فرهاد و زن همسایه

سلام رفقا ، من اسمم فرهاد ۳۳ سالمه ، هیکل درشتی دارم ۹۰ کیلو و قد ۱۸۲ . قیافم خوبه و اهل دختر و این چیزا نیستم
این داستان برا ۱۳ سال پیشه یعنی ۲۰ سالگیم ، اولین باره داستانمو مینویسم و کاملا واقعیه ، دلیلی نداره وقتمو بزارم دروغ سرهم کنم . ما تو یکی از شهرستانای شمال غرب زندگی میکنیم ، خودم بچه پایین هستم و محله قدیمی ماهم جایی بود که خونه ها تو کون همدیگه بودن . خونه های کوچیک ۵۰ متری و ۶۰ متری !! ما یه همسایه داشتیم که یه خونه با خونه ما فاصله داشتم و کلا ۱۰ قدمم نمیشد . یه زن چادری ۲۲ ساله بود و یه دختر ۲ ساله هم داشت . این زن اسمش زهرا بود و ۳ سال پیش ازدواج کرده بود و خیلیم خوشگل بود . چشمای درشت . قد تقریبا بلند . قیافش تقریبا شبیه خواننده خارجی شکیرا بود . به دل من خیلی می نشست . محله ی ما چون پایین شهر بود عصرها خانما مینشستن بیرون و با هم غیبت میکردن و … من از اونجایی که بین همسایه ها محبوب بودم ( خیلی شوخ بودم و همه دوسم داشتن ) بخاطر همون یکی دوبار با این زهرا اتفاقی شوخی کرده بودم . تا اینکه یه شب ترا خورده بودم و نعشه بودم رفت رو مخم که شمارشو از گوشی مادرم بردارم بهش پیام بدم . دقیقا شب اول ماه رمضون بود که شمارشو از گوشی مادرم برداشتم چون میدونستم مادرم شمارشو داره
حتی بعد ۱۳ سال شمارشو حفظ هستم ، من بهش پیام دادم و گفتم ازت خوشم میاد و مزاحم نیستم و … اون موقع هم گوشی ها ساده بود و تلگرام اینا نبود . من نیم ساعت با این اس بازی کردم و یه جوری باهام راحت و روشنفکرانه حرف زد که نترسیدم و گفتم که کی هستم ( قرص هم باعث شده بود نترسم و حس شجاعت داشتم ) انتظار نداشتم اینجوری باهام رفتار کنه . نه گفت مزاحم نشو نه گفت چرا پیام دادی . انگار خودش منتظر بود بهش پیام بدم . تا خود سحر باهم اس بازی کردیم تا مخشو زدم !! البته مخشو نزدما مخش خود ب خود زده شده بود . صبح از خواب بیدار شدم با خودم گفتم وای پسر دیشب چه گهی خوردی تو . چرا بهش پیام دادی . شب احساساتی شده بودی چه غلطی کردی . حالا چیکار کنم . خلاصه ساعت ۱۱ اینا بود موتور رو روشن کردم و رفتم بیرون . یه دقیقه از خونه دور نشده بودم که رو موتور گوشیم زنگ خورد برداشتم دیدم زهراس که میگه سلام کجا میری ! گفتم بیرون . گفت صدای موتور تو شنیدم حالم خوب شد لطفا زود برگرد !! وای چه حالی میکردم . حرفاش میرفت رو مخم . منم چون با دختری تا اون موقع حرف نزده بودم داشتم با حرفاش دیوونه میشدم . یه جورایی واقعا داشتم عاشقش میشدم . یکی دو روز گذشت و تو کوچه میدیدمش و با بهونه میومد درب خونه ما و وایمیساد با مادرم حرف میزد و منم مثلا موتورمو میشستم و همدگ رو نگاه میکردیم . واقعا بهش دل داده بودم و دوسش داشتم . خیلی وابسته هم شده بودیم . اینم بگم شوهرش یه پسر ۲۵ ساله بود که خیلی بدبخت بود . یعنی خیلی خیلی ساده و بچه روستا بود . منم ۲۰ سالم بود و درک نمیکردم که بابا طرف متاهله و بچه داره و … یه شب با زهرا حرف زدنی بحث سکسی ما شروع شد . خیلی خلاصه میگم ما ۲ هفته فقط سکس چت میکردیم . باورتون نمیشه من روزی ۳ یا ۴ بارم آبم میومد . منو دیوونه کرده بود . تا اینکه یه روز تابستون ساعت ۱ ظهر بدجور حشری شده بودم . داشتم میمردم . فک کن ۲ یا ۳ هفته هر روز تو کفش بودم و چشام قرمز میشد
دیگه نمیتونستم جلو خودمو بگیرم . میدونستمم شوهرش ساعت ۴ از سرکار برمیگرده و فقط ۳ ساعت وقت دارم ! بهش گفتم در خونتونو کمی باز بزار میام . اونم ترسیده بود تو کوچه کسی ببینه . میگفت نه . خیلی مخالفت کرد و بعد دید ناراحت میشم گفت بیا . اون لحظه بهترین لحظه زندگیم بود تا ۲۰ سالگی . خلاصه دلو زدم ب دریا با کیر شق شده وارد خونشون شدم و درو پشت سرم بستم . قلبم اومده بود دهنم . کیرم خوابید و اصلا اثری ازش نبود . به معنای واقعی کلمه ترسیده بودم . اینم زیر زمین خونشون رو کرده بود آشپز خونه . دیدم از اونجا اومد بیرون . یه بلوز پلنگی آستین بلند پوشیده بود و آستیناشو بالا زده بود با یه شلوار صورتی خونگی و موهای باز طلایی . گرفتمش و بوسش کردم و رفتیم پایین . خوابوندمش بغلم و باهم حرف میزدیم ولی خیلی میترسید . دستاش داشت میلرزید و منم عرق کرده بودم از استرس . میگفت نباید میومدی . منم اصرار میکردم باید این کارو بکنیم . اینم میگفت نه نمیشه . عصبی شدم پاشدم بیام برم بیرون تو حیاط جلومو گرفت گفت بمون . از پشت بغلش کردم . کیرم خورد به کونش و قشنگ حس کرد شق کردم . میمالیدم بهش و خوشش میومد . دیدم خودشم آروم کونشو میمالونه بهم و با ناز میگه حالا یه ذره بمون ببینیم چی میشه . منم اصلا خون ب مغزم نمی رسید . راسته میگن گیر بلند بشه مغز میخوابه . به دیقه این کارو کردیم اینم حشری شد . فهمیدم اینم آمپرش رفته بالا . گفت باشه برو اتاق بالایی الان میام . قند تو دلم آب شد . گفت بزار بچه رو خوب بخوابونم میام . هیچوقت اون لحظه رو فراموش نمیکنم . رفت پایین و منم رفتم بالا . بالا یه اتاق کوچیک معمولی بود مثلا برا مهمون . شلوارمو درآوردم و منتظر موندم بیاد . فقط یه شورت پام بود . که درو باز کرد اومد خندید و دستاشو گذاشت تو صورتش . رفتم دستشو گرفتم آوردمش و گفتم خجالت نکش دیگه . ولی هردو نفس نفس میزدیم از استرس زیاد . با خودم میگفتم وای یعنی میخوام کوص بکنم . مگه میشه . الان یعنی یه زنی رو میخوام بکنم !!! گفت من میخوابم و چادر میکشم روم و برمیگردم به یه سمت توم بخواب پشتم اونجوری بکن ولی بزار چادر رومون باشه !! گفتم باشه زود باش .یه وری خوابید و منم خوابیدم پشتش و آروم کردم توش دیدم آه کشید یه لحظه دود از سرم بلند شد وااای کیرم رفت یه جای داغ و نرم . اونایی که اولین بار کوص کردن میفهمن چی میگم . میگفتم یعنی الان دارم کوص میکنم !! چندتا زدم دیدم داره ناله هاش شروع میشه و آبمم داره میاد . حتی ۱ دقیقه نشده بود . زود کشیدم بیرون وایسادم ۲ دقیقه . رو همون حالت چادر از روش افتاد و موهاش پخش زمین شده بود و اینم استرس داشت هم اینکه شدید حشری شده بود . دوباره کردم توش عقب و جلو کردم . اسممو میگفت و صداش میلرزید . میگفت محکم بزن .‌ دیدم نمیشه . هرکاری میکنم آبم نیاد نمیشه . تو همون حالت که کیرمو در اورده بودم آبم محکم پاشید رو فرش شون . پاک کردم و بلند شدیم دیدم خیلی ناراحته . دستشو گذاشته بود رو صورتش . از دلش درآوردم مثلا . اومدم حیاط برم بیرون یه اتفاقایی افتاد و بچه های کصکش محل منو دیدن . کل محله هم تو کف این بودن و به هیچ کدوم پا نمیداد . حالا باز فردا میام ادامشو مینویسم که بعدش چی شد . خلاصه این اولین سکس من بود . ببخشید اگه ناشیانه نوشتم چون بلد نبودم دروغ بگم و از خودم بنویسم ۲۰ دیقه کردم و جرش دادم و … بمونید به سلامت ✋

نوشته: فرشاد

بازدید 5,251

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “فرهاد و زن همسایه”

  1. اونایی که اولین بار کوص کردن میفهمن چی میگم .کس کش مگه ملت از دومین بار شروع کردن که میگییعنی ریدم تو مغز ملجوقت

  2. کاملا واقعی بود. ترس و هیجان نمیزاره دفعه اول رو اومدن آبت کنترل داشته باشی. به مرور یاد میگیری چجور خودت کنترول کنی . البته جلق زدن هم روت خیلی تاثیر داشته .

  3. کلا مطمئن هستم شما به یک خانم فاحشه و پولی زنگ بزنی و بگی سلام مزاحم نیستم، صد تا لیچار بارت میکنه و قطع میکنه. بعد یک زن ساده و روستایی چه راحت بهت راه داد و بعدش هم زیر چادر کردیش. نمیگم دروغ میگی ولی باور کردنی نیست.

  4. دفعه بود خواستی مغزت رو آچارکشی کنی بیا پیش خودم، زدن اشتباهی یکی ازسیم هات قطع شدن بگارفتی

  5. چندتا داستان سکسی بخونبعد بنویسنعشه اشتباه هستنشعه درسته یهنی حالت سرخوشی از مواد مخدر

  6. هیچی بقیه و من بگم:«بچه های محل دیدنت ، کون برهنه ای ششتایی تو زیر زمین خونشون کونت گذاشتن. هنوزم رد کیرشون کونت را میسوزونه،

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید