سلام اسم من علی
اهل شمال هستم
میخوام درباره ی مامان دوستم براتون بگم
داستان از این شروع شد که مامان دوست من ماشین داشت و من و دوستم رو به مدرسه میبرد صبح ها
ما کلاس یازدهم بودیم اون موقع
من اوایل هیچ حسی بهش نداشتم ولی بعد ها شروع شد
من پسری قد بلند و تپل
ولی از سایز کیرم راضی ام ۱۵ سانت هستش
و مامان دوستم قد کوتاه بدنی تو پر و فیس عملی ولی ۴۵ ساله منم که عاشق خانم های سن بالا
از وقتی که به مامان دوستم حس پیدا کردم هر روز که مارو به مدرسه میبرد فقط نگاهم تو نگاهش بود و معلوم بود اونم بدش نمیاد
یه ۲ ماهی اینطور می گذشت تا من پرو تر شدم
و صبح ها که سوار ماشینش میشدم تا مدرسه از توی آینه نگاهش میکردم و جق میزدم
تا اینکه یک بار داشتم صبح جق میزدم تو ماشین که یهو یه ماشین از پشت زد بهمون و مامان دوستم سری برگشت و کیر منو دید سرخ شد ولی جلوی دوستم به روی خودش نیاورد
گذشت
که به دوستم گفتم دیگه با شما نمیام
و تاکسی سوار میشدم تا مدرسه
یه روز دیدم مامان دوستم بهم پیام داد
-سلام علی جان خوبی خاله
-سلام ممنون خاله
-چرا دیگه با ما نمیای
منم بهونه آوردم
تا گذشت
یه روز بهش پیام دادم خاله فردا صبح دوستم رو بردی مدرسه بیا دنبال من یه صحبت خیلی مهمی دارم
اون روز هم به مدرسه زنگ زدم گفتم مریضم
و شب قبلش هم قشنگ پشمام رو زدم گفتم شاید خدا خواست کردمش
خلاصه
اومد دنبالم بوی عطرش روانیم کرده بود اول صبح یه آرایشی کرده بود. که نگو
گفت بگو حرفت رو خاله
منم دلو زدم به دریا
گفتم خاله من نزدیک ۶ ماهی هست که به شما علاقه دارم خواهش میکنم این موضوع بین خودمون بمونه
من واقعا شمارو دوست دارم
و خودمو به ناراحتی و گریه اینا زدم
تا دیدم دستش رو گذاشت روی پام گفت عزیزم تو الان توی سنی هستی تنوع طلب
من گفتم توی این ۶ ماه فقط با تصور شما خودم رو خالی کردم و به هیشکی حس ندارم
خیلی ترسیده بودم واقعا ریده بودم تو خودم
تا دیدم گفت پس باید بین خودمون بمونه
منو میگی انگار داشتم پرواز میکردم
آروم دستم رو گذاشتم روی اون رون نرمش گفت اینجا نمیشه بریم خونه
بابای دوستم هم توی راهداری تهران شمال کار میکنم و نصف ماه رو خونه نیست
اد. شوهرش ماموریت بود
رفتیم خونه به من گفت به استراحت کن
تا من یه دوش بگیرم
این تا دوش میگرفت
من از ترس و خوشحالی گوشام سوت میکشید و کیرم شق شق شق بود
نیم ساعتی گذشت ترسیده بودم
تا دیدم از حموم در اومد با حوله تنی
حوله تنش بود
به من گفت آماده ای
منم زبونم بند اومده بود
یهو حوله رو برداشت واااااااای داشتم دیوانه میشدم
رفتم جلوش پنج دقیقه لب تو لب بودیم
گردنش رو لیس میزدم
یهو گفت دوست داری کیرت رو قورت بدم
منم گفتم همش مال خودت شلوارم رو دراوردم
نشست شروع کرد به ساک زدن پررر توف میزد حروم زاده
انگار کیر ندیده بود کیرم رو تا ته میکرد
میگفت کیر شوهرم شل شده دیگه کار نمیکنه
داشت ساک میزد عذاب وجدان گرفتم که دوست صمیمیم مدرسه است
و من دارم مامانشو میکنم
کیرمو که خورد بلندش کردم
شروع کردم کس خیسش رو لیسیدم
رنگ کسش همرنگ پوست بود نه سیاه نه صورتی خوردم
داد میزد. میگف بکن تو کصم
من حشری شده بودم
فرغونی کردم تو سوراخ گشادش
بدنش لرزید و ارضا شد
و منم داشت آبم میومد
ریختم رو شکمش
با هم دوش گرفتیم و برگشتم خونه
از اون روز حدود ۲ سال میگذره و ما هنوز باهم حداقل هفته ای ۲ بار رابطه داریم و الان دیپلم هم گرفتم
امیدوارم از این داستان لذت برده باشید
اهل شمال هستم
میخوام درباره ی مامان دوستم براتون بگم
داستان از این شروع شد که مامان دوست من ماشین داشت و من و دوستم رو به مدرسه میبرد صبح ها
ما کلاس یازدهم بودیم اون موقع
من اوایل هیچ حسی بهش نداشتم ولی بعد ها شروع شد
من پسری قد بلند و تپل
ولی از سایز کیرم راضی ام ۱۵ سانت هستش
و مامان دوستم قد کوتاه بدنی تو پر و فیس عملی ولی ۴۵ ساله منم که عاشق خانم های سن بالا
از وقتی که به مامان دوستم حس پیدا کردم هر روز که مارو به مدرسه میبرد فقط نگاهم تو نگاهش بود و معلوم بود اونم بدش نمیاد
یه ۲ ماهی اینطور می گذشت تا من پرو تر شدم
و صبح ها که سوار ماشینش میشدم تا مدرسه از توی آینه نگاهش میکردم و جق میزدم
تا اینکه یک بار داشتم صبح جق میزدم تو ماشین که یهو یه ماشین از پشت زد بهمون و مامان دوستم سری برگشت و کیر منو دید سرخ شد ولی جلوی دوستم به روی خودش نیاورد
گذشت
که به دوستم گفتم دیگه با شما نمیام
و تاکسی سوار میشدم تا مدرسه
یه روز دیدم مامان دوستم بهم پیام داد
-سلام علی جان خوبی خاله
-سلام ممنون خاله
-چرا دیگه با ما نمیای
منم بهونه آوردم
تا گذشت
یه روز بهش پیام دادم خاله فردا صبح دوستم رو بردی مدرسه بیا دنبال من یه صحبت خیلی مهمی دارم
اون روز هم به مدرسه زنگ زدم گفتم مریضم
و شب قبلش هم قشنگ پشمام رو زدم گفتم شاید خدا خواست کردمش
خلاصه
اومد دنبالم بوی عطرش روانیم کرده بود اول صبح یه آرایشی کرده بود. که نگو
گفت بگو حرفت رو خاله
منم دلو زدم به دریا
گفتم خاله من نزدیک ۶ ماهی هست که به شما علاقه دارم خواهش میکنم این موضوع بین خودمون بمونه
من واقعا شمارو دوست دارم
و خودمو به ناراحتی و گریه اینا زدم
تا دیدم دستش رو گذاشت روی پام گفت عزیزم تو الان توی سنی هستی تنوع طلب
من گفتم توی این ۶ ماه فقط با تصور شما خودم رو خالی کردم و به هیشکی حس ندارم
خیلی ترسیده بودم واقعا ریده بودم تو خودم
تا دیدم گفت پس باید بین خودمون بمونه
منو میگی انگار داشتم پرواز میکردم
آروم دستم رو گذاشتم روی اون رون نرمش گفت اینجا نمیشه بریم خونه
بابای دوستم هم توی راهداری تهران شمال کار میکنم و نصف ماه رو خونه نیست
اد. شوهرش ماموریت بود
رفتیم خونه به من گفت به استراحت کن
تا من یه دوش بگیرم
این تا دوش میگرفت
من از ترس و خوشحالی گوشام سوت میکشید و کیرم شق شق شق بود
نیم ساعتی گذشت ترسیده بودم
تا دیدم از حموم در اومد با حوله تنی
حوله تنش بود
به من گفت آماده ای
منم زبونم بند اومده بود
یهو حوله رو برداشت واااااااای داشتم دیوانه میشدم
رفتم جلوش پنج دقیقه لب تو لب بودیم
گردنش رو لیس میزدم
یهو گفت دوست داری کیرت رو قورت بدم
منم گفتم همش مال خودت شلوارم رو دراوردم
نشست شروع کرد به ساک زدن پررر توف میزد حروم زاده
انگار کیر ندیده بود کیرم رو تا ته میکرد
میگفت کیر شوهرم شل شده دیگه کار نمیکنه
داشت ساک میزد عذاب وجدان گرفتم که دوست صمیمیم مدرسه است
و من دارم مامانشو میکنم
کیرمو که خورد بلندش کردم
شروع کردم کس خیسش رو لیسیدم
رنگ کسش همرنگ پوست بود نه سیاه نه صورتی خوردم
داد میزد. میگف بکن تو کصم
من حشری شده بودم
فرغونی کردم تو سوراخ گشادش
بدنش لرزید و ارضا شد
و منم داشت آبم میومد
ریختم رو شکمش
با هم دوش گرفتیم و برگشتم خونه
از اون روز حدود ۲ سال میگذره و ما هنوز باهم حداقل هفته ای ۲ بار رابطه داریم و الان دیپلم هم گرفتم
امیدوارم از این داستان لذت برده باشید
نوشته: علی
40 پاسخ به “مامان رفیقم رو بالاخره کردم”
میشه بیایی من و دوستامو هم بکنی؟توروخدا التماست میکنم
کصشعر
“بابای دوستم هم توی راهداری تهران شمال کار میکنم و نصف ماه رو خونه نیست”قطعا درسهای ادبیات رو پیچونده بودی که اینطوری تر زدی با نوشتنت
تا شرایط سنی ت خوندم و اومدم یه دیس لایک تقدیمت کردمزحمت فحشش هم دوستان می کشن 💋
من اینطوری فهمیدم که بابای دوستت هفتهای دوبار تورو میکنه.
یابووووووووووو چطوری فرغونی وایساد و آب را روی شکمش خالی کردی؟
بابای دوستت بزرگراه تهران شمال شما رو ۲ساله تونل میکنه دیگه راستش
به جان عمت اگر گیرت بیارم خودت و مادرت را یکجا به هفتادو روش مختلف میکنم
اره حسابی لذت بردیم و فشار شهوت سکته دو مرحله ای تک حذفی کردیم ، ولی تو اینو به کسی نگو محرمانه پیش خودت بمونه . باشه ؟ آفرین.در عوض ما هم به کسی نمیگیم که قراره اگر باز اینطور چرندیاتی بنویسی ، قرار شده جوری جربدهیم تو رو که تمام راهداری های استانها یک خط ویژه به … وصل کنند تا تخته گاز بیان خدمت جنابعالی جهت .،، ” ؟ نگم بهتره . اینم محرمانه بمونه بین خودمون .
کوس کش مگه زن جنده خیابونی بوده تا تو گفتی آره اونم شلوارشو برات بکشه پایین! کونپه آخه توی ماشین اونم جلو بقیه کسی جق زدن؟! بیشرف دروغگو
مسئولان کسکش سایت طفاً از هرکی که میاد ثبت نام میکنه و داستان مینویسه کارت ملیشو بگیرید یه مشت جغله جقی را تو سایت راه ندید
عالی
مادرررررررررر خراب ۴۰پدر این چ کس و شعریه ک نوشتی لاشی
بهترین داستان سایت رو نوشتیا. دقیقا کاری که بچه های سایت با مادرت هرروز سه وعده صبح و ظهر و شب میکنن😂😂😂
اسکل
چیز چوبی پینوکیو که همیشه راست و سفته تو دهن آدم خالی بند
اها راحت بهش گفتی بیاد بکنمت اونم گفت چشششششششم بفرمابرو عامو بمیر بدبخت خنگول
اخر کوسشعراقا تورو خدا دیگه بسسسسسه
خوش به حالت؛کیرم توکوس وکون مامان دوستت.
