مادرزن حرفه ای

سلام دوستان داستانی که میخوام تعریف کنم کاملا واقعی هستش
من سام ۲۸ ساله و من سارا ۲۳ ساله بهتره اول از زبان سارا شروع کنیم

دو سال پیش من و سام با هم دوست شدیم من همراه پدر مادرم زندگی میکردم بعد ازدواج به اصرار پدرم سهراب و مادرم نیلوفر من و سام خونه پدر مادرم که یه خونه ۷۰۰متری دوبلکس ویلایی تو شمال تهران هست زندگی می‌کنیم سرتونو درد نیارم با هم ازدواج کردیم یکی از دلایل ازدواج من با سام شاید میشه گفت هات بودن و کمر سفت بودنش بود به طوری که از اول ازدواج تا الان هر روز تایم سکس کردنش بیشتر شده و این اواخر واقعا اذیت میشم تقریبا یک ساعت بی وقفه تلمبه میزنه و من پنج الی شش دفعه ارضا میشم که زمان سکس این تایم برام لذت بخشه اما بعدش واقعا سرگیجه و ضعف میاد سراغم تا این که یه روز عصر که پدر و مادرم مسافرت خارج کشور بودن و قرار بود برگردن خونه اما تو فرودگاه کارشون به مشکل خورده بود و زنگ زدن گفتن ما ساعت سه شب می‌رسیم تو این اوضاع یه فکری به سرم زد پیش خودم گفتم از کون به سام بدم تا با کون تنگم آب سام زودتر بیاد الان هم مادر پدرم نیستن اگر جیغ بکشم از درد کسی مزاحم نیست سام که از سرکار اومد گفتم میخوام از کون هم بهت بدم تا کمی بتونم کمتر از کسم کار بکشم .
شب یه تاپ مشکی پوشیدم تا سینه های ۸۰ و سفتمو خوب نشون بدم و یه دامن کوتاه مشکی لامبادایی با شرت سفید پوشیدم تا کون بزرگمو بیشتر نشون بدم با قد ۱۵۸ سانتی به نظرم خوب کسی شده بودم .سام تا منو دید گفت اوف چه کردی منم یه قرص ویاگرا خوردم تا صبح برنامه داریم یه لحظه وحشت اومد سراغم گفتم دیوونه تو همینجوری منو سرویس کردی این چه کاریه کردی دیدم داره میخنده اومد سمت من منو تو بغلش کشید داخل پذیرایی بودیم متوجه شدم کیر ۱۶ سانتی و کلفتش برام حسابی راست شده شروع کردیم لب گرفتن تو حین لب گرفتن دیدم سام سریع لخت شد حتی شرتشم در آورده بود سام واقعا بدن سفید و کم مویی داره با قد ۱۸۰ هیکل ورزیده ایی هم داره اومد نشستیم روی مبل منم نشستم روش شروع کرد سینه هامو درآوردن و خوردن یه لحظه خودشو سر داد اومد پایین جوری که من رو مبل موندم و اون سرشو رسوند به کسم زیر دامن بند شرتم رو داد کنار و شروع کردن خوردن کسم تو اوج بودم و تو دهنش ارضا شدم سام متوجه شد من خوابوند رو زمین و دامن و شرتم رو درآورد کیرشو کرد تو کسم یک لحظه متوجه شدم کیرش هم کلفت تر شده آروم شروع کرد به عقب جلو کردن
قشنگ کلفتی کیرشو حس میکردم توی کسم تلمبه اش بیشتر شد و در عین حال سینه امو می‌خورد و قربون صدقه کسم میرفت وای چه کس تنگی داری
من ناله میکردم میگفتم جووون منو بکن
منو برگردوند دمر خوابیدم گفت سر قولت هستی با ناله گفتم آره شروع کرد پماد لیبرو کانت ریختن روی کونم با انگشت داشت راهشو باز میکرد گفتم چه بلدی گفت تو فیلم یاد گرفتم بعد آروم سر کیرشو گذاشت روی سوراخ ام آروم کرد تو داشتم میمردم اما تحمل کردم آروم کامل روی من خوابید صدای نفس نفس زدن سام رو متوجه میشدم شروع کرد گردنم رو لیس زدن و بوس کردن در همین حین آروم آروم جا کردن تا ته جا کرد دیگه نای نفس کشیدن نداشتم به غلط کردن افتاده بودم گفتم بلند شو از روم گفت دیگه نمیتونم تنگیش داره دیوونم میکنه آروم شروع کرد تلمبه زدن دیگه حس نداشتم کونم سر شده بود دیدم تلمبه هاش تند تر شده و تو اوج لذت مدام میگه چه کون تنگی قربون کون تنگت کون بزرگ تو خانوادتون ارثیه تند تند تلمبه میزد دیدم داره داد میزنه یه لحظه ارضا شد همه ابشو تو کونم خالی کرد من خیلی خوشحال شدم تا اینجا یک در مقابل یک بودیم گفتم عزیزم من برم حمام دیدم میگه نمیتونی بری نگاه کردم دیدم هنوز کیرش راسته گفتم دیگه طاقت ندارم گفت من لازم دارم مثل خرس وحشی دوباره افتاد به جونم دستامو گرفت منو به پشت خوابوندکیرشو دوباره کرد تو کونم تا مغز سرم تیر کشید پاهام تو دستش بود تند تند تلمبه میزد با دستش با کسم ور میرفت کم کم منم از این نوع گاییده شدن داشتم لذت می‌بردم با جون گفتن راضی بودن خودمو اعلام میکردم و سام هم بیشتر تلمبه میزد تو کونم مدام میگفت چه کون خوبی داری چه تنگ چرا نمیزاشتی تاحالا بکنم توش تو صحبتاش مدام به کون خانوادم هم اشاره میکرد که چه کونی دارید خانوادگی واقعا کلفتی کیرش قالب کونم شده بود منم به شدن تو اوج بودم که دوباره چشام رفت و ارضا شدم سام دوباره بلند شد گفت داگی شو منم داگی شدم دوباره کرد تو کونم واقعا دیگه نمیتونستم ادامه بدم داد میزدم نمیتونم بسه دیگه اما سام مثل یک آدم کون ندیده مدام داشت تو حالت داگی تلمبه میزد با دستش کسمو مالش میداد سینمو مالش میداد من دوباره داشتم از این پوزیشن لذت می‌بردم تو جملاتم اون مدام قربون کون گنده ام و سفیدم میرفت من میگفتم بسه واقعا کم اورده بودم گفتم برای اینکه زودتر ارضا بشه سام جونم با دستم شروع کردم بیضه شو مالیدن سام توی اوج بود منم توی اوج بودم تند تر تلمبه میزد دیگه علنا میگفت جون چه کونی چه کون تنگی کونت مثل مامانت گنده اس جووون چه کون تنگی منم ناله میکردم میگفتم بیشتر بزن کسمو بمال اوففف دارم میام یه لحظه هم سام ارضا شد هم من دیگه توان نداشتیم از رو زمین بلند بشیم واقعا رمق نداشتم حس کردم یک نفر داره نگام میکنه سمت در رو نگاه کردم دیدم مادر پدرم دارن مارو نگاه میکنن دوست داشتم زمین دهن باز کنه ما رو ببلعه ساعت رو نگاه کردم دیدم ۲ نیمه شب اینا چرا زود اومدن سلام سلام گفتیم اونها هم جواب مارو دادن سریع خودمونو جمع جور کردیم رفتیم تو اتاقمون تا صبح از خجالت حتی برای آب خوردن هم بیرون نیومدیم دم دمای ظهر بود دیدم دارن صدامون میکنن بچه ها بچه ها بیاین پایین ظهر شده ضعف میکنید پاشید یه چیزی بخورید سام گفت پاشو بریم یه چیزی بخوریم مردیم ضعف کردیم گفتم خیلی بیشعوری ندیدی دیشب چی شد سام گفت خب حالا خودمونو تا اخر عمر نمیتونیم حبس کنیم به روی خودت نیار انگار اتفاقی نیفتاده رفتیم پایین دیدیدم صبحانه آماده کرده بودن البته بهتره بگیم ظهرانه خیلی با ادب سلام کردیم جواب دادن و سام گفت دیشب کی رسیدین یه چش خوره بهش رفتم که این چه سوالیه مامان گفت ما بار غیر قانونی داشتیم انبار فرودگاه بلوکه کرده بود جنسمون رو مجبور شدیم بمونیم و طول کشید بیاییم که کارمون با دادن رشوه حل شد گفتم خدارو شکر

حالا سام تعریف میکنه
منم گفتم خدا رو شکر به سلامت برگشتین این خیلی مهمه یه نگاه به کون نیلوفر و لباسش کردم دلم داشت ضعف میرفت نیلوفر گفت بچه ها دیشب مشکلی داشتین یه دفعه چایی تو گلوم پرید نزدیک بود خفه بشم اقا سهراب زد پشتم با خنده گفت حول نشو پسرم گفتم نه چطور مگه نيلو جون در تاکید صحبت آقا سهراب گفت اخه خیلی داد میزدین گفتم نه موضوع مهمی نبود
برای اینکه بحث عوض بشه گفتم ببخشید ما کار داریم باید بریم خرید به بهونه خرید با سارا زدیم بیرون تو ماشین به سارا گفتم سارا جان از زیر زبون مادرت بکش بیرون چند دقیقه دیشب مارو دیدن گفت روم نمیشه بپرسم گفتم به گمونم همه حرفامون و کارامونو دیدن سارا هم گفت اره فک کنم بهر حال شب برگشتیم خونه همه چیز عادی بود از نيلو جون بگم ۴۶ ساله و رئیس بانک بود فوق‌العاده منظم دقیق و خانواده زن سالار که تحت مدیریت نيلو جون بود قدی بلند حدود ۱۷۰ سانت باسنی بزرگ و سینه ای در حدود سایز ۸۰ داشت اقا سهراب هم قد ۱۷۰ اما لاغر بود باعث سردرد تون نشم اومدیم خونه نيلو جون مارو صدا کرد رفتیم تو اتاق خواب مثل اینکه دیگه نمیتونست تحمل کنه گفت بچه ها رک پوست کنده بهتون میگم مشکلی دارین تو رابطه جنسی تون ما هم گفتیم نه چیزی نیست نيلو گفت من خودم دیدم مشکل دارین باید حلش بکنم من و سارا دهنمون وامونده بود چی بگیم یه دفعه دیدم نيلو جون گفت سارا زود باش لباساتو دربیار گفتم جانمممم گفت دهنتو ببند لباسای خودتم دربیار واقعا میشد خشم رو تو چهره نيلو جون دید اطاعت امر کردیم گفت لباسای زیر تونم دربیارین. کاملا که لخت شدیم خودشم لخت شد. باورم نمیشد، چی دیده بودم یه کیر خوابیده با دوتا تخمای بزرگ و آویزون! مادرزنم شیمیل بود. کیر خوابیدش اندازه ی شق شده ی من و حتی کلفت تر بود. همونجا اوبم زد بالا گفتم پشمام چند سانته شق بشه؟ گفت ۲۱ سانت. همونجا تسلیم کیرش شدم جلوم واستاده بود منم نشستم شروع کردم ب بوس دادن کیرش
داشت نم نم بیدار میشد
یکم براش ساک زدم دیدم اره شق شده
یکم گذشت دیدم سفت سفت شده
یه کیر کلفته ۲۱ سانتی با دوتا تخمای بزرگ
آرزوی منو لای پاهاش داشت…
براش جق میزدم لامصب کیرش تمومی نداشت
من شق کرده بودم بلند شدم مقایسه کردم
در برابر اون دودول داشتم یه دول موشی !
اون دوست داشت میگفت حشریش میکنه دودول کوچیک میبینه
داگی شدم یکم قربون صدقه کونم رفت انگشت کرد یه چند دقیقه داشت آماده می کرد سوراخمو
سر کیرشو بزور و زحمت جا کرد
داشتم جر میخوردم ب معنای واقعی
کله کیرش نوک تیز بود نسبت ب بدنه ی کیرش کوچیک تر بود
خب این خیلی خوب بود راحت میرفت داخل
کاندوم رو کشید دوباره سرش رو فرو کرد این بار راحت تر رفت
کم کم بیشتر فرو کرد من دیگه ناله میکردم درد میکشیدم ولی صدای نازک دخترونش منو حشری میکرد
شاید ۵ سانت کیرش فقط میرفت داخل فقط
یه چند دقیقه گایید منو کیرشو کشید بیرون گفت اوووف چه سوراخی برات درست کردم به به
دوباره فرو کرد این بار راحت رفت تو ولی فشار میداد حس کردم دارم نصف میشم از وسط…
ناله میکردم اون حشری تر میشد دراز کشیدم افتاد روم یهو با تمام قدرت فشار داد نصف کیرش رفت داخل مم راه فراری نداشتم فقط ناله میکردم التماس میکردم یواش تر بکنه ولی نمی فهمید حشری تر میشد فقط تلمبه میزد صدای کیرو خایش ک به کونم میخورد تلق تلق تلق دیوونم میکرد مست میشدم حشری میشدم یکم گذشت من دیگه کاملا شده بودم کونیه مایا
میگفتم تا ته بکن تو اونم کصخل میشد فشار میداد انقدر تلمبه زد ک خسته شد
کاندومو گرفت افتادم به جونه کیرش یجوری کیر میخوردم انگار قحطی میخواست بیاد
براش جق میزدم ناله میکرد صداش دیوونم میکرد
تخماشو لیس میزدم با دستم تخماشو فشار میدادم یکم تا حشری تر شه جق میزدم براش و حسابی تو حال خودم بودم یهو دیدم نفساش تندتر شد فهمیدم آبش میخواد بیاد تند تر جق میزدم براش
بالاخره آبشو خوردم ۴ بار ابش پاشید خیلی آب داشت در برابر منی ک ابم ۲ بار میاد اونم ۲ قطره…
اروم شده بود گفت میخوام بخورم برات
واسم ساک زد شاید ۱ دقیقه بعدش شروع کرد جق زدن برام ابم در جا اومد بهش گفتم قرص خوردم مثلا تاخیر خندید بهم و من ناراحت شدم

نوشته: سام

بازدید 17,520

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

29 پاسخ به “مادرزن حرفه ای”

  1. چه جمله بندی های زیبایی واقعا عالی و بی سروتهبهش گفتم قرص خوردم مثلا تاخیرخندیدبهم ومن ناراحت شدم…خدایی خودت فهمیدی چی ریدی؟ببخشید نوشتی؟خیلی خوب نوشتی حالا از زبان دونفرهم جفنگ میبافیننویس مجبوری مگه ترکمون بزنی

  2. نیلو جون سارا رو از کیرش زاییده بود؟ بعد اون وسط مایا چیکاره بود؟ دیوید لینچ حقتو خورده بخدا، هر چقدر خوندم سوالاتم بیشتر شد، خیلی کس مغزی

  3. حتما زن جنده تورو هم بابا سهرابش از کون زائیده بود ، تو میخواستی بفهمونی کونی هستی راه بهتر این بود که مینوشتی سهراب به بهانه اینکه موقع کردن دخترش همش اسم کون زنش رو میاوردی تو رو گائیده و تو هم خوشت اومده همین تمام،بخاطر یه کون دادن تمام معادلات فیزیک و کوانتوم رو زیر سوال نبر کوص مغز کون گلابی

  4. اخه کونی خان ….جقی……. مادر زنت شیمل بود پ چطور اون کوسکش زنتو زاییده بود حتما پدر زنت زاییده ….کیرم تو دهنت ادم دروغ گو و کیری زود خودشو نشون میده

  5. از اول که گفتی خونه هفتصد متری شمال تهران…و گفتی دلایل ازدواجت کمرسفتش بوده نخوندمآخه کوس مغز کی بخاطرکمر سفتی میاد زن کسی بشه؟

  6. خب راستشو بگو دوماد سر خونه بودن اونم تو دوبلکس 700 متری شمال تهران هزینه هایی داره دیگهآقا سهرابم قشنگ با سوراخت حسابو صاف میکرده

  7. کوشعری ریدی که هر چی لیس بزنی تموم نمیشه!! پس سیر سیر و سرفرصت ریدمونیتو بخور

  8. خدا لعنتت کنه کهوقت‌ملت و میگیری،پس مادرزنت زنتو از کون به دنیا اورده جقی

  9. مجبوری کصشر از مغز کصمیخت دراری بفرستی؟ از جایی که گفتی مادر زنم کیر داشت دیگه نخوندم انگار پریدم تو یه داستان دیگه خیلی کصشر گفتی دلقک

  10. مگه میشه؟ مگه داریم؟ مادرزنت شیمیل بود پس زنت از کجاش دراومده بود؟

  11. اولش خیلی خوب بود ولی بعدش ریدی توش هم‌ نگارشت هم اصل داستان‌یکم ببشتر مین داختی بالا کمرت سفت میشد خوبتر ادامه میدادی عنتر کوس ندیده

  12. خط سوم مخم‌ گریپاژ کرد دیگه بقیه ش و نخوندمنویسنده مرد است بعد معلوم نیست داستان و مرد نوشته یا زنمن سام چهارده ساله من سارا دوازده سالهبعضی از آدمها به گاو سه تا سووور زدن.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید