سلام دوستان داستان درباره لز کردن من و دوست صمیمیم توی ۵-۶سال اخیر هست اسمش هستیه جفتمون اون زمان ۱۶-۱۷ سالمون بود ، من و هستی دوتامون لاغریم ولی اون سینه و کون درشت تری نسبت به من داره هرچند ک از روی لباس اصلن نمیشه تشخیصش داد، اینم بگم با این که صمیمی بودیم ولی زیاد همو نمیدیدیم ولی هروقت میدیدیم هستی منو خیلی گرم بغل میکرد طوری که میچسبید بهم و دوست داشت که اینطوری بغلم کنه، منم خب بدم نمیومد حس خوبی داشت، تا این که یه شب خونمون موند من رو تختم خابیدم اونم پایین ولی میگفت فری من میترسم پایین بخابم تو تاریکی چیکار کنم ؟ منم ک اگه نور یه ذره باشه خابم نمیبره گفتم منم اگه چراغ روشن باشه نمیتونم بخابم چیکار کنیم؟ هستی گفت خب من میام پیش تو بخابم اشکال نداره؟ گفتم خب اگه اینطوری نمیترسی قبوله بیا بالا، اومد رو تخت خابید من پشتم بهش بود دست انداخت دورم از پشت بغلم کرد سرشم کرده بود تو گردنم بهش گفتم میشه انقدر بهم نچسبی گرمم میشه گفت اخه خابم نمیبره اینطوری ، طوری بهم چسبیده بود ک سینهاش به کمرم میخورد بعد همونطور ک بغلم کرده بود چشاموبسته بودم که بخابم سینهامو با دستش گرفت و یکم ک گذشت یکم فشار داد منم متعجب بودم ولی خوشم اومده بود پس گذاشتم ادامه بده یکم که با سینهام بازی کرد با دستش رومو سمتش کردم باهم لب گرفتیم منم حشری شده بودم و حسابی گرمم شده بود رفتم تو گردنش شروع کردن لیس زدن با یه دستمم سینهاشو گرفتم و وحشیانه فشار میدادم انقدر ک خوش فرم و خوب بود ، نفساش تند تند شد منم بیشتر فشار دادم ، اروم اروم رفتم از گردنش سمت سینهاش یکیشو کردم تو دهن اون یکیم فشار میدادم اونم دستشو گذاشته بود رو سرم و هر از گاهی یه فشار میداد ، بعد یکی از دستامو بردم رو شکمشو یکم نوازش کردم ، و از حالتاش حس میکردم بار اولشه یکی اینطوری لمسش میکنه، خلاصه که دستمو بردم رو کصش شروع کردم مالیدن همزمان اون یکی دست و دهنمم با سینهاش درگیر بود بعد رفتم زیر پتو بین پاهای هستی و کصشو یکم لیس زدم و بازبا انگشتام مالیدم و حینی که داشتم سینهاشو میخوردم و کصشو تند تند میمالیدم ارضا شد و بعدشم رفت خودشو درست کرد برگشت پیشم خابید و تا صبح از پشت بغلم کرده بود ، و ناگفته نماند که اعتراف کرد اولین بارشه و گفتم چطور بود گفت خوشم اومد لذت بردم تاحالا همچین حسی نداشتم
و داستان همینقدر بود و متاسفانه دیگه پیش نیومد ، امیدوارم که لذت ببرید از خوندنش میدونم که داستان خیلی شاخی نبود ولی واسه من لذت بخش بود و دوسش داشتم برای همین نوشتم
و داستان همینقدر بود و متاسفانه دیگه پیش نیومد ، امیدوارم که لذت ببرید از خوندنش میدونم که داستان خیلی شاخی نبود ولی واسه من لذت بخش بود و دوسش داشتم برای همین نوشتم
نوشته: فری
5 پاسخ به “لز من و دوست صمیمیم”
مگه نجبورتون کردن این اراجیفو بنویسید . اسمشم گذاشتی داستان …
خب چی بگم والا
کیر خر ملانصرالدین توکونتون
نوش جانتون .شاد باشین .اما درس و دانشگاه فراموش نشه شطونها
سلام وقت بخیر ماسور حرفه ای هستم مخصوص خانم ها و زوج های محترم و عزیز هر سوالی داشتید لطفا پیام بدید سپاسگذارم