قسمت دوم
مرضیه به خونه اومد وآوا خیلی زود رفت بیرون تا نکنه مرضیه چیزی متوجه بشه من که سیراب از یک کون کردن عالی بودم یکی دوتا پیک شراب خوردم تا اگر اشتباهی کردم به حساب مست بودنم بزاره .رفت تواتاق وقتی برگشت فقط سوتین و شورت تنش بود و این معناش سکس بود اما من توان آنچنانی نداشتم و امیدوار بودم شاید اشتباه کرده باشم که اومد و لباشو گذاشت روی لبام و یه بوسه طولانی داشتیم و ارام دستشو کرد توی شلوارکم و کیرمو گرفت و شروع کرد به مالیدن دیگه چاره ایی نداشتم و علیرغم میلم مجبور بودم بکنمش پس شروع کردم مالیدن سینه هاش و خوردن اونها خیلی به زبون زدن سینه هاش حساس بود علیرغم اینکه بنظرم سکس نداشته ولی سینه هاش بزرگو جذاب بودن بهم گفت چه فانتزی داری تا همونو انجام بدیم منم گفتم خوردن کص و ریختن ابمو روی سینه ها وصورت خیلی دوست دارم اولش با ریختن ابم روی صورتش مخالفت کرد ولی وقتی اصرارمنو دید قبول کرد پس،رفتیم تو اتاق خواب و شروع کردم لیسیدن و خوردن کصش و با زبونم لیس میزدم وقتی خوب تحریک شد بین پاهاش نشستم و کیرمو فشاردادم تو کصش وشروع کردم به تلمبه زدن دستامم گذاشتم روی سینه هاش تا داغی دستام سینه هاشو بیشتر تحریک کنه ولی بعد از پنج دقیقه ارضا شد و من که تازه آوا را کرده بودم کمرم کاملا سفت بود و میدونستم اینطور مواقع فقط وفقط ساک هست که باعث ارضا شدنم میشه پس بدون اینکه چیزی بگم کیرمو گداشتم جلوی دهانش تا داخل کنم ولی صورتشو برگردوند و گفت ساک نه بهش گفتم من اگر ساک نزنی خیلی دیر ارضا میشم که بلافاصله شروع کرد با دستاش برام جق زد و حرفهای سکسی تحریک کننده و این روشش جواب داد و بعد چند دقیقه ارضا شدم و تمام ابمو ریختم روصورتش و کنار کشیدم .بعدش تصمیم گرفتیم بیرون نریم و عصر بریم و سعی کردم شناخت بیشتری ازش بدست بیارم چون بنطرم زنی با اینهمه شهوتی بودن نمیشه با کسی رابطه نداشته بوده باشه ولی در هر صورت منکر شد و ادعا کرد بیشتر وقتها با دیدول خودشو ارضا میکنه.
هوس کردن آوا منو ول نمیکرد و تنها شدن باهاش خیلی سخت بود مامانش کاملا حواسش بهش بود پس ناچار شدم بگم من عصر باید برم جایی و تا شب گرفتارم وشاید فردا برگردم پیش اون .عصر وقتی بچه ها اومدن یه مقدار دور هم صحبت کردیم و من گفتم باید برم و فردا همدیگرو میبینیم توی این شرایط به هزار سختی تونستم به آوا بگم فردا صبح تو هتل منتظرشم.منو رسوند هتل و رفت منم تا نیمه شب رفتم بیرون و همش تو فکر آوا بودم میتونم بگم شب اصلا نخوابیدم حدود ساعت ۱۰توی لابی نشسته بودم دیدم اوا اومد یه لباس بلند قرمز که چاک سینه هاش غوقا میکردن و بدون استین بلند شدم و گونه هاشو بوسیدم و بهش گفتم برا اینکه پرسنل هتل نفهمن من جدا میرم اونم جدا بیاد .من زودتر رفتم بسمت اتاق و بلافاصله یه عطر خنک زدم و دوتا پیک سنگین ودکا ریختم پنج دقیقه بعد اومد داخل و بلافاصله گرفتمش تو بغل و فقط لباهشو میبوسیدم و اونم ادامه میداد بعدش نشستیم و ودکا راتعارف کردم اول امتناع کرد ولی با اصرار من خورد و نهایتا سه تا پیک خورد و کاملا مست شده بودیم بلند شدم زیپ لباسشو پایین اوردم و از تنش دراوردم و لباس خودم رو هم دراوردم و شروع کردم به خوردن سینهاش،که سایز ۷۵ بودن و همزمان سر کیر شق شده ام را گذاشتم در کصش،بدون اینکه فشار بدم وفقط روی کصش حرکت میدادم بعد چند دقیقه لیس زدن سینه ها و تحریک کصش احساس کردم کصش خیس شده پس به ارومی بردمش،روی تخت خواب و بدون اینکه بخوام در عالم مستی اروم کیرمو کردم تو کصش،فقط شاید سه چار سانت فرو رفته بود که بخودم اومدم و از کصش کشیدم بیرون و پاهاشو انداختم روی شونه هام و سر کیرمو گذاشتم در سوراخ کونش و شروع کردم به ارومی فشار دادم که با آه و ناله اون همراه شد و یواش فشار رو بیشتر کردم و مقدار بیشتری از کیرمو داخل کونش میکردم و اه و ناله هاش قطع نمیشد سرعت تلمبه زدن را سریعتر کردم و یهو ارضا شد و من با شدت بیشتر تلنبه میزدم و تا خواستم ارضا بشم کیرمو در اوردم و ابمو ریختم روی سینه های قشنگش و شروع کردم به بوسیدنش،و مالش بعد سکس وقتی بدنمون اروم گرفت براش باز ودکا ریختم گفت نمیخوام ولی قاتعش کردم براش بهتره بخوره تا سردرد نگیره خورد و توی بغل هم خوابمون برد یک وقت بیدار شدم دیدم ساعت یک شده بوسیدمش و بیدارش کردم و پیشنهاد دادم با هم بریم حمام که رفتیم و زیر آب در هم تنیده بودیم بهر حال بیرون اومدیم و سعی کردم در مورد مامانش اطلاعاتی بگیرم و اونم شروع کرد تعریف کردن و فهمیدم مامانش با مردها ارتباط داره و همه جور لذت جنسی میبره و دروغ گفته که با کسی ارتباط نداره و بخاطر همین ارتباطهای مکررش میترسه به دخترش تجاوز بشه و خیلی بهش سخت میگیره وآوا هم چون از رابطه های جنسی مامانش مطلع میشه …شهوتش زیاد میشه که همیشه سرکوب می کرده و فقط برای ارضا با خودش ور میرفته .
بعدش ازم پرسید چرا کیرمو از تو کصش دراوردم که براش گفتم نمیخواستم دختر بودنش از بین بره و اعتراض کرد که باید ادامه میدادم چون سکس یعنی از کص کردن و فقط مهم اینه که ابمو نریزم تو کصش و اومد سمتم و شروع کرد مالیدن کیرم و تحریک کردنم و من که واقعا عاشق هیکل و …اون شده بودم مثل یک برده شروع کردم کصشو لیس زدن و مالش سینه هاش که خودش شرایط را جوری آماده کرد که کیرم توی دستش باشه و سر کیرمو گذاشت در کصش،و گفت فقط ابتو نریز توش و من که دیوانه کردنش بودم شروع کردم به فشار دادن و اون که حالش از منهم بدتر بود از فشار درد بار اول اروم جیغ میکشید و یا میگفت تندتر تندتر و منهم سعی کردم برا بار اولش بهترین عملیاتو انجام بدم و در نهایت تمام کیرم توی کصش میرفت و میامد و چنان استادنه رفتار کردم که وقتی ارضا شد حالت بیهوشی گرفت و منهم ابمو ریختم روی سینه هاش و بعد چند دقیقه که تو بغل هم بودیم ناگهان به فکر فرو رفتم که چرا احساس پارگی پرده اش رو نفهمیدم و خونی هم نیومد که بهش گفتم و اونجا بود که فهمیدم قبلا دو بار کس داده به یه توریست جوان روسی .
