لز با همکلاسی ها

من 17سالم بود که یا آنیتا ومریم وزهره خیلی دوست شده بود موقع امتحانا بود آنیتا دعوتمون کرد که واسه درس خوندن بریم خونه اونا طبقه بالا .
ما باخانواده هامون صحبت کردیم و سه نفری وسایلمون جمع کردیم رفتیم خونه آنیتا.خونشون دو طبقه بود طبقه اول مامانش وناپدریش بودند طبقه دوم خودش تنها بود.
ما اصلا مامانش انا رو نمی دیدم چون یا مهمونی بودند یا مادرش بخ خاطر شوهر سر به هواش حاضر نبود ما زیاد تو دید اون باشیم .خلاصه 2-3شب درس خوندیم یک شب آنیتا گفت بچه ها میخواید امشب استراحت کنیم وفیلم ببینیم
اینو هم بگم که من ومریم وآنیتا بازیگوش بودیم ولی زهره اصلا
خلاصه فیلم وگذاشت موضوعش از رابطه عاشقانه دو دختر به هم حکایت میکرد هنوز هم که هنوزه من اون فیلم و می بینم .
چون صحنه های لز بینی توفیلم بود ما بادیدین اون صحنه ها کاملا یکجور دیگه شدیم آنیتا ومریم قبلا هم با هم حرفهای سکسی میگفتند خلاصه آنیتا با مریم دوباره ازون شوخی ها کرد من وزهره هم می خندیدیم اما این شوخی ها یواش یواش کشید بجاییکه آنیتا دست زد ار روی شلوار مریم به کس مریم
ما بادیدن این صحنه بدنمون گرم شد دیدیم مریم هم دستش کرد تو یقه آنیتا وبلوزشو در آورد تا بحال هیچ فکر نمی کردم که دیدن تن سکسی یک دختر انقدر خوب باشه من هم یواش یواش دوست داشتم لخت بشم که دیدم دست آنیتا اومد تو یقم ویکهو بلوزمو پاره کرد ومریم هم سوتینمو درآورد حالا من سینه هام بیرون بودند زهره هم مثل آدمای برق گرفته ما رونگا میکرد که آنیتا گفت قبول نیست ما هممون لخت شدیم اما زهره نشد.سه نفری رفتیم سراغ زهره واونو کامل لخت کردیم بعد دودسته شدیم من وآنیتا ومریم وزهره هم باهم .
وقتی آنیتا لبای من شروع کرد به خوردن یک حس قشنگی در من شکوفا شد آخه تا بحال لبمو کسی نخورده بود .منم با دستم نوک سینه های آنیتا که واقعا بی نظیر بود رو گرفتم دیدیم آنیتا خوابید وپاهاشو وا کرد من سریعا رفتم وکسشو لیس زدم آنقدر لیس زدم که از آبش اومد تو دهنم .بهش گفتم حالا نوبت توست .اونم مثل آدمای دیوونه شروع کردن به خورت کسم نمی دونی چه حالی داشت با ایکه من بعد ازون با دوست پسرام رابطه داشتم اما هیچ موقع حالش به اندازه حال کردن با آنیتا و مریم وزهره نبود.
از اون ببعد من و زهره وآنیتا ومریم همیشه هفته ای یکبار باهم لز بینی داشتیم .

بازدید 10,834

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

27 پاسخ به “لز با همکلاسی ها”

  1. بد نبوداگه یکم بیشتر از خصوصیات ظاهری و بدنی خودت و دوستات میگفتی بهتر بود.ولی فکر کنم این فیلمو یجایی دیدم! شاید هم شبیه این بوده از کجا معلوم

  2. خسته نباشید انصافا باید برخلاف میل باطنیم بگم که با وجود خلاصه نوشتن مطلبو رسوندی و از نظر ادبی نوشتت بار داشت بازم خسته نباشید

  3. خواستم بدونم بهار هستی یا نه خط اول رو خوندم دیگه ادامه ندادم میشه معنیشو بگی چون بیشتر شبیه معماس / من 17سالم بود که یا آنیتا ومریم وزهره خیلی دوست شده بود

  4. خیلی داستانت واقعی بود مواظب باش هدر نشی اگه تو نباشی کی این داستانای تخمیو مینوسه

  5. من نمیدونم چرا بعضی از پسرا الکی از یه نویسنده که حالا واقعا نمیدونم دختربود یا نه تعریف میکنند.اگر این داستان رو به شیوه ی دیگه یه پسر نوشته بود اونوقت میدیدیم که چقد نویسنده فوش میخوره.این داستان نه شیوه ی نوشتنش قشنگ بود،نه جذاب بود و نه خوب نوشته شده بود.داخل هر خطش حداقل یه کلمه رو اشتباه نوشته بود.امیدوارم از این به بعد تو نظراتتون دقت بیشتری کنید.با تشکر از این که نظرمن رو خوندید.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید