من دختر ۳۰ ساله و همکارم محمد همسن من بود اولین بار چون میخواست سمت من بیاد و روش نمیشد پیشنهاد نی داد من و برسونه و بعدها کم کم مثلا پسر خجالتی هست ک نبود مثلا وانمود می کرد نمی تونه به من بگه دوسم داره
اوایل نمیدونستم داره برام نقش بازی میکنه و باور کردم ک دوستم داره اما نگو اون بیشتر و همه اش توی این فکر بود ک بتونه با من سکس کنه
هر کاری می کرد برام تا توجه و نظر من و جلب کنه منم دختری نبودم ک با کسی دوست بشم چندین ماه با هر رفتار و گفتار و پیامک و … بیرون رفتن و رسوندنم جای خونه و … آخر توی پیام ها ک چت میکردیم حرف رو رسوند به حرف زدن در مورد سکس ک تو مگه دوست نداری و چکار می کنی و …
منم گفتم چرا منم سکس دوست دارم اما اهل دوستی و ارتباط جنسی نیستم میخوام ازدواج کنم و بعد با همسرم راحت با عشق سکس کنم
ولی اون دست بردار نبود دیگه از اون شبی ک توی پیام بعد چند ماه حرف رو کشونده بود به سکس و … هی هر موقعیت پیش می آمد از دوست داشتن و دلتنگی برام میگفت هی وسطش میگفت دوست دارم بغلت کنم ببوسمت و … خب منم چون فکر می کردم دوستم داره میگفت این حرفاش سر علاقه اس فکر نمی گردم با خودم فقط و فقط تنها قصدش از نزدیک شدن با من این بوده ک بتونه به سکس با من برسه
حتی حرف ازدواج و بودن همیشگی رو میزد خب منم بعد این همه ماه ک بهم دست نزده بود و فقط حرف رو کشونده بود به حرفای سکسی و لب و بغل و … من میگفتم بعد چندین ماه تازه این چیزا رو وسط میکشه طبیعی بعدم علاقه کشش جنسی ام میاره دیگه
منم بهش حس علاقه و حتی تصور اینکه ازدواج میکنیم و بعد ازدواج باهاش سکس میکنم حسابی و هر روز توی تصورم بود یادمه این ارتباط ما با قهر و آشتی هی وصل میشد و مدام هم میرسید به همین ارتباط جنسی و سکس یعنی اون حرف رو میرسوند همیشه به حرفای سکسی زدن
یک روز بعد یکسال و خورده ای اصرار زیاد کرد به صیغه خوندن بین هم و میگفت باهم میتونیم بمونیم و زندگی کنیم منم قبول کردم محرم شیم اما گفته بود تا نخوام سکس نمی کنه و بهم دست نمیزنه
اما بعد خوندن صیغه انگار دیگه نمی تونست بهم دست نزنه یه روز ک باهم رفتیم جای گردشی و تفریحی شب ک غروب شد و میخواست برگردیم خونه توی ماشین چسبید بهم شروع کرد به دستمالی کردنم هرچی میگفت نکن فایده نداشت انگار این همه مدت منتظر همچین لحظه ای بود و حسابی دست کرد توی سینه هام و بدنم می مالید اونجا اجازه میدادم بیشتر کاری بکنه
اما خجالت من و قبح کاری ک کرده بود برام ریخته بود منی ک میخواستم بعد ازدواج با مردم سکس کنم دیگه این من و دست زده بود و حس میکردم بهتره مقاومت نکنم چون منم سکس دوست داشتم و دیگه حس کردم بهتره مقاومت نکنم و الکی ناز نیارم چون کار از کار گذشته بود و روزهای دیگه ک همدیگه رو میدیدیم منم دستش رو می گرفتم توی بغلم وقتی تو ماشین بودیم و حتی بازوش رو با دست دیگم می مالیدم یا دستم میذاشت زیر لباسش که بدنش رو توی ماشین در حال رانندگی بود میمالیدم خودم دوست داشتم اونم دوست داشت تا اینکه بهم پیشنهاد داد کلید خونه دوستش رو بگیره ک بریم اونجا منم از خدا خواسته ک اونجا راحت تر هستیم قبول گردم و قول گرفتم که لختم نکنه اونم قول داد
کلید رو گرفت و رفتیم توی خونه اما وقتی اونجا رفتیم و رفتیم روی تخت همه قول هاش رو یادش رفت شروع کرد به خوردن لبام و منم با ولع لب میدادم و لباش میمکیدمم حسابی حشری شده بود
شروع کرد به در آوردن لباسام هرچی میگفتم قول دادی گوشش بدهکار نبود و تاپم درآورد و بعد به زور چسبید درآوردن شلوارم واونم در آورد
شورتم نمیذاشتم در بیاره هرکار کرد و به زور و … نذاشتم اونم این جلسه رو دیگه ول کرد و فقط به ولع شروع کرده به خوردن لبام و نوک سینه ام و…
حتی یک بار چنان چسبید به گلوم مک میزد که انگار داره داره شربت میخوره هی مک میزد و آب دهنش قورت میداد
چنان با ولع منو میخورد و بعد گفت اگر می دونستم بعد ۱سال و خورده ای با اصرار زیادم تن میدی خیلی زودتر از همه مدت طولانی بهت اصرار میکردم و بهت می چسبیدم ک قبول کنی
معلوم بود توی این یکسال و خورده ای توی کف من بوده و با هر کار و … بهانه داشت به من نزدیک تر بشه تا بتونه پیشنهاد بودن من بهم بده و خونه خالی
هفته ای چند روز قرار میذاشتیم با ماشین می رفتیم بیرون من دستش بغل می گرفتم و شروع می کردم مالیدن اون میگفت کارات حریم میکنه و شروع می کردیم لب گرفتن توی ماشین همیشه میرفت خیابون های خالی و خلوت حسابی لب میگرفتیم و سینه هام می مالید و یهو میگفت بریم خونه دوستم کلید گرفتم منم میگفتم باشه تقریبا جلسه سوم ک شد دیگه این دفعه ک لختم میکرد مثل قبل نذاشت شورتم پام بمونه بزور این شورتم هرجور شده با زور از پاهام درآورد و بغل ک می کرد و لبام میخورد پاهام دور خودش حلقه میگفت بکنم دیدم یهو انگاری میخواد گیرش بکنه تو کسم منم پرده داشتم نمیخواستم پردم بزنه چون توی خانواده ما این چیزا مهمه
پاهام به زور چفت می کردم و اون اصرار و خواهش می کرد ک بذار بکنم تو بخاطر من ؛ میگفت که خیلی دوست داره بتونه کیرش رو تو کسم میگفت هم تو لذت میبری و هم من اصرار و التماس قبول نمی گردم
یهو به زور و ضرب و پاهام هی تلاش می کرد باز کنه و به زور متوسل شده بود اونم مرد بود واقعا زورش زیاد بود
تا اینکه شروع کردم گریه کردن التماسش می کردم و میگفتم قول دادی بعد تلاش های زیاد اون و تلاش من واسه نذاشتن و گریه کردن ولم کرد
اما شروع کرد به مالیدن کسم و خوردن کسم
این قسمت رو خیلی دوست داشتم وقتی کسم می مالید پاهام تا آخر باز کردم و کسم بالاتر از زمین داده بودم و اونم با دستش داشت کسم میمالید ارضام کنه
زود ارضا نمیشدم اونم ده دقیقه زمان برد ک کسم می مالید
تا اینکه داغ داغ شده بود م نوک سینه هام هم با دست دیگه می مالید اونقدر لب گرفت ازم و کسم مالید ک ارضا شدم ایم آمد
اما آدمی ک قول داده بود برای همیشه می مونه و ولم نمیکنه
یهو سر یه بحث ولم کرد و گفت دیگه فایده نداره خداحافظ
من حال برزخ داشتم هیچ پسری به من دست نزده بود و من تنها به اون اجازه داده بودم لختم کنه
اونم گفته بود تا همیشه با من هست و ازدواج می کنیم
یهو دنیا رو سرم خراب شد چون دیگه تلفن هاش رو هم جواب نمیداد
من شبا گریه میکردم و پیام بهش میدادم و زنگ ک من محرم ات هستم و زنتم الان مگه نگفتی می مونی؟ چی شد و…
هرگز جوابم نمیداد یهو بعد چند روز شبا خواب نداشتم و گریه میکردم مدام تصمیم گرفتم دیگه باهاش کات کنم و یه شب بعد چند ماه شروع کردن به فحش نوشتن براش اونم هرچی بود میخوند اما هیچ پاسخ نمیداد
یه روز تصمیم گرفتم قطعی ولش کنم
بعد ۴ ماه شروع گرد استوری هام برخی سوال پرسیدن و کلمه نوشتن منم باهاش دعوا می کردم و توهین بهش می کردم
اما گویا آنقدر لحظه های سکط مون براش لذت بخش بود که هرچقدر توهین و بد و بیراه هم می گفت نمی رفت انگاری تصمیم گرفته بود ک دوباره بتونه بهم نزدیک بشه احتمالا برای سکس با من حسابی پیله کرده بود بتونه با من دوباره ارتباط برقرار کنه قرار گذاشت نرفتم و تصمیم داشتم دیگه باهاش کات کنم اما بازم هر بار سوالی می پرسید پاسخش رو میدادم خودمم با اینکه تصمیم به کات کامل داشتم اما در مقابل پیام هاش نمی تونم پاسخ ندم انگاری منم دلم برای اون بغل کردن من توسط اون ، همچین ساعت هایی ک باهام لخت مادرزاد توی بغل همبودیم تنگ شده بود
