من و آبتین

من شاهین هستم 24 سالمه عاشق پسرهای کوچیکتر از خودم مخصوصا اگه فشن باشند و سکسی و خوشگل . یه روز تو نت مشغول کس پرخ زدن بودم با یه پسری آشنا شدم به اسم آبتین 18 سالش بود کم کم با هم صمیمی شدیم و از تمایلاتمون گفتیم و عکس و وب دادیم به همدیگه (انصافا خیلی خوشگل بود ) سفید بود و قدش حدودا 170 متوسط و بدن بدون مو . من هم قدم 182 و فیتنس هستم . خلاصه قرار شد آبتین فرداش بیاد خونه ما چون من چند روز تنها بودم . اون شب رفتم حموم حسابی کیرم و برق انداختم و شب زود خوابیدم صبح ساعت 10:30 آبتین اومد وای که چقدر ناز و خوشگل بود با هم رو بوسی کردیم و اومدیم نشستیم رو مبل براش نوشیدنی آوردم و خیلی زود بحث و کشیدم سمت سکس . دستش و گذاشت روی پای من و شروع کردیم لب گرفتن از روی شلوار محکم کیرم و فشار میداد و دیگه شورتم کم کم داشت پاره میشد جفتمون لخت شدیم و رفتیم رو تخت من کلی لب گرفتیم و گردن و سینه هاش و لیسیدم . نشست جلوم و کیرم و کردl تو دهنش کیر من حدود 18 سانت هست همش و میخورد داشتم دیوونه میشدم برش گردوندم و لبه های کونش و محکم باز کردم و شروع کردم سوراخش و لیس زدن اینقدر لیس زدم که کاملا باز شد و زبونم راحت میرفت توش 4 تا انگشتم و کردم توش و در میاوردم داشت کلی حال می کرد . ژل مخصوص زدم به کل کیرم و دم سوراخش مالیدم و کیرم و کردم تو جیغ کشید و صورتش و بر گردوندم و ازش لب گرفتم ، داشتیم از حشر میمیردیم . بلندش کردم حالت فرقونی کردمش خلاصه همه مدلا امتحان کردم کم کم داشت آبم میومد بهش گفتم و اونم گفت بریز توش همش و ریختم به قدری زیاد بود که از لبه های سوراخش ریخت بیرون . تا شب 3-4 بار دیگه کردمش یه بار توی حموم یه بار هم مثل تو فیلمها بردمش تو تراس ( هیچ خون ای مشرف به خونمون نیست که ببینند ) باهاش صمیمی شدم هفته ای یه بار قرار میزاریم و میریم عشق و حال .

نوشته: شاهین

بازدید 3,890

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “من و آبتین”

  1. خنده امانمان را برید برادر. همان اول داستان که موفق شدی: من ریدنم گزفت وموفق به خواندن بقیه مطالب گهر بارت نشدم.

  2. چرا همه داستان نویسها کیرشون زیر 18 سانت نیست وکلفت هم هست ؟ واسه همینه من نمی تونم داستان بنویسم ؟

  3. گه راست باشه!بدن فیتنس،کیر 18 سانتی،مکان جور،تراس اونجوری!!!آدم دیگه چی می خواد؟؟!!منم هستم ولی نه به این سرعت!!تهران

  4. پس بگو باید برگردیم جهت تو، ودل هامونو که دیگه اشباع شده ازاین مزخرفات دروغ داستانهای سایت! بانظراتمون به توی آخرIQخالی بکنیم! پس بچه های بکن تو خبرتازه اینه که طرف حساب فحش هامون دیگه الان شدن 2نفر! خودپروفسوری که این توهمات جقی اش رو برای ما درقالب داستان نوشته وغالب کرده + این آقای باهوشی! که تازه داره زیراین خزعبلات تابلو رو، مهروانگشت میزنه وتأییدش میکنه!! شماروبخدا،ببینید این دیگه بشقابش روبه کدوم جهته وداره کجاهارو میگیره؟؟!!

  5. خیلی کوتاه و خیلی خلاصه ولی ماجرایی که تعریف کرده بودی خیلی قشنگ و دوست داشتنی بود. مرسی و مبارکتون باشه.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید