مدام ورق های بالاتر از من داشت و روی ورق های من میذاشتشون.
با لبخند بهم خیره شد، چشم هاش برق پیروزی داشت. حواسم پرت نگاهش بود که یادم رفت هشت گشنیز رو روی هفتش بذارم! و وقتی فهمیدم ک ورق بعدی رو دست گرفته بودم! مجازات!!
دوتا ورق از زیر دستش بیرون کشید و به ورق های من اضافه کرد!
اینکه میدونستم بازنده ام هم، تحریکم میکرد!
دست زیر چونه اش گذاشت و با نگاهش قدرت نمایی کرد.
گفتم:
- من تسلیم! برگه های تو دارن تموم میشن! تو برنده میشی خب.
اخم کرد: - دختری که زود تسلیم میشه و خیلی ضعیفه اصلا جذاب نیس!
صاف نشستم و سعی کردم درست بازی کنم. مجازات بازیِ جالبی بود و هم شانس میخواست و هم حواسِ جمع، و بابک برعکسِ منِ سربه هوا، تیز بود.
البته که در نهایت باختم، اما دیرتر و بامقاومت!
بابک اینطوری دوست داشت! و وقتی بهش فکر میکردم، خودم هم…
منتظر بودم ک پاداش بُردش رو بگه. اما به جای آزاد کردن صدای لعنتیش، سه تا کاغذِ ریزِ تا شده از جیبش درآورد و گذاشت روی میزِ کافه!
بالاخره صدای لعنتیش گفت: یکی انتخاب کن!
استرس مَلَسی گرفتم. کمی از نسکافه ی سردم خوردم و فکر کردم. اونی رو برداشتم که از همه بیشتر فشرده بود! خب این یعنی بابک با دست هاش فشار بیشتری بهش وارد کرده!
خب خودمم میدونستم دیوونه ام!
بازش کردم نوشته بود: ” !the best oral orgasm “
و ترجمه اش رو میدونستم!
تقریبا یعنی “دهنت …اییده اس!!”
و دقیقا یعنی باید واقعا بهترین اورال رو براش انجام میدادم!
یعنی چجوری؟!
با تک سرفه ی کوتاهش از فکر بیرون اومدم. دستش زیر چونه، داشت نگاهم میکرد.
گفتم:
- بهترینش دیگه چجوریه؟
با دقت به لب هام نگاه کرد: - جوری که از تمام جورایی که تا حالا انجام شده، بهتر باشه!
لجبازیم گل کرد و دلم میخواست حاضر جوابی کنم اما نگاه مصممش خاموشم کرد. درعوض گفتم:
- من که جورای دیگه اشو ندیدم بابک! هرچی فیلم سوپر هم دیدم، معمولا اورالاشو زدم جلو رفته!
خندید: صداقتت جالبه! خب حالا وقتشه نزنی جلو بره! دقت کن! و البته، من ازت تقلید نمیخوام. از غریزه ات کمک بگیر. هرچی که غریزه ات بگه، مسلما از تقلید بهتره! به تونستنت امیدوارم، برق چشمای سیاهت غریزه و شهوتی بیشتر از اونی که فکرش رو بکنی، منتقل میکنن… من سختگیر هستم، اما بی انصاف نیستم. نترس!
بعد اشاره ای به گارسون کرد تا دوباره نسکافه بیاره…
گفتم:
-اورال اونقدرام گسترده نیست! بهترین بودنش نامفهومه!
- فکر کن چکار میتونی بکنی که بیشترین لذت رو بهم بده! درهرحال باختی و باید انجامش بدی! حتی خودت انتخاب کردی!
به اون دوتا کاغذ دیگه فکر کردم… گفتم:
- درسته! انتخاب خودم بود… کلا شانس ندارم! لابد سخت ترینش بود!
بابک لبخند کمرنگی زد دو تا کاغذ دیگه رو با دو انگشت اشاره و وسطیش روی میز کشید و به طرف من هل داد.
با نگاهی عجیب گفت: بازشون کن!
سریع برداشتم و یکیش رو باز کردم:
’ !the best oral orgasm ‘!
خدای من!
همون رو نوشته بود!
گیج به بابک خیره شدم و بعد اون یکی رو هم باز کردم:
’ !the best oral orgasm ‘!!
هم خنده ام گرفته بود، هم حس ناتوانی داشتم!
آروم اسمشو زمزمه کردم…
نگاه بابک خیره بود. گفت:
- سیاست همینه! دنیا همینه! تا چند دقیقه ی پیش خوشحال بودی که بهت حق انتخاب دادم و سختیش رو گردن شانس و تقدیر انداختی! اما الان چی؟
گفتم:
-
حس رکب خوردن دارم! از حق انتخابی که نداشتم، راضی بودم! چیزی که وجود نداشته رو قبول کرده بودم!!
-
به نظرت دیگه چه چیزایی وجود ندارن و قبولشون داری؟ کجاها حق انتخابی نداشتی و فکر کردی که داری؟ یا خیلی حق های دیگه…
سیخ شدن موهای تنم ارادی نبود…
فکرم به جاهایی کشیده میشد که خوشایند نبودن…
تو فکر بودم که انگشتش زیر چونه ام نشست و سرم رو بالا آورد.
عمیق نفس کشیدم تا سنگینی سینه ام سبک و مغزم خنک بشه. دستش رو بر نداشت. انگشت شَستش رو روی لب پایینم کشید و گفت:
- از تلفیق استفاده کن!
لبخندی زد و ادامه داد: اینم یه راهنمایی، واسه جبران خسارت وارده به لبخند نفسخانوم!
لحن زمزمه وارِ اغواگرش و گرمی انگشتش حالمو عوض کرد…
قبل ازینکه لبامو باز کنم و انگشتشو بین لبام بگیرم، دستشو برداشت.
گفتم: واقعیه!
سوالی نگاهم کرد. ادامه دادم: این دستِ گرمی که میتونه با لمس کوتاهش تشنه ام کنه، واقعیه! وجود داره…
میتونم کاری کنم از لذت محکم به دسته های مبل فشارشون بدی! میتونم کنترلشون کنم! حتی میتونم بهت حق انتخاب بدم که جای دسته های مبل، چنگشون کنی تو موهام! یا...
کلی توی اینترنت و سایت های مختلف چرخیده بودم…
نزدیک ۵۰ تا فیلم اورال ایرانی و خارجی دانلود کرده و دیده بودم…
خارجی هاش معمولا نمایشیطور بودن؛ طوری که زن های توش سر و صدا میکردن و هی ادا میومدن، معمولا حس میکردم کارشون نرم نبوده و کلی دندون زدن و …
اکثرا حس مصنوعی بودن بهم القا میشد، اما حالت های قوس کمر و بدن، آرایش چشم و صورت و مدل موهاشون عالی بود.
ایرانیها هم معمولا کثیف بودن و با دوربین های ضعیف، اما خب هدف من کشف چیزای دیگه ای بود…
چیزی که تو فکرم جمعبندی کرده بودم، ترکیبی از استفادهی مناسب از لب ها، زبون و دست ها بود…
چندتا ابتکار هم خودم در نظر گرفته بودم…
هیجان خاصی داشتم، اینکه بعد از دو سال رابطه باهاش، هنوز هیجان شدید داشتم، خوشحالم میکرد…
برخلاف خیلی چیزهایی که اخیرا در مورد تنوع و آزادی و لذت دادن به شریک جنسی خونده بودم، و همه نهایتا به بی غیرتی و کاکولدینگِ تهوع آور و عجیبی میرسیدن، راههای تنوع دادنِ من و بابک، تعهد شیرینی داشتن که دلم رو قرص میکرد.
توی راه خونه، از فروشگاه یه دنت نوشیدنی خریدم.
نه میخواستم همه چیز خیلی برنامهریزی شده باشه، نه خیلی یهویی، تعادل بهتر بود…
ساعت ۱۱صبح بود، و بهش گفته بودم ۵ عصر خونه باشه. استرس جالبی داشتم.
نکته هایی رو یادداشت کرده بودم و دونه دونه باید انجامشون میدادم:
۱. آرایش باید خیلی تمیز باشه، چون نگاه کسی که داری براش اورال انجام میدی احتمالا بیشتر روی صورته، پست پوست باید تمیز و غیرِچرب باشه.
رژ لبی که استفاده میشه باید خیلی چرب و مایع نباشه، حین کار به اطراف لب و آلت پارتنر میماله. ترجیحا رژ مات اما سرخ و کمحجم…
مهم ترین قسمت آرایش، مخصوص چشم هاس که معمولا توی اورال بیشترِ توجه پارتنر به اوناس. پس ظریف و کشیده و خمار باید باشه…
موها هم اگر بلندن، نباید باز باشن، هی جلوی صورت میان و ممکنه تو دهن برن که حس بدیه… و حواس پارتنر هم پرت جمع کردنشون میشه و البته من که ریشه ی موهام حساسه، همون خودشون بسته باشن بهتره.
پس موهام رو با یه کش موی پفکی قرمز، دم اسبی کردم. البته تقریبا بالای سرم بستم کش رو، راحت تر تو دست میومد، نمای قشنگی هم داشت وقتی از بالای سر، دو طرف صورتم میریختن…
یه گوشواره ی آویزی هم میتونست خیلی خوب باشه.
۲. لختِ کامل بودن برای اورال لازم نیست. یه لباس خواب سکسی که نمای خوبی از سینه ها داشته باشه، و البته تو قسمت قوس کمر و برامدگی باسن جذب باشه انتخاب کردم. موقع دو زانو بودن، نمای پشت کاملا مهم بود… رنگ مشکی براق رو انتخاب کرده بودم، بابک دوست داشت. جوراب شلواری ای هم که انتخاب کرده بودم و با بند به لباس خوابم متصل بود، مشکیِ خیلی خیلی نازک بود، طوری ک لاک مشکی پاهام مشخص باشه…
۳. ناخن های دست خیلی مهم بود. ازونجا که اورال رو با حرکات دست تو ذهنم داشتم، اینکه کنار ناخن ها سفت و گوشه نکرده باشه، و ناخن ها تیز نباشه، لازم بود.
لاک دست هام رو هم مشکی زدم.
۴. انتخاب مکان رابطه از سخت ترینا بود. اما بهر حال کاناپه رو انتخاب کردم. هم از روبه رو امکانش بود، هم اینکه دراز بکشه و از بغل کار رو انجام بدم!
۵. شکلات!
شکلات رو خیلی دوست داشتم. دنت نوشیدنی غلظت مناسبی داشت. اولش خواستم گرمش کنم، اما شوک سرد بودنش، و بعد برخورد گرمای زبون و دهن، برانگیزاننده تر بود.
۶. انتخاب پوزیشن هم سخت بود، اما اونو بیشتر به دلخواه بابک گذاشته بودم و البته اینکه چی پیش میاد… درهرحال میدونستم که پوزیشنی ک جلوش زانو بزنم و از روبه رو، امکان دندون زدن توش به خاطر حواس پرتی خیلی بیشتره، تا پوزیشنی که کنارش باشم… درسته روبه رو نمای بهتری داره و تو فیلم ها هم بیشتر دیده میشه، اما خب ملاک فیلم ها، بیشتر لذت بیننده اس…
۷. به خاطر میل مازوخیسمی خودم، و علاقه ی بابک، دو تا گیره ی نقره ای مشکیِ مخصوص سینه، که با دو ردیف زنجیر به هم وصل بودن، به سینه هام وصل میکردم. هم خودم رو تحریک میکرد، هم بابک رو دیوونه!
۸. سخت ترین کار بود برام! خوردن منی! هنوز برای انجامش قانع نشده بودم… هیچ وسواس نبودم اما قورت دادنش تو حالت غیر مستی، باب میلم نبود و اگرم انجامش نمیدادم، شاید best oral orgasm نمیشد…
پس، انجامش میدادم!
بعد از نوشتن نکات، شروع کردم به حاضر شدن…
آرایش ملایم کردم و چشم هامو تمیز و دقیق خط چشم کشیدم، موهامو بالای سرم دم اسبی بستم و لباس سکسی رو پوشیدم، جلوش از زیر سینه بندهای ضربدری مشکی میخورد، بستمشون و سینه هام رو که ازاد بودن، نوکشون رو گیره زدم. از نتیجه ی آماده شدنم تو آینه راضی بودم…
ساعت ۴ و نیم بود و من کاملا آماده.
حتی اون حالت اضطرابِ اومدنش هم برام تحریک کننده بود…
با صدای زنگ خونه، در رو باز کردم و سریع یه چای فقط برای خودم ریختم! وقتی از در داخل میومد، معمولا چیزی نمیخورد… اما چایِ خودم، دلیل داشت!
وقتی در رو براش باز کردم، بعد از صورتم، چشم هاش میخکوب گیره های سینه ام و زنجیرشون شد…
یه ابروش بالا پرید و با تحسین نگام کرد، از نگاهش لذت میبردم و دلم میخواست با چشم هاش هیزی کنه روم! تنها نگاهی که حتی هیز نگاه کردنش رو هم برای خودم میخواستم…
ژست دست به جیب و خیره اش با اون کاپشن کوتاه چرم عالی بود!
دستش رو بالا آورد و آروم روی زنجیرِ بین گیره ها کشید. میدونستم نمیکِشتشون، اما باز هم حس استرس القا میشد… سوز سرد از راهروی بیرون میاومد…
گفت:
- خب؟
گفتم:
- خب بیا تو!
- فکر کردم همینجا قراره زانو بزنی!
خنده ام گرفت، به کاناپه اشاره کردم و گفتم: - بشین رو کاناپه! ممممم… لباساتم در بیار!
چند دقیقه بعد لخت روی کاناپه نشسته و پاش رو روی پاش انداخته بود.
نگران بودم عالی نشه اما اعتماد به نفسمو از دست ندادم. صاف و با ناز رفتم سمت اُپن، دنت نوشیدنی ای که تو ظرف جا سسی ریخته بودم رو همراه چاییم، آوردم گذاشتم روی عسلی کنار کاناپه.
با نزدیک شدنم ریلکس پاش رو از روی اون یکی برداشت و کمی از هم باز کرد، راحت لم داد!
عاشق اورال بود، همیشه میگفت: “از برتری های اورال به سکس واژن، مَکِشه! دهن به خاطرِ مَکِشی که داره، یک هیچ از بقیه جاها جلوئه!”
یه شال از روی مبل برداشتم و گفتم:
- میخوام اولش چشمات بسته باشه!
با هشدار گفت:
-فقط اولش!
لبخند زدم و آروم چشم هاش رو بستم.
مدام با خودم تکرار میکردم که نرم و خیس و آروم!
اولش کار با دستام بود.
آلتش کاملا تحریک شده بود. دو دستم رو به بیضه ها رسوندم و با پشت انگشت های اشاره، لمسشون کردم. تغییر و سفت تر شدن بیضه هارو کاملا حس میکردم…
بعد انگشتهای سبابه رو زیرشون گذاشتم و با شست هام دورانی مالششون دادم…
لبخند محوش نشونه ی خوبی بود!
بعد از مالش های آروم، انگشتم رو از کمی پایبن تر از بیضه ها، تا بالای آلتش، ممتد و نرم کشیدم و این کار رو چندبار تکرار کردم. بعد با انگشت ها محل تجمع رگ ها رو لمس کردم، عاشق لمس اون ناحیه بود، دقیقا زیر آلت…
خودم رو مشغول مالش کرده بودم و طوری که اصلا متوجه نشه، یهو زبون خیسم رو از پایین بیضه ها تا نوک آلتش کشیدم وحبس شدن نفسش رو حس کردم. با تکرار کارم نفسش رو مثل آهِ آرومی بیرون داد.
حالا جای خیسی زبونم رو فوت کردم تا سردش بشه!، سریع کمی از چای داغم نوشیدم تا زبونم داغ بشه و زود کارم رو از پایین تا بالا تکرار کردم. آهِ مردونه اش رو دوست داشتم!
دوباره فوت کردم و دوباره چای و داغیِ زبونم…
کافی بود.
ظرف دنت رو برداشتم و بی حرف نوک آلتش ریختم، عمدا دنت رو گرمش نکرده بودم، دندوناش رو فشار داد و برخورد لب هام با آلتش، لرزوندش…
دوباره چای خوردم و تا قسمتی آلتش رو وارد دهنم کردم و
شکلات ها رو مکیدم. نفس هاش حسابی سنگین بود…
عقب کشیدم و گفتم: “چشم بندت رو باز کن!” و زانو زده جلوش، صاف نشستم و تو چشمام هاش نگاه کردم. لبخندش قشنگ ترین نبود؟!
دوباره براندازم کرد، نگاهش رو سخت از سینه هام گرفت، شال رو گوشه ای پرت کرد و گفت: “یخ کرد!”
خنده ام گرفت اما اون جدی و ملتهب بود…
ظرف دنت رو برداشتم و دوباره سر التش ریختم، گذاشتم کمی پایین تر بره و با زبون از پایین تا بالا همش رو خوردم!
بازی زبونم زیر ختنه گاه، جایی که تجمع رگ هاش بود رو دوست داشت، اونجا رو بازی دادم و بعد مکیدم…
گفتم صاف تر بشینه، شست دستم رو خیس کردم و همزمان با زبون زدن به زیر ختنه گاه، دایره ای روی محل اتصال بیضه و التش مالیدم، نفس هاش صدادار بود. با زبونم و مکیدن، سراغ بیضه ها رفتم…
وقتی بی قرار گفت “قشنگ بخورش!” گوش کردم و با تمرکز برای دندون نزدن، آلتشو وارد دهنم کردم.
اولش نرم و آروم… تا جای ممکن، طوری که نوک بینیم به پایین شکمش برخورد میکرد. حلزونی و نرم و آروم عقب و جلو میرفتم که موهای دم اسبیم رو گرفت و حرکتم رو تند تر کرد. لب هام سپر دندون هام بود. موهام رو ول کرد.
دوباره کمی زبونم رو روش حرکت دادم و بعد کم کم مکیدن رو شروع کردم… از نوکش شروع کردم و مکش رو تا تهش ادامه دادم…
مکیدن بهم لذت میداد… احتمالا این عطش برای مِک زدن، تو دوران نوزادی ریشه داشت…
چشم تو چشم بودیم…
عقب کشیدم و با اشاره بهش فهموندم روی کاناپه دراز بکشه، من کنارش روی زانوها بودم، یه بالشتک مبل زیر زانوهام گذاشتم تا راحت تر باشم. دستشو به عسلی رسوند، انگشتاش رو داخل ظرف دنت کرد و روی لبم کشید… بعد صورتم رو سمت صورت خودش کشید و شکلاتِ روی لب هام رو با زبون خورد و بعد بوسید… بازی لب هامون نرم و پرعطش بود… بوسه مون عمیق و داغ شده بود…
رسوندن دستم به بیضه هاش، نفس هاش رو تبدیل به صداهایی از ته گلو کرد…
بعد از دقیقه های ملتهبمون عقب کشیدیم و رفتم سراغ آخرِ کار!
بلد بودم دیوونه اش کنم، طوری که نتونه خودشو نگه داره!
با مکیدن آلت شروع کردم و دستم همچنان پایین تر بود…
اول نرم و خیس پایین و بالا کردم… در حین بالا و پایین بردن نرمِ لب هام، از داخل با زبون تحریکش میکردم…
اروم بند بین گیره های سینه ام رو تکون داد و منقبض شدم. تکون محکمی نمیداد…
بدنش از لذت بالا و پایین میرفت و صدای لب های من و آواهای گلوی اون، تنها موسیقی فضا بود…
دوباره دم اسبی هام رو تو دست گرفت و مجبورم کرد حرکتم رو تندتر کنم… همینکارو کردم.
بعد کم کم خوردن رو تا نیمه کردم و نیمه ی پایین و خیس آلتش رو با دستم حرکت دادم… حرکات عقب و جلو و چرخش دار…
نزدیک ارضا شدن بود و بی قرار…
حرکت دستم رو تند تر کرده بودم و مکیدن رو پیوسته تر…
ارضا شدن در حال مکیدن باید جالب میبود؛ و خب عاشقش بود!
صداش بلند بود، مکیدن رو قطع نکردم و تمام نبض های آلتش برای پرتاب منی رو تو دهنم حس کردم. سریع قورت دادم که تهوع نگیرم و موثر بود! عُق نزدم…
اما پاشدم و رفتم دهنم رو شستم… نمیخواستم تو دهنم بمونه…
برگشتم و صحنه ی لم داده ی بابک رو مبل، با اون نگاه تحسین کننده و خیره و مسحور، قشنگ ترین تابلوی سکسی ای بود که میشد دید…
صداش هنوز کمی هیجان زده بود:
- سه تا کاغذِ تا شده روی عسلیه، همیشه که لذت تو مجازات نیس… اینبار جایزه ات رو انتخاب کن نفسخانومی!
نوشته: Hidden moon
159 پاسخ به “مجازات و لذت”
ایراداتی داشت ولی در کل خوب بود منتظر داستان های جدید و بهتر از این هستیم
عااااااالی بود و به شدت لذت بردم ممنونم :*
قشنگ و جالب و صد البته متفاوت
هعی لوله گاز از سینگلی مُردم
لایک 11 و یه عالمه اوف به این قلم و داستان !دختر بی نظیر و متفاوت بود !میدونستی اورال یکی از سخت ترین و در عین حال لذت بخش ترین قسمت سکسه؟سخت ترین برای زن !چون فک و دهن خسته میشه و لذت بخش ترین برای هردو!و تو یکی از بهترین ها و کامل ترین اورال ها رو ارائه دادی لعنتی !بعنوان منبع یادگیری اورال میشه ازش استفاده کرد ? ?اخه فوت؟اخه چای داغ؟واویلا !دنت !آخر داستان بی نظیر تموم شد ! ?انتخاب جایزه !و قطعا باز بهترین رو خواهد خواست !
خوشگلخانمممنونم ازتون دوست عزیز، بله… امیدوارم مفید بوده باشه…
جالب بود و با حالکاش یکی بور برا ما هم ازین کارا می کرد
داستان لوس و خنک بید. چند سالته؟ نویسنده به 14 ساله میماند. نهایتا 16 با ارفاق اونم :)مخصوصا شروع داستان جمله ها و کلمه ها کلیشه بید 🤮
پرفکت
یکم طولانی بود اما خووب بود خسته نباشی.دوسداشتم اونم در ادامه ی داستان واسه تورو بخوره چون خودمم عاشقِ اورال سکسم دوسدارم با خوردنِ مهبلِ پارتنرم مستههه مستش کنم.موفق باشی.?
باحال بود ممنون
حتی خوندن نوشته هات میتونست تحریک کننده باشه،پر از ریزه کاری و پر از جزییات بود خیلی قشنگ توصیف کردی
کسیو ندیده بودم واسه ساک زدن بشینه دستورالعمل بنویسه که الحمدلله اونم دیدیم.
عالی بود.یک آموزش کامل اورال همراه با احساسات زیبا و بی نظیر با یک نگارش عالی.واقعا احسنت به این قلم
اسم داستان زیبا،داستان نویسی زیبا،نوع نگارش وادبیات زیبا،تنها ایرادی که میتونم بگیرم به طولانی شدن داستان بود،درکل لایک و در آخر منتظر داستنهای بعدیت هستم
مجازاته بابک شبیه به انتخابات ریاست جمهوری تو ایرانه 😐
دادا من انشام ضعیفه از این متنای ادبی زیاد بنویس واسه هفته بعد لازم دارم
raul14ممنونم دوست عزیز، امیدارم پیدا بشه زووود…
عالی بودسپاسگزارم
عالی بود لذت بردم قلم روان شیوایی داشتی ?
قشنگ بود.فک نمیکردم انقد باز بتونی بنویسی…باشد که سرمشخ زنان این سرزمین شود!
یاخدا ببین یه ساک زدن چقدر برنامه ریزی داره ما پسرا نمیدونستیم تاحالا
امروز یه داستان متفاوت تو سایت میخوندم که قهرمان قصه روحشو به کالبد خاله ش میفرسته …یه تم ناب با پرداخت نسبتا معمولی …اما برعکس اون تو یه دستمایه معمولی رو با قدرت تبدیل به داستان کردی ،با همون وسواس و ریز بینی ویژه خودت که مثل کاسپارف همه جوانب رو میسنجه …،!داستانت حتی اگه آموزش اورالشو نادیده بگیریم بهمون میگه هر کاریو میشه به بهترین شکل انجام داد اونم واسه دلدار ، کاری که نباید دستکم گرفتش !اما از اینا که رد بشیم چند تا نکته در گوشی میگم که برداشت خودمه ،،، اولا مراحل آماده سازی قهرمان واسه کارش کمی کشدار بود قشنگ اما کمتر داستانیمهندسی شدن سیر داستان پیش بینی پایانشو ساده کرد و این پاشنه آشیل کار شدمیشد شاهنامه ای تر سهراب قصه رو قربانی میکردی و یه شوک قوی وارد میکردی !،،، گاهی خودتو از غل و زنجیر ماز رها کن …در کل زنونگی داستان ، ظرافت قلم ،و پیام قوی ت خودنمایی میکنه انکار چیره دستی ت شرط انصاف نیست …لایک
بعله ما اینجا فقط جکی اسپارو رو کم داریم
اینجا یاد دسته پلی استیشن داداشم افتادم خخخخ
یادت رفت اسم اسپانسرتو بنویسیا
babak4650خیلی ممنونم دوست عزیز
در عجبم از اونایی که مدعی هستن این نوشته اورال نامه(؟) یا حتی نزدیک به عملیات لذت بخش کیرخوریه!!! شما دنت سرد بریز رو کیر طرف ببین چجوری به انواع روش های مختلف روابط اس ام رو روت عملی میکنه!!! دیر داستان رو خوندم اما بسی خندیدم از این طنزنامه!
Hidden moon گرامی فارق از تشکر بابت لطفت بهم (گرچه ایدهی خاصی هم نبود همهش مال خودته) عرض شود که شاید بد نی زین پس، برا نوشتن هر داستان سکسی درمورد ساکزدن، یه مشورت کوچیکی هم از کیرخوران کارکشته و معروف سایت که در امر کیر خوردن تجربهی وافری دارن بگیری بلکه بیچارهها دلشون نشکنه انقد از روی احساس وظیفه و نگرانی از نگرش و انتظار کیرداران خودشونو هلاک کنن.البته جای شکرش باقیست که تصمیم نداری هیچ وخ داستان درمورد کون دادن بنویسی وگرنه فک کنم اونموقع دیگه به مقدساتشون توهین میشد دس به عملیات انتحاری میزدن! خخخهرچن آخر نفمیدم بلخره تو خواسته یا ناخواسته چه هیزم تری در ماتحت یه سری فرو نمودی که سوزنالههای همیشگیشون گویاس چقد جاش هنو درد میکنه ولی برا ما که همواره صدای مداوم جلز و ولز سوزش ماتحت نخالهها و خالهزنکها همچون موسیقیای سادیستپسند لذتبخش بوده و هست!از همین روی همونجوری که گفتم همین فرمونو برو جلو چون خوشبختانه ما در کنار لذت بردن از قلم خوب و داستانت، از آن موسیقی دلنواز نیز فیض میبریم.
هرکس درباره چیزی سخن میگه که توش تخصص و مهارت داره. از کیرخوری نوشتن هم تخصص میخواد که متاسفانه نه تنها نویسنده جان بلکه مردنماها و کیرداران و اوبنماها هم از اون بی بهره هستن!الان بحث کامنت بالایی سر چیه واقعا؟اینکه ثابت بشه نویسنده داستان متخصص کیر و خایه خوریه یا اینکه کیرداران اعظم و اقدس و فلان تجربه مزه کردن کیر رو، هم به عنوان خوراننده هم به عنوان خورنده بیش ازکیرخوران کارکشته و معروف سایتدارن؟!؟!منظور اسکلت حشری رو از کامنتش متوجه نمیشم متاسفانه در قسمت کامنتها فقط عدم نقدپذیری نویسنده و باندبازی رو شاهد هستم … نقد را برنمیتابید پس میتوانید طبق سخن بزرگان کاری کنید که فلان کاربر اسپم شه چون تا زمانی که میتونه حرف بزنه بلده چی رو چجوری بگه!این نوشته فقط میتونه به عنوان “کارهایی که موقع ساک زدن انجام ندهیم.” مورد استفاده قرار بگیرد در غیر این صورت حتما کیردار مور نظر کیرش تَرَک خواهد خورد!!!موفق و پیروز باشید!
بین «ابراز عَقیده» و «ابراز عُقده» تفاوت بسیار است.اونچه از جانب مستر اوب درمورد داستان ایراد شد حتا نقد تند و تیز هم به حساب نمیاد بلکه عقدهگشایی محض است.صدالبته که نقد داستان طبق نظر شخصی آزاد است و خردهای هم بهش وارد نیس. ولی حمله به مخاطبان و افسوس و آه جگرسوز بابت نظر مثبت دیگر کاربران درمورد داستان چیزی جز همان موسیقی با ریتم جلز و ولز که پیشتر بهش اشاره شد تلقی نمیشود.نظر مثبت و منفی به خود کاربر نظردهنده مربوط است ولی دخالت در نظر دیگر کاربران که چرا خوششون اومده مصداق بارز سوزش، فوضولی و حاشیهسازیست… همونطور که دلنگرانی شدید و احساس وظیفه بابت سطح انتظار مخاطبانِ کیردارِ داستان از سرویس کیرخوری نیز اینچنین است. درکل ما کیرداران راضی نیسیم متخصصان کارکشته اینجوری خود را به زحمت بندازن و حرص و جوش بخورن تا بقبولانند عملیات مقدس کیرخوری را بهتر از روایت این داستان بلدند آن هم زمانی که قادر نیسن به ما اثباتش کنن.درضم هیچ کاربری هم بیدلیل اسپم نمیشود. فوضولی در تصمیمات ادمین که دیگر جای خود دارد.همچنان از موسیقی لذت میبریم!
ابراز عقیده در فضای عمومی ولو مجازی یا حقیقی و ابراز عقده در خصوصا فضای مجازی مرسوم شده است. فضای مجازی مجالی هرچند اندک جهت التیام عقده های سرگشوده و سربسته به خیل عظیم کاربران هدیه داده و ما از این جهت خرسندیم، دیگران هم چنانچه از سرویس ارائه شده و نوشته شده در این داستانِ طنز خرسند هستند حتما من باب امری دیگر است، به عنوان مثال دریافت این سرویس با همین متد ذکر شده میتواند دلیل قابل قبولی باشد! وگرنه برای پوست و گوشت بنی بشر این متدهای سرد و گرم و فلان زجر آور است.اما ممکن است این طنزنامه برای عده ای کاربردی مناسب داشته باشد، حالا یا از زبان غنی و توانای نویسنده این امر برمی آید یا از کُنه وجودی کلسیم خالص در مشتی استخوان آن هم از نوع حشری اش اما تاکید میکنم که برای انسان ها این متد زجر آور است اما به عنوان یک داستان تخیلی خوب است!این نظر بنده و آن دسته از کسانی است که از باندبازی هراس دارند و نظراتشان ولو درست را میبلعند.نواختن هم مانند نوشتن هنری کم نظیر است.شما هم خوش می نوازید دوستان گرامی :)لبخند به لب باشید دوستان، این فقط یک بازی است مانند دنت بازیِ سرد و چای داغ روی آلت تناسلی مزبور!قال ایلونا علیه الرحمه:“در تخصص نویسنده در چیزی که نوشته شکی نیست!اما چه اصراری داشت بگه نع؟!” 🙂
امیرامیندوست خیلی خوووبم، خیلی ممنونم ?بله متوجهم از کجاهاش، ولی خب توضیح دادم بران و البته میدونم خیلی باتجربه نبودم تو این مورد و قطعا نقص داره…دوس داشتم ک مفید باشه و خوشحالم اینو میشنوم…واو! چه همه خارجکی 🙂 خیلی مرسی ? ?
صددرصد که اگر فضای مجازی برای جبران کمبودها و التیام عقدههای اوبزدگان و پیروانِ اوب وجود نمیداشت که از شدّت حرص منفجر میشدن. پس باز جای شکرش باقیست لاقل جایی هس بیان اظهارات سوزناک خود را ابراز بدارند. کمااینکه مام از اصوات آن سوزنالهها حس خوبی میگیریم. بهرحال سادیست بودن جاهایی هم خوب است…ایضاً به نظر میرسد نمایندهی شورای صنفی دلواپسان کیفیت کیرخوری برای کیرداران بکن تو، در تجسم خوردن کیرهایی از جنس استخوان هم مهارت والایی دارد. مرحبا به این قوّهی تخیل! الان فمیدیم این شدّت حرص و جوش و سوزش برای چیست. گویا حسرت بلعیدن کیر استخوانی ولو در عالم تخیل بر دلتان مانده و طبق افکار سکسزدهی خویش که تموم همجنسانتان را در رقابت با خود در امر کیرخوری فرض میکنید گمان بردید شخص دیگری سهم شما را دزدیده که اینچنین برآشفته شدید و فریاد وامصیبتا سر دادید. وگرنه هیچ جوره این شدّت از سوزش و صدالبته خیالپردازی عمیق پیرامون خوردن کیر اسکلت حشری را نمیشود توجیه نمود!
نویسنده جانداستان شما اورال نامه نیست! اصلا درباره ساک زدن هیچ اطلاعات مفید که هیچ، حتی حس اروتیکی به خواننده ای مثل من که از ترَک دیوار هم اروتیک میسازد منتقل نکرد!(تو این مورد که ما رو قبول داری؟!)این حتی یک داستان فانتزی هم نیست! غلظت دنت برای اون منظور مد نظر شما متناسب نیست!اصلا اروتیک نبود! آموزشی هم نبود! این تعاریف ها و به به و چه چه ها فقط یک دلیل دارد! چون شما نویسنده این نوشته هستید!!! به خودت بیا و قوی بنویس! شعر بنویس یا داستان قوی نه این شعرهای پیشونددار و خودفریبانه!روی کلام من با نویسنده بود و نقد داستانش آن هم با برچسب اروتیکی که دارد اما اگر کسی نقد به نوشته را از تخریب شخصیت تمییز نمیدهد مشکل بنده نیست! دیگران میتوانند از این نوشته لذت ببرنداما از نظر من یک نوشته معمولی و غیرواقعی و غیراروتیک من باب ساک زدن است!در قسمتی عرض کردم هرکس از چیزی سخن میگه (نه نوشتن) که در تخصصش هست، مخاطب این جمله خطاب کننده دائم سکس زدگی و استاد مسلم باندبازی در این سایت پورن بود. ذهن سکس زده و اروتیک طلب من حتی به آلت تناسلی استخوان هم رحم نمیکنه هرچند به قطع یقین از دم و دستگاه عادی مردانگی خبری نخواهد بود اما همین ذهن اروتیک و حشر طلب از دریافت اروتیک این نوشته عاجز بود! متوجه شدید نقدم چه بود یا خیر؟ شاید سنسورهای دریافتی تون نیاز به آپدیت داره؟هشتگ نظر تحمیلی بزنم یا زوده؟!
بعله بعله خخخخخخخ ما اینجا سردسته دو رو های سایت بکن تو که همه چی به تخمشه و فقط شعار میده و تو عمل اسهالی میرینه رو داریم خخخخخخخخهمراه همونا که کلا تو تاپیک تولد نویسنده جوجو و گله ای اومدن از این چرت و پرت کودکانه (که شنیدم میرن اینور اونور تبلیغ میکنن بیان بهشون لایک و کامنت بدن خخخخ) اومده وکیل مدافع شده!!! خخخخ
کاش همین غیرنقدتونهم خطاب به داستان بود، نه شخص نویسنده!
یادم رفتتت بگویم اون متن زدک اول کامنت بالا واس اسکلت حشری بهترین تاپیک زن سابق سایت (جدیدا کمیک ترجمه گوگل ترانسند میکنه خخخخخ) میباشد
بعله بعله جوجوی مثلا نویسنده ما خودش رو بهترین نویسنده سایت میدونه خخخخخخخخخخ (dash)
ایول،دوست عزیزم…نمیدونم تو کشوری ک هستی دنت هست یا نه… اما اینجا دنت چند نوع محصول شکلاتی داره…دسر شکلاتیش ک کمی حالت جامدتر داره و مثل خامه شکلاتیه…ودنت نوشیدنی ک مایع تره.هردو خوش طعمن،اما من دنت نوشیدنی رو انتخاب کردم به خاطر سرریز شدنش…
قسمت بعدی منتظر چی باشیم؟ خخخخ
شادی جانم دنت نوعی نوشیدنی است به غلظت مایع منی وقتی از کیر خارج میشه البته اگر خورد و خوراک صاحب کیر خیلی هم مناسب نباشد! یه نوع دیگه اش هم هست که در بسته بندی کاسه ایست و غلظتی کمتر از خامه دارد.متوجه کامنت نویسنده نشدم. مخاطب من به عنوان نقد کننده هستم یا سانسا به عنوان کسی که متن رو خوب و با دقت خونده بود و بالاتر ازش تشکر کردید؟!اگر مخاطب من هستم باید بگم جوابیه ای که نوشتید برام واضح نیست لطفا توضیح بیشتر بفرمایید در صورت تمایل…من فقط گفتم این نوشته اروتیک نیست! اورال نامه نیست! از به به و چه چه دیگران هم در شگفت شدم چون این متد ساک زدن رو به عنوان یک مرد/زن درک نمیکنیم! نه من نه سایر دوستانم که باهم این متن رو خوندیم! درک و هضم این انتقاد ساده انقدر مشکل بود؟!
لایک .خوب بود
وکیل مدافع بعدی دنت سرد و چایی داغ و تغییر دمای آنی روی کیر پیداش شد خخخخخخخخخ
عه من گفتم ضد زن روانی این یکی یارو پیداش شد خخخخخ
بسی مایهی خرسندیست که این موسیقی جانبخش همچنان در حال نواختن است…به نظر میرسد میان «اوبزدگی» و «کجفهمی» ارتباط تنگاتنگی وجود دارد که به این دلیل گاهاً نیاز به توضیح واضحات میشود:
و ایضاً در پاسخ به آن عناصری که اوج فعالیتشان در سایت محدود میشود به سر در ماتحت کاربران مختلف فرو بردن و تغذیه از متحوای رودهی آنان و سپس بالااوردن همان محتوا (!) عرض شود که نمیدونسم انقد پیگیر تاپیکام هسید و از بابت هر نوعی که میذارم به گونهی خاصی بر شدّت آتشفشان ناحیهی تحتانی بدنتان افزوده میشود! ?بهرروی از اونجا که این صداهای چِــــس سوختگی که مدام از سوی شما بلن میشود بسیار واسم خوشایند است کلی انرژی گرفتم تا زین پس نیز داستان مصور سکسی ترجمه کنم در کنار درج تاپیکای سکسولوژی.? 😉
جونننن تو فقط هارت و پورت کن خخخخخ بیشتر از اونی که گفتن سایت به تخمته خخخخخخخخخخخخخخ
سانسادهنت جر خوردم از خنده 🙄
آقای شادو اقا چرا داری بهتریننننن نویسنده سایت 🤮 رو نقد میکنی؟
هستولی کم عصطمنم بهترین بکن دنیام.کنتر نمیندازه که ?
اومممممممچقده این نویسنده جوجو و این یارو باند بازه که سایت به تخمش نیس بدبخت شدن که دو تا ضد زن روانی معلوم الحال دارن پرت و زرت میکنن براشون خخخخخخخخخخخخخخخ
چون ما بر روی خرمگس معرکه ریدیم، دیگر مگسها نیز تشریففرما شدن برا تناول غذایشان!
ایول، دوست عزیزخواهش میکنم. ? مسلما سوئد هم داره و تفریح جالبیه برای تنوع در سکس
واقعا قشنگ بود داستانخوشحالم بعد مدت ها که اومدم سراغ داستانا داستان جذابی خوندم
من گزارش پزارش ندادم خخخخخخ
ملت عادت دارن به گوه خوری و راپورت این اون دادن به ادمین ،باقی دست اندرکاران .گوه شده ورد زبونشون گوه بخور .گوه نخور.گوه کردم بوش اومد.کیونم گوهی شده یکی بیاد بشوره.بجاست اسم گوه بن عَن روشون بزارین در این ساعات عزیز همزمان با ورود اون گوه عزیز.پ.ن. گوه بخور ،زیادم میخوای بخوری بخور .ولیدقت شود ولییییبا دو دست نخور کصگملب لوچتم پاک کن بعدش ^√^.اصن به کیرم هر طور دوس داری بخور 🍺
من گزارش پزارش ندادم خخخخخخمگه کصخلم مهر تایید حقارت این یارو که سایت به تخمش نیستو برم گزارش کنم خخخخخجونننن جوجو ۱۳ ساله بازم بنویس بهترین نویسنده ایران خخخخخخخخخخخخخخچرا اینقده من باعث گرخیدنتون شدم؟! خخخخخخخخخیه انتقاد ساده به کودک نوشتن این جوجو نویسنده بود دیگه خخخخخخخخخخحرص نخورین شیراتون خشک میشه مجبورین اسکلت جاش بدین ملت باهاش ساک بزنن خخخخخخخخخ
نویسنده جان نقد بنده به نوشته تون رو تعرض به حریم خصوصی تعبیر میکنید؟واعجبا!!!وقتی داستانی رو در سایت منتشر می کنید باید ظرفیت تحمل شنیدن نظرات مخالف هم داشته باشید! کماکان میگم داستانتون یک طنزنامه کودکانه در خصوص ساک زدن بود که اصلا واقعی نبود، هرکیرداری این رو متوجه میشه و من متعجب بودم از نظرات کیرداران افخم! البته در بکن تو کیردار بی کیر میشود و بی خایه، خایه دار اعظم! از اونجایی که فرد حشرطلب و اروتیک مَنشی هستم خودم رو دارای این صلاحیت میدونم که این داستان رو از نظر اروتیک رد کنم!(مدعای من مقایسه پاسخ به سوال ایول عزیز توسط شما و اینجانب است.)ممکنه عده ای که از قضا دوست شما و عضو باند معروفتون هم هستند این نوشته رو اروتیک و سکسی در نظر بگیرند و به دیگران حمله کنند اما عده ای هم مانند بنده همین برداشت رو دارند:
آقای شادو خخخخخخخمردم از خنده خخخخخخخخخخخ
نقد به داستان بله، اما نقد به خودم رو اونم زیر داستان، شدیدا نهی میکنم!حق ندارید در مورد اینکه من تجربه و تخصص اورال با هرکسی رو دارم یا نه صحبت کنید…اینا تعرض به حریم خصوصیه، و تو اولین کامنتهات مشهود بود، حافظه ات مشکل یا کوچه علی چپ جای قشنگ؟؟
هولی منممنونم دوست عزیز ?کامنتتون بین حس های بد و عجیب ک به شَک مینداختنم، حس خوبی داد…
خوشم این موسیقی خوب عقدهداران و ماتحتسوختگانِ داغدار دیگر را هم به همنوایی خوانده.فاز اون کونلیسی که عین تاپاله خودشو انداخ این وسط تا فقط گوهخوری اونایی رو بکنه که خودشون گوهخور مان خعلی جالب بود. ?هرچن ما که بخیل نیسیم، نوش جانت شود گوهِ بازیاف شدهی ما توسط دسگا گوارش همونایی که کارت لیسیدن کونشونه. بهرحال امیدواریم سیر شده باشی کونلیس بلفطرهی بدبخ. 😉
جوجو نویسنده منظورت کیسته؟ دخیخا مشخص کون کی را میگویی؟ خخخخخخخخ گیج شدم از جوابات خخخخخخخخ
###شیوه های صحیح نقد
عجب و واعجبا از توهمات دشمن پنداری و دیگر پنداری بیمارگونه شما! 🙂 دختر جان برای اروتیک بودن یک نوشته لزومی به داشتن کیر و خایه نیست هرچند که ظاهرا محتویات لباس زیر بنده در زمره حریم خصوصی که انقدر برایش سنگ به سینه میزنید قرار نمیگیره و به دلایلی نامعلوم ظاهرا شما مطلع تر از بنده هستید! در قاموس ذهن کودکانه شما فقط مردان حق تحریک جنسی دارند، همین بس است در تایید محتویات مغزی شما بعلاوه باند معلوم الحالتان!!! با دفاع ناعادلانه و هجمه بی دلیلتان به شایعات مبنی بر داستان نویسی از جانب دیگری هم صحه گذاشتید! چرا داستان های قبلی قلم قویتری داشت؟؟؟!!! البته که این سومین داستانی ست کهمناز شما خواندم.(اگر من را شخصی مجزا از دشمن فرضی در نظر بگیرید) یک شعر خوانده بودم بعلاوه یک داستان اس ام. این داستان هم به توصیه یکی از دوستان مشترکمان خواندم و به تلقی شما و برخی دوستانتان از اورال سکس خندیدم! معصومانه و کودکانه بود دختر جان! توهینی در کار نیست 🙂 مگه کودکانه بودن بده؟!! فانتزی صورتی خنده داری بود که ممکنه برای برخی که تمام سکس عمرشان را پشت کامپیوتر تجربه کرده اند عالی به نظر برسه.باز هم عرض میکنم نوشته شمااز نظر بندهدر دسته بندی داستان قرار نمیگیره، برچسب اروتیک بودن برایش بی معنیه. یک نوشته است که به عنوان “چه کارهایی موقع ساک زدن انجام ندهیم.” میتواند مورد استفاده قرار گیرد. 🙂
کودک وکیل بعدی پیدا شد خخخخخخخخ
هر دم از این باغ بری میرسد.کیونده گوه زده ی کیر خری میرسد.
اقای شادو خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
خب میبینم که کونلیس بادمجون دورقاپچین ماجرا بدجوری آتیش کونش شدّت گرف حسابی زد تو فاز گندهگوزی مجازی و دریدن ماتحت خویشتن!?خخخ آخه بچه کونی ریقو من که توی کونلیس پیروِ اوب رو هیچ وخ به مویرگ تخم چپمم حساب نمیکردم چه بعد از اخراج ارباب اوبگرات با تموم اوبنوشتههاش چه قبل از اون قضایا که خودت خایهمال و زیر کیر من بودی. (البته شایدم از همین عقدهای شدی که نذاشتم کیر و خایهمو زیاد بخوری ;-)) ما یه کونلیس بدبخ مث تو رو که وظایف کصلیسی، کونلیسی و خایمالی تو ذاتش هس رو فقط سوژه خنده میکنیم بهش میخندیم.?فعلاً همین که زیر چتر اوب اومدی اینجا داری از شدّت حرص کون خودتو پاره میکنی به حد کافی گویای این هس که کی چه آلت قطوری تو کون کیا کرده که هنوزم که هنوزه دردش رو دارن عربده میزنن.?درکل من که دارم لذت میبرم از اینکه یه نویسنده با داستانش اینجا تا حدی آتشفشان ماتحت شما نخالهها رو شعلهور کرده که آروم و قرار ندارین. ;-)این سخن بزرگانو هم بنویس رو مقوا لوله کون تو کونت پند بگیر که «شنیدن آوای جلز و ولز ماتحت نخالهها بسیار لذتبخش است!» 🤤
کودک وکیلا به پرت و زرت ادامه بدین. من لالام اومد
کیونی هی میخوام جواب توئه کیونده رو ندم، هی نمیشه!آخه کصخل! تو که خایه نداشتی 2 سال پیش ساعت 9 بیای زیر پل محمدحسن خان، دیگه اینجا زر زر نکن کیونی! به خاطر **پانیذ **جونت اومدی از تخمام آویزون شدی و آخرشم نیومدی سر قرار… راستی از ممد بوکسور چه خبر؟ قرار بود همراهت بیاریش سر قرار؟ :))))))
د آخه کصخل تو اگه کیر و خایه ات معیوب نبود و مردونگی ات سر جاش بود که با کسشریجات یه شوهردار ریقو ک یواشکی میاد پورن مینویسه و به جاش داستان سکسی خنده دار از توش درمیاد موجبات تحریکاتت فراهم نمیشد که آب و از لب و لوچه ات در بیاد. دسمالی که زیر کیرم میکشی میدم دستت دور لب و دهنتو پاک کن. آتیشپاره سکسی نیمه پنهان تو آتیش فقط به صفه چت تو میندازه وگرنه تو واقعی همچین زیادم پنهون نیس. بچه کیون اگه کسی بخواد زیر ما آتیش روشن کنه چنان میشاشیم بهش ک هم آتیش دستش خاموش شه هم سر تا پاش غسل جنابت کنه با شاشیدن ما.تو ک تجربشو داری پاشو فریضه مقدس رکوع و سجود رو زودتر به جا بیار تا نمازت قضا نشده و قضای حاجت دومو روت انجام ندادم که از پشت بدجوری سکسی میشی. اینو متخصص گیولوژی و پیامبر کیونیا گفته.
نقل از مستر اوب:محتویات لباس زیر بنده در زمره حریم خصوصی که انقدر برایش سنگ به سینه میزنید قرار نمیگیره
عبدولی برو کصت بلیس بابا بدبخت کیون دریده زن ستیز?کص فشنگ اونی که الان داره بهتون میرینه اونی نیست که قبلاً بهتون ریده برین رمزگشایی کنین ببینین چه کیر کلفتی کردم تو کیون یک یکتون (erection)
آخه چاقال! پیامبر کونیا که همینیه که زیر پرچمش داری کون میدی! 🙄 خوشم میاد جوری ریدم دهنت که حواست به سوتیات نیس قشنگ واضحه موقع تایپ داری عن منو بالا میاری! ?تا جایی که یادمه جنابالی بودی که چسبیدی در کون یه زن شوهردار جوری وظیفهشناسانه گوهشو میخوردی که در ماتم یه لایک بهش توی تاپیک منفورترین کاربر فریاد کونسوزیت همه جا رو گرف کلی ناله سردادید و ماتحت دردید بخاطر یه لایک توی تاپیکی که مثلاً جمبه طنز داشته ولی اونقد سوزوندتتون که هنو دارید کون خودتونو بخاطرش پاره میکنید.? در کل محض اطلاعت اونی که تو گوهشو میخوردی، من میریدم دهنش!? پس درواقع مدتهاس که مستقیم از گوه من داری تغذیه میکنی پس واسه من گندهگوزی نکن. ;-)فعلاً که شواهد میگه آتیش خفنی از مدتها پیش به وسعت آتشفشان زیر ماتحت گشاد شماها روشن شده که همچنان دارید خودتونو بخاطرش جرواجر میکنید.?
آقا ما به خودمون قول دادیم دیگه قاطی این جاکش بازیا نشیم. منتها بعد از خودندن تمامی نظرات کس شعری که این داستان داشت یک سوال برام پیش اومد…کاربر blind owl الآن فک میکنه خیلی کس نمکه؟یکی بهم جواب بده خواهشا.
عجب!متعجبم از تعداد نفرات باند شما و ادعای دانایی و زرنگی و کمالاتتون که حتی یک نفرتون هم از شدت عقده خودبزرگ بینی و کینه بی دلیل، به هیچ احتمال دیگری نمیتونه فکر کنه! مثلا ضعیف بودن این نوشته و تخیلی بودنش.من آنم که رستم بُوَد پهلوان؟! فقط به خاطر یه نقد درست و ساده مبنی بر غیر اروتیک بودن و کودکانه نوشتن یک متن که به واسطه نویسنده و باند معلوم الحالش زور میزنه در زمره داستان سکسی قرار بگیره اون هم در یک سایت سکسی بزرگسال انقدر بهم ریختید که همه کاربران مخالف رو یک نفر تصویر میکنید؟!در توهماتتون موفق باشید! همه که نمیتونن یک نفر باشند! کمی فکر کنید البته اگر ابزارش رو دارید. تا به حال به چند نفر این رو گفتید؟ کارِتون خیلی خنده داره و البته مایه دلسوزی من باب کجاسوزی رو نمیدونم.توصیه من به شما لبخند زدنه 🙂 همونطور که این داستان من و دوستانم رو امشب به خنده واداشت. امید دارم. که داستان بعدی سرکار علیه نویسنده این داستان از فضای دیزنی و رنگ صورتی و تخیلی بودن فاصله بگیره و با اروتیکی قوی برای سایت بکن تو و خوانندگانی پیگیر چون من نوشته بشه.
اوممممممم
کصفشنگ منم داشتم گوهی که در مبوردش میخوردین انتقال میدادم خودت به کُصیت نزن گوساله.هااااا این جا هم کردم تو کیونتون ? فک میکنی فقط سر طرفداری حمایت میکردم ازش؟! کصخل بالله 🙄
مستر کینک، اولش قشنگ داشتی آشنایی میدادی!یهو فازت عوض شد! اوکی اوکی!مثلا “(تو این مورد که ما رو قبول داری؟!)”آره من مستر کینگ پسرعمه امه ک بشناسمش!!نخیر! من نقاب پشت مستر کینگ رو میدونم کیه! ک از ترک دیوار هم مثلا آروتیک میساخت!!بچه جان و دخترکم هم همون پسر عمه بهم میگفت!!!(توام ک از اولین داستانم شاهد نوشتنم نبودی!! کلا دوتا داستان خوندی ازم!! دروغ های الانت مث همونا زیر داستانته ک بعد چندماه بهشون اعتراف کردی؟! 😉 )
وااااای هیدن مووووووون خدا بگم چیکارت کنه خخخخخخخخخ :))))))
درضمن احتمالا این کامنت آخرین جوابم به صورت های پشت نقاب و دست آموز های تهوع آور بود.دارید تکرار میکنید یا چرت و پرت تحویل میدید ک روز تعطیل ارزش نداره بیش ازین تایم براش بذارم…جوابم همین کامنت آخرمهوتکرار رو بیهودگی میدونم…
اومممممم الان من اخرش نفهمیدم
دخترک خود باهوش پندار کوچک، من فقط دوتا داستان از شما خوندم و کماکان میگم این داستان ضعیف و کودکانه بود. بنده به توصیه دوستانم داستان رو خوندم و از نظر دادن برای جماعت عجیب و غریبی چون شما پشیمانم چرا که بوی مشمئزکننده کینه و حسادت و فحاشی تون رو حس کردم.
اییی ممد دهنت سرویس 🙄پروردگارااا!!! این بیچاره ها رو اسکل کردید بعد منو دعوا میکردید دیوثا؟!(dash) الان این طفلکیا واقعا فک میکنن مستر کینک منم 😐 من هیچ من نگاه! من فقطططط نگاه 🙄 و بیسیاااار خنده!بابام جان من کههمه چیرو به قول کاراگاه هیدن و دستیارش سیتو همون چند ماه بعد براتون گفتم البته بجز پتیاره هزاررنگ دوروی دروغگو 😐 من اونقدر واضح گفتم بازم نفهمیدین؟واقعا چرا نمیفهمید؟!هرچند که سپیده و روح بیمار و حتی هورنی اصرار داشتن ازم اعتراف بگیرن که مستر کینک منم 😐 من که صاف و ساده بهتون گفتم کینک من نیستم 😐 هااا راستی اسنیپ هم من نیستم 😐 ایلونا هم من نیستم! ممد شدو هم نیستم! 😐 سوفی هم نیستم 😐 در آخر بگم که نایس تو میت یو 🙂 کینک جان هم داستانو به توصیه من خوند و کنار خودم و شیوا و. آقای پ هم خوند، **45 دقیقه ** تمام به کامنت سانسا خندیدیم. هااا راستی من سانسا هم نیستم 😐 از الان بگم بعدا شبهه ایجاد نشه .خودمم به توصیه هورنی گرل عزیز خوندم و به شدت با مستر کینک به عنوان یه نقاد حرفه ای موافقم:
هااا راستی خب چرا ناراحت میشی خودت که میدونی در هنگام داستان نوشتن چه کسی در کنارت بود و دلیل افت داستانت عدم حضور همون شخصه 🙂 من و بقیه کاریتون نداشتیم که از فضای آزاد سایت استفاده میکردیم و میکنیم شمام زبونتونو بکنید درونتون و ساکت کار خودتو بکنین. خب؟ زرت و پرتم نکنین یا اگه میکنین مواظب باشین گندش درنیاد 😉 بای بای
**Teenwolf.**مول خی جانم درست من تو نیستم.تو من نیستی.اون من نیست.من اون نیستم.ولی خو من میدونم که تو میدونی که اون میدونه که همه باس بدونن کیون لق گنده گوز مجازی رو سگ گایید.کیون راپورت ده خایمالم که باید شاشید روش گذشت ازش…
*امیرامین داش، قبلن ها توی سایت وقتی با شیوا بحث میکردیم بعد از یکی دو بار ریدن بهش، دیگه جوابی نمیداد و میرفت عین بچه ی آدم میشست یه گوشه و زر اضافی نمیزد. الان دیگه اوضاع فرق کرده. الان “نقاب” ها رفته کنار و ذات جنده ی شیوا و سامی آشکار شده… الان دیگه چیزی واسه از دست دادن نداره… قبلا می ترسید از آدمایی که واقعا بهش اعتقاد داشتن و دروغ ها و داستان هاشو باور میکردن، ولی الان همه ی اون آدما از دست رفته و دیگه چیزی برای از دست رفتن نمونده… ذاتی که قبلا پشت نقابِ زن مظلوم زجر کشیده ی تجاوز شده پنهان شده بود، الان کاملا آشکار شده و دیگه چیزی واسه از دست دادن نمونده… ذات جنده ای که حتی واسه خود این آدما “چیز بدی” محسوب نمیشه و حتی الان موقع خوندن این کلمات، لذت می برن که جنده هستند… ذات جنده ای که قبلا هم وجود داشت، اما در لباس مظلوم نمایی پوشیده شده بود و همه دوسش داشتن… *
داستان قبلی که از شما خوندم به اسم خود ایمنی بود واقعا خیلی حرف برای گفتن داشت و شاید تک تک کلماتش با فکر نوشته شده بود اما این نوشته نسبت قبلی افت فاحشی داشت.یه نوع کلیشه که با افکار کودکانه ترکیب شده من همینو حس کردم.
عاشق این دو تا ضد زن روانی فحاش شدم من خخخخخ
“ميگن” فعل مجهوله! از خودتون بپرسيد، كيا حبه ميگن، ميگفتن؟
نقل از بشکه قند:“ميگن” فعل مجهوله! از خودتون بپرسيد، كيا حبه ميگن، ميگفتن؟بهم گفته بودن دخالت نکن ، سطح كلاس من تو اين حرفا نيست! از اطرافيانت بپرس پشت كاربري هورني گرل كيه، اونوقت ميفهمي براي آوردن اسم من بايد n دور دهنتو با وايتكس آب بكشي، قرقره كني!البته حق هم داري، دستت به همونا ميرسه، واسه همين بهتراش ، اَخَنْ!اونايي كه تو اکیپ ما بودن (البته فکر میکردن که هستن)، هنوز نميدونن و نميتونن بفهمن ماجرا چيه! چه برسه به اينایی كه تازه واردشون شدن! از خودتون بپرسید چرا هورنی گرل هنوز هست؟!Ps: ميگيريد كه چي ميگم؟!
اوممممماین هورنی گرل همونی نیس که با همین جوجو نویسنده تو اون کاناله بودن؟ همونا که رفتن دروغ پروغ ساختن از رو حسادت
میبینم که موسیقی دلنواز «ماتحتهای جریده از جزغالگی» همچنان در حال نواختن است…متسفانه یا خوشبختانه امروز جایی بودم نرسیدم غذای پیروان اوب رو براشون بریزم که البته انگار باقی دوستان به حد کافی لطف کردن و در غیاب من اوبزدگان رو گشنه رها نکردن! دلسوزیشون بسی جای تقدیر دارد…فعلاً حال ندارم همه کامنتا رو بخونم (هرچن که البته عربدههای ناشی از سوختگیِ اوبزدگان ارزش خوندن جز برای خنده و کسب فیض از آن موسیقی سادیسپسند ندارد) ولی یه عان یاد یکی از شعرای قدیمی تو بکن تو افتادم که به طرز خعلی عجیب و معجزهآسایی وصف حال دقیق پیروان اوب در این لحظات ملکوتیست و خودمم کلی بخاطرش خندیدم. از همین روی با اندکی دخل و تصرف تقدیم میشود تا سر فرصت خدمت کونسوختگان و صرف غذا برایشان برسم تا همچنان بنوازند و مام فیض ببریم! 🤤
اههههه این دو تا ضد زن روانی که بدون استخونم واق واق کنان میان پارس میکنن هم حوصله سر بر شدن خخخخخ
جونننننن کودک وکیل اسکلتی پیداش شد 🙂
اوبزدگان گرامی، لاقل انقد تابلو نخشههاتونو اینجا پیاده نکنید! ?حرضت اوب که البته ما خوب یادمونه چجوری خودش تحمل یه نقد ساده از طرف من توی تاپیکشو چون (طبق گفتهی صریح خودش) «کادوپیچ» تقدیمش نگردیده بود، نداشت و سر همین چه لوسبازیا و سلیطهبازیا که درنیورد و چه مظلومنماییها و اشک و نالهها که برا تحریک دوستان سابقش علیه من نکرد! 😉 ? حالا اومده برا ما داره دم از نقدپذیری در قالب سخنرانی لفظ قلم میزنه!? 🙄بعد اون یکی شیرین عقل هم کاملاً آماتور و تابلو میاد میگههاااا ببینید مستر اوب چقد گوگولی و خوبه که مؤدب حرف میزنه ولی اسکلت حشری بیتربیت همش داره فوش میده چون عقدهایه!? اصلاً هم معلوم نی چقد فسفر سوزوندین که این نخشهی کودکانه رو پیاده کنین! 🙄
باز دوباره کونلیس معرکه بالاس زد برعکس به سر و هیکل خودش رید!دیگه مطمئن شدم بین «اوب زدگی» و «کند ذهنی» ارتباط تنگاتنگ وجود دارن طوری که اوبزدگان به مرور مخشان پوک میشود و باید واسشون مدام تکرار مکررات شود تا عقلشان بکشد منظور چیست.یه بار دیگه به درز پارت عرض میشود: «اونی که تو گوهشو میخوردی، (طبق اعتراف صریح ارباب خودت در چتای خصوصی)اسی اونهمه بهش ریده بوده» بشین رو همین خوب فک کن دریاب چگونه گوه من مدتهای مدیدی جزو رژیم غذاییت بوده. ;-)درضم خعلی جالب و خندهداره برام که همون بچه ریقویی که تا دیروز خایهمال خودم بود ولی به کیرمم نمیگرفتمش حالا در دامان پیروان اوب رفته واسم شاخ شده!🙄 بهرحال راضیام که خواسته و ناخواسته چنان جرت دادم که عرّ و گوزت همیشه بر هواس.راسی آخرش نگفتی چرا یه لایکی که قرار نبوده جدی باشه یهو جدی شده و بدین صورت از کیر مورچه کیر خر ساختید و جاسازی کردید در ماتحت تکتکتان که هنو جاش درد میکنه؟ ? نکنه میترسی اعتراف کنی تاپیکت فقط با مقصود کصلیسی ایجاد شده بوده؟ 🙄http://up.shahvani.com/u/yepssxtddf.png
جونننننن تو فقط و فقط پرت و زرت کن عقشم. اسکلتی گوگولی خخخخخخخ
این حرفا رو واضحه یه شیرین عقل مث تو نمیفهمه خب جای تعجب نیس!? درضم این «خخخخخخخخخ» گذاشتنات اصلاً و ابداً رنجی که از شدّت سوختگی و حرارت آتشفشان داری میکشی رو واسه ما پنهان نمیسازد! 🤤
اخ جون بیداری خخخخخ
بس که ورد زبونت و غذای روی سفرت برا ما به اشتراک گذاشتی میخوام برینم تو مسترا یاد تو میوفتم.اسی قهوه ای روشن اسی قهوه ای تیره اسی شل وا رفته اسی با پوست گوجه اسی با دونه های ذرت اسی تو این گوه اسی تو اون گوه اسی شده گوه .ده آخه کیون کلوچه ای چقد خری نفهمیدی من واقعی کیم هدفم چیه.من وصل بشم به کیون تو الدنگ ؟کیون خودت در حد کارداشیان بالا گرفتیا. بیا پایین باوو، ته تهش بشی مث عبدول سیبیل بقال محل پر پشم پیل.از ابهتتم برام بگو… بعد ریدن بهت چطور دو سه هفته سرت کردی تو کیونت تخم نداشتی آنلاین بشی ? این کصخلای کیون دریده کص ندیده رو میفرستادی جلو پشتت درآن.راپورت ده کیون دریده بکن تو به کیرت که میشینی اتاق فکر تشکیل میدی این اون چطور بزنیم زمین؟! 🙄تو به کیرت یا شیوا که رفت همه داستاناش پاک کرد به کیرت نبود چیکا میکردی الله اعلم.با همین یه جو عقلتون به کشفیات بزرگی رسیدن که درشت بنویسین بکنین تو کیونتون اون جملات ناب رو.زبل خان نفهمیدی اونی که به اسم شیوا داری چت میکنی در واقع سه نفر بودیم داشتیم به ریش نداشتت میخندیدیم. فقط خواجه حافظ شیرازی اکانتی که خودم برای شیوا ساختمو نداشت :دیالانم بازم نشستین به مغز جلبکیتون فشار آوردین که این دختره سانسا مثلا شیواست 🙂 یه سر تلگرامش بزنین بد نیست. وویس میده راحت. بعد دوباره ریده میشه به وجنات توهم زده تون 🙂
وایییییی خخخخخخخ شیوا اقا بهم گفتا این یارو اسکلت حشری مغزش سه تا درمیون کار میکنه ها خخخخخخ تا این حد اخه خخخخخخخ
خوشم میاد کونلیس معرکه همچنان همونایی که ریدم دهنش داره قرقره میکنه واسم.? کونسوختهی ریدمان خوبه آثار خایهمالیت و اسکی رفتن از عن من خط اول همون اسکیرینی که گذاشتمو زبونت تو کونت گیر کرد بهش جواب بدی هس!? بخلره نگفتی چی شد که یه لایک فان اونجا تبدیل شد به هیزم آتشینی در ماتحتتان؟? نکنه خجالت میکشی اینجا اعتراف کنی تاپیک فانت با نیت کونلیسانهی محض بود که مثلاً نشون بدی ارثلس از اونی که تو کونشو میلیسی منفورتره؟?
وقتی یه قودوخی رو آدم حسابش نمیکنی و حتی اینقدر به خودت زحمت نمیدی که جوابشو بدی اینجوری شاخ میشه که باید بعدش بیای سر و کله شو کاملاً به فضولات آغشته کنی تا حساب کار دستش بیاد…
#هنوز جواب سوال کامنت قبلیمو کسی نداده…
بهرحال دلم سوخ اینهمه اینا با التماس خودشونو جرواجر میکنن تا من بیام برینم دهنشون ولی هر دفه به کیرمم حسابشون نمیکردم. گفتم گنا دارن بذا حالا یه بارم که شده تو کونشون عروسی بگیرن کهبلخره اسکلت حشری ما رو به تخمش گرف جوابمونو بده. ?
اورین اورین اسکلت
کیر ابن ادم جان عجیب از تو که یهموجود ضد زن روانی معلوم الحال قابل ترحمبرات سوال درسته کرده عشقم
مث این که از گوه سفرت گذشتی عصرونت با لیسیدن کیون شروع کردی.الان کیون لیس بودن افتاده تو زبونت ?جواب سوال پیچیدت (زارت) سادست جنده خانوم چو انداخته بود من اصن همه رو لایک کردم ولی نگا که کردیم کیونده حسود سه چارتا از نویسنده هایی که این و نوشته هاش میکردن تو کیونشون رنگی در میاوردن لایک کرده.کله کیری من اگه یه تاپیک از شما اسکی رفتم (برنامه پشتش بود) تو باند مخوفتون کل وجودتون اسکی از اکانتای سابق من.کص لیس سگ گایید اینارو دیگه به من نگو کیونده غار کیونت تو پیویش جر میدادی تا بلیسی الان که دستش از اکانتش کوتاه این طور گوه لای دندونای خالیت پر میکنی ?کیونده این گوه خوردنات بکن تو به کیرم فلان دیگه قدیمی شده ،الان این بگی همه شست نشون میدن بهت ریده شده به یک یک اکانتاتون
عبدولی چِخه 🙄برو واکسن هاریتو بزن کص این دخیای خایه خور کیونده ی اعظمو گاز نگیری یه وقت!تو اگه یه جو غیرت داشتی میرفتی کیون اونی که راپورت تو رو داد پیش ادمین و اکانتتو بگا داد میذاشتی نه اینکه از خایه اش بخوری
کیر ابن آدم عزیز چون گفتیکسیتا الان جوابتو نداده و اینا فقط دنبال کینه شخصی هستن پس من جوابتو میدم بلی از نظر من حس کصنمک بودن داره علاوه بر اون حس باهوش بودن/خود خفن پنداری و غیره هم دیده میشود و خطاب به خود فلانش:بعله زنیکه جنده حبه منم 🙂 اما اون بشکه قند من نیس🙄!حبه کوچولوی دردونه منه 🙂 البته بشکه قندم بیراه نیس چون بدمزگیپستههای تلخ و نچسب رو پوشش میداد/میده 🙂 ما که به ریقو بودن و تخمی بودن قیافه و استایل اونایی که سر قرار چادرشونو میذارن تو کیفشون و مقنعه روی سرشون میشه شال(روسری؟) وحلقه شونو در میارن، کاری نداشتیم و نداریم.فقط مستر کینک عزیز به عنوان یه خواننده خوب و حرفه ای اومد گف داستانت به این دلایل به درد نمیخوره و بهتر بنویس! جنده اونیه که این قشرق رو به پا کرد 🙂 بتمرگ سرجات فعالیتتو بکن دیگه خرِ دوپا! ما کاریت نداریم شاخ نشو که دیگه! 😐
استخوان جان شما مرحمت بفرما و کسی رو به کیر مبارک دنتی ات نگیر. هم اینکه عضو محترمتون طی سرد و گرم روزگار و دنت و چای ترک خورده و احتمال شکستنش میره و هم اینکهگروه ساختن و هماهنگی باند برای توطئه علیه کاربران برای شمایی که وقت گرانبهایی دارید و مطلقا این سایت پورن براتون سود مالی ندارد (دارد؟) زمان و انرژی زیادی میبرد.پس برای سلامتی خودتان و آلت گرانبهایتان کسی را به کیر خود نگیرید.مراتب تشکر از طرف جمیع بکن توون ?
ژون! موسیقی چه شدّتی میگیرد و اوبزدگان چه جانانه برایمان مینوازند! 🤤
نقل از خودِ خودِ مستر اوب!:از نظر من حس کصنمک بودن داره علاوه بر اون حس باهوش بودن/خود خفن پنداری و غیره هم دیده میشود و خطاب به خود فلانش:بعله زنیکه جنده حبه منم 🙂 اما اون بشکه قند من نیس!حبه کوچولوی دردونه منه 🙂 البته بشکه قندم بیراه نیس چون بدمزگی پسته های تلخ و نچسب رو پوشش میداد/میده 🙂 ما که به ریقو بودن و تخمی بودن قیافه و استایل اونایی که سر قرار چادرشونو میذارن تو کیفشون و مقنعه روی سرشون میشه شال(روسری؟) و حلقه شونو در میارن، کاری نداشتیم و نداریم.فقط مستر کینک عزیز به عنوان یه خواننده خوب و حرفه ای اومد گف داستانت به این دلایل به درد نمیخوره و بهتر بنویس! جنده اونیه که این قشرق رو به پا کرد 🙂 بتمرگ سرجات فعالیتتو بکن دیگه خرِ دوپا! ما کاریت نداریم شاخ نشو که دیگه! 😐
خبر رسیدهتو گروه ها و خصوصیا میرید، و کسایی ک کامنت دادن و از داستان خوششون اومده رو بازخواست میکنید!!باوا یه کودک نوشته ارزششو نداره!!!دعوا نندازید اینور اونور!یه داستان کوتاه ک برای دل نویسنده تو یه سایت سکسی نوشته شده، ارزش اینهمه دعوا نداره!
کیونده معلومه کیون درشتی با سوراخ گشادی داری وگرنه این همه هرزی سولاخ به هیکل خودش از یه آدمیزاد بعیده :دیخو آخه خر پیازی اختیار کیونت دستت نیست چشات که واس خودته یا این که فتیش آب کیر تو چش داری و چشاتم نمیبینه.
طبق فرمایشات اعضایباند:(الان کصتخون میاد میگه مظلوم نمایی،حفظم تو رو جوجو…ممماااااااچ)ما داغونما اوبیما ایدزیما شوتما جندهما بیکارما اصن هممون از دم سامی 🙄چرا هنوووووز از پشت و جلومون تناول میکنین خب؟🙄 درسته کیفیت کلام بالاس و شما ندید بدید ? اما آدم یاد این بچه بسیجیا میفته که تو کف در و دافن!بابا یه داستان تخمی تخیلی بود حالا رفتین اجراییش کردین کیرتون تَرک خورده به ملت چه؟والا نگفتن بهمون پتی داستان گذاشته!دفه دیگه ایشالا اگه کص نوشت و کیرتون در معرض خطر بود میگیم زودترسامی با همه دردسراش و فلانش چه عجیب شما رو نوموده که اکانتش رفته، داستاناش رفته،تگش رفته،شیوا هم برای تکمیل پروژه به تخمم ، کلا بای بای ،اما بازم شماخفن های عرصه بکن توولشون نمیکنین. اصن بلد نیسین خفن باشینا 🙄 قاعده خفن بودن اینه که برید تعطیلات تلگرامی. زر ممنوع! حداقل میخواید زر بزنین یجوری بزنین خودتون قهوه ای نشین.بابا شماها خود کلمه گاف دادنید!حداقل زیر چارتا داستان دیگه بیاین انقد باند تابلو نشه!اینو چی میگی آاای روحانی؟🙄 قند دوس! (inlove) :-*
جوننننن اطلاعات جدید خخخخخخ
اههههههههه اوهوییی اسکلت حشری که تو گُه بزرگ شده. بیا پرت و زرت کن دیگه. حوصلم سریدههههه
#تشکر از تین ولف عزیز بابت پاسخگویی.#حتما این چند خطو بخونید.عرض شود که بنده مثل گلم. پشت و روم یکیه. ینی چی؟ ینی اگه تو بحث جدی باشم حرفمو بی رودروایسی میزنم. بعضی از دوستان حاضر شاید با این اخلاق من آشنا باشن، شایدم نباشن که به تخمم! اصلا قرار نبود وارد این بحثا بشم چرا که اولا فقط حاشیس، ثانیا با خودم یه قول و قراری داشتم. لکن بر خلاف اسکلت و تنی چند از دوستان عزیز که میگن بکن تو براشون مهم نیست و اینجا همه شخصیت مجازی هستیم، (اینم خودش یه بحث جداگانه میطلبه) بکن تو برای من مهمه. چون یه بخش عمده از افکارم رو اینجا مینوسیم و دیده میشم. خونده میشم. راحت تر زندگی میکنم، اصن یه وضی… دیروز داشتم تو بخش داستانی برتر کس چرخ میزدم به این داستان برخوردم طبق معمول اول نظرات رو خوندم. یهو دیدم که چه بکن بکنیه! زن و مرد، پیر و جوون، مختلط مختلط! لذا برای اینکه سایت مثل قبل (یه مدت همش تاپیک میزدن این عکس ایلونای جندس، این عکس مهشید جندس، این فلانیه که کونیه… آخر سر به ادمین پیام دادم که حاجی اسپم لیستتو آپدیت کن) به گه کشیده نشه دارم این چند خطو مینویسم.اولا یه نقدی داشته باشیم بر اخلاق همتون. چرا این همه فحش؟ مگه چاله میدونه؟ از ممد که رفیق فابمه تو سایت و شاید یکی دوباری دعوا هم کرده باشیم یا از هم دلخور شده باشیم ولی رفاقتمون سر پاست هنوز… (ما رو به یه کس و کیون نفروخت… این ینی رفاقتش بوی شاش نمیده) تا اسکلت که مدعی فرهنگه، تا سانسا که منو (به عنوان یک شاعر ? ) دوس داره تا مهشید که معلمه و تقریبا باقی عزیزان حاضر… همتون دارید فحش میدید. مگه چاله میدونه؟ مگه به برنده پول میدن؟ (حالا ممه ای، کیونی میدادن باز یه حرفی) ثانیا آقا شروع این دعوا یه نقد بوده. مگه نمیشه نوشته رو نقد کرد؟ مگه نمیشه مخاطب رو نقد کرد؟ مگه نمیشه نویسنده رو نقد کرد؟ حضرات چن بار اومدین پایین داستانهایی که از نویسنده و مخاطب تعریف شده مخالفت کنید که حالا عینهو سد جلوی این نقد وایسادین. فرضا توهین شده باشه… یه مقدار سعه صدر داشته باشید. کم به خود بنده پایین داستانام توهین شد؟ یادمه زیر داستان سوسو یکی گفت همون چراغ تو کونت. یادمه سر یه همچین موضوعی سامی و اسکلت دعوا کردن. بابا دبستانی که نیستین… ثالثا یه انتقاد هم به شخص سانسا دارم. دیوث کلید “خ” به گا رفت. چی تو گلوت گیر کرده؟ بده تلمبه بزنن بره پایین. (عذر خواهی بابت لفظ تند. “خ” ها رو اعصابم بود. ته هر جمله یه خط خ نوشته) رابعا دقت بفرماییدیک نکته رو خدمت مهشید عزیز و سایر دوستان عرض کنم. قرار نیست هر کی مخاف شماست سامی باشه. سامی اشتباه کرد. تموم شد رفت. ولی اینکه شما بلافاصله به هر کی نقدتون کرد یا بهتون توهین کرد بگید تو از طرف سامی هستی یا تو از طرف شیوایی کار پسندیده ای نیست. اینا خاله زنک بازیه. (لطفا نفرمایید که این توهینه یا حاوی مفاهیم سکسیسم).پایان سخن اینکه: آدم باشید. در روز های آتی زیاد نمیتونم آن بشم. اگر دوستی حرفی زد و جوابی دریافت نکرد حمل بر بی جوابی نشه. وقت نداشتم.
پوففففف از دست آدمایی که دوستشون داره ادم. مرا مجبور کردی کمی جدی باشم کیر ابن ادم جان.
سانسا جان این دیوث و اینا شوخی بود. امیدوارم ناراحت نشده باشی.
تو هر چی بگی من ناراحت نمیشم. گرچه کلا من پوستم کلفته. کلا ناراحت نمیشم. اما تو کلا کارت درسته.
نمیدونستم حرفم تو سایت اینقدر برش داره. هیشکی دیگه هیچی نگفت. عجب عن خاصیم من.
سلام به همه دوستا و دشمنایی که از من خوششون میاد یا بدشون میاد.بدون تعارف میگم انصافا همگی جز دوست و کسانی که نمیشناسم یه سری ارزشها رو زیر پا گذاشتین حرمت روزهای خوبی که حداقل کنار هم داشتین رو نگه دارید باور کنید همین سیستم فکری باعث شده اخوند خیالش از بابت مخالفاش راحت باشه چون بلد نیستن با هم کنار بیان.الانم چه سامی شیوا اسکلت و…همه دوستان مدتهاست بجای اینکه یه مشکلات ساده رو روز اول پذیرا میبودن شروع شده به تسلط خشم و کینه و متاسفانه اجازه دادید حرمتها از بین بره و جاشو کینه توزی و خشم بگیره فضا داره بحدی چندش اور میشه که ادم دوست نداره قدم تو سایت بزاره حداقل حرمت یه شب دوستی که گذشته داشتیم داشتین یا داشتند رو حفظ کنیم روزگار لعنتی به هر کدوممون بنحوی اسیب زده گاهی خودمم خشم بهم چیره شده اما وقتی خوب فکر کردم دیدم واقعا ارزش این همه فحاشی تهدید و رو کردن رازهای همدیگه و ادامه دادن این کینه رو نداره باور کنید چند سال دیگه مهم نیس کی داستان خوب یا تاپیک خوب یا بد نوشته فقط جو دوستی و خاطرات خوب و ادمهایی که بودن و دیگه نیستن رو بیاد میاریم ازتون خواهش میکنم دیگه بس کنید سایت دورانی داره و خیلیا اومدن و رفتن سعی کنیم مشکلات دنیای واقعی که گند زده به روحو روانمون رو اینجا دیگه نیاریم در حدی نیستم کسی رو نصیحت کنم بعنوان یه دوست یا دشمن یه برادر کوچیک تر یا بزرگتر هر چی شما اسمشو میزارید این همه خشم رو کنار بزارید تو وجود همه شما هم روشنایی هست و هم تاریکی بخاطر ارامش خودتون هم که شدی هیولای تاریکی رو بیدار نکنیم و حداقل اینجا با هم اگه خوب نیستیم بد نباشیم از همتون انتظار بیشتری داشتم حتی سامی که شاید فکر کنه من ازش بدم میاد اما حتی با اونم دشمنی ندارم فقط از رفتارش دلخور بودم در قبال دوستانش و امروز از اسکلت هم انتظار نداشتم اسی و سامی و دیگر دوستان بیاید واقعا این تنشها رو کنار بزارید همه فحشاتون رو بمن بدید هر وقت عصبی شدین.واقعا هممون شدیم مثل هم دیگه نمیتونم بگم حق با کیه نمیتونم منی که همیشه سعی کردم سمت حقیقت باشم بگم کی بده انگار اون سایه شوم اخلاقیات هممون رو به گند کشیده لطف بحرمت هر چیزی حتی یه سلام و علیک ساده که تو یه شب که داغون بودیم با هم حرمت نگه دارید اخه دیگه برای هم نه زن گذاشتید نه شوهر نه بچه نه پدر نه مادر کی اینجور شدیم پس اونهمه شعار برابری و اخلاق کجا رفت ؟ یادتون بیارید این کسایی که بهم پشت کردین روزگاری غماتون و اشکاتون رو با هم به اشتراک گذاشتید کنار هم خندیدیم غم همو خوردیم لطف کنید خواهش میکنم به حرمت یه ساعت یا ثانیه خوبم که شده چشامون رو قبل گفتن هر کلمه زشت فقط به یک ثانیه. ارامشی که از هم گرفتید بدوزیم مطمئن هستم همگی اره همتون اینقدر باشرف هستید که ارزش همون یک ثانیه رو بیاد بیارید و دیگه دعوا رو تموم کنید.سامی اسی ارتلس هیدن شاد و و…لطفا چیزی نگید که یه روزی ب خودتون و وجدانتون بگید کاش نمیکردم.از همتون بابت انتقاد و پر حرفیم عذر میخوام
عرض شود که هرچن ما از این موسیقی جانبخش “سوزنالههای ناشی از سوختگی” کماکان فیض میبریم منتها به قول حضرت خیام آواز دهل شنیدن از دور خوش است! بخوایم مداخله کنیم میبینیم فهماندن حماقتِ پیروان اوب به آنان مانند آموختن معادله درجه دوم به بزغاله است چراکه کندذهنی رمز موفقیت آنهاس. مث همین که چن تا کامنت پیدرپی سعی نمودم به این عقب موندهی کونلیس تفاوت میان «فان» و «جدّی» رو بفهمونم ولی هر بار با کون شیرجه زد خودشو انداخ وسط کوچهی علی چپ شروع کرد سینهخیز رو زمین فضولات نوش جان کردن و گندهگنده گوزیدن و همانهایی که خودم بر دهانش ریدم مجدداً نشخوار کردن (لاقل یه خلاقیتی هم به خرج نمیده بلکه عیناً کلمات خودمو کاپی نکنه! خخخ). حالا بیا و به این ابله بیمغز بفهمان کهمنظور، دروغِ خودت مبنی بر محوریت تاپیک برفانبودنش و دعوت مسخرهت به جمبه داشتن بوده که خودت بعنوان صاب تاپیک بدجوری ریدی و بدترین بیجمبهبازی رو آن هم با کونلیسانهترین نیت ممکن برا ایجاد دشمنی دراوردی و آتشفشانی در ماتحت خودت و اربابانت روشن نمودی که هنو شعلههایش نخوابیده است.فلذا از همین تیریبون باید شاشید به هیبت اونی که سر قول خودش نمیتواند بماند و حرف و عملش یکی نیس. همین به حد کافی گویای یک شخصیت حقیر و عقدهمند هس. دیگه نیازی نی بیش از این وخ بذارم توضی بدم.
اصلاحیهی دستاورد و کشف بزرگ و بسیار بسیار مهم سوم از نخبگان اوب (برا جلوگیری از کژتابی):
#هرکس گفته من/ما کسی رو بابت این کودک نوشته تخیلی بازخواست(!) کردیم همین جا بیاد بگه ببینیم آفتاب پرست ها و دروغگوها کی ان!
اوممممممممجکی اسپارو چه باحال گفتی. مودب و منصف بودی. خوشمان آمد. اما چلا تو اون گروه تلگرام پشت سر بعضیا حرف زدی. گرچه بعضی حرفات همونجا هم بی راه نبودا اما چرا پشت سرشون؟
واییییی باورم نمیشهههه مگه کودک وکیل اسکلتی هم میتونه نیم درصد مودب باشه و منطقی؟؟؟؟!!!
هركس در واقع انچه را كه با طبيعت او همگون است ميفهمد و ارج ميدهد.كسی كه سطحی است چيزهای سطحی را ميپسندد، كسی كه عامی است چيزهای عاميانه را، كسی كه آشفته فكر است، افكار مغشوش را، كسی كه ابله است مهملات را.و هركس بيش از هر چيز، آثار و محصول خود را ميپسندد كه كاملا با او يكسان و هماهنگ است.
این حجم از شیرینی گفتار از باند باز اعظم حقیقتا به دور از تفکره ، نظر به صد آن است که شبی با عمو قناد خوابیده و آن عموی بزرگوار شیرینی وجودش را با کلفتی حضورش در ماتحت راپورت ده کیون نشور تزریق کررده.همینه که بدجور خارش گرفته!
عرض شود که اسکلت جان تنها نتیجه ای که بنده میتونم با توجه به صحبت های حضرت تعالی بگیرم دیوانگی شماست. آدم سالم و عاقل به کاری باعث سرافکندگیش میشه مبادرت نمیکنه. ثانیه اشاره کردم. سعه صدر باید داشت در مقابل توهین. ثالثا اول کسی که در بین کامنتها شروع به فحاشی کرد شخص شخیص جنابعالی بودی. این کامنت مستر کینک:
ای آلت خر در رابط کاربری سایت
کسی وویس گریه از من شنیده تاحالا؟؟گریه کردن تو وویسا کار منه؟! ( دچار منخود پنداری شدی؟!)