اما باز میگفت بیا نمی رفتم
الان مدت طولانی دیگه باهاش حرف نمیزنم شنیدم این مدت با دخترای دیگه رفته برای ارتباط اما باز دخترا رو ول کرده
یکی از دوستام میگفت نه بخاطر تو هست بهش رو بده افراد رو در حد ۲ ماه ارتباط و حرف زدن ول میکنه
آره درسته بعد یکسال کات هنوز به بهانه سوال در مورد چیزهای مختلف و استوری هام دنبال نزدیک شدن دوباره و سه یاره به من هست
مسلما بابت سکس مون دلتنگ هست
منم دلتنگ لحظه های ک توی آغوشش بودم هستم
اما بهش اجازه نمیدم برگرده میگم اگر تصمیم جدی ازدواج گرفت بهش جواب بوم
هم دوسش دارم هم دوباره میخوام بتونم با هم باشیم و دوباره همون لحظه های لخت و عور توی بغل هم بودیم و لب یا معاشقه ک باهاش داشتم رو بتونم دوباره تکرار کنم دوست دارم بتونم باهاش سکس کنم چون هم عاشقش شدم و هم سکس رو دوست دارم چون دختر حشری لی هستم و وقتی با کسی نیستم هم مدام در حال خودارضایی ام
من سکس باهاش رو میخوام حتی خواب می بینم اما بخاطر غرورم دیگه نذاشتم بیاد
به یاد روزی ک من دوباره بتونم کنارش باشم و یه سوس اساسی باهم داشته باشیم
خوشحال میشم نظرتون رو درباره داستانم بدونم و اینم نظر بدید آیا بعد این مدت باهم کات بودیم هنوز اشتیاق بودن کنار من رو داره؟
هنوز پیام میده و لایک میکنه ایا میخواد که بتونه نظرم حلب کنه تا باهام دوباره اون لحظه ها و سکس رو باهام تکرار کنه !!!؟؟؟؟؟
نظرات تون برام بگید
ممنون
نوشته: Maloshashari
11 پاسخ به “ملوس و همکار سمج”
افتضاح
چرا به جنده بازیاتون تم مذهبی میدید؟کجا گفته شده دختر باکره میتونه صیغه بشه؟میخوای کوس و کون هوا بدیکوسشعر خالص … تفت نده
اولا دختره باکره نمیتونه سر خود بره صیغه کنه. مگه خودش بخونه که اعتبار مذهبی نداره اگر اعتقاد داری… دوما تو سی سالت شده پرده رو میخوای چیکار اونهم تورو نمیگیره شک نکن.کوس بده حالش رو ببر حداقل… غلط املایی هم دیگه نگم
من واقعاً متوجه نمیشم چرا اینایی که سواد ندارند به زبانی که حرف می زنند بنویسند اینهمه اصرار به نوشتن داستان دارند ؟! آخه مگه مجبورتون کرده اند ؟
تو اول برو نهضت سواد آموزی داستان نوشتنت پیشکش، بعدم تو که دوست داشتی باهاش سکس کنی چرا مقاومت می کردی
اگر واقعی باشه اصلا بهش رو نده چون مطمن باش با هزار کلک میبرتت خونه خالی و ایندفعه پردتو میزنه و مطمن باش ولت میکنه این پسر بدردت نمیخوره اشتباه نکن همچیکه دوست داشتن نیست
منظور از30سال13,سال بود دیگهباز مدرسه ها تعطیل شدبعد میگن چرا نت ملی میکنن
بنظرم هدف اون پسر فقط، سکسه
عجب بدبخت ابله عقب افتاده ای هستی بابا!!
معلومه که هدفش فقط سکسه
کس شعرایی که تف دادی رو کاری ندارم اما بقول خودت که گفتی ۳۰سالت شده و یکی از دوستان توی کامنتا که سنت رو ملاک قرار دادن باید عرض کنم که هم تو ازدواج کن نیستی هم اون پسره میخواد بکنت و خلاصبااین توجحات باید بهت عرض کنم که تو هم دیگه از این تنگ بازی ها و بغیر از شوهرم بکسی نمیدم و…از خودت در نیار،مگر اونوقتیکه که بار اول لب دادی و بار اول مالوندت و بار اول لختت کرد و بار اول شرتت رو درآورد و بار اول کست رو لیسید اتفاق خاصی افتاد؟؟!!!خب حالا اگه بار اول کون بدی و بار اول هم کس بدی هیچی نمیشه،هراتفاقی که برای اون بار اولا افتاده برای کس و کونت هم میوفته دیگه و بعدشم خدابزرگهراستی دوست پسرت که از همون اولم مشخص بود بگیر نیست ولی بخاطر شق دردهایی که بابت اون باراول ندادنات کشیده یبار لااقل بهش بده که!!!بعدش دیگه نمیگی تو خانواده ی ما پرده نگه داشتن رسمه و به رسم و رسوم زیر نافت زندگی میکنی،واللا