آمدم هرچی تا سرکوچه نگاه کردم خبری نبود و خیلی برایم عجیب بود پول برگشتن نداشت و پس چطور شد تو راه هم نبود و دوبار رفتم و برگشتم و آخر رفتم خونه. غروب روز بعد با بچه ها سر تنگه نشسته بودیم و حرف میزدیم که یکی از بچه های محل اومد و گفت اینجا چیکار میکنید بیاید تومحل ببینید چه خبره و جمع کردیم ورفتیم جایی که مردم واساده بودن بسیجی های پایگاه هم بودن که ماشین اورژانس روی یکی رو پوشانده بود و ماشین کلانتری دوتا از بسیجی ها رو دست بند زده بود و همراه لعنت و نفرین مردم که پشت سرشون میگفتن باخودشون برد چند روزی مرتضی و رضا و من خیلی ترسیده بودیم و پسره چطوری گیر اون دوتا عوضی میافته خدا میداند ولی هرچی تو زیر زمین کتک و شکنجه اش میکنن و با چاقو تهدید و برای ترسوندنش بدنش رو خط میکشیدن که یکی از از ضربات آنها روی سینه پسره با دستان بسته دهان بسته و ضربه خلاص اون شده بود اما مرد بود که جلوی اون عوضی ها لب باز نکرده بود دوماه گذشته بود هر شب جمعه کارمون تا یک سال سرخاک او رفتن و برایش دعا کردن بود . خدایی نمیدونیم اون دوتا چرا شکنجه اش کرده بودند و هیچ تحقیقاتی هم نشد که مامورها یا کسی پرس جو کنه تا یکی از آشناهای مرتضی که تو کلانتری محل بود چند ماه بعد گفته بود که دونفری بزور تجاوز کرده بودند و برای اینکه این کار رو گردن لات و لوت ها یا اراذل بندازن خط انداخته بودن و حتی دوسه جاشو شکسته بودن و قرار بوده که بندازن توتنگه اما اون توضربه ای یکیشون تموم میکنه وهمونجا دعواشون میشه که با ضربه ای تو مرد و اون یکی میگه نخیر قبل از آن مرده بود خلاصه زنگ میزنن که دوستانشون از پایگاه بیان که باز به یکی از آن ها که ترسیده بود و از تلفن سکه ای پلیس را مطلع میکنه و بعد پایگاه رو خبر میکنه و خانواده هردوشون یک ماه نشده از محل با خفت رفتن .ولی یکی از آندو در زندان خودشو کشت و دومی خبری ندارم .
پ ا ی ا ن
تاریخ حادثه 64 /3/27
کرج
خدا بیامرزتش .
نوشته: ؟
25 پاسخ به “قاتلان کور دل”
اي كير تو اين داستان…بقول دوستم صفحه حوادث هست اينجا مكه?
دو خط اول رو که خوندم فهمیدم داری کس میگی
راست میگه صفحه حوادث نیست که پسر خوبجای مهندس گل پسر خالیه که بگه هر چی تخم بچه های بکن توه تو کون اون دو تا بسیجی
آخه دلم سوخت
تو الان باید سن خر شاه بهرام باشی (64 ملت راکت میخوردن تو کون کونک بازی میکردی) اینجا چی میخوای بوزینه؟
ريدم توو حلقومت پدر خر.آخه اين چي بود نوشتي؟؟كير آقايون نظر دهنده به داستان تخميت با باتوم بسيجي هاي متعصب توو كون خودت،پدرت و مادرتانقدر جلق زدي كه سايتو اشتباهي اومدي.بايد بري براي سايت هاي حوادث و مسائل جنايي بنويسي.ريقو …
کیرم تو تک تک بند بند گلبول های مغز معیوبت عوضی
ادمین تو مغزت معیوب به خدا
قابله باور نبود!
ریدمون بود دیگه ننویس. . . . . . . . . . . . .منظورت از نوشتن این مطلب در اینجا چی بود؟ کونت میخاره؟ خب بخارونش. دستت به کونت نمیرسه؟ بگو ادمین و دارو دسته اش کونت رو بخارونن. خارشش برطرف نمیشه؟ وازلین بزن به کونت و برو کون بده حتما خوب میشی. دیگه اینجا نیا و مزخرف ننویس. کله کیری دیگه ننویس.
کیرم تو شروع بیخود داستانت!! باقیشو نخوندم نمیتونم نظر بدم.
داستان عالی بودواقعا خوب بود:|تا الان هرچی گفتیم از این مزخرفات نزار بازم گزاشتی.گفتم یه تعریف کنم شاید بفهمی که اوضاع داستانایه سایتت زیر خط فقر.
و ما نفهمیدیم جریان چیه ، و تو اومدی اینجا چه غلطی بکنی ،و حالا ما باید چکار کنیم ،و کیر همه بجه های بکن تو تو کونت ،و کونت سر کیر همون دو تا بسیجی و…اینقدر و و و و کردی که کیچ شدیم …تو هم با این داستانت !!!چه ربطی به این سایت داره بچه کونی؟؟؟؟؟؟؟
راستی مادرت سه نصفه شب با کدوم همسایتون حرف میزد ؟ اونم سه نصفه شب کس خل …
حيف كامنتحيف وقتحيف اينترنتخدا بگم ادمين چيكارت كنه كه ريدي به سايت با اين داستان گذاشتنت!داستان ارا عزيز كه همه از خوندنش لذت ميبرند رو نميذاري بعد اين چرت و پرتا رو ميذاري!
من نزدیک به یکسال یا کمتر توی وبسایت بکن تو رفت و امد دارم توی این مدت همه جور داستان و عکس با عناوین مختلف دیدم اما هیچوقت نخواستم نظر بدم اما این مادر کسه امروز نذاشت اخه کیرم توی روح پدرت که امیدوارم روحش خدشه دار بشه مادر کسه عوضی 1.ساعت 3بعد از نصفه شب مادر جنده جنابعالی توی کوچه چکار میکرد ؟ شاید مادرتو بسیجیها گاییدن ازشون عقده داری اومدی این کسارو میگی.2.با رفیقت میری فاتحه میخونی ؟ کونی خرفقط یک خواهشی دارم ازت دیگه اصلاتوی این وبسایت نیا خواهشا…
این جنده که شمارشو دادی کجایی هستش
فاتحه…
خیلی ننه ج… ،مادرتو گا…،خواهر ک…،آخه چی بهت بگم؟
تنها علت و فلسفه اصلی همجنس گرایی در ایران:
بچه ها فوش ندید،دست خودشون نیست مريضند.یکی هم تو شیراز به من گير داد بیا منا بکن باش که حرف زدم دیدم اینا کلا مشگل دارند.پس بهشون فوش ندید.
يادته بهت گفتم اگه يه بار بدى كونى نميشى؟منو ميبخشى واسه اين دروغ؟
خیلی جالبه میگن نظر بدید فش میدین دمتون گرم طرفو با این نظراتون ذوق مرگ کردین خسته نباشید.
jende ke migan toyi to kuni?khod koonio khod khabar nadaribengar be surakh , dar nadariki kune to karde koon nadideki kune tora zeham daride?kuni bokonam man az to emruzta hafteye bad hey dahi guuuuuuuuzzzzzzzzzaraghe lapaye jamie shahvania tu dahanet maman kooni
نگارش صفرسواد در حد جلبک