فقط به حرمت یکی از کاربران که واسش احترام قائلم فعلاً فحاشی نمیکنم و جواب فحاشیا رم نمیدم (اگرچه ارزشی هم واسم ندارن البته جز برا همان کسب فیض خودم از موسیقیای که پیشتر بارها و بارها بهش اشاره شد. 🤤)
دمتون گرم خوب حرمت نگه داشتین.شدین یه سری بچه که فقط یاد گرفتین به هم فحش بدین اخرش چی ؟اینا یه روزی رفیق بودن و حالا بد یا خوب ممکنه یه روز از خر شیطون بیان پایین دیگر دوستان لطف کنید شما دیگه هیزم رو اتیش نشید.بقیه بجای اینکه دوستان تون رو دعوت به ارامش کنید وارد گود میشید و فحاشی میکنید ؟شادو سانسا کیر بن ادم و… شما باید اگه رفقاتون کار غلطی هم میکنن بجای اروم کردن خودتون اومذین وسط باور کنید ته این راه چهارتا فحش بیشتره.اسی داداش ارتلس ممد امین و…شاید از نظر من خوشتون نیومده و عصبانی باشید اما انصافا همه دوستان خودتون رو کنتوووولول کنید.اش تقسیم نمیکنن فحشه نمیخام اشتباهات کسی رو تو سرش بزنم یکی مقصره اونیکی هم بیتقصر نیس یکی خطای بزرگی داره یکی کمتر فرقی نمیکنه اینجام کخ میگم تمومش کنید نیومدم بگم حق با کی و با کی نیس اما یه جا باید کنار بزارید این جنگ مسخره رو که بتونید حرف بزنید و مسعولیتاتون رو قبول کنید.اینجا شده تاجو تخت انگار هر کس دنبال بردنه بابا اینجا خیلی وقته مرده کلا صد نفر کاربر نداره فعال واسه چیزی بجنگید ارزش داشته باشه یه عده این وسط دارن ابو گل الود میکنن این برخوردا بیشتر بشه یکی کوتاه میاد اونیکی میگه ترسیده اقا هیشکی از کسی نمیترسه تا میخاد جو اروم شه درگیری از نو خسته نشدید تو زندگیاتونم همینجورید منتظرید حریم شخصی همو بریزید رو دایره؟ ابروی کسی رو بردن افتخار میاره ؟طرفو کوچیک میکنید که خودتون بزرگ شید ؟لطفا کمی حرمت نگه دارید از بقیه که همگی رفیقن خواهش دارم اتیش رو زیاد نکنید کخ فردا دوستیا شکل بگیره دوباره رو سیاهی برای اونایی میمونه بیجهت خودشون رو وسط انداختن.اگه خیلی شاکی هستید شرایطی فراهم بشه تو یه جو اروم مشکلات رو مطرح کنید یکبار برای همیشه یا همو قانع میکنید یا حداقل قانع نشدید کاری بکار هم نداشته باشین.
پوففففففف
کامنت سانسا رو کامل نخونده بودم شرمنده. لکن خودت در جوابش گفته بودی ممنونم از ریز بینیت. کسی هم به سانسا گیر نداد تا جایی که مستر کینک نقد کرد. همه داستانا از اون نقد شروع شد. در پاسخ شما عرض کنم که گفتم توهین از جانب هیچ شخصی پذیرفته نیست. ولی گویا سایت معرف حضورت نیست. اینجا هر کسی ممکنه گذر کنه و ممکنه هر چیزی بگه. عرض شود که اون کامنت کس نمکی موضوعش برمیگرده به اینکه واقعا اگه جنبه طنز سرایی ندارید خب سعی باطل هم نکنید. طنز و هزل بی مزه از فحشم بدتره. کما اینکه میتونستم به اسکلتم بگم کس نمک اگه عنادی داشتم. چرا نگفتم؟پیشاپیش عرض کردم و بعدا هم جناب اسپارو فرمودن که سایت داره به سمتی میره بابت این قضایا که حال آدم ازش به هم میخوره. اگه لازمه میتونم متن پیغامی که به ادمین دادم رو براتون توی تلگرام بفرستم. بحث عناد و عداوت نیست، بحث این هست که (من باب مثل) جایی که شما و باقی دوستان دارید توش میشاشید رخت خواب ما هم هست. دعوایی اگر دارید برید پی وی… اونجا از خوار و مادر هم مشتق ضمنی بگیرید… به من چه؟!بله اگه در مقابل توهین سکوت کنید میگن جوابی نداشت. لکن تا این اندازه حرف مردم براتون مهمه؟ اگر سکوت نمیکنید میتونید عذر خخواهی هم بکنید که کارتون مورد پسندشون نبوده… عاقلان منظور شما رو در خواهند یافت.المنه لالله بنده رو کسی نمیتونه متهم به عاشق سینه چاک سامی و یا شما بکنه. هر حرفی که بنده زدم صرفا برای اصلاح احوال امت مسلمان بوده و بس.اجرکم عند الله تبارک و تعالی
واضح شده که شما در پی نقد نیستید بلکه فقط در پی تحسین هستید! بنده هیچ توهین و حرف ناحقی نزدم. این رو بدونید که در دنیای نویسندگی، نویسنده حق دفاع از اثرش رو نداره! در واقع همه ما بعد از خلق یک نوشته همراهش میمیریم. تمام چیزی که در اختیار شماست کلمات هستند. مادامیکه نوشته ای رو ارائه نکرده اید زنده هستید، اما به محض خواندن یک اثر، نویسنده میمیرد و تنها کلماتش هستند و بس( مرگ مؤلف را در گوگل جستجو کنید). اینکه کلمات شما و نوشته تان چه تفکر یا احساسی را القا میکند بر ذمه خواننده نیست!!! این نقطه ضعف بزرگیست که چندین برابر یک نوشته، مجبور شوید جزوات توضیح ارائه دهید. بنده چندین بار جواب شما رو دادم اما دوستانتون به فحاشی ادامه دادند و الان متوجه شدم که سرچشمه از کجاست.لطفا فرافکنی نکنید که اینجا یک سایت سکسی است و ما نویسنده حرفه ای نیستیم. عرض کردم هر نوشته ای…
حسام جان شما گویا فکر کردی من پی پیدا کردن مجرمم. خیر جانم. صرفا درخواست کردم توهین و فحاشی نکنید.در باب متلکی هم که سانسا قبل از اون به شما انداخت عرض کردم کامنت رو کامل نخوندم. طولانی بود و خب اوایلش توهینی نبود. پیشتر عرض کردم دوباره هم میگم در یک بحث جدی توهین به هیچ وجه پذیرفته نیست. نمیخوام وارد مقوله های تخصصی بشم لکن اصولا توهین در بجث یک نوع مغلطه هست و نشون دهنده ضعف مباجثه کننده در چیش برد منطقی بحث
هیدن دیقا چون همچین زری قبلا زدی/زدید کهبقیه رو تحریک یا بازخواست میکرده و میکنهدنبال اینم که ثابت کنم علاوه بر چیزایی که هستی، یه دروغگوی هزاررنگم هستی و این قضیه رو ول نخواهم کرد 🙂 حرف زدن پشت ملت ساده تره،آره؟!برو راضیشون کن بیان ببینم کی رو بازخواست کردم که خودم خبر ندارم؟!من اسم ببرم که حیثیت واسه درددل کننده ها با هیدن موون نمیمونه? من تحریک میکنم ملتو؟این تویی که دس به مدرکت خوبه کارآگاه.ما فقط بهت میخندیم :).همه مدارکتم که ماشالا بین المللی کردی 🙄 فقط خواجه حافظ شیرازیه که گروه مدارکتون رو ندیده!
تین ولف عزیز و سانسا محترم همه کوتاه اومدن اما ظاهرا شما نمیخاید دست بردارید شما دارید ادامه میدید حداقل کاری نکنید که باعث جدل بیشتر بشه همه کوتاه اومدن و هیچکس نگفت ترسیدن بخاین ادامه بدین انصافا باز میرسین سر خط.پس نمیدونم هدفتون چیه چون چیزی که مطمئن هستم هیچکس تو این جمع نیس که بیگناه باشه و مقصر نباشه پس ادامه دادن این قضیه باعث میشه همه فکر کنن این شما و دیگرانی که پستهای بعدی تنش زا رو میزارن خواهان دعوایید.بازم بعنوان یه کاربر کخ سعی داره بعد مدتها سایت رنگ ارامش بگیره از همتون میخام لطفا کشششش ندین که بحول و قوه الهی یه شرایطی پیش بیاد برای صحبت دور یه میز اونم با منطق و اگه همه موافق بودن مجمع تشخیص مصلحت سایت این کار رو انجام بده. ?
اوکی جکی اسپارو من سکوت مینمایم مگه باز اینا پرت و زرت کنن و توهین کنن.
دفه قبلی هم گفتن/گفتید ساکت باشید تا جو بیش از این متشنج نشه 🙂 ما تمکین کردیم، گفتیم بیخیال کار خودمون رو میکنیم و آخرش شد حرکات موذیانه و ستادی وار و گریه های فیک و سناریوهای دروغین و گروه زدن ها و عکس پخش کردن ها وتهدیدهاو ویس پخش کردن ها توسط همین خانوم هزاررنگ و باندش 🙂
🙄 🙄آقا تا گند و کثافت بیش از این بالا نیومده بزارین من قضیه بازخواست رو مطرح کنم.یه گروهی بود (که به مرحمت دوستان دیگه نیست) من و کونی من(بخوانید هولی من) و ممد و نیلا و چن تا دیگه از بچه ها کس میگفتیم توش. ینی میگفتیما… 9 نفر در روز حدود 2000 تا پیام میزاشتیم…خلاصه بنده از یکی از کامنتای ممد اسکرین گرفتم کذاشتم تو گروه گفتم آقا کسی خبر داره چه خبره؟ چرا این جماعت دارن تو کون هم تلمبه میزنن؟این مسئله باعث شد یکی از دوستان بگه داستان هیدن مون کس شعره و خب یکسری از الفاظ نامحترمانه دیگه هم به کار برده شد که بعدا بنده و چن نفر دیگه به اندازه کافی و وافی برخورد کردیم منتها دیر… در این بین یکی دیگه از اعضای گروه هم در مقام دفاع کردن براومد. و تقریبا یه همچنین بحثی که زیر این داستان بود رو در اون گروه شاهد بودیم.نه اونچنان بازخواستی بوده نه یه بحث دوستانه.
خب خب خب 🙂 مرسی حسین جان!خوشبختانه فک میکنم ما هیچکدوم عضو گروه های شما و سایر دوستان نیستیم.(اگه هستیم بیاید بگیدااا)پس نکته کنکوری بکن تو اینه کههمه سامی/شیوا نیستن! هرکس مخالفت کرد سامی/شیوا نیست!هرکس نقد کرد سامی/شیوا نیست!ما با کسی پدرکشتگی نداریم اما خب حق داریم از یه عده خوشمون نیاد اونام همین حق رو دارن اما کسی حق نداره پشت کسی چرت و پرت بگه و مابقی حرکات مشمئزکننده منجمله دروغگویی در ملأعام و گروه ساختن و مدرک سازی و فلان که دیگه نگم براتون :)یک نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر:کلا اگه میخواید چیزی بگید دقت کنید که بعدها گندش در نیاد 🙂
توی این کوه بغض و کینه یاد یه آهنگی از یاس افتادم که گوش دادنش خالی از لطف نیست. حتما گوش کنید آهنگ وصیت نامه از یاس رو…
اههههه حوصله واق واقای این ضد زنای قابل ترحم نیست.جکی اسپارو میگه سکوت کنین. اونوخ این واق واق کنا میان واق واقخخخخخخخخخ
سوره یس رو حفظ شدم امروز 🙂
56 ?
قلمت را بردار ،بنویس از همه خوبی ها ، زندگی ، عشق ، امیدو هر آن چیزی که بر روی زمین زیباست ؛گل مریم ، گل رز.بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال ،از تمنا بنویس ،از دل کوچک یک غنچه که وقتست دگر باز شود ،از غروبی بنویس که چون یاقوت و شقایق سرخ است.بنویس از لبخند ،از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد.قلمت را بردار روی کاغذ بنویس :« زندگی با همه تلخ ها شیرین است…»
تونستی اورال رو به نمایش بذاری :)و البته راه حل هاش رو
کامنت های شخص نویسنده و افرادی که نقد داشتن خواندنی و قابل تامل بود واقعا. فقط اونی که هی خخخخخخخخ خخخخخخخخ میکرد خیلی کیری بود. کاش خفه میشد شلوغ نمیکرد کامنتا رو حرف های درست حسابی تر در مورد داستان رو بخونیم:)))))))
ماه عزیز اینقدر دوستان بی طرفانه و اگاهانه و بعضا بی شرمانه نظر دادن که جای نکته ای باقی نمی مونهاحساسی که تو نوشته هات جاریه رو دوست دارمفقط یه سوال دارم این دنت رو دقیقا کجای الت اقایون میشه ریخت بحث من اینه اگر وارد میزراه بشه باعث سوزش میشه اگر روی کلاهک ریخته بشه در هرصورت به احتمال زیاد وارد میزراه میشه اگه توضیح بدی ممنون میشم
عالی بود پری خانوم چشمه تو کِی این همه بزرگ شدی؟
عالی بود 👌 😎