ماجراهای پویان (۱)

پویان (۱)

اسم من پویانه. پویان ع
من ۱۷ سالمه …رنگ موهام و‌چشمام روشن هست ….پوست من خیلی سفیده و توپر و قدم حدود ۱۷۸ هست… و بدنم مو نداره … من مرتب در خونه فیلمهای سوپر در موبایلم میبینم و جق می زنم یک دوست دختر تو کلاس زبان که عصر ها میرفتم پیدا کردم که اسمش کیمیاست و باهم خیلی رفیق شدیم و خیلی روابط نزدیک ….و انواع سکس رو امتحان کردیم …کیمیا از من سه سال بزرگ‌تره و سبزه هست صورتش با قد کوتاه و موهای مجعد مشکی … کم کم متوجه شد که من میل به دادن دارم و دوست دارم منو بکنن و اون هم کم کم با این قضیه کنار اومد و اون اول هی انگشتم می کرد و الان با دیلدو منو میکنه …هر بار عصر ها باهام آپارتمان خودش قرار میزاره و من به مامانم الکی میگم مثلا باید طراحی با دوستانم کار کنم و بعدا میام تو خونه تند تند طراحی می کشم و می برم مدرسه نشون میدم …کیمیا هر بار منو میبینه سریع منو لخت میکنه سریع دیلدو میبنده و منو حالت داگی می کنه و هی براش قمبل میکنم کونمو … اونم خیلی دوست داره دیلدو رو با فشار زیاد میکنه تو سوراخم و انقدر دادم که عادت کردم به دادن … کون دادن جذاب ترین لذت دنیاست … هی میگه تو کونی منی …باید بهم کون بدی …. حتی موقع سکس موهامو شدید میکشه خیلی درد میاد اما وقتی منو تحقیر میکنه لذت بخش هم هست … و یه پسرخاله دارم که از من دو سال کوچکتره به اسم سوشا که باهاش خیلی نزدیکم از بچگی اونم همش کونم میزاره و انگشتم می کنه و منو می کنه… از حدود چهار سال پیش بعضی شبها میاد خونه ما میخوابه و یا من میرم پیش اون شبها میخوابم به موقع هایی اون
میاد میخوابه تو اتاق من ….و تا چراغها خاموش میشه … سریع منو لخت میکنه …و کیرشو میذاره لای پای من‌ خیلی دوست داشتم به پسر ها کون بدم و خیلی لذت میبردم و بعد کم کم کِرِم میزد به کونم و کاندوم خریدیم و دو سالی هست که تا میرسه پیشم. منو لخت مادرزاد میکنه و کیرشو می کنه تو کونم و منو مرتب میکنه …
من سال سوم هنرستان هنر در مدرسه ای مذهبی در فرشته هستم …خیابون یاسمن ….حیاط مدرسه ما خیلی بزرگه … کلا رشته های ریاضی و تجربی و انسانی همه پایه ها هستند. …هنرستان ته حیاط و طبقه منفی یک هست که کلا فضای جدا داره و راهرو و میز پینگ پنگ…در کلاس ما کلا ۱۴ نفر هستیم …یک پسری در کلاس ما هست که قدش خیلی بلنده و عینکی هست و اسمش طاها هست …خیلی شوخ و باحال هست و همه بچه ها و معلم ها خاطرشو میخوان همیشه … برعکس من که گوشه گیر و خجالتی هستم….تا اینکه یه روز که با طاها خیلی رفیق شدیم و خنده و شوخی های جنسی … بهم گفت پویان کیرت اندازه اش چقدر هست؟ با خنده بهش گفتم بیا بریم ته راهرو تا نشونت بدم……طاها با خنده بهم گفت دیوونه شدی؟ اینجا پر از دوربین هست و بیخیال … من با خنده بهش گفتم باشه بهرحال هر جا بخوای بهت نشون میدم … طاها چشماش برق زد …خنده بلندی کرد و گفت جدی بیا عین دوست پسر و دختر ها با هم بیرون مدرسه به قرار بزاریم … خونه ما هیچکی نیست مامان بابای من رفتن زیراب و تا پس فردا نمیان و خواهرم هم که ازدواج کرده و خونه خودش هست …امروز بیا پیش من … بهش گفتم خونه تون کجاست ؟ گفت تو شریفی منش … مسیر خونه اش به مدرسه نزدیک بود چون خونه ما پاسداران بود و از مدرسه دور بود … بهش گفتم بزار به مامانم زنگ بزنم یه بهانه بیارم … البته مامانم اصلا گیر نیست ولی خب باید بهش خبر بدم که بدونه نمیام خونه ….ما تو مدرسه موبایل میتونیم ببریم اما از تو کیف نباید در بیاریم اما اینطور که فهمیدم تو هنرستان اصلا گیر نمی دن و فقط تذکر کلامی میدن که مثلا موبایلتو بزار تو کیفت …خلاصه من به مامانم زنگ زدم بهش گفتم مامان من امروز با یکی از بچه ها باید بریم طراحی کنیم چون گفتن حسابی باید طراحی کنین و بیارین مدرسه … مامانم گفت اُکی ممنون که خبر دادی مراقب خودت باش عزیزم …و خلاصه بعد مدرسه با طاها خندان و خوشحال رفتیم خونه اش … خونه اش برعکس خونه ما بزرگ بود و دوطبقه …با کلیدش درب رو قفل کرد و کلیدش رو گذاشت پشت قفل درب که یه موقع خواهرش سرزده نیاد خونه … کاپشن هامونو درآوردیم رفتیم بالا تو اتاقش و رو مبل نشستیم به شوخی و خنده و چند کلیپ کوتاه سوپر بهم نشون داد از تو موبایلش و برام میوه آورد … حدود یک ساعت گذشت ……بعد در حالیکه با هم بلند بلند می خندیدیم با خنده بهم گفت الان میتونی کیرتو دربیاری….اینجا دوربین نیست …خلاصه من زیپ شلوارمو باز کردم و کیرمو درآوردم بیرون و بهش نشون دادم … اون دولا شد جلوم زانو زد و شروع کرد کیرمو میک زد …و زیپ شلوارش رو باز کرد و کیر خودشو هم از شلوار درآورد و بهم نشون داد دو برابر مال من بود !!! بعد بهم گفت پویان لباساتو دربیار کامل لخت شو … من کمی مکث کردم که خودمو مشتاق نشون ندم … البته خیلی خیلی دوست داشتم لخت بشم براش…و منو بکنه … بعد خودش شروع کرد شلوارشو درآورد و بهم گفت پویان خجالتو بذار کنار… من هم خیلی بی شرمانه شروع کردم به لخت شدن و شلوارمو درآوردم … بعد پیرهنمو و زیر پوشم و بعد جورابامو درآوردم … طاها پیرهن و شلوارشو درآورده بود ‌و با شرت نشسته بود رو مبل و منو نگاه می کرد …بعد درحالیکه هردومون الکی می خندیدیم بهم گفت شورتتم در بیار … و من در حالی که ادای استریپرها رو در میاوردم شرتمو هم درآوردم و کاملا جلوش لخت مادرزاد شدم … طاها چشماش گرد شده بود و منو نگاه می کرد …. کیرشو از تو شرت درآورده بود و هی با دست میمالید … من بدنم هیچ مویی نداره چون علاوه بر اینکه خیلی کم مو هستم؛ بدنم رو هم مرتب شیو می کنم … طاها با خنده گفت پویان تو پسر نیستی تو دختری … و کلی خندیدیم … ازم پرسید تا حالا دادی؟ گفتم آره تا دلت بخواد… تعجب کرد …. بهش همه ماجرا رو گفتم بی هیچ ملاحظه ای ….:
به پسر خالم … با خنده پرسید جدی؟ باهم سکس میکنن؟ گفتم آره البته من اونو نمی کنم. فقط اون منو می کنه … یه دوست دختر هم دارم که با دیلدو منو میکنه…طاها چشماش از تعجب چهارتا شده بود … چند ثانیه سکوت برقرار شد فقط می خندید …بعد گفت ….جدی داری میگی یا شوخی می کنی؟ بهش گفتم جدی می گم… باز خندید گفت ببین پویان منو سرکار نزاریا….من خودم همه رو سرکار میزارم … من تو چشماش نگاه کردم گفتم بخدا راست میگم سرکار کدومه …پویان باز با تعجب منو نگاه کرد و گفت جداً می گی؟؟؟ پس مفعولی ؟؟ هردو زدیم زیر خنده …طاها گفت من بغیر از تو دو تا پسر دیگه رو کردم … بعد شرتشو در آورد و رفت روغن مخصوصی داشت که آورد و به من گفت بخوای دمر رو تخت که من خوابیدم و یک بالش زیرم گذاشت و رفت کاندوم آورد زدیم کیرش و به سوراخ کون من یه عالمه روغن زد و هی انگشتم کرد … و من آه و ناله می کردم …بعد روم خوابید و از پشت میخواست بزاره کونم که هر کاری کرد نشد و منو برعکس کرد به سمت خودش طاق باز خوابیدم و زیر کونم دوتا بالش گذاشت و پاهامو داد بالا رو شونه هاش گذاشت و کیرشو با سوراخم بازی میداد…و بعد یهو فشار زیاد داد و کیرشو کرد تو کونم که من یهو جیغ زدم … هردو خندیدیم … بعد شروع کرد کیرشو عقب جلو کردن که هی پاهاش رو تشک لیز میرفت ….خودشو انداخت رو من که کیرش از تو کونم دراومد دوباره همون حالت طاق باز شدیم و کیرشو کرد تو و آروم تلمبه میزد و من با اینکه هزار بار دادم اما کیرش گنده بود و من خیلی درد داشتم …با اینکه علاوه بر دیلدوی کیمیا؛ قبلا سوشا منو بارها کرده بود اما کیر طاها خیلی بزرگ‌تر بود و اشک تو چشمام جمع شده بود از درد …وسطش هی کیرش درمیومد دوباره می‌کرد تو کونم خلاصه مکافات بود …به هزار زحمت عقب جلو می کرد و کم کم لذت شروع شد و طاها هم کیرش تو کونم انقدر بزرگ بود که انگار تا نافم اومده بود جلو … من هی آه و ناله می کردم و طاها گفت پویان تو تاحالا کجا بودی؟ چرا تا الان نکرده بودمت؟؟!! هر دو وسط کار خنده مون گرفته بود … من برای اینکه خودمو جلوش تحقیر کنم و لذت بیشتری ببرم بهش گفتم طاها منو بکن …جرم بده از وسط…طاها که چشماش برق میزد و مشخص بود خیلی خوشش اومده بود گفت بگو تو مال کی هستی؟ کونی کی هستی؟ من گفتم کونی همه ام … هردو وسط کار منفجر شدیم از خنده …… بعد من ادامه دادم کونی تو ام مال تو ام مال تو ام. زن توام بکن زنتو جرم بده از وسط نصفم کن … پویان محکم تلمبه میزد و من رسما داشتم از وسط به دو نیم میشدم …بعد همینطور که داشت تلمبه میزد دستش آورد برام کیرمو هم که کامل راست شده بود با دست هی مالید و بلند بلند آه و ناله می کردم …هی میگفتم جرم بده از وسط …. و یهو ارضا شدم و آبم پاشید هوا که البته زیاد نبود … بعد دوبار با سرعت بیشتری تلمبه میزد ‌و من هی می گفتم من کونی توام ….منو بکن …پاره ام کن بعد یهو کیرشو کشید بیرون و کاندوم رو برداشت بهم گفت بدو بشین رو زمین زانو بزن … منم سریع نفهمیدم چجوری پریدم از رو تخت رو زمین و جلوش زانو زدم گفت صورتتو بگیر جلو کیر من … من سریع صورتمو آوردم جلو کیرش و دوبار دستشو کشید دور کلاهک کیرش و به عالمه آب پاشید رو صورت من … انقدر آبش زیاد بود که تا حالا ندیده بودم … توی چشمام هم پاشیده بود و درست نمی تونستم ببینم… با هم رفتیم حموم … و حسابی خودمو شستم …طاها دوباره حشری شده بود منو برد رو تخت دوباره منو کرد … حس تحقیر خیلی لذت بخشه … اینبار از پشت می خواست منو بکنه … بهم گفت حالتی داگی شدم و. کونمو براش قمبل کرده بودم از پشت ….هی محکم اسپنک میزد در کونم شترق صدا میداد …صدای شترق بلند بلند تو خونه انعکاس صدا میشد …ش ت ر ق ……و می گفت تو پت خونگی من هستی مگه نه ؟ منم میگفتم آره من سگ توام کونم بذار زود … زود منو بکن ….بعد یهو کیرشو از پشت کرد تو کونم… انگار کیر خر رفته باشه تو کونم…. چنان جیغی زدم که فک کنم همسایه ها هم شنیدن …طاها با خنده محکم از پشت زد در کونم گفت خفه ساکت بابا… میشنون همسایه ها و هی تلمبه میزد …من در اوج شهوت بودم که یهو متوجه شدم آبشو ریخته تو کونم ….کیرشو درآورد… پرسیدم کاندوم نذاشته بودی؟؟ گفت نه یادم رفت … !!!
دوباره رفتم حموم و خودمو حسابی دوباره شستم لباس پوشیدم و طاها بهم گفت یه خواهش ازت دارم به دقیقه به دوست دخترت زنگ بزن پیشنهاد تریسام بده ببین چی میگه …چون فردا خونه خالیه اما پس فردا مامانم اینا میان ببین فردا بعد از مدرسه می تونه بیاد …منم به کیمیا زنگ زدم بهش گفتم فردا بیا با یکی از دوستام سه نفری حال کنیم و شراب و دیلدو و…. و اون خیلی هم استقبال کرد ولی گفت فرداش نمی تونه بیاد و گفت هفته آینده می تونم بیام ….کیمیا کلا خیلی اهل عشق و حال هست … همه جور عشق و حال …هفته بعدش طاها نمی تونست چون پدر و مادرش خونه بودن خلاصه حدود شاید دوهفته بعدش که مامان باباش مسافرت بودن با هزار زحمت هماهنگ کردیم با کیمیا … کیمیا گفت من یه رفیق دختر دارم جون جونی هست با من اسمش یغما هست اگه اشکالی نداره اون رو هم با خودم بیارم… منم گفتم آره ما که از خدامونه …
و من باز با مامانم اینا هماهنگ‌کردم الکی که مثلا باید برم ادامه طراحی… و کیمیا و یه دختر قدبلند خوشگلی که تا حالا ندیده بودم اومده بودن سر قرار …سر کوچه شریفی منش و با هم رفتیم خونه طاها … اونجا بهم معرفی شدن … همه … یغما از من و طاها پنج سال بزرگ‌تره و از کیمیا دوسال بزرگ‌تره و دانشگاه میره ….اولش تا حدود یک ساعت خندیدبم و حرف زدیم کلی … و شراب خوردیم و الکی چرت و پرت می گفتیم و بلند می خندیدیم …کیمیا و یغما و طاها خیلی با هم رفیق شده بودند …. بعد کم کم حرف‌هامون ته کشید…. کیمیا یهو دیلدو از کیفش درآورد با خنده گفت با این دیلدو باید کیرو بکنم …هر چهار نفری زدیم به خنده طاها با خنده به من اشاره کرد گفت دوست پسرتو بکن من تماشا می کنم … کیمیا گفت نه یغما من اول تو رو می کنم ….یغما گفت چشم و با هم رفتند تو اتاق که لباساشونو در بیارن خلاصه اول از همه یغما لباساشو از تنش درآورد و کیمیا هم کمکش می کرد …یغما رو لخت مادرزاد کرد … و من و طاها چشماشون از تعجب چهارتا شده بود …داشتیم از شدت حشر میمردیم …هی از روی شلوار با کیرم ور میرفتم …یغما خیلی خوشگل بود…سینه های بزرگی داشت و هیکل خیلی جذابی داشت و کسش هم شیو بود کلا خیلی سکسی بود درست برخلاف کیمیا !!!
یغما رو تخت دراز کشید…کیمیا فقط شلوارشو درآورد و پیراهن و شرت پاش بود و کمربند دیلدو روی شرت به خودش بست و یغما رو به حالت طاق باز رو تخت خوابوند و اومد بین پاهاش دراز کشید کُسش رو شروع کرد به لیس زدن و خوردن ….هی تو چوچوله اش زبون می زد و با انگشتش لبهای چوچوله ی یغما رو نگه داشته بود و هی زبون میزد توش … یغما چشماش رو بسته بود و هیچی نمی گفت ……من هی نگاه می کردم و از رو شلوار با کیرم ور میرفتم ….بعد بلند شد نشست بین پاهاش و به کُسش کِرِم مالید یه عالمه و اومد بین پاهاش نشست و دیلدو رو با کُسش بازی میداد … و یهو کرد تو کُسش … و یغما خیلی ریلکس داشت آه و ناله می کرد … قشنگ معلوم بود کیمیا هزاران بار یغما رو کرده وکاملا راحت و بدون درد لذت میبرد …حالت میسترس و برده بودن … کیمیا انگار صاحب یغما بود و موقع سکس تحقیرش می کرد و خیلی خشن باهاش رفتار می کرد …سینه هاشو با یک دست هی میمالید … بعد حدود یک ربع کیمیا به یغما گفت حالت داگی شو !
یغما حالت سجده خوابید … و کیمیا رفت نشست پشت باسن یغما …و از پشت کونشو می مالید … و با دوست کونشو گرفته بود … هی میزد درکونشو می گفت قنبل تر کن ……شروع کرد به زبون زدن به سوراخ کونش….
من به طاها نگاه کردم دیدم یواشکی داره با موبایلش فیلم میگیره …. کیمیا محکم شترق زد در کون یغما و هی می گفت جون عجب کونی داری … قنبل کن برام‌… و یغما هی کونشو میداد بالاتر … کیمیا اومد خودشو چسبوند از پشت به کون یغما و از پشت دیلدو رو یهو کرد تو کونش … و یغما بلند آه و ناله می کرد… کیمیا با دو دستش دو طرف کون یغما روگرفته بود و محکم تلمبه میزد … و هی در کونش می زد و بعد از حدود شاید هفت هشت دقیقه که گذشت با یک دستش از پشت پایین موهای یغما رو گرفت و همینطور که تلمبه میزد موهای این بدبخت رو هم هی محکم میکشید …و کله ی یغما کج شده بود و داشت گردنش می شکست …… کیمیا هی بلند بلند به یغما فحش میداد … مادر سگ … دوست داری میکنمت؟. یغما می گفت آره آره …. کیمیا می گفت مادرتو هم بکنم جلوت ؟ یغما می گفت آره آره حتما هردومونو جر بده ….همینطور که تلمبه میزد بلند بلند می گفت جنده من کیه ؟ زن من کیه ؟ یغما هی وسطش می گفت منم من جنده توام جرم بده از وسط … همزمان طاها رو نگاه کردم دیدم تو حال خودش نیست آنقدر که حشری هست …

ادامه دارد ….

نوشته: پویان ع

بازدید 12,589

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “ماجراهای پویان (۱)”

  1. منم فردا تو پارک قراره به پسر هندی ریش بلند کون بدم یکماهه که عاشقم شده و هی پیام میده بالاخره فردا متلش پیشم

  2. فک کنم به جا کو…ت دهنت جر خورده بس که خندیدی ،مرض!! هی من خندیدم اون خندید ما خندید ؛مزخرف گو

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید