سلام ب همه بچه های باحال…من دفه اوله ک داستان ارسال میکنم شرمنده اگه طولانیه یا بد تعریف کردم.این جریان مال 7ماه پیشه همش هم حقیقته.خب داستان از اونجا شروع میشه ک من تازه سوم دبیرستانو تموم کرده بودم و تا موقع کنکور 1 سال وقت داشم.واسه همین رفتم تو ی کافینت ک کار کنم.ی چن وقتی تو کافی نت بودم ک دیدم ی روز ی زنه حدودا 27 ساله اومد کافینت و گفت ک یک دی ی دی دارم میخوام واسم تغییر فرمت بدی و از این حرفامنم ذاشتم داخل دستگا دیدم فیلم ی دختره اس ک خودشو لخت کرده داره میماله…زنه گفت آره این فیلمه دوستمه ک یکی از تو چت باهاش د وس شده و فیلمشو برداشته و از این حرفا…خلاصه ما واسش تغییر فرمت دادیم و طرف رفت و ی چن بار دیگه هم واسه همین کارای تغییرفرمت اومد کافینت ک ی بار گفت مین فیلمام شخصیه اگه میشه شمارتو بده که هروقت خودت کافینیت بیام ک خودت واسم درست کنی هیچی ماهم شماره دادیم و گذشت تا ی روز با پسرعموم پارک ملت بودیم(با ی دختره قرار داشتم)ک دیدم زنه زنگ زد(راشتی اسمش الهه بود)بچه شمال بود مشهدی نبود…زنگ زد بهم و سلام و احوال پرسی بعد پرسید کجایی فتم پارک گفتم تو کجایی گف فردوسی.فتم خب بیا پارم من پارکم گفت مزاحم نباشم و این حرفا گفتم نه بیا…وشی رو ک قطع کردم پسرعموم گفت ببریمش خونه الان ک اومد.منم گفتم ن بابا خونه چیه.بعد نیم ساعت الهه اومد و ازش پرسیدم خب کجا بریم؟پسرعموم گفت بریم خونه!الهه گفت خونتون کیه؟فتم هیچکی گفتم جایی ک کار نداری بریم خونه؟ فت نه.گفتم پس بریم.هیچی ماشین رفتیم رفتیم خونه.خونه ما 3 طبقه بود.ب اون گفتم تو پایین بشین ما میریم بالا رو مرتب کنیم الان میایم.رفتیم بالا با پسرعموم گفتم خب چجوری مخشو بزنیم ک ب جفتمون بده؟ گفت برو پیشش بگو لباساشو دربیاره راحت باشه.منم اومدم پایین پیشش گفتم راحتباش مانتوتو در بیار گفت ن خوبه راحتم.گفتم بابا تو خیاباون ک نیستیم راحت باش فقط خودمو خودتیم گفت نه پسرعموت هست زشته.گفتم بابا اون مث خودمه راحت باش.گفت باشه.هیچی بلند شد مانتوشو در آورد مقنعه شم در آورد.جاان ی تاپ تنش بود.موهاشم طلایی…بدنشم سفید.اومد نشست بعد تلفنش زنگ خورد.همونجور ک با تلفن صجبت میکرد منم کنارش نشستم و دستمو بردم تو تاپش سینه هاشو مالوندم…بعد چن دقیقه پسرعموم اومد مثلا پایی آورد.اومئ نشست بهش علامت دادم بره داروخونه کاندوم بگیره.تاا ون رفت به الهه گفتم خب دیگه امشب میخام مال خودم باشی گفت تو ام مال منی امشب.خلاصه پسرعموم ماندومو ک آوزد بهش گفتم بره بالا ی نیم ساعت دیگه بیاد.تا رفتش جا انداختم به الهه هم فت بیا دراز بکشیم.کنارهم دراز کشیدیدم لباساشو در آوردم فقط ی شرت قرمز پاش بود یکم مالوندمش گفتم حالا بیا سالک بزن.هنوزم یادم میاد حسرتشو میخورم…یعنی همچین ساک میزد ک آبتو همون اول میاورد.ی چن دقیقه ساک زد فتم خب بیا بخواب اونم دراز کشید شرتشو در آوردم کیرمو کردم تو کسش…خدایی خیلی تیکه آسی بود.تا کیرمو کردم تو کسش یه آخ بلند گفت و منم عقب جلو میکردم ک بعد چن دقیقه دیدم پسرعموم اومد تو…یه چن دقیقه کردم (ولی بهم فاز نداد حالا آخرسر میگم چرا)و رفتم کنار تا پسرعموم بکنتش.اسمش طاها…منم رفتم نشستم واسم ساک میزد…خلاصه طاها ی چن دقیقه کردش آبش اومد رفت کنار.باز من رفتم کردمش ی ده دقیقه…بعد فت بیا ساک بزن…یعنی همچین ساک میزد ک نو…خلاصه هرکاری کرد آب منو نتونست بیاره.آخه قبلش ترا خورده بودم…راستی ما میخواستیم شب اونو نگه داریم ک همینجا بخوابه)منم ک اصلا کردنش بهم فاز نداده بود.بعد این ک کارمون تموم شد بهش گفتم ک آره ما باید بریم جایی تو هم برو خونه همون فامیلتون.اونم لباساشو پوشید باهش تا جای ماشینا رفتیم ک سوارش منیم حتی نذاشت کرایشو بدیم…دیه از اون شب رفت واسه همیشه.این اولین و آخرین سکسم با الهه بود…مفت از دستش دادم…بچه ها نظراتتونو بگین.
نوشته: kian
175 پاسخ به “مفت از دستش دادم”
توهمات و تخيلات يک جلقى بى پناه،چى بگم بهت آخه!يه دفعه پسر عموت اومد کرد و الهه هم هيچى نگفت! اصلأ يه دفعه الهه چه جورى کارش به خونه اومدن کشيد؟ آخه …برو بزن،برو عمو جون،برو
سگ شبیه سازی شده تو حلقت برینه …کسخل! اساماس فرستادی، بعد میگی «ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﮔﻪ داستانم ﻃﻮﻻﻧﯿﻪ»؟ مابهالتقاوت کیری به طول 1 کیلومتر و 2 کیلومتر تو کونت، داستان از جایی که شرو میشه تو حلقت، طوری نوشته: «ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺑﺎﻻ ﺑﺎ ﭘﺴﺮﻋﻤﻮﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻣﺨﺸﻮ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟» که انگار مثلا زدن مخ یه جنده، چیزی در حد شق القمر هستش.قمر تو کونت، تیرآهن تو کونت، شتر تو دهنت آروغ بزنه …
خاک توسرت.خوب اگه کیر واسه کردن نداری چرا میری دنبالش.بشین تو خونه هم جق بزن هم املا کلمات فارسی رو یادبگیر.کس مغز
متنفرم ازت
بابا اب داداون چند بخشه عزیزم
بروس عجب خواب قشنگی بود مردم از خنده =))
خوابات بروس دوس دارم …
مكان شامرتي گري اينجاس؟؟؟؟؟
بازگشت ميرزا از كما را به همه كاربران شامورتي باز و الوات تبريك بيجه ارز مي كنيم
کیرم تو غلط املایی با متنت که بی سرو ته بود
دوستان داستان نويس قبل از نوشتن داستان حتما در نهضت سواد آموزي ما كه در همين مكان برگزار مي گردد حضور بهم برسانيد متشكرم دوستدار شما جمعي از كاربران (الواتي گران) سايت
بروس همین که تونستی با خوابت میرزارو بکشونی اینجا یعنی کارت خیلی درستهایول داری واقعن
مروآ از دستم فراري شديا الان فكر مي كرد 40 50 سالم باشه 😀
نه فراری نشدم الان تازه خیالم راحت شد که حداقل جای بابام نیستی 😉
نه بابا من سني ندارم كه تازشم جوون مي مونم تا حداقل 20 سال ديگه
دل باید جوون باشه سن و سال که مهم نیست ، مهم تفاهمه 😀
اون كه بهله مثلا ما يه رفيق داريم زن گرفته 11 سال از خودش بزرگتر كلي هم متفاهم هستند و از زندگيشون لذت مي برن
بروس علي جان يه بار بيا با هم برنامه فايت بزاريم البته دوستانه ها گفته باشم من دست خالي تو با نانچيكو و ادوات رزمي چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟
ببین منم یه خانومی رو میشناسم که 16 سال از شوهرش بزرگتره خیلی هم تفاهم دارن باهم تازه فکر کنم خانومه از عاغاهه خواستگاری کرده بود 😀
بروس علی دمت گرم =D> =D> =D> =D>من دیر اومدم چون این تف مروآ زیاد دووم نیاورد رفتم چسب گرفتم برای همین دیر رسیدم :B :Bبابا دمت گرم عجب خوابی بود =D>بابات امروز بیدارت نکرد خوابت چه بیریخت بوده =))
ای جونور بدجنس
مروآ جان معذرت تف اون سیخ نامرد بود منو اغفال کرداز همین تریبون از مروآ خوشکله خودم پوزش میخوام و میگم تو روحت سیخی با این تف بیکیفیتت 😀
بروس علی کیرت تو دهن هر چی آدم بی مزه هست برهآفرین دمت گرم . چسبوندن کاربری جونور با تف ایده ی خلاقانه ای بود ایول خخخخخخنحوه بیدار شدنتم به خاطر تنوع دادن ونکراری نشدن خوابت خیلی خوب بود.دمت گرم
عاقا آیا این نخود هر آش مشکوک نیست؟امامزاده بیجن تفش زیاد دووم نیاورد به جان بچم
بچه ها من تا شب نیستم پشت سر من کری نخونید ها B)
اهای سیخ خان اگه جرئت داری این ورا پیدات شه خودم نضفت میکنم با شمشیر میرزا فهمیدیدیگه جونور هم اذیت نکنیا اونوقت بازم نصفت میکنم از جهت دیگه به 4قسمت نامساوی تبدیل شی
بروس نرن این حرفارو داداشمن مخلص همتون هستم
مروآ برگرد خونه با نامحرم كل كل نكن جونور به زن من مي گي خوشكله ها؟؟؟؟ مي زنم همچين در كنار (ر), (نو) هم بيفته ها بچسب به كيس خودت مرررررردددددداش بيجن مخلصيم از اين ورا؟بروس جان انگار نمي دونستي و ما جهودا رو نشناختي هر كاري كنيم به بر مرسيمسيخ كه معلوم نيس كجاست…
ليدي با هر غيبت طولانيت واس اون پرايد نازنينت دندون تيز مي كنم ولي انگار تا يكم مي رم تو مايه هاي خر كيف سريع مياي ( ولي نمي دوني با اومدنت بيشتر زرافه كيف يا گوريل انگوري كيف مي شم ) راستي بلطف شما ( يادم نيومد چيزي بگم ) قدمتون رو تخم چش مروآ
بنیامین جان از خودت مایه بزار اولن بعدشم قدم لیدی سرچشم هر وقت اومدی اونور آب بیا پیش ما لیدی جان درسته بنیامین جهوده ولی اگه شما بیاین چیزی نمیگه
نخود جان خوش اومدي يه سوال مصرف ابگوشتي هم داري يا فقط تو آش شركت مي كني راستي برادر/خواهر شما سوژه بنده رو اشتب زدي بنده سوژم بيشتر ترانسفر مروآ به ديار كفر و استريپ دنسه
لیدی اینجا که دعوتی نیست ولی اگه بنیامین اجازه بده شمام بازی نخود هر آش
آخ جون بنیامین سوییچو بگیر امشب باهم بریم بیرون یه دوری بزنیم اگه این لیدی و حمایتاش نبود که من الان عیالت نبودم
ليدي واقعا ممنون شما بزرگي رو در حقم تكميل كردي (با لحن انخماءو) آره اونور بيا پيش مون مروآ هس حوصلت سر نميره منم هسم در خدمتزززززززننننننننن باز سيگارمو قايم كردي با دسته بيل بزنمت كه با تست dna هم نتونن تشخيصت بدن ها؟؟؟؟؟؟
حالا برادري يا خواهر
بابا گول نخورید این نخود خان همون آمیرزاست به جان خوئم با کاربری ناشناس میاد
فک کنم این نخود جون آمیر…ای بابا ولش کونیند به ما چه؟به شما چه ؟ به اونا چه؟ولی از نحوه وارد شدن آمیر…خوشم اومد.