بهر حال تا پایان ده روز یا مامان رو میکردم یا دختر رو و هر سه تامون خیلی راضی بودیم و قرار شد بین ترم دانشگاه اونها بیان تهران و من در خدمتشون باشم
مرضیه به خونه اومد وآوا خیلی زود رفت بیرون تا نکنه مرضیه چیزی متوجه بشه من که سیراب از یک کون کردن عالی بودم یکی دوتا پیک شراب خوردم تا اگر اشتباهی کردم به حساب مست بودنم بزاره .رفت تواتاق وقتی برگشت فقط سوتین و شورت تنش بود و این معناش سکس بود اما من توان آنچنانی نداشتم و امیدوار بودم شاید اشتباه کرده باشم که اومد و لباشو گذاشت روی لبام و یه بوسه طولانی داشتیم و ارام دستشو کرد توی شلوارکم و کیرمو گرفت و شروع کرد به مالیدن دیگه چاره ایی نداشتم و علیرغم میلم مجبور بودم بکنمش پس شروع کردم مالیدن سینه هاش و خوردن اونها خیلی به زبون زدن سینه هاش حساس بود علیرغم اینکه بنظرم سکس نداشته ولی سینه هاش بزرگو جذاب بودن بهم گفت چه فانتزی داری تا همونو انجام بدیم منم گفتم خوردن کص و ریختن ابمو روی سینه ها وصورت خیلی دوست دارم اولش با ریختن ابم روی صورتش مخالفت کرد ولی وقتی اصرارمنو دید قبول کرد پس،رفتیم تو اتاق خواب و شروع کردم لیسیدن و خوردن کصش و با زبونم لیس میزدم وقتی خوب تحریک شد بین پاهاش نشستم و کیرمو فشاردادم تو کصش وشروع کردم به تلمبه زدن دستامم گذاشتم روی سینه هاش تا داغی دستام سینه هاشو بیشتر تحریک کنه ولی بعد از پنج دقیقه ارضا شد و من که تازه آوا را کرده بودم کمرم کاملا سفت بود و میدونستم اینطور مواقع فقط وفقط ساک هست که باعث ارضا شدنم میشه پس بدون اینکه چیزی بگم کیرمو گداشتم جلوی دهانش تا داخل کنم ولی صورتشو برگردوند و گفت ساک نه بهش گفتم من اگر ساک نزنی خیلی دیر ارضا میشم که بلافاصله شروع کرد با دستاش برام جق زد و حرفهای سکسی تحریک کننده و این روشش جواب داد و بعد چند دقیقه ارضا شدم و تمام ابمو ریختم روصورتش و کنار کشیدم .بعدش تصمیم گرفتیم بیرون نریم و عصر بریم و سعی کردم شناخت بیشتری ازش بدست بیارم چون بنطرم زنی با اینهمه شهوتی بودن نمیشه با کسی رابطه نداشته بوده باشه ولی در هر صورت منکر شد و ادعا کرد بیشتر وقتها با دیدول خودشو ارضا میکنه.
هوس کردن آوا منو ول نمیکرد و تنها شدن باهاش خیلی سخت بود مامانش کاملا حواسش بهش بود پس ناچار شدم بگم من عصر باید برم جایی و تا شب گرفتارم وشاید فردا برگردم پیش اون .عصر وقتی بچه ها اومدن یه مقدار دور هم صحبت کردیم و من گفتم باید برم و فردا همدیگرو میبینیم توی این شرایط به هزار سختی تونستم به آوا بگم فردا صبح تو هتل منتظرشم.منو رسوند هتل و رفت منم تا نیمه شب رفتم بیرون و همش تو فکر آوا بودم میتونم بگم شب اصلا نخوابیدم حدود ساعت ۱۰توی لابی نشسته بودم دیدم اوا اومد یه لباس بلند قرمز که چاک سینه هاش غوقا میکردن و بدون استین بلند شدم و گونه هاشو بوسیدم و بهش گفتم برا اینکه پرسنل هتل نفهمن من جدا میرم اونم جدا بیاد .من زودتر رفتم بسمت اتاق و بلافاصله یه عطر خنک زدم و دوتا پیک سنگین ودکا ریختم پنج دقیقه بعد اومد داخل و بلافاصله گرفتمش تو بغل و فقط لباهشو میبوسیدم و اونم ادامه میداد بعدش نشستیم و ودکا راتعارف کردم اول امتناع کرد ولی با اصرار من خورد و نهایتا سه تا پیک خورد و کاملا مست شده بودیم بلند شدم زیپ لباسشو پایین اوردم و از تنش دراوردم و لباس خودم رو هم دراوردم و شروع کردم به خوردن سینهاش،که سایز ۷۵ بودن و همزمان سر کیر شق شده ام را گذاشتم در کصش،بدون اینکه فشار بدم وفقط روی کصش حرکت میدادم بعد چند دقیقه لیس زدن سینه ها و تحریک کصش احساس کردم کصش خیس شده پس به ارومی بردمش،روی تخت خواب و بدون اینکه بخوام در عالم مستی اروم کیرمو کردم تو کصش،فقط شاید سه چار سانت فرو رفته بود که بخودم اومدم و از کصش کشیدم بیرون و پاهاشو انداختم روی شونه هام و سر کیرمو گذاشتم در سوراخ کونش و شروع کردم به ارومی فشار دادم که با آه و ناله اون همراه شد و یواش فشار رو بیشتر کردم و مقدار بیشتری از کیرمو داخل کونش میکردم و اه و ناله هاش قطع نمیشد سرعت تلمبه زدن را سریعتر کردم و یهو ارضا شد و من با شدت بیشتر تلنبه میزدم و تا خواستم ارضا بشم کیرمو در اوردم و ابمو ریختم روی سینه های قشنگش و شروع کردم به بوسیدنش،و مالش بعد سکس وقتی بدنمون اروم گرفت براش باز ودکا ریختم گفت نمیخوام ولی قاتعش کردم براش بهتره بخوره تا سردرد نگیره خورد و توی بغل هم خوابمون برد یک وقت بیدار شدم دیدم ساعت یک شده بوسیدمش و بیدارش کردم و پیشنهاد دادم با هم بریم حمام که رفتیم و زیر آب در هم تنیده بودیم بهر حال بیرون اومدیم و سعی کردم در مورد مامانش اطلاعاتی بگیرم و اونم شروع کرد تعریف کردن و فهمیدم مامانش با مردها ارتباط داره و همه جور لذت جنسی میبره و دروغ گفته که با کسی ارتباط نداره و بخاطر همین ارتباطهای مکررش میترسه به دخترش تجاوز بشه و خیلی بهش سخت میگیره وآوا هم چون از رابطه های جنسی مامانش مطلع میشه …شهوتش زیاد میشه که همیشه سرکوب می کرده و فقط برای ارضا با خودش ور میرفته .
بعدش ازم پرسید چرا کیرمو از تو کصش دراوردم که براش گفتم نمیخواستم دختر بودنش از بین بره و اعتراض کرد که باید ادامه میدادم چون سکس یعنی از کص کردن و فقط مهم اینه که ابمو نریزم تو کصش و اومد سمتم و شروع کرد مالیدن کیرم و تحریک کردنم و من که واقعا عاشق هیکل و …اون شده بودم مثل یک برده شروع کردم کصشو لیس زدن و مالش سینه هاش که خودش شرایط را جوری آماده کرد که کیرم توی دستش باشه و سر کیرمو گذاشت در کصش،و گفت فقط ابتو نریز توش و من که دیوانه کردنش بودم شروع کردم به فشار دادن و اون که حالش از منهم بدتر بود از فشار درد بار اول اروم جیغ میکشید و یا میگفت تندتر تندتر و منهم سعی کردم برا بار اولش بهترین عملیاتو انجام بدم و در نهایت تمام کیرم توی کصش میرفت و میامد و چنان استادنه رفتار کردم که وقتی ارضا شد حالت بیهوشی گرفت و منهم ابمو ریختم روی سینه هاش و بعد چند دقیقه که تو بغل هم بودیم ناگهان به فکر فرو رفتم که چرا احساس پارگی پرده اش رو نفهمیدم و خونی هم نیومد که بهش گفتم و اونجا بود که فهمیدم قبلا دو بار کس داده به یه توریست جوان روسی .
بهر حال تا پایان ده روز یا مامان رو میکردم یا دختر رو و هر سه تامون خیلی راضی بودیم و قرار شد بین ترم دانشگاه اونها بیان تهران و من در خدمتشون باشم
نوشته: مهداد
4 پاسخ به “مرضیه و دخترش (۲)”
کس کش تو پنج دقیقه نیست آبت اومده چطوری دوباره راست کردی. تمام این مدت تو بین این همه داستان فقط چندتاش خوب بوده
داستان ها یا بهتر بگم کستان هاتون رو یبار باز خوانی کنید بعد آپلوددیدول همون دیلدو هست ؟
اول که کلا رابطه تداشتبعد شد فقط دوبار کوس دادهولی چجور کردی کونشکسی که سکس نداشته انقدر راحت کون داد؟
وناگهان از خواب بلند شدی دیدی تو موندی و وتخیلاتت+کیری که سیخ در هوامونده