قبلا داستان های بکن تو خیلی خوب و تحریک کننده بود چیشد که انقد کصشر شدن؟درضمن کیرم تو شرف نداشتت اخه با ناموس رفیق؟
جالب بوداگه خاطره دیگه ای هم داری دوس دارم بخونمبهتره کمی روی جزییات دادن روش وقت بذاریولی موضوع و جسارتت جالبه
لذت نبردیم ننویس دیگه
ظاهراً پدر دوستت تورو کرده بعد مادرش موقع کردن شمارو دیده
اگه اینجور باشه توعه حرامزاده بی ناموس به مادرت هم حس داری واگه پدرت بفهمه تورو انقدر بکنه که نتونی مدرسه بری
نه حقیقت خیلی بد نوشتی متن داستان با عنوان داستان فرقی نکرد حقیقت خلاصه جامع و کیری یکم بیشتر رو نگارشت کار کن
واقعا فقط چون میدونم دوستان زحمت فوشو میکشن من چیزی بهت نگفتم واقعا ریدی فک کنم موقع نوشتن داشتی جق میزدی با اومدن ابت داستانو تموم کردی همون قدر سریع و بدرد نخور
علی جوووون بچه کجای شمالی الان تو خودت فنجی جیگر میدی بزنیم
مگه دودولتو میزاری کونت که ازش راضی هستی حالا خوبه به ۱۵ سانت بسنده کردی بعضی اهل جقان وگی ان اونقدر گشاد سدند به زیر بیست سانت اثلا وابدا راضی بشوند حق هم دارند باید دیواره کونشان را بخوارونه
خدایا!!! عقل این ناقصه اراجیف مینویسه… من که فکر میکنم عقلم سالمه چرا وقتمو تلف میکنم میخونمش…
همین کار رو کردی بهت دیپلم دادن کس ملخ
با نویسنده جقی داستان کاری ندارم فقط از دوستان چه خانمها و چه آقایون یه سوال دارم ، چند نفرتون در زمان سکس داد زدید و فریاد کشیدید!؟والله ادعا کردن گوه خوردنه ولی به شخصه تو این حدود ۲۵، ۲۶ سالی که سکس کردم چه وقتی که بیزینسی رو با دوستان میکردیم و چه پارتنر شخصی یکدفعه نشنیدم طرف داد بزنه واییی کیر میخوام، جرم بده، جنده ات رو بکن و …!!نهایتش اینه که میگه و میگن تندتر یا آرومتر یا محکم تر بزن همین!! با پارتنر شخصی هم غیر قربون صدقه رفتن و گفتن اینکه تندتر یا یواشتر و … چیز دیگه ای نشنیدم.کوسکش ۱۵ سانت کیرشه میگه طرف داد زد، یارو با ۲۰ سانت کیر میکنه تو کوس زنه همچین داد و بیدادی نمیشنوه! واقعا نمیدونم تخیلات این جماعت مجلوق از کجا سرچشمه میگیره
عمووو عموووووو عمووووووووو 😉
من خار فیلم سوپر رو گاییدم
بکن کی بودی تو عمویی
همون فرغون رو که فرمودیتو کو…😆👉
😂
مگه میشه؟ مگه داریم؟
چه جالب شوهر این یکی بجا عسلویه سر از یجا دیگه دراورد
همش یک طرف ولی یه چیز که همون اول گفتی خیلی مهم و جالب بود!!(قدت بلنده و تپلی و از کیرت راضی هستی)خب خدا روشکر که بچه مدرسه ای مون از دودولش راضیه،این خیلی مهمه😂😂😂بعدشم ماشاللا اینقدر بچه های مدرسه ایه بزرگی هستین که مامانتون هنوز باید خودش ببرتون مدرسه و میترسه تو این اوضاع جامعه بذاره خودتون برین که یوقت آدما تو خیابون کونتون نذارن،اینم یه نشونه مهم از بزرگ شدنتونه😂نکته مهم سوم اینکه شما اینقدر بزرگ شدی که عاشق مامان دوست شدی و توی همین ماشین دودولت رو درمیاوردی و میمالیدی و دوستت هم اصلا نمیدیده و نمیفهمیده تو توی ماشین به عشق مامانش دودولت که ازشم راضی هستی رو میمالیدی،ایول به توبچه تو ننه بابا نداری زنگ بزنن به مدرسه مرخصی برات بگیرن؟یا اینقد بزرگ شدی که دیگه خودت زنگ میزنی به مدرسه که امروز حال ندارم و نمیام،ناظم مدرسه هم میگه آفرین که خبر دادی،اینم ایول دارهاون روز مرخصی هم زنگ زدی به ننه دوستت و اونم بیکار و بیعار بلند شد اومد دنبالت و بهش گفتی دوستت دارم میخوام بکنمت ،اونم راضی و خوشحال اوکی داده که اینجا نه بیا بریم خونه منو بکن،بازم ایوللا بتوبچه کونی😂😂😂
میدونی چرا هیچکسی لایک نکرده ؟میدونی چرا ۶۶ تا دیسلایک گرفتی ؟چون همه فهمیدند خودت کونی هستی و چرت گفتی 😂👉