نخود به روح میرزای سابق تو مکشوک میزنی داداش حالا خودت عحتراف کن
گوشیت هم نمی تونه مثل همیشه درست بنویسه “مـشی”
لیدی الان تو بیمارستان با گوشی میام زیاد سریع نیستم ببخشید به درد انگشت درد خواجه خدا بیامرز برخورد کردم تازه من دوتا کامنت زدم انقدر از گوشی و انگشتم بیزار شدم یعنی این آمیرزا چطور میتونست و هنوز میتونه؟ :/
ادای منو دربیار ی میزنم نصفت میکنما در ضمن کی گفته تو مثل میرزایی اثن این طور نیست فقط به خاطر شرایط موجود ما بهت مشکوک شدیم همینزنده باد میرزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ليدي دوباره بني بني اومدم :D(لحن آرام )زن سيگارم كجاست نداديش دست نخوده عايا؟ عايا بزنم با دست بيل بسيار لايت و مهربون كه با تست دي ان اي هم رككنايز نشي عايا؟
الان نابغه بیا مثل من یه کامنت بزار ببینم نخودی 😀
یه سوال نخودی من اولین بار چه سبک شعری داشتم که ما رو زیاد دنبال میکردی؟ 😕 :/
مروآ اون خصوصي آخره رو به بني بني بده امان از اسپمينگ هر چند ادمين همه جوره دوست دارم بخد-ا
عاقا آمیرزا هم مکشوک میزنه چرا جنسیت نوزاد نورس رو بلده؟ 😕 :/
شالوم سیگارت زیر میز افتاده چشاتو باز کن عزیزم یه فعه دیگم با من خشونت بار رفتار کنی مجبور میشم از شمشیر میرزا استفاده کنم 😀
عاقای آمیرزای خواجه مندیان دوستیان ان بروس مامور نمای نانچیکوگم کرده بیا پاسخگو باش
ااااا نخودي ابجيه؟ سلام عزيزم خوش اومدي بفرما بفرما راستي آميرزا جان شكلات مي خوام چيكار كنم عايا؟
لیدی جان اومدم تا شب همراه یکی از دوستام هستم و برای اولین بار از sh browser استفاده کردم که بچه های سایت خودمون برای ورود به سایت طراحی کردن البته این اندروید لامصب همه چی داره ولی خب حال کردم از همین سایت باشه لیدی یک حالی میده با گوشی :Dدر ضمن اگه گوشی رو 700 گرفته باشی والان بخوای بفروشی 940
پس لیدی با چی میای که انگشتت رو ترک دادی؟
شالوم از جامعهکلیمیان هستی داداش؟
دورود برمیرزا ی تیزبین
عامیرزا داداش منو نپیچون داداش من خودم ختم هرچی دورزنم”میشی هردوتا تون مثل همه برو داداش ما رو سر کار نزار چرا تا نخود مطلب میزاره تو نیستی بعد آمیرزا میاد نخود نیست؟عایا دلایل ماوراء طبیعه دارد؟عایا ارواح به زیر کامنتها آمده اند؟عایا ما همه توهم داریم؟عایا؟عایا؟
لیدی همون مادر زن بنیامین باش نکنه یه وقت خواهر شوهرم بشیا اصن پرایدتو ازش پس بگیر این بنیامین جنبه نداره
تقسیم سلولی =))باشه خودم میدونم حواسم بهش هست 😉
ماتو بسه دیگه نمیخواد حدس بزنی الان اسم همه ی کاربرارو میخوای ردیف کنی؟
بنیامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین الان میام یه لحظه وایسا برم شمشیرو بیارم
عاقای میرزا من خیلی تیزم میدونم تو هستیتو بخاطر ما که یار گرمابه و توالت همدیگه بودیم رو بیخیال شدی گفتیم بیا تو سایت نیومدی حالا به خاطر این نخود فرنگی میای تو سایت؟بابا بیخیار تو کون ما نزار
باز این بنیامین چشم لیدی رو دور دید به اصلش برگشت :’’(
عاقا من انگشتم میدرده :’’(بروس مامورنما تو چیکار میکنی؟ :?عای عنگشتم :’’(
بنی جان سایت کلیمیان رو نگاه کن یه اسمی به نام نواده خدایان تو اون سایت همه کاره هستش که اگه درباره اش بدونی بدک نیست البته کاریت نباشه داره اونجا چیکار میکنه یا کیه :Dالبته کافر فروم کلا بگا رفت وگرنه میبردمتون اونجا بچه ها بعد میدید جونور چه گوه خوریهای میکنه شاخ در می آوردید 😀
بروس برام از طریق پیام کامنت بفرست کپی پیست کنم عنگشتم درد میکنه در حد چیز دوستم که ختنه شده 😀
ماتو دس بردار الان دوباره عصبانی میشه منو کتک میزنه :’’(
داداش من شب بیشتر هستم خدمتتون علان عنگشتم میدرده
راستی بن بن خودت باید واسه آموزش زبان برام کلاس خصوصی بزاری من که هیچی سر در نیوردم از این زبان عبری شما 😀
عاقا من میخوام دوباره کافر فروم رو راه بندازم دوستان یه سایت باحال از این سرور قویها کیا پایه هستن دوستان؟
مگه با 4تا صفحه تو سایت کسی زبان یاد گرفته که من یاد بگیرمتازه بی استعدادم خودتی استعدادای من با تو خب فرق میکنه مگه نه اینکه در عرض 24ساعت آشنایی وادارت کردم منو به عقد خودت در بیاری :Dباز م به استعدادای من شکداری یا با شمشیر بیام؟
عاقا من باید برم با نخود کاری نداشته باشی بنیامین جان 1ساعت دیگه میام ماتو حواست به بنیامین باشه ها
آورده اند که خواجه چون مکتب به پایان برسانیدی مر “بیش کونکوریگری ” . اندر باب لاینشعوری به درجه اجتهاد برسیدی و مرزهای علوم را به آلت خویش بشکافتی و از عقب مر دوباسن از هم دریده بشدی وشیاری مر باسن وی آشکار بگشتی مر “کون کور”.باری خواجه را در هیچ دیوانی راه ندادندی و در مصاحبه قبول نیوفتادی و مر تحقیق المحلة حتی سارق و مسکر و موادفروش ساقی و سکس المحارم و جانی وحتی “الجندة المحل” نیز مرعقب وی ناله ها سربدادندی مر اینکه ایشان به هیچ پوخی نیامدندی الا “الکمپوت الپوخ فی سنة آلاتی”.خواجه چون چنان بدیدی از برای فیس هم که باشد اندر شبکة المجازیه العینترنت فی اصول “کافی در نت” مستخدم درآمدی . چند روزی بگذشتی تا “اله” نامی بر وی بگذشتی و زان سوی وی درآمدی و صفحه دواری به ایشان بدادی تا خواجه دواریون صفحه را محار بنمودی مر “دیسک خوان” و آن را به نظم وترتیب درآوردی .باری احد دواریون لوح کو همانا کنیزکی بیش نبودی مر مغفولین کنیزکان فراریون و…چنان مرخواجه مکشوف بگشتی تا مبادا اله نام خدای نکناد جنده تشریف همی بداشتی مر “بِکِش”.هوو که خواجه را دوزاری بیوووووووفتندی مر اوووووفتادن تا اینکه اعدادالهاتف اندر میان ردوبدل بکردندی و بگذشتندی چند صباحی و”بکش” مر خواجه را خط بدادی تا شب را با جندة الاشاره به صبح برسانیدی و خوش بودندی تا اینکه طلیعه صبح بردمیدندی و خواجه جنده الاشاره را مر آجانسی راهی بکردندی وبر گشتندی مر بیت الجنده و دیدندی کانهووووو مر کیف مر کمربند مر کفش مر جیب مر شورت حتی الشلوار و الشلوارک خواجه مرهمه چیز بزدندی و به عیاری بربودندی و هیچ نماندی مر بیت الجنده.خواجه را چون احوال به تناولون الپوخ مانده بودی دو ید را با یک رأس هماهنگ بنمودی از برای کوبیدن در سر .باری بعد کوبش رأس الحمار آنرا به بیابان نهادی و شهر را از وجود دوزاری خویش تهی نمودی و آسایش خلق فراهم نمودی.باری آمیرزا جان بنده را چند روزی مگرحال ماندست نه والله .احوال ماندست نه بالله.خیلی حالم گرفته بودندی و اگر آبکی بودی که بودی بر مای ببخشای.
بروس لیدی مروا ووبقیه دوروزه منتظرتونم نمیاید چرا.http://shahvani.com/content/کاربرای-فعال-بیان-دورهم-بگیم-باهم-باشیم
فقط میتونم بگم خاک بر سرت با این طرز تایپ کردنت1000 تا کلمه نوشتی 12000000 تاش غلط بودخاک بر سرت
دوستان مکان کجاست بابا اساس کشی نکنید حسش نیست 😀
داداش بحث امشب چیه بزنیم تو کارش
بچه ها کسی نیست؟
همی گویم که این پایان نامه بسی سخت باشدانسان تصور دارد که هم آغوش یک مرد روی تخت باشدهم مغز درگیر و هم آن جای نامحترمپارگی برایش کمترین مجازات و درد باشددوستان من دارم روی پایان نامه بکن تو خودم کار میکنم وقتی آماده شد به صورت داستان میاد بالا
شما بیخود کردید ~X(عاقا بساط مارو واسه چی جمع میکنید بزارید دوزار کاسب شیم ~X(
آره ماتو جان بزنیم دونفری این زن چیز رو یعنی بنی بنی رو از راه بدر کنیم؟ 😀
داداش من امروز رفتم بیمارستان با دوستمبدبخت 25 سال سنشه هنوز ختنه نشده بود =))باباش براش رفته خاستگاری بعد جواب مثبت رو میگیرن و باباش میگه باید بری ختنه کنی :))عاقا اینم با استرس فراوان و با همراهی ما :SS راهی شد به سمت بیمارستان بدبخت داشت تو راه کامل خودشو میباخت =))ماهم که کرده بودیمش سوژه خنده :Dعاقا رفتیم زدن سر فلانیش رو زدن براش تیز کردنالانم تا فردا باید اونجا باشهولی خدایش خیلی حال کردیمپرستاره داشت اونجاشو تمیز میکرداین دیوث یه تیغ نزده بود به اون بی صاحاب شده اش اونجا پرستاره داشت براش میزد ماهم تو اتاق برنامه خنده بازار داشتیمخداییش خیلی حال داد امید وارم برای شماهم پیش بیاد بیایم یکم بخندیم =))
داستان ننويسى هم طور نميشه كسمغز
ببخشيد ماتو جان 😐
عاقا شادی رو در جریان بزارید…بنی نبودی ببینی امروز بیمارستان رو به چه گندی کشیدیمپرستاره گفت شما موهاشو بزنید عاقا پسره (دوستمون) التماس میکرد تو رو خدا منو دست این جلادها نده اینا میزنن از ته کلا مو و همه رو باهم میکننعاقا پرستاره تا اینو کف زد برای تراشیدن پسره سیخ کرد(البته سیخی خودمون رو نمیگم)ما هم که داشتیم کف بیمارستان هلی کوپتری میزدیم از خندهبعد واسه اینکه ضایع نشه به پرستاره میگه شما تحصیل کرده هستید و میدونید که این یه حالت حساسیتی هستش که دیگه پرستاره هم خندش گرفت رفت بیرون یه مرد رو فرستادن برای بقیه تراششعاقا ماهم میگفتیم حالت حساسیتیت کجاست اینم دولش انگار مرده باشه تکون نمیخورد
نخود میتونی بیای پیش من بهت دیکنه بگم که رو فرم بیای تو جمع کم نیاری 😀
لال بشی بنی که سیر مونی نداریباید روز 7 وارس بگم این جنبش فمنیسم بزنن دهنت رو چیز کننای زن ستیز شکنجه گریان زاده آزاردهنده گان منش کمر شلیان هوسپروریان پور هیزمنشیان آبادیپسر فامیلیت چقدر طولانی بود #:S :<خسته شدم
عاقایون و خانوم های عزیز وگرد زیر داستان من یک عدد جوک کردی تو محل خودمون به حساب میام یعنی دلقک جمع بودم همیشهامروز تو بیمارستان به دکتره گفتیم آغای دکتر کی خوب میشه ؟گفت برای چی عزیزم ؟گفتم عاقای دکتر من به خدا تا حالا اون کاره نبودم برای شب عروسیش میگم که دکتر در جا گفت نه بابا منظورم اونی نبود که شما فکر کردیدمنم گفتم پس حتما واسه خودت میخای که دیگه زودی گفت منو انداختن بیرون تازه وقتی کارش تموم شد نزاشت من برم تو تا وقتی پدر رفیقم گفت بزارید بمونه تا من برم شام بخورم بیامیه پرستار هم کسخل کردیم بهش گفتیم تو اون اتاق یه مریض کپسولش افتاده زمینبنده خدا دوید پاش سر خرد تا نیم ساعت خندیدیم که دیگه منو کامل پرت کردن بیرون 😀 البته دلیل بیرون کردنم رو هنوز نمیدونم
عاقا شما همه کردید بینقطه ها ؟ 😐
ای له زمانه چون پیری کردممستی چاوانی له دینی کردملیدی توم هه به چی دیکه م ناوهجا خوت بزانه جونور چی وت قزاوی او چاوهدوستان کردی نوشتم ببینم چند نفر بلدن :Dاگه جواب بده به همین زبون بهتون فحش میدم 😀
لیدی جان ببخشید منال کرسانمبچه ها اگه ساکس دارید سرورتون رو عوض کنید ارور404 تا 3 ساعت میره پی کارش
بابا بس کنید خاله بازیا رو دیگه !زن و مادر زن به شوخی ام که باشه جاش اینجا نیستیه کس شعری جکی چیزی بگید بخندیم .دیگه داره فصا بی مزه میشهجونور بروس قلب مسین ماتو … بابا شماها یه رنگی نشون بدید خوب
تقدیم به پیامبر کسخلیت بیژن العشقیچند شبی هست که نیستی اما خیالی نیستروحت میان کامنت سرگردان پس جایت خالی نیستآلتت در زندگی برادر برو خوش باشاگه از حال من میخوای بدونی باید بگم هیچ وقت انقدر عالی نیستحکایت جدید و سم طلا و عرعر با بوفر 12000میخ در باسن و عمه گایی از خویش که هیچت حالی نیستبیژن مرا به اصل شاعری خویش روان کرده باز همافسارم ول نکن بیژن من خرم چیزیم حالی نیست
چه خبره اینجا
دلم تنگ است برای میرزای خودمامشب اورا دلتنگ بدم(بودم)کاش روحش ظاهر شود در بینمانکاش بیاید من که برایش دعا کنم
برس .اون چی چی کوت روبده به من قرض ده دقیقه واست میارمش
بنی و سیخی توهین نکنید خدا شاهده گزارش میدم اسپم بشید :$
ماتو جبهه بگیر لباس رزم بر تن کن نبر نابرابروسخت درپیش داریم.سرکوچه مفت ازدستش دادم شلوغ بازاره باید منحدمشون کنیم
چیزم تو این زندگی که با یارانه چرخ میخورددافمان که مثل ماهی هی سُر میخوردیکی پای تلویزیون هی دارد گُه میخوردمادر هی در پیاز پاک کردن دروغی دستش را میبردمادرت به زیرم زندگی که شادی را کشتیاین خاک کثیف است نیست پاکی حتی مشتیمن که کرمم پیله شدن باورم نیستمن بازیکن نیستم خدا هم داورم نیستمن میمرم از درد کمر و کار روزانه سختولی خب کمر شل شده برای کشتی روی تختنان شد 500 حقوق زن هنوز در سوراخ آلت گیر استهمه رو به آسمان برای قدرت او که حال دیگر پیر استشاید مرده است که جواب inbox دعاهای مارا نمیدهدیا شاید ما اسپم لیستیم دیگر دعا جواب نمیدهد
بابا روح آمیرزا داره ویبره میخوره بحث رو هدفمند کنیدلدفن اونای که میخوان کسشعر گویی رو ادامه بدن معرفی کنن خودشون رو
مثل اینکه همه اسپم شدید اگه اسپم شدید به من بگید از طریق خصوصی
بابا بیاید کجایید روح آمیرزا که از اون ارواح خبیثه نیست 😀
بابا بچه ها داریم رکورد میزنیم بیاید بزنیم تو کار شعر و فکاهی و طنز و کسشعر ~X(
ای دل قافل که زیر داستان مثل سابق شدطبع شاعرای سایت کلا رفت به فاک عظمادوستان بای من هم از سایت کنم بای بایدیگه اینجا میرزا نیست و منم نیستم اینجادوستان من هم رفتنم دیگه کم کم داره خودش رو نشون میده من میرم تاپیک شعرم رو رو بیارم بای زیر داستان برای خودتون
از درک و شعور هیچ ملت گله نیستآن کس که سرود طنز را زلزله نیستهرطنز نویس هم ویاری داردهرکس که ویار داشت هم حامله نیست
بدیدم آمیرزا در میدان شعر استبی ادبیست اگر شعری نگویممغزم چرا خالی گشتهباید روم خوش آمد گویمای بابا مغزم گوزیده رسمنمن خود آشخور حکایتهای اویمزاییدم زیر شعر قابله ای نیستباید سراغی ز لیدی جویمحالم خراب است چرا چرت میزنمشاید خواب میبینم در رویای اویموای حس خوبی دارم سزارین ادبی دارمطفل نو پای شعرم را کجا جویمتقدیم به عامیرزا :*
مقدم آقای باسن مفید عامیرزا را به عریکه زیرداستانی تبریک میگوییم <:P <:P :O) 8}میگم ماهم مثل رپرها که اول زیرزمینی اسم داشتن داریم خوب پیش میریم 😀
سلام به همگی به خصوص بنیامین و آمیرزای توبه شکستهببخشید نتونستم بیام یهو یی مهمون برامون اومد گیر اوفتادم ولی از الان هستم
من و او در شب تار و صدایی ناشی از دردصدایی از ته دل عشقی از یک حالت سردکارت نباشد من کی ام یا در کجایمهم اکنون i love you pmc من در فضایمبالا و پایین هر دو عشق میکنیم از این جست و خیزمثل دو تا روانی همچون دو تا اسب مریضشعر من گر به شاملو هدیه شودکارو از برایش مشتری شوداز خدا دیگر من ترسی ندارم در این حالتمآلت را باز بکوب با سرعت بر آلتمبگذار صدایش از زئوس گذر کندبگذار هداس از تاریکی این خلا حذر کندسقراط به آلتم بگذار دستی زند در واژنتدمی بگذار دست نهم بر قوس باسنتتو که آفریدُت در این لحظه پیشت کیر هم نیستمالنا و آنجلینا برای رقیبانت در لیست کم نیستاین حس من داره چرا کمرنگ میشه ای عشق بی پایان منآخ جون مادرت داره آبم میاد تندتر تلمبه بزن
سلام بر لیدی شهواناو که بخشید پراید بمانتا منو بنیامین باهمبزنیم دوری در تهران
دوستان بهتون تبریک میگم ما رکورد هر چی داستان تو بکن تو هست رو زدیم فکر نکنم تو 100 سال آینده این رکورد زده بشه =D> =D> =D> <:P <:P <:P <:P :O) :O) :O) :O)
کاری کرده ایم ادی دیگر گیر نمیدهد به ماکارمان فرهنگ سازی بود ایول به خود مابنیان گذار این تابو شکنی آمیرزا بودامشب که به صفحه پنج رسیدیم وای به حال فردا
داداش فک کنم ادمین از این به بعد داستان نزاره……………………..
لیدی من جانم فدایت چرا میروی؟اینان همه اشعارند چرا غضبگین میشوی؟من که دانی یک روانی بیش نیستماز روانی و دیوانه آیا دلگیر میشوی؟مروآجان خوش اومدی این بوس :* واسه تو تا بنی بترکه 😀
آمیرزا این پراید برای من میشه چون من یه کورد بی نقطه هستم و لیدی به کردها لطف زیادی داره >:Pخب لیدی زودتر بمیر ما این پراید دو دور بزنیم تو این کوچه خیابون 😀
کار اشعار دوباره رونف بازار شدکامنت خارج از بحث دیگر بیخوددیگر بجز اشعار و فکاهینیاورید زیر داستان ما تا خراب نشود این متُد
محبت دارند دوستان بر مروآهی بفرستن بوس برای مروآولی حواستان را جمع کنیدشویمان آمد فرار کنیدبرای پراید لیدی نقشه نکشیداز برای کادوی عروسی به ما بخشید
باشد اشکال ندارد لیدی عاشق اغیارجونور رو ول کن به چسب به این دوتا آدم بیکارضرب امثل مثل قند شیرینهنو که آید به بازار کهنه شود دل آزار
باوکه گیان خو لیدی تو کوردیای بو ناییت بو تاپیکی کوردکان خوت تحویل بدیتدمت گرم تو محصول مشترکی چند فرقه انسانیت؟ 😀
خدایا!به پیت و به بشکه قسمبه زنجیرِ چرخ درشکه قسمبه گلرنگ و ریکا و تاژ و گُلیبه ماله،به فرقون،به استامبولیبه بی کار و بی پول و بی اسکناسکه از جیب خود می کند اختلاسبه چُرتی که شلوارِ شُل می زندشپش توی جیبش دهل می زندخدایا به آبی و قرمز قسمبه نعل و به چکش،به دیوار و دربه عمری که شد در نوشتن هدرمدد کن فیوز کسی نپّردخرِ لنگِ ما هم ز پل بگذرددر این دهرِ نامردِ گردن کلفتبیفتد به چنگم دوتا گوشِ مفتزنم هر چه جیغ است و فریاد و دادکسی نیز عین خیالش مباد!مبین نت که لاشی تر از هر زمانشود قطع و وصل چون روی هر مکان
میدونم لیدی ولی خداییش تو کورد نیستی؟
مرا لیدی نمود در یک جمله کردی نوشتنمرا بز کرد و گفت با من حرف نزنمن در عجبم گرافیک این پیرزن چند گیگ استزیرا حریفی بس قدر است او برای هر فن
ببخشید لیدی بز مجه چی میشه اگه بز نیست؟
لیدی جان بز مژک به بزی گفته میشه که خودشو به موش مردگی بزنه
لیدی و آمیرزا و بیژن و ماتو یک لای میدانمروآ و سیخی و بنی و باقی دوستانهمی زدیم خواهر داستان پکاندیمصفحه شش میرود رو به پایاندوستان 35 کامنت مونده همت کنید 😀
نخیر لیدی جان اون بزو مژه است لطفا ماله کشی نکن من باهات قهرم و تا وقتی نمیری و اون پراید به من نرسه باهات حرف نمیزنم 😀 :)) =))
مرا دعوت به بوسه کردی ماتوتو را نصفت کند شویم ماتوبیا شویم بیا نصفش کنیم مانباشد چشمش دنبال مروآ
داداش آمیرزا منم به جان مادرم خواستم از پای داستان برم دیدم تو اومدی دیگه برگشتمدر ضمن لیدی اون translater شما یه غلام بی کله سیبیل ابریشمی بوده و بد توضیح داده شایدم کج تلفظ کرده عزیزمحالا برنامه ات با حضرت عزرائیل چیه من پول پراید ندارم 😀
سلام بچه ها.هنوز هستید؟
منم آن بزمجه لیدی سدیسوربیا چوپان من شو سگ خور(لیدی به خدا برای جور شدن قافیه ست)بزن توی سرم مثل سگ صدا بدمولی جان دخترت از من نشو دلخورچشم آمیرزا دیگه بزمجه بازی در نمیارم :$
خاستم داستان بخونم گفتم اول برم سراغ کامنتا دیدم 5صفحه کامنته هیچ ربطیم به داستان نداره :Dخلاصه بیخیال داستان شدم
وآن ماتو که خوشگل و شیک استپاتوقش کافه های آنتیک استآن لیدی اغوا گر ،بی شکآخر هفته می رود شمشکوآن بنی حال می کند ناجوربا اسیران خاک واهل قبورجونور غرق در خماری هانجسی ها و زهر ماری هاقلب مسین می رود نژند و عبوسبا زن و بچه جاده ی چالوسآمیرزا نیز با زن و زنبیلمی رود خانه ی فک و فامیلما بقی هم شرابشون آبهآخر عشق و حال شون خوابهاسم او را نمدانم ، بیژنه یا امامزادهعده ای بی خیال سرمایهمثل بوروس علی دیوانهخواب بیند تا صبح مستانهشود بیدار با فریاد اهل خانه
به به پیام بیژن اینست که ما لوسیمایشان جاده قزوین ما چالوسیمنوبهار کیست من در جریان نیستمولی خب کفش مبارک بیژن را میبوسیم
من حس داستان خوندن دارم. :Dچن تا داستان خوب بم معرفی کنید لطفا.داستانا امروز که غیر از یکیشون هیش کدوم تو کامنتا ازشون تعریفی نبود.
جونور من یه کاربرم دیگه.باید کی باشم؟
گنج رو که خوندم.قدیمی هم باشه عیبی نداره لیدی جان
دوستان خواستم با نیت خیرشبی در کوچه باغ نت کنم سیر
دوستان قدر منو بدونید خاطر خواه من مهندس مکانیکه ها 😀
عاغا یکی دیگه رو کنم ؟
آمیرزا بگم ؟ بگم ؟ =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))
دوستان اینم یکی دیگه
بابا بیخیال امامزاده یه حرفی زد شما که بچه نیستید قهر میکنید
عاقایون فردا یه داستان نشون کنید بزنیم تا صفحه 10نظرتون چیه؟
اره داداش قبلش تو کامنت گفتم بس کنید این خاله بازیارو جای زن و مادر زن اگر شوخی ام باشه اینجا نیستبازم میگم لوس بازی بود.اونا که بهشون برخورده برن بخونن اون دو سه صفحه رو ببینن لوس بازی هست یا نهیکم جنبه انتقاد داشته باشین . چیزی که داشتم حس میکردمو گفتم . اصلنم از حرفم بر نمیگردم لوس بازی و خاله بازی بود.هر کی ام ناراحت شد دیگه جواب سلامم رو نده . قهر قهر میکنید واسه اینکه خاله بازی میکنید.من نه بلدم نه خوشم میاد از این خاله بازیا.ولی اینقدر جنبه دارم که کسی ازم انتقاد کنه ببینم اگه درست میگه به حرفش گوش کنم و اشتبا همو اصلاح کنم
لیدی شبت بخیر
شب خوش تا فردا شبهمگی هررررررررررررررری بیرون میخام کرکره رو بدم پایین
ماتو بیا برو بیرون بچهمیخوام کرکره رو بدم پایین
اوه اوه من رفتم جونور کرکره رو بده پایین گیر بیفته تا صبح
سلام بیژن…میبنیم که زیره داستان رو کردید پاتوق!!بازم چشم آدمین رو دوردیدید…مثل من مودب باش!!بیژن ازبچه های قدیمی خبر نداری؟
عاقا معذرت خواهی رو دم در تو خصوصی بهم بگید جم کنید برید ریموت رو میزنم همه تو گیر کنید ها
ای بابا خواهر ریموت رو چیز کردید بابا برید مگه شما خونه زندگی ندارید؟برید بابا باید نظافت کنم اینجا رو
ای بابا این ماتو قاطی کرده هی امشب حرفای چیزدار میزنه جونور حبسش کن تا تنبیه شه
بابا جان برید خونتون جیشتون رو بکنید و لالالیدی شماهم ایزی لایفت رو ببند و بخواب 😀 :)) =))
به بهروز شیر تو دهنت کجایی ؟والا عبدول که سیصد و چهل پنجاه تا کاربری درست کرده ادمین بلاکش کردهاز کس دیگه خبری ندارمهنوز نشدی هافک چپ استقلال خخخخخخخخخ
امامزاده لدفن برو تاپیک خودت اینجا تعطیله منم سرایدارم میخوام اینجا رو تر و تمیز کنم ممنون یه اجرتی هم بدی چند تا کامنت گذاشتی بچه ها زد پخش و پلا کردن باید تمیزش کنم 😀
بیژن از بچه ها میبینم فقط تو موندی…بابا دمت گرم…ما هستیم…اگه آدمین بلند شه مارو میبینی!!نشسته روش تکون نمیخوره…نبینم که ناراحتی…دهنت امامزاده بیژی کامنت های من رو حفظ هستی؟…تو خوب باش ما خوبیم
ای بابا :W 8|
داداش منم خوبم خدا رو شکر ؟چی شد اون مشکل زندان حل شد ؟
جونور شرمنده داداش خخخخخخبهروز بیا انجمن کس شعر
داداش قیییییییییییيييييژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژتلقبه نام تو بریم بکپیم دیگه
یالله قییییییییییییییییژژژژژژژژژژژژژژژژژژتققتققتقتققتقتقتقتتققتقتدوستان این مکان دوباره باز شد :& از خودم داره حالم به هم میخوره
ماتو کوفت بگیری اول صبحی اومدی که چی بشه؟
یعنی اینجا بودی از اون موقع؟
من دارم از بیخوابی متلاشی میشم 6 رفتم بخوابم 9نشده بیدار شدم اه :’’(
آقا تركونديدا!ديگه شش صفحه رو نميتونم بخونم!خسته نباشيد!
مریم جان نیومدی کاکتوس از افسردگی دیشب نتونست بیاد و جای خالیتو ببینه 😀
از افسردگي امتحانشونه!مرو خلاصه اخبار ديشبو بگو!
در این حد بگم که ما انقدر لوس بازی در اوردیم که امام زاده بیژن حسابی از دستمون کلافه شده بود و میرزا هم واسه عوض شدن جو ، ترکو شکست و وارد میدون شد تا امام زاده بیژن ماهارو نصف نکنه 😀
متشكرم!
به مرحمت شما، شما خوبيد؟يكي هم مرام بذاره به من اطلاع بده.
من چيكار به سر ملت دارم؟ميگما از كيپاي سر تا جوراب پاتون نيست و گم شده. حواستون انقد پيش مروآست؟!ماتو خان قضيه شما ديگه چيه؟
سلام به بنی بنی و ماتومریم جان قضیه این جوریه که ماتو حالا که من با بنی مزدوج شدم یاد من افتاده خجالتم نمیکشه به زن شوهردار نظرداره
همین الان دارم گوش میدم بهش ولی اهنگ همین حرفاشم خوبه من اونم خیلی دوست دارم
كي هس؟!
مریم جان الان لینک دانلود آهنگشو میذارم
امان از اسپم ~X(
مرسي مرو جان
خاک توسرت پدرمادرت اینهمه خرج تحصیلت کردن لاشی نتونستی درست بنویسی؟حالا جنده ام بلند میکنی؟چجوری میخوای کنکوربدی تو أنتر