سلام امیر هستم.می خوام رابطمو با دختر داییم بگم.
1شب دختر داییم بهم اس ام اس دادو داشت باهام دردو دل می کرد.اسم دختر داییم النازه.
می گفت که خیلی تنهاسو دوست پسر نداره.یعنی اصلن خوشش نمی اد.می گفت باباش خیلی به حجابش گیر میده.اخه معمولا یه شال می ندازه که همه ی موهاشو گردنش پیداس.منم یه خورده دلداریش دادم.چند شب همینجوری بهم اس می دادیم که یه شب بهش گفتم که می خوای فردا بیام دنبالت.اون اولش قبول نکرد ولی اخرش گفت بیا فقط کسی نفهمه.الناز 16 سالشه منم 21 سالم
رفتم دنبالش با ماشین بعد یه خورده دلداریش دادم اخرشم بوسش کردمو اون می رفت.بعد دو سه هفته که خیلی به هم وابسته شده بودیم رفتم دنبالش.میبردمش یه جای خلوت که راحت حرف بزنیم.دیدم داره گریه میکنه اخه با یکی از دوستاش دعواش شده بود.منم بغلش کردمو لپاشو بوس کردمو اشکاشو پاک کردم.اخرش که داشت پیاده میشد گفتم الناز جان نگران نباش برو با دوستت اشتی کن دستمو گداشتم دوره گردنشو لباشو بوسیدم.دیگه خیلی به الناز وابسته شده بودم.شب بهش اس دادمو گفتم ببخشید که لباتو بوس کردم.ا.نم گفت اشکال نداره.بعد بهش گفتم که پس دفعه دیگه توام لبامو بوس کن.فرداش که رفتم دنبالش لبمو گذاشتم رو لبشو بوسش کردم بعد اونم بوس کرد انگار دوتامونم نمیخواستیم که لبامونو جدا کنیمبهد من لبشو خوردم لبشو کشید بعد گفتم عزیزم توام بخور.لبامون به هم چسبیدو 1 دقیقه لب دادیم .اون روز رسوندمشو کارهما هر روز شده بود لب دادن.یه روز که داشتیم لب میدادیم دسمو گذاشتم رو سینشو یه خورده فشار دادم.الناز هیچی نگفت فقط لبمو می خورد.بعدش که لبامون جدا شد همینجوری میمیالیدم.گفتش امیر قرارمون فقط لب بودا.گفتم عزیزم اخه دسه خودم نبود بزار بمالم دیگه.گفت باشه.اومدم دکمشو باز کنم گفت امیر بسه دیگه گفتم بزار بخورم دیگه عزیزم .بالاخره دکمشو باز کردم.یه تیشرت داشت.اونو دادم بالا سوتیانش معلوم شد.یه سوتیانه مشکی بود.دادم بالا سوتیانشو.واییییییییییییی.سینشو دیدم.یه سینه سفید که نوکش صورتیه کمرنگ بود.دهنمو گداشتم رو سینش داشتم میخوردم که سرمو اورد بالا شروع کرد به لب دادن.میگفت دوست دارم عزیزمم.منم میگفتم دوست دارم.د.باره اومدم سینشو خوردمو دسمو کردم لای پاش کسشو از رو شلوارمالیدن تا کسش خیس شد.دسشو گذاشت رو کیرمو مالید تا اینکه ابم اومد.دوتامون باره اولمون بود.الان 1ماهه کارمون همینه.اما اخره هفته باباش اینا قراره برن مسافرت.قول داده یه سکسه توپ کنیم که اونو اخره هفته واستون مینویسم.مرسی بای
1شب دختر داییم بهم اس ام اس دادو داشت باهام دردو دل می کرد.اسم دختر داییم النازه.
می گفت که خیلی تنهاسو دوست پسر نداره.یعنی اصلن خوشش نمی اد.می گفت باباش خیلی به حجابش گیر میده.اخه معمولا یه شال می ندازه که همه ی موهاشو گردنش پیداس.منم یه خورده دلداریش دادم.چند شب همینجوری بهم اس می دادیم که یه شب بهش گفتم که می خوای فردا بیام دنبالت.اون اولش قبول نکرد ولی اخرش گفت بیا فقط کسی نفهمه.الناز 16 سالشه منم 21 سالم
رفتم دنبالش با ماشین بعد یه خورده دلداریش دادم اخرشم بوسش کردمو اون می رفت.بعد دو سه هفته که خیلی به هم وابسته شده بودیم رفتم دنبالش.میبردمش یه جای خلوت که راحت حرف بزنیم.دیدم داره گریه میکنه اخه با یکی از دوستاش دعواش شده بود.منم بغلش کردمو لپاشو بوس کردمو اشکاشو پاک کردم.اخرش که داشت پیاده میشد گفتم الناز جان نگران نباش برو با دوستت اشتی کن دستمو گداشتم دوره گردنشو لباشو بوسیدم.دیگه خیلی به الناز وابسته شده بودم.شب بهش اس دادمو گفتم ببخشید که لباتو بوس کردم.ا.نم گفت اشکال نداره.بعد بهش گفتم که پس دفعه دیگه توام لبامو بوس کن.فرداش که رفتم دنبالش لبمو گذاشتم رو لبشو بوسش کردم بعد اونم بوس کرد انگار دوتامونم نمیخواستیم که لبامونو جدا کنیمبهد من لبشو خوردم لبشو کشید بعد گفتم عزیزم توام بخور.لبامون به هم چسبیدو 1 دقیقه لب دادیم .اون روز رسوندمشو کارهما هر روز شده بود لب دادن.یه روز که داشتیم لب میدادیم دسمو گذاشتم رو سینشو یه خورده فشار دادم.الناز هیچی نگفت فقط لبمو می خورد.بعدش که لبامون جدا شد همینجوری میمیالیدم.گفتش امیر قرارمون فقط لب بودا.گفتم عزیزم اخه دسه خودم نبود بزار بمالم دیگه.گفت باشه.اومدم دکمشو باز کنم گفت امیر بسه دیگه گفتم بزار بخورم دیگه عزیزم .بالاخره دکمشو باز کردم.یه تیشرت داشت.اونو دادم بالا سوتیانش معلوم شد.یه سوتیانه مشکی بود.دادم بالا سوتیانشو.واییییییییییییی.سینشو دیدم.یه سینه سفید که نوکش صورتیه کمرنگ بود.دهنمو گداشتم رو سینش داشتم میخوردم که سرمو اورد بالا شروع کرد به لب دادن.میگفت دوست دارم عزیزمم.منم میگفتم دوست دارم.د.باره اومدم سینشو خوردمو دسمو کردم لای پاش کسشو از رو شلوارمالیدن تا کسش خیس شد.دسشو گذاشت رو کیرمو مالید تا اینکه ابم اومد.دوتامون باره اولمون بود.الان 1ماهه کارمون همینه.اما اخره هفته باباش اینا قراره برن مسافرت.قول داده یه سکسه توپ کنیم که اونو اخره هفته واستون مینویسم.مرسی بای
نوشته: امیر
17 پاسخ به “ماجرای من با دختردایی”
Waqean gandsho darwordan dg.Tekrari, 1nawakht, mamuli,Takhayolate ye pesarike to kafe 2khtar dayishe.
نه خوشم هومد همش راست بود.ولی عزیزم اخر هفته کار دسته الناز جان ندیا!میدونی که چی میگم؟
azizam oon dokhtar dayiteha.age kasi befahme kardish koonetoo istadani pare mikoneha!!!hala az ma goftan bood
اون کسی که توی نظرات دختر دایی رو جزو محارم بحساب آورده باید بهش بگم که خیلی کس خله!!!ازکی تا حالا دختر دایی شده جزو محارم؟؟؟
بابادم همتون گرم از من به شما 20.20.20آفرین حالا بهتون مرخصی میدم برین تعطیلات باریک ا…پسرای خوب چقدر حالیتونه ++
داداش سگ خال دار ارمنی از محارم نیست گناهکار میشه ها
برو بکس این بازیرو هم امتحان کنین خیلی حال می دهhttp://www.erepublik.com/en/referrer/ahura.judoبچه ها ایران بتون نیاز داره تو این بازی
عزیزم شما که نوک سینه صورتی دیدی یه عکس بگیر بزار مام ببینیم.من تا حالا نه دیدم و نه شنیدم.بارک به تو که هم دیدی هم شافت کردی.
نوك سينه صورتي هست؛ تو عكساي همين سايتم هست
Salam be hame.Man adat be bi ehterami o fohsh dadan nadaram chon harkasi shakhsiati dare,az admine aziz mikham ke ya dastanaye site ro tabaqe bandi kone ya sexhaee ro ke ba farhange ma moqayerat dorare ro to sitenazare.inye darkhaste ke age amali nashe site ba barkhorde teame hacke ma movajeh mishe va bar khalafe meilam majbor misham site ro be zor edit konam.mamn0n
yani kose sher 100 ta ye ghero0n
شورت مامانت چه رنگی بود!؟
درسته جزو محارم نیست ولی ننه کیردزدها ناموستونم نیست؟اگه نیست بدین ما هم دختردایی یاتونو بکنیم کسکشا بی غیرت
سگ ارمنی خالدار بگاد تورو کس کش ناموس (میدونی چیه)؟نه به قران اگه بدونی چیه دیگه نیا اینجا بنویسزن جنده
الان خوشحالی دیگه ؟منم خوشحالم چون قراره آخر هفته ننتو بگام بیام داستانشو بنویسم بروبچ حال کننعنتر جققوووووور چقد بهتون بگن از این فک و فامیل بکشین بیرونشماها یا مریضین یا کونی از این 2 حالت خارج نیست
كلا چرند بود … البته دارم خودمو كنترل ميكنم كه مث بقيه فحشو نكشم به هيكلت
aziz khow 1 hafte dgam va mistadi bad kamelesho mineveshti dg khob bod tnx