علاقه‌ی شدید حسن به من

سلام
اسمم شایانه ۲۶سالمه
حسن همسایه مون بود و از من چند سال بزرگتر بود تو اون سال منو حسن بیشتر باهم رفت و آمد داشتیم
یعنی هرروز با هم بودیم
همیشه بعد از ظهر ها میومد خونه مون بازی میکردیم
یه بار وسط بازی کردن با هم کشتی گرفتیم و منو خاک کرد و خوابید روم،در حین کشتی متوجه شدم که کیرش سفت شده ولی توجه نکردم وقتی خوابیده بود روم کیرش وسط کونم بود و دیگه فن نمیزد فقط کیرشو میمالوند
بعد اون لحظه به هر بهانه ای منو خاک میکرد و همین کارو تکرار میکرد
دیگه راحت می گفت بخواب میخوام روت بخوابم خیلی حال میده
کم کم روش باز شد و منم شل کردم،شلوارمو میکشید پایین و کونمو بوس میکرد و کیرشو رو کونم میمالید
از این کار خیلی لذت میبرد،چون که بعد از اون هربار منو میدید کیرش راست بود
یعنی اگه دوساعت یا بیشتر باهم بودیم کلا کیرش راست بود،هر جور بهش نزدیک یا از بغلش رد میشدم‌یه حرکتی میکرد،یا انگشتم میکرد یا کیرشو میمالید یا بوسم میکرد
منم خوشم اومده بود ولی الکی مقاومت میکردم
بعد از چند وقت دیگه راحت تر بودیم وقتی موقعیت جور میشد اون میومد سمت کونم منم بیشتر با کیرش ور میرفتم
خلاصه یه روز در حال ور رفتن با کیرش خیلی داغ شده بودم هوس کردم کیرشو ساک بزنم،اول مالوندم به صورتم و لبم خیلی خوشحال شد گفت دوست داری بخوریش من توجه نکردم و اروم اروم انداختم تو دهنم،فقط سرشو میخوردم‌و خیس میکردم
یکمک که خوردم گفت بیا بندازم تو کونت،
واااااای خیلی این حرفش منو تحریک کرد،جواب ندادم ولی متوجه شد که قبول کردم
خابیدم حسن هم اومد روم کیرشو رو سوراخم فشار داد،سرش که رفت احساس کردم کونم پاره شد
کلا بیخیال شدم که اصرار کرد که بزارم کیرشو لای کونم بماله
بعد از چند دقیقه لاکونم یه چیزی احساس کردم،دست زدم دیدم
لیزه،
آبش برای اولین بار اومده بود
دیگه خلاصه کنم از اون روز دیگه رابطه جدی و سکسی ما شروع شد،
الان که به اون روزا فک میکنم دوست دارم بازم بهش بدم
بعد از چند وقت سوراخم و باز کرد،روزی تقریبا دو ساعت با هم ور میرفتیم،یادمه چندین بار یک ساعت یا بیشتر فقط ساک میزدم،خایه هاشو لیس میزدم تو دهنم تلمبه میزد
سوراخم که دیگه باز باز شده بود،نمیدونم چجوری توصیف کنم
واقعا میکرد،تلمبه رگباری میزد تو همه پوزیشن ها
تو حموم،توالت،پذیرایی رو مبل تو باغ همه جا و همه جور
هیچ وقت خسته نمیشد،همیشه هم اماده بود
من لاغر بودم،ولی اون توپر وقتی ابش میومد منو محکم بغل میکرد و ابشو با تمام وجودش تو کونم خالی میکرد،موقع ارضا شدن دیدنی بود،همیشه دوست داشت آبشو تو کونم خالی کنه،
خیلی دوست دارم دوباره باهاش باشم
این داستان و نوشتم که شاید خودش یه جوری ببینه،نمیدونم شایدم نه
هنوز میبینمش،حسش همون حسه،ولی نه اون روش میشه پیش قدم بشه و نه من

نوشته: شایان

بازدید 15,557

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “علاقه‌ی شدید حسن به من”

  1. سلام کاش یه روزی هم قسمت ما بشی و بتونم لذتی بهت بدم که بیاد موندی بشه برات

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید