود همم عضویتش جدید نبود منم با فضا از قبل آشنا بودم میدونسم با اک جدید نمیشه خوب مخ زد و باید لایکاش زیاد باشه
خلاصه ما اینو با خایمالی راضی کردیم اکشو باهم استفاده کنیم و اینم قبول کرد
از همون اول یادمه شروع کردم تو خصوصی مخ زدن:) اون موقع ها یه دختر رو مخ کرده بودم(تو اتوبوس چشاش اتصالی کرد منو گرف منم رفتم شماره دادم ) ولی جریت نمیکردم بهش پیشنهاد سکس بدم میترسیدم ول کنع بره و اون موردو واقعن دوسش داشتم و نمیخواسم هیچ جوره بره ( هرچند آخر کیر شدم و فهمیدم اینکاره بوده ولی بازم اون بود ک ولم کرد ب خاطر کسخولیم 🙂 ) واسه همین اومدم بکن تو و تور پهن کردم ک یکی رو بلند کنم چون کسخول بودم ( وهستم )همون اول رفتم سراغ یکی ک عکس ممه داش پروفایلش و ب نظر خودم فیک نبود اسمشم یادمه من صدف هستم بود و کلی زیر داستانا نظر میذاش
آقا ما با کلی امید شرو کردیم پی دادن تو خصوصی ولی خب بعد یه مدت کلا اکانتش غیر فعال شد و اصن پیامارو نمیخوند مام رفتیم سراغ پلن پی و با امید تور زدن رفتم یه کاربر دیگ با بدبختی و کلی کسکلک بازی بلاخره مخشو زدم ( البته فکر میکردم مخشو زدم) و قرار گذاشتیم 🙂
من چون زیاد تو این قرارا تجربه نداشتم و از طرفی نگران این بودم ک جای دختر یه پسر بیاد کونم بذاره و البته ب طرفم هیچ علاقه و حسی نداشتم برا همین به چندتا از رفقا گفتم واونام از خدا خواسته اسم کردن ک میاد با سر میان … خلاصع دسته جمعی رفتیم سرقرار:(((((
اینم بگم من همون اول ب طرف گفتم فقط واسه کردن میام ن عشق!!!
بعد یه رب دیگ کم کم بچه ها غر میزدن و فش دادن منو شرو کرده بودن ک یهو اومد …
محل قرارمون جایی نبود ک هرکسی رد بشع واسه همین راحت شناختمش
یه زن سی و خرده ای ساله ک رسمن از هر نظر جنده بود و من رفتم نشستم و صحبت ک کردم فهمیدم طبق معمول کسخول بازی درآوردم و ساعتی صد میخواس ( با دلار 3 تومن بود اونموقع نرخا :/) خلاصه منم گفتم برو کیرم دهنت پاشدم اومدم سراغ بچه ها ک بریم ولی چشتون روز بد نبینع وقتی واسشون تعریف کردم چ خبره این عزیزان همشون پاشونو کردن تو یه کفش ک یا اینو جور میکنی یا کون خودت میذاریم … منم ک رو کونم حساس !! با کلی صحبت بلاخره راضی شدم دوباره بحرفم باهاش اون دیوثم کلی ناز میکرد ایندفعه و میخواس صد و بیس بگیره منم مجبور شدم قبول کنم ( بحث کونم بود والا عمرن میذاشتم بکنه تو پاچم ) خلاصع ما اینو بلند کردیم و 4 نفری رفتیم جایی ک اون میگف ک یهو من تو راه متوجه شدم کل پولم 75 تومنه ولی نمیدونم چرا کرمم گرفت و کونم خارید و ب بچه ها نگفتم بعد ک رسیدیم اونجا
زنه بازم میخواس دبه کنه ک پول کاندومم بگیره و شربت هم بهمون نده ک دیگ کشید بیرون از پول کاندوم ولی دیوث شربت نداد !!! خلاصه با بچه ها نوبتی رفتیم و مال من ک کلا 7 دیقع طول کشید ( لباس درآوردنمم حساب کردم:) ) بعد کار موقع حساب کردن همه خوشحال بودن ک ناگهان من کیر زدم ب همه و اعلام کردم 75 تومن بیشتر ندارم و یارو نمیذاش بریم بیرون از خونش :)))) (اول طی کرده بودیم آخر پولو میدیم )
خلاصه همه خودشونو تکوندنو و پول یارو رو جور کردیم و دادیمش و اومدیم بیرون
چشمتون روز بد نبینه بعد ک اومدیم بیرون یه{هاردفتیش بی دی اس ام آنال وری محکم پین فول سکس} با رفقا انجام دادم و حسابمون تصفیه شد . ولی دمشون گرم رسم رفاقتو همیشه ب جا آوردن و وقتی دیدن نمیتونم درس راه برم منو رسوندن خونه 🙂 اونجا بود ک فهمیدم چقد بامرامن اگه میخونین کستانمو بدونین دمتون گرمه
بعد هم ک رسیدم رفتم خونارو شستم و خوابیدم .
اون شب واسم درس عبرتی شد که گروه و باند داشتن همیشه خوب نیس و این امکان وجود داره ک گروه درتون بذارن:)))
یا بدتر از اون همه در باند و گروهتون بذارن ک با کلی امید ساختین !<<<<<<کلن اینکارا تخمیه دیگ شخص خاصی مدنظرم نیس ناموسن
با تشکر و وقتی ک گذاشتین از شادو عزیز هم صمیمانه عذر میخوام بابت اون چند دس 🙂 من حقیقتن گی نیستم ولی خب اون داستان یه چی دیگ بود اگ عضو سایت شدم بلاخره و ازم کینه داشتی توروهم یه بار میبرم باهم یه جنده بکنیم و پولش رو هم من حساب میکنم ک بی حساب شیم 🙂
موفق باشین
نوشته: بچه کنکوری
14 پاسخ به “من و بکن تو”
با هنرپیشه فیلم امریکن پای مصاحبه کردن گفتن حتما بین جنس مخالف خیلی طرفدار داری!! جواب داد نه بابا. ده تا فیلم بازی کردم دو تا اسکار دارم تو سه تا سریال تلویزیونی موفق بازی کردم یه کتابم نوشتم. اما بازم هر کی منو میبینه میگه عه!! این همونه که پای ( کیک سیب) رو گایید!!! ?
داستان ادمین بکن تو و شادو کدومه؟
پتانسیلشو داری.بازم بنویس تا قلمت پیشرفت کنه.موفق باشی
چقدرم که معلوم نبود از قصد کلمات رو غلط نوشتی!یه جوری صحبت از قدیما کردی گفتم وقتی ادمین زنگ زده شما درو واسش باز کردی!
##سرش بخور گاز نگیر ?من خودم کیون ملت میزارم ?اون داستانم کاملا زاده تخیل یک پسرک جلقی بود وگرنه که شما برا شناخت بنده باید به داستانای خود من رجوع کنین :دینصر من الله و فتح الغریب مرگ بر این اکانتای مردم فریب (dash)
لایک خودمم نمیدونم چرا از این خوشم اومد مخصوصا توصیه هات در مورد باند بازی اموزنده بود
از خودم تعجب میکنم که چرا از داستدنت خوشم اومد :Dشاید چون توش صداقت داشتیبه هرحال دمت گرم 🙂
از قصد مریضت برای نوشتن داستان (و دقیقا تکرار یه داستان قدیم) حالم بهم خورد. دیس ۳
زخمای قدیمو دیگه باز نکن!
عمو مصطفی خودش نیس خودش جذابتر مینویسه غلط املایی هم روش حساسه نکته کنکوری این بچه کنکوری اینه که بعد اون تاپیک دیقا شب بعدش این شبه داستان آپ شده یجوریم نوشته نشده که بره تو لیست.بدون فیک و باندبازی و تنها با قدرت قلمش میتونه داستانو بندازه تو لیست. یجور قدرت نماییه انگار! 😉
دمت گرم با نمک بود خخخضمنا اون خانومه باهات خوب حساب کرده خخخخراستی اینا اتحادیه و صنفی ندارن قیمت بذاره خخ
شدو کون ادمین گذاشته بود که چرا با کون اون جق زدی؟باید با ادمین میزدی
مام که خریم
دیوسا تنهایی ترتیبتو دادن؟ باس منم میومدم